اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 86152 |
نام:
زهرا
شهر:
گلها
تاریخ:
1/5/2012 3:58:24 PM
کاربر مهمان
|
دوستان خوب درزندگی به کسی جزخدا دل نبندید تو این دنیا همه بیوفایند شاید نظر شما هم باشه
|
|
| 86151 |
نام:
محمد
شهر:
تنها با خدا
تاریخ:
1/5/2012 3:31:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام. فکر کنم این داستان جواب خیلی از حرف دلهاییست که التماس دعا دارن. اگر خوندینو حالتون عوض شد مارو هم دعا کنید.
پیشه خدا
در خبر است که در بنی اسرائیل مردی بود ،
گناه بسیار از وی در وجود آمده بود .
آن مرد ، پیغمبر آن زمانه را گفت :
گناه کرده ام . چه باشد که مرا شفیع باشی ؟
آن پیغمبر آن سخن را با حق سبحانه و تعالی بگفت .
گفت : بگوی او را که بیامرزیدم .
دیگر باره در گناه افتاد .
بار دیگر نیز پیش آن پیغمبر آمد و گفت :
بار دیگر در گناه افتادم .
دیگر باره بگفت .
خدای عز و جل گفت : بیامرزیدم .
چون دیگر باره گناه کرده آمد ،
خود به صحرا بیرون آمد و گفت :
ای بار خدای ! شرم می دارم که نیز عذر خواهم ،
تا عمر باشد همین خواهم کرد که پیشه من است .
ندایی شنید که گفت :
چون پیشه تو گناه کردن است و پیشه من گناه آمرزیدن است
و چون تو از پیشه خود توبه نمی کنی من با خدایی خود ،
کی روا دارم که پیشه خویش بگذارم .
تو گناه می کنی و من می آمرزم و می آمرزم...
|
|
| 86150 |
نام:
الناز
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2012 2:53:14 PM
کاربر مهمان
|
دوست عزیز تو راست میگی تنهایی بد دردیه من با وجود داشتن همسر بازم تنهام هیچوقت منو درکم نکرد تنها تو شهر غریب بدون هیچ دوستی بدون خانواده فقط خدارو دارم دارم دیوونه میشم خدایا کمکم کن خسته ام خسته حقمو ازش بگیرنه دلم نمیاد خدا جون فقط تورو داریم همه مارو به راه راست هدایت کن.
|
|
| 86149 |
نام:
آیدا
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2012 2:38:34 PM
کاربر مهمان
|
کنکوریم.خیلی دلم میخواد که خیلی درس بخونم.دوست دارم همه ی فکر و ذکرم بعد از خدا درسم بشه.اما نمیدونم چرا اصلا متمرکز نمیشم.ذهنم خیلی حاشیه میره.ساعت دویدنشو به رخم میکشه.هرکاری هم که میکنمو هر تصمیمی که میگیرم واسه اینکه عزمم رو جزم کنم فقط 3-4ساعت دوام داره.
تا الان به کسی که دوسش دارم همونی که باعث شد خدا رو بشناسم، همونی که باعث شد تغییر کنمو دیگه خیلی گناه هارو انجام ندم هم بارها قول دادم که سعی کنم جز درس به هیچی فکر نکنم.اما نشده.مثل همین الان که قول دادم ای دو روزو بخونم اما فقط تونستم یک صفحه بخونم.
میگن یکی از شرایط اینکه دعا های آدم برآورده بشه اینه که آدم حروم نخوره.لباسی که تنشه از پول حروم نباشه،اما من فقط 17 سالمه.بابام خرج خورد و خوراکمو میده.
احساس می کنم خدا نگاهم نیکنه.روز به روز دارم ضعیف تر میشم.2 3تا زنگ ساعت کوک میکنم.اما هیچکدوم رو نمیشنومو خواب میمونم.حتی گاهی آیه آخر سوره کهف رو هم میخونم اما...فقط 2 3بار اول جواب داد.بعد از اون هربار خوندم باز بیدار نشدم.روزایی که صبح مدرسه نمیرم نماز صبح خواب میمونم.یا وقتی بیدار میشم که درست 1دقیقه از قضا شدن وقت نماز گذشته.
خوابم که میمونم با اینکه همش به خودم مگم که باید از بقیه روزم استفاده کنم اما بازم به هیچکار نمیرسم!
تا الان امتحانامو خراب کردم.واسه بقیشون هم خیلی میترسم.
شما رو به خدایکی بگه چکار کنم؟؟؟
|
|
| 86148 |
نام:
ارمیا
شهر:
طلائیه
تاریخ:
1/5/2012 2:21:40 PM
کاربر مهمان
|
امام صادق (ع):
اَلمُفَوِّضُ أَمرَهُ إلَى اللّه فى راحَةِ الأَبَدِ وَالعَيشِ الدّائِمِ الرَّغَدِ وَالمُفَوِّضُ حَقّا هُوَ العالى عَن كُلِّ هَمِّهِ دُونَ اللّه تَعالى؛
((كسى كه كارهاى خود را به خدا بسپارد همواره از آسايش و خير و بركت در زندگى برخوردار است و واگذارنده حقيقى كارها به خدا، كسى است كه تمام همّتش تنها بسوى خدا باشد.))
مصباح الشريعة، ج1، ص175، ح83
|
|
| 86147 |
نام:
نمیدونم
شهر:
نمیدونم
تاریخ:
1/5/2012 2:08:57 PM
کاربر مهمان
|
من گم شده بودم مدتیست خودم را در هیاهوی زمان گم کرده بودم ...
مدتیست که در خیابان زندگی دنبال آشنایی میگشتم تا مرا به مقصد برساند...
حال که تو را یافتم....
نمی دانم چرا؟؟
لبخندت برایم آشناست نگاهت آرامم میکند اما...
میدانم با تو بودن سرزنشها به همراه دارد...
تو را دوست میدارم بی آنکه دلیلش را بدانم....
میدانی ناراحت کننده ترین قسمتش چیست؟
اینکه خودم هم این دوست داشتن را سرزنش میکنم...
و از آن بدتر اینکه نمیدانم آیا تو حاضری در این انبوه دودلی ها یار من باشی و مرا رها نکنی؟
من از رها شدن وحشت دارم...
هرچند که بدان عادت دارم...
|
|
| 86146 |
نام:
علی باوفا
شهر:
قم
تاریخ:
1/5/2012 1:45:03 PM
کاربر مهمان
|
می سوزم از فراغ تو یا صاحب الزمان *قدّم خمیده گشت بیا صاحب الزمان
تاسوز دل بجاست تراآرزوکنم *هرشب ترا کنم صدا صاحب الزمان
دیگرمرابه پیش خدااعتبار نیست *بس کرده ام خداخداصاحب الزمان
|
|
| 86145 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/5/2012 1:12:22 PM
کاربر مهمان
|
خدا میداند ...
كی به پایان برسد درد خدا میداند
ماه ســـــــاكن شود و سرد خدا میداند
در سكوت شب هر كوچه این شهر خراب
گم شود ناله شبگرد خدا میداند
مردم شهر همه منتظر یك مردند
چه زمانی رســـــــــــد آن مرد خدا میداند
برگها طعمه بی غیرتی پاییزند
راز این مرثیـــــــــــــــــــــه زرد خدا میداند
خنده غنچه گلها به حقیقت زیباست
شایــــــد این است ره آورد خدا میداند
اللهم عجل لولیک الفرج
http://moflehon.blogfa.com/
|
|
| 86144 |
نام:
سیدمحمدصادق محمدی وفایی
شهر:
قم
تاریخ:
1/5/2012 1:12:14 PM
کاربر مهمان
|
سلام سیدبزگواروسیداهل قلم ازاین که دراین روزهابرخی باصراحت تمام ازتحریم یاکم رنگی انتخابات می گوینددلم گرفته است هرچه عقلم رابارهابه زحمت انداختم که برای سخن مخالف دلیلی محکمه پسندبیابم نیافتم که نیافتم.
عقل می گویدفرض کن درانتخابات سال 88هم جای گله ای هم پیدا شود ولی گله کجا و عدم شرکت درانتخابات کجا؟آیااگرشماها(شهدا)دردنیای فانی مابودید وحتی کهکشانی ازبی مهری ها هم نصیبتان می شد به خیال اندیشه نازنینتان هم می آمد که دیگران رابه شرکت نکردن درانتخابات تشویق کنید؟نه هرگز شماپاکان وخوبان کجا واین اندیشه های متعفن کجا؟
آه ببخشید به جای این که ازفتوحات بعداز شهادت شمابگویم چه گفتم ؟به فضل الهی قدرتمان به جایی رسیده است ازبستن تنگه هرمز سخن می گوییم به جایی رسیده ایم که هواپیمای جاسوسی امریکارابه اسارت گرفته ایم؛همان هواپیمایی که امریکایی ها اجازه ندادند وزیرخارجه فرانسه دستش را باجنس بدنه آن آشناکند( که نکند بفهدازچه درست شده است). به جایی رسیدیم که انواع واقسام موشک هاراآزمایش می¬کنیم وقاطعانه به امریکاهشدارمی دهیم ناوجنگیت حق برگشت به خلیج فارس را ندارد.و...
آری بعدازشمادیکتاتورها یکی پس از دیگری سقوط کردند یادرحال سقوطند واسرائیل وامریکا وانگلیس باچشمانی گریان نظاره گر شده اند.نمی دانند چه کنند وگاه رفتارهایی جنون آمیزازخودنشان می دهند.جانم سیدشهیدم همه این هابه برکت خون شماشهداست.
|
|
| 86143 |
نام:
محمدرضا
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2012 12:17:57 PM
کاربر مهمان
|
تلاشی است در پی ارتقاء سطح فکری خود ودوستان،در قالب پاسخگویی به شبهات دینی،مطالبی که افکار دوستانم رو آزرده میکنه وآزردگی اونا آزردگی منه،پس پیش به سوی حقیقت
خوشحال میشم به سایتم سر بزنید
http://www.anhari.ir/
|
|