اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
85082 |
نام:
یگانه
شهر:
آرزوها
تاریخ:
11/29/2011 4:52:30 PM
کاربر مهمان
|
برجلوه ی هرنگاه مهدی عج صلوات
براظهورهرچه زودتر آقامون مهدی عج صلوات
برای شفای همه ی مریضای جسمی و روحی صلوالت
هرچی ازخدامیخوایی همین الان بیارین تو ذهنتون
آوردین
حال یه صلوات بفرستین تا انشااله که برآورده بشه
*****************************************************
این روزابراهمه دعاکردیم
الا
ولی مثل اینکه یه عده رو فراموش کردیم
برا همه ی زندانیاکه الان خیلی دلشون میخوادبیرون بودنوتوعزاداری امام حسین ع شرکت میکردن
براهمهدی اونایی که صاحب اولاد صالح نمیشن
نمونشن همین خاله ی من بنده خدااز ده سال بیشتر بیچهره مادربزرگم که...
براهمه ی اونایی که به هردلایلی دچارمشکل مالی شدن
براهمه ی اونایی که صاحب خونه نیستن و...
براهمه ی اونایی که موندن توچندراهی
براهمه ی اونایی که راهشونوگم کردن
براهمه ی جانبازاکه...
براهمه ی گناهکاراکه برگردن و توبه بکنن
برابخشیده شدن گناهانمون
برا همه ی اونایی که دچاراعتیادشدن الهی که هیچ کی دچارنشه اگه...زودخوب بشه
برااونایی که موندن کی رو چه جوری واسطه قراربدن تاخداحاجتشونوبده
التماس دعاااااااااااااااا
یاحق یاعلی مدد
علی یارتون
|
|
85081 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی و انتظلر و امیدو...یاالله
تاریخ:
11/29/2011 3:26:23 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام بر محرم که آغاز فصل دلدادگیست
محرمی دیگر از راه رسید و دیگر بار که چندین قرن از غروب غریبانه عاشورا و كربلای ۶۱ هجری میگذرد، یاد رشادت، پایداری، عدالتخواهی، شهامت و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، ابوالفضل العباس(ع) و هفتادو دو پایمرد صحرای کربلا دوباره در دلها جان گرفت چراكه حماسه كربلا و واقعه ی عاشورا مهمترین رخدادی بوده كه مظلومیت امام حسین(ع) و ددمنشی دشمنان اهل بیت را روایت می کند که شاید نظیر چنین حادثه ای در هیچ جای تاریخ اتفاق نیفتاده است.
نام حسین(ع) با محرم پیوند خورده و جانفشانی او و یاران باوفایش به محرم، روح و حیات دمیده است. ماه محرم برای شیعیان و عاشقان حسین(ع) از آن سالهای دور تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است. آنان همه ساله به عشق امام حسین(ع) گرد هم می آیند، بر مظلومیتش اشک ماتم می ریزند و از چشمه زلال عنایتش سیراب می شوند.
حسین(ع) برخلاف آنچه غافلان از سر دشمنی بر زبان میرانند، نه تنها مظهر جنگ و خونریزی و خشونت نبود كه نماد بیبدیل مظلومیت و شهادت است. او به كربلا نیامد كه انتقام بگیرد، آمد كه دیگران در طول تاریخ، انتقام خون پاك او و یارانش را از یزیدیان زمانه بگیرند. حسین به كربلا نیامد تا بجنگد، آمد تا شاهدی باشد هماره زنده بر مظلومیت حق و فریبندگی باطل، او نه برای خونخواهی، كه برای عدالت طلبی و شهادت در سرزمین بلاخیز کربلا قدم گذاشت. حسین(ع) و یارانش با جان و ایمان آمده بودند تا نه خون دشمن، كه خون خود بریزند و اسوه ایثار و فداكاری برای تمامی عاشوراها و كربلاهای تاریخ باشند.
حسین(ع) فقط رضای خدا را در نظر داشت و جان خویش و اهل بیت و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد. او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا الله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند، او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.
اما عاشورا و كربلا فقط از آن ما مسلمانان نیست. آنچه در محرم سال 61 هجری به وقوع پیوست حادثهای از آن تاریخ است و به تمامی آیندگان تعلق دارد. حسین بن علی(ع) امروز در اقصی نقاط جهان یک الگوی وارسته و شناخته شده است و ماجرای زندگی و وداع زیبای او با زندگی، تحسین هر آزاده ای را با هر مرام و مسلك و دین و آیینی برمیانگیزد. مردمان شاید همه، اسلام را نشناسند اما تمامی نسل ها عدالت و آزادی و عزت و كرامت نفس را میشناسند.
اینها همه و همه ارزشهای انسانی هستند که نه صرفا اسلامی، بلکه هرآنكس كه آزادی و آزادگی را قدر بنهد، سیدالشهدا را هم می شناسد و هر آنكس كه آزادیخواهی و عدالتطلبی آرمان او باشد، حسین(ع)، پیشوا و امام اوست. برای همین است که این روزها حال و هوایمان عوض شده و در هر کوی و برزن وطنمان نام "یا حسین" حیاتی دوباره گرفته است، صدای "یا مظلوم" از ماذنههای شهر در همهجا پیچیده
|
|
85080 |
نام:
سپيد
شهر:
تهران
تاریخ:
11/29/2011 3:16:14 PM
کاربر مهمان
|
در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
دلبسته ی این زندگی رنگینیم
دیوار وضوخانه پر از آیینه است
این است که در نماز هم خودبینیم
|
|
85079 |
نام:
زهرا
شهر:
شیراز
تاریخ:
11/29/2011 3:05:24 PM
کاربر مهمان
|
خدا یا اینقدر بهت زده حوادثم که نمیدانم شکرت را بکوییم یا گلایه کنم،چرا هر چیزی که بهم میدی خیلی زود در نظرم بی ارزش میشه مثل ارشد ،خیلی خسته ام ولی بازم شکرت چون اوضا میتونست از این بدتر هم باشه،کمکم کن که جز تو کسی رو ندارم
|
|
85078 |
نام:
مریم۱
شهر:
تهران
تاریخ:
11/29/2011 3:04:39 PM
کاربر مهمان
|
سلام و عرض ادب به همه عزیزان و همسنگریهای گرامی حرف دل و سید عزیز و گرامی شهید اوینی
به همه دوستان قدیمی و عزیزانی که تازه وارد خوش آمد میگم(راستی به خاطر اینکه چند تا مریم خانم از تهران داریم و اینکه اشتباه نشه از این به بعد اسمم رو مریم 1 میذارم).
روزی چند بار به اینجا سر میزنم و دل نوشته های قشنگتون رو میخونم،از خوندن بعضی هاش اروم میشم و بعضی هاش غصه دار میشم اما واسه همتون دعا می کنم.
بچه ها هر چقدر دعا می کنم نذر میکنم، ولی حاجتمو نمی گیرم، همه بهم می گن دیگه فایده ای نداره و نا امید شدن ، خود هم خسته شدم ، واقعا دیگه نمی دونم باید چی کار کنم و خدا رو چه جوری صدا کنم و به چی قسم بدم ، بیشتر از همه اینا دلم واسه پدر و مادر پیرم میسوزه، شایدم بخاطر اینکه هنوز نتونستم یه ارتباط خوب با خدا داشته باشم. اما هنوز به رحمت خدا امیدوارم.
آقا شهاب گرامی لطف کنید برای من هم یک جز قرآن ثبت کنید.
دوستان نازنین سنگر شهید اوینی با اون دلای پاکتون تو این شبا
، تو توسلاتتون از دعای خیرتون فراموش نکنید.
بیاید همه با هم برای همدیگه دعا کنیم و در راس دعاهامون سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان اروحناه فدا باشه. التماس دعا
|
|
85077 |
نام:
فرزند روح الله
شهر:
تهران
تاریخ:
11/29/2011 2:55:09 PM
کاربر مهمان
|
امام خامنه ای: حالا در همين قضيهى اين ترورها، من عقيدهام اين است كه بچههاى تشكلهاى دانشجوئى در اين قضيه كوتاه آمدند؛ يعنى كمعملى نشان دادند. بايد اين قضيه را بزرگ ميكرديد. البته نه اينكه بزرگ كنيد - چون خودش بزرگ است - همان جور كه هست، منعكس ميكرديد. ما حتّى نديديم تشكلهاى ما پوستر اين شهدا را هم چاپ كنند، منتشر كنند، پخش كنند، يادمان اينها را نگه دارند. نه، اين موضوع اصلاً نبايد فراموش شود؛ اين كار كوچكى نيست.در سالگرد شهادت دانشمند شهید،دکتر مجید شهریاری، در برابر سفارت انگلیس، جمع می شویم.
3شنبه ، 8 آذر سفارت انگلیس، پایین تر از میدان فردوسی
به همراه مراسم عزاداری و سخنرانی دانشمند عالیقدر، حجت الاسلام و المسلمین قاسمیاناطلاع رسانی فراموش نشود
|
|
85076 |
نام:
دلداري
شهر:
مراغه
تاریخ:
11/29/2011 2:36:03 PM
کاربر مهمان
|
من هميشه بر خدا توكل ميكنم اميدوارم شما هم هميشه بر خداوند بزرگ
وبلند مرتبه توكل كنيد.
|
|
85075 |
نام:
شهره
شهر:
تنهایی
تاریخ:
11/29/2011 2:05:02 PM
کاربر مهمان
|
سلام مهربانان.
دلم مست و لبم مست و سرم مست ..... بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه ..... بخون اجر تو با عباس بی دست...
یا منان.التماس دعا
|
|
85074 |
نام:
محتاج و نيازمند دعا ، گرفتار و حاجتمند
شهر:
تهران
تاریخ:
11/29/2011 1:37:09 PM
کاربر مهمان
|
ادامه مطلب قبل
تو يه مراسم افطاري ميگفت تو تمام مراحل زندگيم هرچي از خدا خواستم به همون شكل و نوعي كه خواستم بهم عنايت فرموده و نصيبم كرده، حتي ميگفت مرحله به مرحله خواسته هاي زندگيم توجاي خودش برآورده شده و فقط كافيه بگم خدا... فرداش جواب ميگيرم... من فقط نگاش ميكردم و ديگه حرفي برا گفتن نداشتم ، تو مباحثه اي كه در مورد نماز و روزه و... پيش اومده بود ميگفت ... هرچند برا جواب و بحث و گفتگو در مورد عقايدش به اندازه يه كتاب و چند تا رساله حرف داشتم...ولي از بهت و حيرت و غور تو گرفتاري و مشكل خودم... و حرفاي اين خانم ديگه مجال ادامه دادن و مباحثه پيدا نكردم... خلاصه اينكه همه اينارو ميگم كه شايد واقعاً عليرغم همه مطالعات و دانسته هاي مذهبي و فلسفي و علمي و قرآني كه شايد فكر ميكنيم ميتونن وسيله ارتباطمون باشن... متأسفانه اينقدر ايمان ضعيفي دارم كه حتي تو يه ارتباط ساده با پروردگار و طلب يه حاجت شرعي و رفع مشكلم موندم... صبر صبر و صبر ... به خدا كم آوردم... دعام كنيد همه مخصوصاً تو اين ايام عزيز سوگواري پسر فاطمه (س)... التماس دعا
بعد از اينكه تو اين سايت اومدم سعي ميكنم هر شب يادي از شهيد بزرگوار سيد مرتضي آويني داشته و با ذكر فاتحه اي روحشو شادتر كنم... و وقتي آقا شهاب عزيز تلاوت ۳ جزء از ختم اخير كلام الله رو به من اختصاص داد اينقدر خوشحال شدم كه شبش مدام خواب جزء۱۰ و ۱۱ و ۱۲ رو ميديدم و ستاره هاي آسمونو ميديدم كه با يه نظم خاصي مثل يه نوشته انگار يه پيام ميخواستن بهم بدن و خلاصه اينكه اينجا آدماي خوبي رو كه حداقل افكار و عقايد خوبشون ميخونم رو ديدم كه شايد دعاي اونها در حق من اجابت بشه... دعا كنيد خدا يه نيم نگاهي هم به من بكنه... باور كنيد با اعتقاد به همه مباني و اصول دين از خدا حاجت ميخوام و اصلاً دنيا پرست و مادي مطلق نيستم كه اينقدر اصرار به يه موضوع دارم... اينجا فقط من نيستم دو تا طفل معصوم هم هستند ... محمد و علي مو ميگم... پس بازم التماس دعا
|
|
85073 |
نام:
محتاج و نيازمند دعا ، گرفتار و حاجتمند
شهر:
تهران
تاریخ:
11/29/2011 1:20:56 PM
کاربر مهمان
|
السلام عليك يا اباعبدالله(ع) و علي الارواح التي حلت بفنائك
با سلام به همه اهالي محترم حرف دل ، حتماً بخونيد بد نيست شايد ثبت يه تجربه است...!
سلام به خروش عزيز ، راستش از اون روزي كه خروش بزرگوار ما رو از دعاي خيرشون مستفيذ فرمودن يه حس خيلي عجيبي دارم هرچند ايميل ايشونو نداشتم كه مستقيم باهاشون صحبت كنم، خيلي دوست دارم در مورد مشكل بزرگي كه تو زندگيم دارم و قبلاً از همه التماس دعا داشتم بيشتر صحبت كنم ، ولي ميترسم خدائي نكرده سوء تعبير بشه... ولي يه چيزايي از اون روزي كه تو اين سايت اومدم به ذهنم متبادر شده كه دوست دارم بقيه عزيزان هم بدونن...خدا روز شاهد ميگيرم تو تمام مدت ۵ سالي كه به اين مشكل حل نشدني تو زندگي مشتركم برخوردم با اعتقاد به حكمت و تقدير الهي حتي يه روز از ياد و توسل و توكل بر خدا غافل نبودم...، يك لحظه از تلاش و زندگي روزمره و خدمت صادقانه به بچه هام و انجام وظايفم به عنوان يك مادر... دست نكشيدم... تا اونجا كه در توانم بوده (نه در حد بندگي مطلق) از اطاعت و عبادت درگاه احديت يه لحظه غافل نبودم و به وظايف دينيم در حد توانم عمل كردم... از هر كار خيري كه از دستم براومده چه واسطه اي و يا عامليت به عمل خير كوتاهي نكردم... يك لحظه از اميد به رحمت خدا دست نكشيدم و... دعا كردم به هر كسي كه ميدونستم راهي براي ارتباط با خدا داره رو انداختم و همه ائمه و اطهار و معصومين و حتي عظمت خلقت خدا رو واسطه قرار دادم كه شفيعم باشن ولي... هر روز سعي كردم كه گناه نكنم و از گناهاني كه به درگاه ستارالعيوب به انجامشون اقرار و اعتراف داشتم توبه خالصانه كردم و... نميدونم چرا جواب نگرفتم كه نگرفتم... حس ميكنم دل ناپاكي دارم و وجود گناهكاري كه هيچ مدلي نميتونم با معبودم ارتباط نزديك برقرار كنم... اصلاً تا حالا هيچ حس غريبي تو دلم نداشتم كه ازش احساس رضايت كنم... خوابهائي ميبينم كه وقتي برا كسي تعريف ميكنم ميگن تو چه كار خوبي كردي كه اين خوابو ديدي كه از خوبي روم نميشه تعريف كنم فكر ميكنم بقيه ميگن داره ريا ميكنه (مثلاً خواب اينكه در خونه خدا تو بيت الحرام باز ميشه و من يرم داخل كعبه و جايگاهي كه علي (ع) متولد شده ميبوسم و...) و يا خيلي خوابهاي عرفاني ... كه با توجه به اينكه اصلاً احساس خوبي در مورد ايمان خودم ندارم فكر ميكنم همش خوابهاي پراكنده است.... خلاصه اينكه ديروز كه مطلب خروش عزيزرو خوندم كه نوشته بود به سه ساله امام حسين (ع) متوسل شو... ناخداگاه اشكام سرازير شد... من اصلاً نميدونم چطوري بايد توسل جست كه خالصانه باشه و جواب بگيري... به خدا همون لحظه يه چيزي رو نذر حضرت رقيه (س) كردم و... ولي بازم از خودم راضي نيستم...!!! تورو خدا به من روش ارتباط واقعي و ايماني قوي با معبودمو ياد بديد...! كسائي رو ميبينم ساده و بي تكلف با يا درخواست معمولي تو يه امام زاده دور افتاده ميرن و دست پر برميگردن... كسائي رو ميبينم كه تا يه نذري ميكنن برآورده ميشه و ادا ميكنن... كسائي رو ميبينم كه تا ميگن يا خدا! جواب ميشنون ، باور كنيد خانم يكي از همكارام كه نه اهل حجابه! نه اهل مذهبه! نه اهل نمازه ! و نه... تو يه مراسم افطاري ميگفت تو تمام مراحل زندگيم هرچي از خدا خواستم به همون شكل و نوعي كه خواستم بهم عنايت فرموده و نصيبم كرده، حتي ميگفت مرحله به مرحله خواسته هاي زندگيم توجاي خودش برآورده شده و فقط كافيه بگم خدا... فرداش جواب ميگيرم... من فقط نگاش ميكردم و ديگه حرفي برا گفتن نداشتم ، تو مباحثه اي كه در مورد نماز و روزه و... پيش اومده بود ميگفت ... هرچند جواب و بح
|
|