شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
77392
نام: محمد علي سرابندي
شهر: زابل
تاریخ: 11/15/2010 1:46:29 PM
کاربر مهمان
  عيد قربان بر همه عزيزان هموطن ميارك و فرخنده باشد وبدانيم اين قرباني هاي ما نيست كه مورد قبول حضرت احديت قرار مي گيرد بلكه ميزان تقوا و پرهيزگاري ماست كه به درجه مقبوليت درگاه ميرسد باشد كه اعمال ورفتارمان رنگ الهي بخود گرفته و زرق برق اين دنياي فاني مارا كور و گنگ نكند.
انشاءالله التماس دعا
77391
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 11/15/2010 11:59:12 AM
کاربر مهمان
  من میخوام عوض بشم میخوام یک مرد خدایی بشم نمیدونم از کجا شروع کنم؟! کاش میتونستم از خود نهج البلاغه بپرسم کاش امام علی یک نگاه کوچیک به من میکرد. من خستم از خودم یکی بیاد کمک. یا امام علی ازت خواهش میکنم منو واسه اهل بیت تربیت کن. من شیطانو نمیخوام!!! کمک!!!!!!
77390
نام: عقيل
شهر: لامرد
تاریخ: 11/15/2010 11:28:52 AM
کاربر مهمان
  شعردرموردعرفه
77389
نام: عطیه
شهر: تهران
تاریخ: 11/15/2010 10:24:23 AM
کاربر مهمان
  بازهم سلام جاتون بسیارسبز دقایقی پیش ازصحرای عرفات خواهرم زنگ زد ومن برای یک لحظه خیلی زیبا خودم رادرعرفات دیدم اگرکسی رادارید که مکه مکرمه است شاید بتونید این حال خوب من وتجربه کنید درهرحال خداوند زیارت خانه خودش را نصیب وقسمت همه آرزومندان کنه من مکه رفتم ولی حج عمره ازخدامیخواهم که امسال وهمه سال زیارت خانه اش رانصیب ام بکنه انشاءالله وحج تمتع هم بتونم برم ودعای عرفه ارباب وآقام امام حسین علیه السلام رابامعرفت بخونم فرداهم هرکسی هرجا بود برای همه دعا کنه من هم برای همه گرفتارها ومریضها ودختران دم بخت دختران بی خواستگار کسانیکه دنبال نیمه پنهانش می گردند کسانیکه کارندارند ودنبال کارمناسب می گردند کسانیکه کارهاشان گره خورده کسانیکه وام وقرض دارند وپول ندارند همه همه کسانیکه محتاج دعا هستند را دعامیکنم وامید به اجابت هم دارم چون آقا امام زمان علیه السلام انشاءالله آمین گوی دعاهای که برای دیگران می کنیم هستند . حفیر سرپا تقصیرراازدعاهای خیرتون محروم وبی نصیب نگذارید برای سلامتی جانبازان سرفراز ایران اسلامی هم دعای مخصوص داشته باشید یاد امام ودویادگارشان آقامصطفی وسید احمد وشهداوجاویدالاثرها باشید ما همه وام دارشهداهستیم بیاید عکس شهدارانبینم وعکس شهدا عمل کنیم. توراخدا هم دیگر ازدعاهای خیر فراموش نکنیم.انشاءالله خداوند عاقبت هم راختم بخیرکنه .عزتتان مستدام .حوائج تان روا.وعاقبت تون بخیرباشه .یاعلی
77388
نام: سعید
شهر: اراک
تاریخ: 11/15/2010 9:38:49 AM
کاربر مهمان
  عید سعید قربان عید طاعت و بندگی بندگان خالص خداونی مبارک
77387
نام: طاهری
شهر: تهران
تاریخ: 11/15/2010 9:34:19 AM
کاربر مهمان
  کوله بارت بربند ،شاید این چند فرصت آخر باشد، که به مقصد برسی و ببینی که چقدر غافل بودی.
باز یه بار دیگه داریم به یکی از نفحات و نسیم های رحمت الهی نزدیک میشییم،عرفه، بک عرفتک روز خودباوری ، روز فرار از منیت ،روز رسیدن به خالق.البه اگر چه از فیض حضوردرصحرای عرفات و کربلای اباعبدالله الحسین محرومیم. ولی یادت نره هر جا که هستی خالصانه،خاشعانه،خاضعانه،بگو (اومدم) السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی ادرکنیعج
77386
نام: مهدی
شهر: زاهدان
تاریخ: 11/15/2010 9:13:39 AM
کاربر مهمان
  یا علی مدد
77385
نام: عطیه
شهر: تهران
تاریخ: 11/15/2010 8:55:39 AM
کاربر مهمان
  سلام برهمه اهالی حرف دل من رادعاکنید خواهش میکنم.الهی وربی من لی غیرک .
انیشتین می‌گفت : آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. ;

استفان كاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه می‌گوید: ;اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد كنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض كنید.;
او حرفهایش را با یك مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌كند:; صبح یك روز تعطیل در نیویورك سوار اتوبوس شدم. تقریباً یك سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سكوتی دلپذیر برقرار بود تا اینكه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر كرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌كردند. یكی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌كرد و یكی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌كشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها كه دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افكار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازكردم كه: ;آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟ مرد كه انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، كمی خودش را روی صندلی جابجا كرد و گفت: ;بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم كه همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است.. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم كه خودم باید چه كار كنم و ... و بغضش تركید و اشكش سرازیر شد.
استفان كاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد: صادقانه بگویید آیا اكنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد كه نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ و خودش ادامه می‌دهد كه:;راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا كمكی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم كه این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم كه هر كمكی از دستم ساخته است انجام بدهم .
***** حقیقت این است كه به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. كلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است كه به شیشه‌های عینكی كه به چشم داریم بنگریم؛ شاید هر از گاه لازم باشد كه رنگ آنها را عوض كنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر كنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلكه تعبیر و تفسیر ما از آن است.


77384
نام: فاطمه
شهر: زاهدان
تاریخ: 11/15/2010 8:44:45 AM
کاربر مهمان
  از عشق تو گفتيم نمك گير شديم
در ساحل چشمان تو تكثير شديم
گفتند غروب جمعه خواهي آمد
آنقدر نيامدي كه ما پير شديم

الهم عجل لوليك الفرج ‍
77383
نام: مه شکن
شهر: تبریز
تاریخ: 11/15/2010 1:14:46 AM
کاربر مهمان
  میز گرد همایونی تیتر جدید وبگاه مه شکن
منتظرتان هستیم در صورت امکان اطلاع رسانی کنید
www.mehshekan.persianblog.ir
<<ابتدا <قبلی 7745 7744 7743 7742 7741 7740 7739 7738 7737 7736 7735 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved