شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38492
نام: تنهاي تنهاي تنها
شهر: شيراز
تاریخ: 5/5/2007 10:49:00 PM
کاربر مهمان
  دلم خيلي تنگ شده . هر چي دعا ميكنم پس چرا خدا جوابمو نميده ؟ من خيلي تنهام.
38491
نام: محمد
شهر: انصارالحسین)ع(همدان
تاریخ: 5/5/2007 10:44:48 PM
کاربر مهمان
  مبادا از شهیدان دور گر دیم به ذلت رهسبار و کور گریدم دعا کنید که هیچ وقت راه راست را گم نکنیم برای من دعا کنید
38490
نام: ح-ع-منصورخانی
شهر: یاسوج
تاریخ: 5/5/2007 10:07:35 PM
کاربر مهمان
  کاش زندگی مثل چشمای تو زیبا بود مادر
38489
نام: مینا
شهر: کوهدشت
تاریخ: 5/5/2007 9:21:39 PM
کاربر مهمان
  اینده
38488
نام: افشین غلامی
شهر: وحدتیه
تاریخ: 5/5/2007 7:22:08 PM
کاربر مهمان
  میخوام به اقا بگم خیلی می خوامت
38487
نام: یلدا شیرزادی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 5/5/2007 7:03:54 PM
کاربر مهمان
  امروز همان فردایی بود که دیروز دلواپس آن بودیم
38486
نام: سهند
شهر: شندآبد محله دیزه لر
تاریخ: 5/5/2007 6:47:44 PM
کاربر مهمان
  کاش زندگی مثل چشمای تو زیبــا بود مـــــــادر
38485
نام: یا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 5/5/2007 6:44:44 PM
کاربر مهمان
  نزدیکه اذانه، سر نماز دعا برای سلامتی و ظهور یوسف زهرا یادتون نره.

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین


یا علی
التماس دعا
38484
نام: یه نفر
شهر: تهران
تاریخ: 5/5/2007 6:37:19 PM
کاربر مهمان
  واسه اونی که داره جای صادق مینویسه
حد خودتو بدون بیشتر از گلیمت پاتو دراز کردی

38483
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/5/2007 6:14:10 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
« گـنـاه »
اي گناه !
من از سرزمين عقل و جنون آمده ام .
از سرزمين عشق و فنا .
از سرزمينِ ..... ، نه ! از آسمان لاله ها .
از معركه آتشي كه "برداً و سلاما" بودنش از قهقهه مستانه آنان كه در آن سوختند و "عندربهم يرزقون" شدند ، هويدا بود .
از آنجا كه موسي ها به تقدس اش رشك مي بردند.
از وادي طور !
از "وادي السلام عشق"

يادت آمد؟!
آري ، از بلاد محجوري تو آمده ام .
از آنجايي كه همه توان ات را صرف مي كردي تا ترك اولي اي واقع شود ، ولي به طرفه العيني ، نجواي "الهي اعوذ بك من همزاه الشياطين" شكست ديگري را برايت ورق مي زد!

با من چكار داري ؟!
از من چه مي خواهي؟!
نكند آمده اي تلافي كني و انتقام بگيري ؟!
اگر اين طور است ، سخت در اشتباهي!
چون
آن عقاب هايي كه در سپهر سرخ صفا و وفا جولان مي زدند، صاعقه ها را در آغوش كشيدند و سوختند و در همان حال پر كشيدند و رفتند ... !
.... و "دريغ و درد ندانم كه تا كجا رفتند ؟"
تو كه مقهور آناني ، از من چه مي خواهي ؟!

بدان كه اين من ، ديگر آن من "وادي السلام عشق" نيست.
آن من جسمي بود و دلي و بلكه هزار دل! ولي آن دل ها بين صاحب دلان جا ماند و اكنون از من فقط جسمي باقي است!
آسوده ات كنم ، با مشتي گوشت و پوست و استخوان طرف شده اي نه با يك آدم !
دلم ، روحم ، جانم و همه وجودم را جا گذاشتم وآمدم !
و حالا من مانده ام و آهي سرد!
آه سرد حسرت اينكه : چرا آمدم؟! چرا آمدم؟! چرا آمدم؟! ...

هر وقت هم كه از غفلت و بخت سياه ام استفاده كردي و مرا آلوده خودت ساختي ، برايت حاصلي نداشت ، چون من دلي ندارم كه به تو ببندم!
اگر چه اراده ي پشت پا زدن به تو را نداشتم ولي مي داني كه هيچ وقت برايم خوش آيند و گوارا نبودي و هميشه از زشتي و تعفن تو رنج برده ام.
رهايم كن!
مرا رها كن و به سراغ آنهايي برو كه با تو خوش اند!

غم فراق و آه "چرا مانده ام"، مرا بس است ؛ برو و تنهايم بگذار!
<<ابتدا <قبلی 3855 3854 3853 3852 3851 3850 3849 3848 3847 3846 3845 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved