شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
85102
نام: رویا
شهر: مشهد
تاریخ: 11/30/2011 10:21:36 AM
کاربر مهمان
  به نام خدایی که هیچ وقت تنهام نزاشت
خدایا بازم مثل همیشه شکرت ۱۰۰ هزار مرتبه شکرت بابت همه ی نعمت های که بهم دادی می خوای بهم بدی.
من دختریم که از ۵ سالگی مامان بابام از هم جداشدن وتاوقتی که ۱۸ سالم شدتنها بودیم با مامانم بدون اینکه بابام خبری از من بگیره ،من خیلی توزندگیم سختی کشیدم از همه بدتر تنهای الان ۲۰ سالمه و مامانم ۲سال ازدواج کرده که امیدوارم خوشبخت بشه توی این ۲سال باز تنها تر شدم دوستای خوبی هم داشتم خدارو هم داشتم ولی بازم احساس تنهایمیکردم توی این مدت هیچ خلافی نکردم همیشه سعی کردم واسه مامانم بهترین باشم حداقل از دست من حرص نخوره، ولی الان با یکی اشنا شدم به نظرخوب میاد ولی اون خیلی راحته از همه نظر اوایل دست نمیدادم بهش ولی بعد دوهفته دستم دادم نمی دونم چه کار کنم ۲ماهه الان باهمیم همیشه از خداخواستم که اگه به صلاحم نیس کاری کنه تموم شه ،ادم الافی نیس کاروبارش خوبه نمی دونم تهش چی میشه خیلی نگرانم عذاب وجدان دارم حس می کنم گناه بزرگی ومرتکب شدم خدایا منو ببخش من که همیشه بهت می گفتم یکی وبرام پیدا کن خایا ای خداجونم کمکم کن کاری کن اگه به صلاحمه بشه وگر نه همین امروز تموم شه،من می خوام بقیه ی عمرم و خوشبخت باشم ارامش داشته باشم خسته شدم ازین تنهایی و بلاتکلیفی خسته شدم دیگه تحمل ندارم خدایا کمکم کن ازت خواهش می کنم کمکم کن خودت می دونی نیتم خوبه اینم مطمئنم که خدا هیچ وقت تنهام نمی زاره و همیشه هوام و داره خداجونم ازت ممنونم
85101
نام: سمیرا
شهر: تهران
تاریخ: 11/30/2011 9:27:59 AM
کاربر مهمان
  سلام خدای مهربونم
منم سمیرا میشناسی که ؟ همون دل شکسته ای که در تمام طوله زندگی اش فقط از خودت کمک خواسته .
می دونی که هیچ مشکلی تو زندگیم ندارم فقط یه کم ساده بودم و زود باور کردم که واقعا من و دوستم داره و وقتی ترکم کرد با حالی که برام سخت بود ولی خوب میدونم هیچ کارت بی حکمت نیست .
خدایه عزیزم مثله همیشه ازت میخوام که راه درست و تو زندگی ام بهم نشون بدی . کمکم کن تا به بیراهه نرم . شیطون و از من دور کن .
بابت نعمت سلامتی که به من دادی هزاران هزار بار شکرت .
هر روز می بینم که چه جور در هر لحظه حواست به من هست .
می دونی که دلم خیلی شکسته است و احتیاج به گفتن نیست من ویاری کن .
85100
نام: عطیه
شهر: کربلا
تاریخ: 11/30/2011 9:11:36 AM
کاربر مهمان
  باسلام وصلوات برمحمد وآل محمد ودرودوسلام بردوستان واهالی حرف دل

برای شرکت درآزمون استخدامی توانیر میتونیدبه این سایت مراجعه کنید
http://azmoon-niroo.com
85099
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/30/2011 6:34:20 AM
کاربر مهمان
  ثواب اشک

نشسته بودیم در حرم امام رضا (علیه السلام) , روز عاشورا بود , یکی از دوستان کتاب مقتل امام حسین(علیه السلام ) را باز کرد و شروع کرد به خوندن تا رسید به این روایت :

امام باقر (علیه السلام ) فرموده است : هركس در مصائب آقا سيد الشهداء اباعبداللّه الحسين (علیه السلام )از چشمهايش باندازه پرپشه اي اشك ريزد حق تعالي گناهان او را مي آمرزد، اگر چه بقدر كف دريا باشد.

یه بنده خدایی گفت فکر نکنم حدیث صحیح باشه چطور گریه کردن برا حضرت ایقد ثواب داره ؟؟ مگه میشه ایقد ثواب فقط برا اشک ریختن ؟؟؟

هر چه باهاش بحث کردیم فایده نداشت , بلند شد رفت .... فردا که دیدیمش مضطرب و ناراحت بود و از ما بابت دیشب عذرخواهی کرد , وقتی علت رو پرسیدیم گفت : وقتی از شما جدا شدم رفتم خونه و خوابیدم , خواب دیدم که قیامت شده .... خیلی تشنه بودم , دیدم سمت راستم حوض کوثر است که دومرد و یک زن که نورشان صحرای محشر رو روشن کرده کنار حوض ایستاده اند.لباس سیاه پوشیده اند و گریه میکنند . از مرد کنارم سوال کردم اونها کین؟چرا لباس سیاه پوشیدن و گریه میکنن؟ گفت : امروز روز عاشورا است و آنها پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) هستند.

رفتم کنار حوض به حضرت فاطمه (س) گفتم : دختر رسول الله تشنه ام .... حضرت نگاهی از روی غضب به من کرد و فرمود: تو آنكس نيستي كه فضيلت گريه كردن بر مصيبت فرزند دلبندم نورعين و ديده و چشم من شهيد مظلوم حضرت اباعبداللّه الحسين (علیه السلام ) را انكار كردي ؟

از وحشت از خواب بيدار شدم واز گفته خود پشيمان شدم و حالا از شما معذرت ميخواهم و از تقصيرم بگذريد.

http://moflehon.blogfa.com/

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
85098
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/30/2011 6:15:03 AM
کاربر مهمان
  .:: یاالله ::.

چندسالی است این جمله ی مرحوم دکتر شریعتی شده نقل و نبات پیامک ها و ... :

"حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند!"


ضمن عرض ادب به روح پرفتوح مرحوم دکتر شریعتی ، جدای از مختصّاتی مثل زمان ایراد سخن که در دوران ستمشاهی بوده و مقتضیات آن زمان ، چند نقد بر آن وارد است که امیدوارم آن ها که به خاطر ناآگاهی و یا با ریگی در کفش ، این جمله را نقل می کنند پاسخی بر این نقدها داشته باشند:

*منبع و سند این جمله چیست؟

*ایشان فاعل جمله شان رو مشخص نفرموده اند.آیا استعمار فقط زخم های تن امام حسین(ع) را نشان ما داده یا رژیم ستمشاهی ویا شخص و گروه دیگری منظور ایشان بوده؟

*آیا شایسته ی این سخنور توانا و جامعه شناس بزرگ نیست که تا چیزی را نشانشان می دهند آن را نقد نماید و صحّت و سقم آن را در یابد و به اشتباه نیافتد تا اینگونه ، در زمان های بعد افرادی از این سخنان سوء استفاده ننمایند؟

*در کجای تاریخ بر تشنگی صرف ایشان و خاندان اهل بیت در کربلا تاکید شده است؟! که در این جمله آمده:

"حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود"


*آیا زخم های تن ایشان بی شمار نبوده؟!

*آیا آن همه زخم بیشمار و کاری بر پیکر ایشان قابل چشم پوشی است؟!

*در حالی که امروزه هر آزادیخواهی با افکار او آشناست؟ آیا افکار ایشان مبهم و تاریک مانده؟!

*کجای تاریخ بزرگترین درد ایشان را بی آبی معرّفی نموده اند که برویم پدر پدرش را به عزایش بنشانیم؟

*این جمله چه منظوری دارد و با چه هدفی نقل و تکرار می شود؟

*در نقل قول هایمان کمی بیشتر دقّت به خرج دهیم و سخن را کامل نقل کنیم و به زمان و مخاطب و جزئیات سخن بیشتر دقّت کنیم.

*اخیراً متاسّفانه چندین پیامک طنز بی ارزش هم که به ایشان و خانواده ی ایشان نسبت داده شده و بی اخلاقی ، بی انصافی و توهین در آن ها موج می زند هم مشاهده شده است.


با تشکّر ، شهاب ۰۹/۰۸/۱۳۹۰

85097
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/30/2011 3:21:50 AM
کاربر مهمان
 
*قسمت سوم:

*در خلاصة الاذکار از این دعا برای تقویت حافظه و آغاز مطالعه ذکر شده:

اَللّهُمَّ اَخرِجنَا مِن ظُلُمَاتِ الوَهمِ وَ اَکرِمنَا بِنوُرِ الفَهمِ اَللّهُمَّ افتَح عَلَینَا اَبوَابَ رَحمَتِک وَ انشُر عَلَینَا خَزَائِنَ عُلُومِکَ بِرَحمَتِکَ یَا اَرحَمَ الرّاحمینَ

بارالها ، ما را از تاریکی های گمان و شک بیرون بیاور و بزرگمان بدار با روشنایی فهم ، بارالها ، درهای مهربانیت را بر ما بگشا و گنجینه های دانشت را بر ما بگستران به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان.

*مشکل ما انسان ها این است که خود را محور چرخش همه چیز از جمله نعوذبالله ، خداوند می دانیم و حال آن که بزرگی ، عظمت و مهربانی و همه چیز خداوند متعال بی نهایت است و ما هیچ هم نیستیم ، امّا وقتی چیزی خواهیم شد و ارزش می یابیم که خود را به خداوند ابدی و ازلی و در صفات بی نهایت متّصل کنیم و همه چیز را از خودش بخواهیم برای رسیدن به خودش نه برای خودمان و کیفمان! خداوند را بلا قیاس غلام حلقه به گوش خود ندانیم که تا ما امری کردیم غلاممان باید چشم بگوید و درجا آن چیزی را که می خواهیم بدون کم و کاست جلویمان ظاهر کند.

*چنین خدایی رو من خودم به شخصه شیش تاییش می کنم اونم با شیش تا لایی گل ناز!...

*باید از خود خداوند آسمان ها و زمین و همه چیز بخواهیم ما رو از این زندگی نکبت بار که خدا رو هیچ می انگاریم نجاتمون بده و هم از تاریکی های گمان در بیاییم و اون خدایی رو که بقال سرکوچه مون بیشتر از اون تواناست از ذهنمون پاک کنیم و هم با نور فهم بزرگ بشیم و بفهمیم چه خدایی داریم که او بهترین است برای بندگی و پرستش و شکر.

*کمکمون کنه برسیم به مقامی که مثل امام حسین(ع) اینجوری عشق بازی کنیم و در دعای عرفه بتونیم بگیم:

اَللّهُمَّ اِنّى اَرغَبُ إِلَيكَ وَاَشهَدُ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَكَ

خدايا من بسوى تو اشتياق دارم و به پروردگارى تو گواهى دهم


مُقِرّاً بِاَنَّكَ رَبّى وَ اِلَيكَ مَرَدّى اِبتَدَاتَنى بِنِعمَتِكَ قَبلَ اَن اَكُونَ

اقرار دارم به اينكه تو پروردگار منى و به سوى تو است بازگشت من آغاز كردى وجود مرا به رحمت خود پيش از آنكه باشم


شَيئاً مَذكُورا وَخَلَقتَنى مِن التُّرابِ ثُمَّ اَسكَنتَنِى الاصلابَ آمِناً

چيز قابل ذكرى و مرا از خاك آفريدى آنگاه در ميان صلبها جايم دادى و ايمنم ساختى


لِرَيبِ المَنُونِ وَاختِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنينَ فَلَم اَزَل ظاعِناً مِن

از حوادث زمانه و تغييرات روزگار و سالها و همچنان همواره از


صُلبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاْيّامِ الماضِيَةِ وَالقُرُونِ الخالِيَةِ لَم

صلبى به رحمى كوچ كردم در ايام قديم و گذشته و قرنهاى پيشين


تُخرِجنى لِرَافَتِكَ بى وَلُطفِكَ لى وَاِحسانِكَ اِلَىَّ . . .

و از روى مهر و راءفتى كه به من داشتى و احسانت نسبت به من . . .



......................................................................

*توضیح: الآن هاپو ها هم رفتن خوابیدن من بیدارم اینارو دارم می نویسم به بزرگواری خودتون ببخشید دیگه!

85096
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/30/2011 2:52:01 AM
کاربر مهمان
 


*قسمت دوم:

*به چنین شخصی دیگر ناامیدی و سرخوردگی دست نمی دهد چرا که جز خداوند و خواستش نمی خواهد و نمی بیند. اطمینان کامل به وکیل اش دارد و به این وکیل همه چیز تمام از خودش هم بیشتر اطمینان دارد و خودی در این میان برای خود قائل نیست.

این به این معنی نیست که چنین شخصی همه چیز را صرفاً به خدا می سپارد و خودش در کناری به استراحت می پردازد. انسانی که بندگی آزادگان را بر گزیده تمام تلاشش را بنا بر خواسته ی وکیلش در نهایت تمام و کمال انجام می دهد امّا فرقش با انسان بی خدا آن است که تلاشش روح دارد. شکست در چنین تلاشی راه ندارد و در هر حال پیروز است.

*بنده ی آزاده ؛ از توسّل هم غافل نیست. او از هر وسیله ای که در راستای اهداف الهی باشد استفاده می کند. توسّل به معنی وسیله و واسطه قرار دادن برای حرکت در کامل تر و سریع تر در جهت نیل به هدف که همان بندگی از روی آزادگی برای خداوند عزیز(یکی از صفات الهی که معانی بسیاری دارد.) می باشد.

در اینجا لازم می دانم متذکّر شوم کلمه ی عزیز در هر جایی و برای هر کسی نباید به کار برده شود. توضیح بیشتر نمی دهم چون ممکن است باعث گمان بد شود.

*شخصی که توسّل به اهل بیت(علیهم السّلام) دارد زندگی و سیره ی آنان و راهنمایی هایشان را به جان می خرد چرا که آن ها هر یک و هر لحظه از زندگیشان برداری است که جز خدا نیست و جز خدا را به ما نشان نمی دهد.

چنین شخصی نذر هم که می کند از خدای اهل بیت و اولیاء الله نذرش را می خواهد نه از خود اهل بیت و اولیاء الله ، البته بدون تحکّم ، اصرار بی جا و پافشاری بچگانه و با واسطه قرار دادن خوبان درگاه الهی.

*لازمه ی عبادت از روی شکر چیست؟

اگر غفلت و گناه و نفس امّاره بگذارند ، دو نوع عبادت کم ارزش گاهی آن هم به طور مخلوط و کجدار و مریض شامل حال بعضی از ما هم می شود ، امّا عبادت از روی شکر نیازمند تلاش فراوان است. آن کسی که تلاشش بر این است که چنین بنده ای باشد باید مجاهدت کند و فهمش را بالا ببرد با مطالعه و جست وجو تا دیگر از توهمات شیطانی آسیب نبیند.



85095
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/30/2011 1:26:21 AM
کاربر مهمان
  .:: یاالله ::.


*قسمت اوّل:

حضرت سیّدالشهداء(علیه السّلام) در حدیثی می فرمایند:

إِنَّ قَومًا عَبَدُو اللّهَ رَغبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُّجّارِ وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا اللّهَ رَهبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ العَبیدِ ، وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا اللّهَ شُکرًا فَتِلکَ عِبادَةُ الاَْحرارِ وَ هِىَ أَفضَلُ العِبادَةِ.

گروهى خدا را از روى میل و رغبت (به بهشت) عبادت می کنند که این عبادت تاجران است، و گروهى خدا را از روى ترس (از دوزخ)می پرستند و این عبادت بردگان است و گروهى خدا را از روى شکر(و شایستگىِ پرستش) عبادت می کنند که عبادتشان عبادت آزادگان است که بهترین عبادت هاست.

*نکات ذیل را که چندی قبل نزد بزرگی اظهار نظر کردم و درس پس دادم بی مقدّمه عرض می کنم امیدوارم به درد بخوره ، البته روی سوال شما از جناب خروش حرف دل بود که ضمن عرض ادب و معذرت باید بگم جلوی ایشون ملّق بازیه اگه اظهار فضل بخوام بکنم من کمترین:

*بندگی از روی شکر ، مقامی بی بدیل ، منزلتی والا ، غایت و آرزوی هر انسان جویای بندگی خداوند متعال است.

*با دقّت در حدیث فوق در می یابیم که نه عبادت تجاری که انتظار داشته باشی از هر دست که می دهی در ازایش چیزی از خدا بگیری و مثلاً شش دانگ بهشت را به نامت کنند به درد می خورد ، نه عبادتی که از روی ترس از با مخ به جهنّم رفتن باشد به کار انسان می آید.

*توضیح این دو نوع عبادت کم ارزش(بی ارزش نیستند بلکه ارزش و عیار قابل اعتنایی ندارند.) هم واضح است و هم مثنوی صد من کاغذ است و من صرفاً در اینجا مثال هایی از آن ها می زنم:

مثال: نذر کردن با شرط و شروط و خط ونشون! یعنی به شرط این که کاری که انسان می خواهد الّا و بلّا!!! انجام شود و حال آن که کسی که بندگی از نوع احرار را در وجود خود پرورده تلاش خود را می کند و از ابتدا و حین و پایان تلاشش همه چیز را به ربّ الارباب(پرورنده ی همه ی پرورنده ها و پرورده ها) می سپارد. دقت کنید: قبل ، حین و بعد از هر تلاشی! که این خود معنی توکّل می باشد. توکّل به معنای وکالت دادن به شخصی در تمام امور می باشد.

85094
نام: mohammad reza
شهر: langrood
تاریخ: 11/30/2011 12:00:32 AM
کاربر مهمان
  خدا جونم خيلي دوست دارم و فقط ميدونم انقد برات ارزش داشتم كه سلامتم و هيچ مشكلي ندارم. خودتم ميدوني كه هميشه شكرتو ميكنم.
ولي نميدونم چرا عهدي كه باهات بستم عملي نميشه و بهش نميرسم. الان كه اينو دارام واسط مي نويسم خودت ميبيني كجام و تو چه حاليم.
فقط مي خوام به دوستام بگم كه هميشه شكر كنيد و وقتي جيزي ازش ميخواين ببينيد ظرفيتشو داريد اگه شمارو به خواستتون برسونه از شكر گفتنش رو ادامه ميدين يا فراموشش ميكنيد.
85093
نام: ملیحه
شهر: گرگان
تاریخ: 11/29/2011 11:38:45 PM
کاربر مهمان
  خانم محتاج و نیازمند دعا،گرفتار و حاجتمند عزیز ازتهران
باید بگم من آداب حقیقی ارتباط با خدا و دعا کردن رو از شما یاد گرفتم
ولی شما ارتباطتون یه چیز کم داره و اون هم امیده. شما باور نکردید که با خدای خودتون ارتباط دارید. به ایمان خودتون شک نکنید و همینطور به رحمت خدا. اطمینان داشته باشید که خدا صداتونو میشنوه و اجابتتون میکنه. بهتون قول میدم جواب میگیرید. در ضمن حق الناس هم یادتون نره. که اگه حقی از کسی به گردنتون باشه مانع اجابت دعا میشه. اونوقت کافیه یه بار بگی خدا، همه ی هستی رو به پات میریزه


برای ارتباط با خدا همینو فقط میگم
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی
هر چه میخواهد دل تنگت بگوی
<<ابتدا <قبلی 8516 8515 8514 8513 8512 8511 8510 8509 8508 8507 8506 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved