اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
68202 |
نام:
سمانه
شهر:
تهران
تاریخ:
7/23/2009 5:16:50 PM
کاربر مهمان
|
تاکه بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی حال که رفتیم همه یارشدندخفته ایم وهمه بیدارشدندقدرآیینه بدانیدتاکه هست نه در آن هنگام که افتادوشکست
|
|
68201 |
نام:
زهرا
شهر:
جسمم بروجرد روحم شلمچه
تاریخ:
7/23/2009 4:32:58 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر دردانه امام حسين (ع) بانو سكينه (س) . شايد تعجب كنيد . آره . اين روزها كسي به فكر بي بي نيست . حتي ماه محرم . اي كاش يه كوچولو از غم و غصه ها و مصيبت هاي بانو رو مي فهميديم.
|
|
68200 |
نام:
حمید
شهر:
تهران
تاریخ:
7/23/2009 3:44:16 PM
کاربر مهمان
|
سلام پدر یکی از رفقامون فوت کرده و خادم مسجد بود. برای شادی روحش لطفایک فاتحه با صلوات بفرستید.
|
|
68199 |
نام:
دریا
شهر:
همه جای ایران سرای من است!
تاریخ:
7/23/2009 3:17:11 PM
کاربر مهمان
|
سلام عزیزان.من امسال تو کنکور شرکت کردم.دلم میخواد همتون واسم دعا کنید تا امسال شاهرود قبول شم.اخه مامانم خیلی واسم زحمت کشیده.به امید روزای طلایی واسه همه جوونای ایرانی. اقا مدیر لطف کنید حرفامو چاپ کنید ممنون!!!
|
|
68198 |
نام:
مريم
شهر:
صومعه سرا
تاریخ:
7/23/2009 3:06:57 PM
کاربر مهمان
|
دلتنگم
|
|
68197 |
نام:
amir
شهر:
borås
تاریخ:
7/23/2009 2:32:22 PM
کاربر مهمان
|
i wanna know if me and my girlfriend will marrid?
|
|
68196 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
7/23/2009 2:14:33 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله ارحمن الرحیم- - گذری بر حقایق تاریخ ورود اسلام برایران- بخش سوم- پایان زندگانی یزگرد سوم—جناب یزگرد مداوم به ولایت ها نامه نوشت که به انجا رود وگروهی بااو بود ولی جوای میامد که گنچیه شما شوم است اصفهان به زودی بدنبال ان خواهد امد ما نه کاخ داریم که از شما حمایت کنیم ونه قلاع مستحکم داریم ودراین جا شاهزادگانی طرفدار اصفهان موجود است فقط کردستان گفت که به شرطی تمام ان ثروت خرج استحکامات شود وکاخی هم نداریم وشاهزاهدگان طرفدار اصفهان اینجا هم هستند خلاصه اینجا امنیت کامل ندارد تنها جائی میماند مرو بود که پسرعموی یزگرد درانجا بود که سخت به اودلبسته واز راهنمائی او بسیار استفاده کرده بود وبه شهرت رسیده بود وبارها اور ا به مرو دعوت کرده بود واز ودعوت کرد وفردی را فرستاد که راه مخفی را به اونشان دهد وبه او گفت عجله نکن در نیمه راه سپاه خواهد امد واز او حمایت خواهد کرد گروه او به سمت مرو رهسپار شدند ولی شاهزادهگان دیگر ایشان تحت فشار قرار دادند که این کنچیه شوم است اصفهان سرانجام خواهد امد وتمام گنچیه مجبور به پرداخت هستیم درضمن اخبار وشایعات بی اساس رسیده بود که او درمقابل اعراب وسربازان روم شرقی تیسفون از ترس رها کرده است تا انجا که مجبورکردند که سپاه ایشان را ازمرو دورکند وهرجا میخواهد برود و پسرعموی اش از ترس جانش قبول کرد سپاه به او رسید وجریان را گفت وایشان کفت مطالب انها حقیقت ندارد وایشان را اغوا کردند ومن به مرو برسم حقایق خواهم گفت ومسئاه روشن میشود ولی سپاه نپذیرفت وگفتند هرجا بخواهید بر.وید که بهترین جا اصفهان است ما شمارا همراهی خواهیم کرد جنگ شروع شد وسپاه حق ضربه زدن به شاهزاده گان وشاه را نداشتند سزبازانی کشته شدند وانکی بعضی شاهزادگان مجروح شدند وعقب نشینی کردند وسربازان همگی فرار کردند وایشان به دهکدهای که احتمالا کنار رودخانه بوده است ویا جوی اب بزرگی داشته است کداخای انجا شاه را ازوی نیمه تاج ولباس شناخت .سپاه باز گشت وایشان را مداوا کرد وقتیکه ماجرا درک کرد گفت شاه این گنچینه شوم است عدهای زادی به خاطران بی جهت کشته خواهند شد شاه اصرار داشت که کدخدا از راه فرعی ایشان را به مرو برساند کدخدا گفت من شمار همین جا جای میدهم وگروهی همرا شما میکنم به اصفهان بروید ولی شاه اصرار داشت به مرو برود پیس از معالجات یازده سرباز به نزد ایشان امدند وبه کدخدا گفتند ایشان از امدن به مرو منصرف کن وگرنه جانت در خطراست وبه ایشان گفت اصفهان سقوط کرده است تمام گنچیه اصغهان را باخود اورده است وسه شاهزاده تقبلکرده اند که با مسلمانان همکاری میکنند بهتر است که سریع به اصفهان برود و کدخدا گفت به انها گفت میخواهد اورا درهمی اطراف نگهداری کند وکسی نمیفهمد ولی انها نپیذیرفتند وگفتند مسافت زیادی باید دور شود ورفتند کدخدا میدانست از راه شاهی نمیتواند اورا به مرو برود وراه فرعی محاسابات دقیق میخواست که با مرگ روبرو نشوند وباید منطقه به منطقه مطلع شود مردم در چه حالی هستند وسرانجام انرا غیر ممکن دانستوبه شاه پیشنهاد داد به کفرستان رود واو راه بلد است وبا این ثروت بشدت از او استقبال خواهد شد چناچه شانس با او باشد شاهزاهدگان بدنبالش خواهند امد ولی او اصرار میکرد که به مرو رود وکم کم کدخدا فهمید درایتی دراو نیست وخود خواه وخود خدا است وجریان اصفهان را گفت شاه بشدت خشمگین شد وانها سرزنش کرد که بزودی مجازات خواهند شد ان یازده نفر باز گشتند وکدخدا مخفیانه انها را بشان نشان داد وگفت مداوم یک ازانها پیک است وکشتن انها فایدهای ندارد ولی شاه گفته بود من به حرف تو ایم
|
|
68195 |
نام:
سرباز گمنام
شهر:
بندرعباس
تاریخ:
7/23/2009 2:10:10 PM
کاربر مهمان
|
بسم الرب الشهداء
اللهم عجل لولیک الفرج
مژه بر هم نزن ای دوست که بادم ببرد ، چون سبک تر شده ام از پر کاهی زغمت ...
|
|
68194 |
نام:
یاس سفید
شهر:
کوچه بنی هاشم
تاریخ:
7/23/2009 1:46:05 PM
کاربر مهمان
|
آنانكه خاك رابه نظركيمياكنند
آيابودكه گوشه ی چشمی به ماكنند
دلتنگی من نسبت به امام رضا(ع) منوبه حرم خواهرش
حضرت معصومه (س) كشاند.
نمی دونم حكمت چيه ؟
فقط اينومی دونم كه اگريارنخواهدديدارحرم دوست
نصيبم نمی شه .
من كارخيری نكردم كه لايق اين زيارت بشم وهمش ازلطف و
عنايت وكرم خودبزرگوارانه .
امروزعصراگه لايق باشم عازم سفرقم – جمكران هستم .
فقط ازخانم می خوام وقتی خودش طلبيده پس بايدهوای زائرش
روهم داشته باشه .
من ازش سوزدل واشك چشم بامعرفت می خوام .
يه زيارت بامعرفت .
ازش می خوام دراين سفربه بارمعنويم اضافه بشه تابتونم دراين ماه ازش بهره ببرم .
وقتی چشمم به گنبدخانم می افته خيلی بيشتردلم برای امام رضا(ع)
تنگ می شه .
ازش می خوام به اين قلب ناتوان كه ازفراق آقام توانی براش نمونده
توان بده تااززدن نيفته .
وقتی روبروی ضريح خانم می ايستم ناخودآگاه شروع به خوندن روضه ی
مادرمی كنم .
ازش می خوام بازم منوروضه خون مادرش كنه تادلم يه كم آروم بگيره .
خداياكمكم كن .
بچه هابرام دعاكنيد كه سخت محتاجم .
منم اگه لايق شدم ومَحرم دل ، حتمادعاگويتان هستم .
من هميشه عادت دارم به سفری می رم هرچندكوتاه ، ازهمه
حلاليت می گيرم چون معلوم نيست كه چه اتفاقی برای آدم بيفته .
پس:
عاجزانه ازهمه تون می خوام حلالم كنيدشايدديگه برنگشتم .
|
|
68193 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربــلا باشه
تاریخ:
7/23/2009 1:41:54 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا صاحب الزمان
سلام به همگی
گمان مبر کربلائیان به آب سیراب می شوند،عطش کربلا نه آن است که ما می پنداریم...
یاحسین
دعاکنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهـــــــــــــــــــــــرا
|
|