شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
68172
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 7/22/2009 4:06:21 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم- گذری بر حقایق تاریخ ورود اسلام برایران- بخش دوم سپاه اسلام به اصفهان میرسد – اصفهانیان ایرانیان را به داخل راه میدهند ولی مسلمانان را همراه با جناب سلمان رحمت الله علیه پشت دروازه شهربه مدت سه روز نگاه میدارند پس از تحقیقات از ایرانیان در براه رفتار مسلمانان که همگی از انها تعریف وتمجید میکنند انها را درافتاب سوزان مورد مشاهده قرار میدهند وروز سوم به انها چادر میدهند واز جناب سلمان رحمت الله علیه ده سوائل میکنند که یک گروه انها را تهیه کرده بودند ینچ سوائل اول پرسش ار پنچ شخصیت ممتاز ان زمان اصفهان بوده است که خصو.صییات انها بنویسد وسمت فعلی انها را بگوید .پنچ سوائل هم از محل زندگانی سابق جناب سلمان فارسی است رحمت الله علیه است که ساختمان مشهور ان محل چی بوده است موبد معروف ان محل کی بوده است پرستشگاه محل راتعریف کند ودو سوائل دیگر احتمالا یکی حمام محل بوده است جناب سلمان رحمت الله علیه همه را فوری پاسخ میدهد ودر شورا عدهای درخواست ده سوائل ویا بیست سوائل میکنند که ایشان میتوانسته است در طول راه انها بدست اورد ورئیس ش.را نمی پذیرد ومیگوید سوائلات بسیار مشگل بوده است وایشان به داخل بیاید ودرداخل شما میتوانید سوائلات بیشتری کنید وایشان به داخل کاخ میاید وبه مسلمان چادر وغذای بهتری داده میشود- ایشان در کاخ به سوائالات زیادی پاسخ میدهد فردی سوائل برای چه شما ایران را ترک کردهاید وایشان جواب میدهد برای علم وباز ان فرد سوائل میکند بعد از بدست اوردن علم چرا باز گشت به ایران نکرده اید وایشان جواب میدهد ودرگیری لفظی بین اندو در میگید که رئیس شورا حق رابه سلمان میدهد وانمرد را از جلسه اخراج میکنند وسپس میگویند که یک پیامبر در اصفهان دفن است که بخاطره زلزله به زیر زمین رفته است ومانتوانسته ایم انرا پید کنیم ایاشما میتوانید به ما کمک کنید ایشان میگوید پیامبر اکرم صلوات الله علیه انرا برای من تشریح کردهاند من انرا برای شما پیدا میکنم به شرط انکه پس از دیدن روی انرا بپوشا نید قبول میکنند .ایشان نزدیک ضلع طرف شیراز ونزدیک به ان درختی که بعنوان علامتی که پیامبر اکرم فرموده بودند را نتخاب میکند به تعداد معین قدم به سمت شیراز حرکت میکند که تصور میکنم سه قدم بوده است ویفرماید در راستای من در مفابل دیوار رو غرب فلان علامت باشد که درست بوده است ودر دیوار روبرو فلان علامت باشد که درست بوده است که دستور میدهد بعدا تمام این علام ررا باید محو کنید کاغذی میطلبد ونقشه میکشد ونقطهای رامشخص میکند همه میخندند که مارا مسخرهای میکنی سخت انها را سرزنش میکند- ومیگوید قبر بسیار در گودی است باید به اندازه قد سه نفر ار این نقطه به سمت فلان علامت پائین بروید تا بدیوار اجری برسید که در سیاه رنگ محکم وگران قیمت دارد واین کار میکنند وبه ان دیوار میرسند ودران مقبره اشیائ گرانقیمت بوده است وبیرون میاورند وانرا از نوع پر میگنند وخانم استاد امریکائی در دانشگاه شیراز محل انرا کشف کرده بود وایشان فرمودند به احتمال زیاد این حصار مربع بوده است وچهل متر قطر داشته است ودرنوع خوداش بی نظیر بوده است که باید انراحیا کنید ومقدار ی برای زلزله خراب شده است ومقداری هم ثروت مندان مردم را تحریص کرده اند که انها رانابود کنید که بتو.انند بدون انکه مالیات بدهند از انجا کاروان خود وارد کنند ایشان به دلیل چاه فراوان اطراف ان پیدا کردن علائم نجومی ایشان معتقد بود که دور دیوار مطالبی علمی بخصوص در باره نجوم نوشته بوده است ودانشجویان یک دور مطالب این دیوار که داربست میزدند وروی ان
68171
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 7/22/2009 3:34:37 PM
کاربر مهمان
  سلام بر منتظران مهدی


ما منتظريم از سفر برگردي يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور با سيصد و سيزده نفر برگردي



"علي اکبر لطيفيان"
68170
نام: گمنام
شهر: کاشکی کربلا
تاریخ: 7/22/2009 3:24:49 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین (ع)

سلام به همگی

(إن شاءالله)
شخصی در کوفه از خانه بیرون امد.مقداری پول برداشته بود که به محله ی کناسه ی کوفه برود تا الاغی خریداری کند.
مردی به او رسید و گفت کجا می خواهی بروی ؟
او گفت به محله ی کناسه می روم تا الاغی خریداری کنم.
مرد به او گفت بگو إن شاءالله اگر خدا بخواهد
او گفت پول در جیب دارم و الاغ نیز در ان محله بسیار است. بنابراین همه ی اسباب کار فراهم است و نیازی به إن شاءالله نیست.
او رفت.اتفاقا دزدی پول او را دزدید.او وقتی به کناسه رسید ،دست به جیب کرد.دریافت که پولش دزدیده شده،مأیوسانه برگشت.
شخصی به او گفت از کجا می ایی؟
گفت من الکناسه إن شاء الله و سرقت دراهمی إن شاءالله
از محله کناسه می ایم ،به خواست خدا و پولهایم دزدیده شد، اگر خدا بخواهد.
68169
نام: ل
شهر: سنندج
تاریخ: 7/22/2009 2:42:01 PM
کاربر مهمان
  fytfvgjhvasyt8 hf7587ij rtdmnhsgdaklcvbf
68168
نام: ندا
شهر: كرمانشاه
تاریخ: 7/22/2009 2:39:22 PM
کاربر مهمان
  مهران اين روزا اين حرف دلم شده،
حرف هاي دلم را گفته ام،بشنو اكنون اين سكوت تلخ را...كاش مي دونستي تو اين سكوتم همه حرفاي غمگين اين دنيا تلنبار شده.مي گي مي فهمي ولي فهميدن تو برام هيچ سودي نداره،بيا كمكم كن،خودت منو به اين روز انداختي مهران.هيچ كس نمي تونه درمونم كنه...
68167
نام: رضا
شهر: تهران
تاریخ: 7/22/2009 2:39:18 PM
کاربر مهمان
  شيخ ابوالحسن خرقاني
:. الهي! خلق تو شكر نعمتهاي تو كنند - من شكر بودن تو كنم؛ نعمت، بودن توست
:. چون خويشتن را با خدا بيني، وفا بود و چون خدا را با خويشتن بيني، فنا بود
:. عالمان آن گويند كه شنيده باشند، جوانمردان آن گويند كه ديده باشند...
:. حق تعالي قسمت بندگان پيدا كرد - هركس نصيب خود برداشتند - نصيب جوانمردان؛ يعني اولياء، اندوه بود
:. آنكس كه حق او را خواهد، راه را به او نشان خواهد داد و راه براي وي كوتاه خواهد شد...
68166
نام: شيما
شهر: تهران
تاریخ: 7/22/2009 2:37:18 PM
کاربر مهمان
  سلام
"چه فرقي ميكنه" كجاس؟
68165
نام: ملیحه
شهر: .
تاریخ: 7/22/2009 1:48:45 PM
کاربر مهمان
  یا هو

طول x عرض x ارتفاع = حجم

واحد طول قاصله است واحد عرض فاصله است واحد ارتفاع فاصله است .

نتيجه مي گيرم حجم هرچه باشد! و هر اندازه كه باشد تابع فاصله است .
پس اين فاصله ها هستند كه ابعاد را مي آفرينند. وهرچه دورتر! ابعاد بزرگتر!
آيا فاصله گرفتن به معني دور شدن است ؟ يا نزديك شدن ؟ چون از نقطه اي
دور و به نقطه اي ديگر نزديك مي شوي و نسبتش يكي است به هر اندازه
حركت ! ولی حركت سمت مي خواهد ! كدام سمت ؟ كدام سمت مي تواند مرا
به ابعاد هستي يا از آن بزرگتركند؟
ياد دارم در آغاز وجودم ندايی گفته بود از مني و بسوي من باز مي گردي و
اگر به سمت من بيايي من سريعتر به سمت تو خواهم آمد. پس اين نسبت
حركت يكي نيست تو يك گام و اوهزاران گام! و حاصل آن هزاران + يك
گام مي شود. پس او چه نزديك مي تواند باشد .اين راه با اندازه سيري
بزرگ وبزرگ شدن در عظمت او! حالا بايد حساب كنم كه:
چقدرحجم دارم ؟ چقدر فضا اشغال كرده ام ؟ در اين حجم چه جاي داده ام ؟
و در كدام حجم جاي دارم؟

وقتي كه اندازه حجم پذيري من اين اندازه مي توان باشد.
وقتي فاصله مي گيري ارزش هرچيز برايت به اندازه اي است كه ازآن فاصله گرفتي
وقتي از خود فاصله بگيري اندازه هاي خود را مي يابي امان ازآسيب
آسياب عقل بجاي آنكه مرا از غفلتهايم آگاه كند مرا به قضاوت وامي دارد.
68164
نام: مرتضئ
شهر: ۰۴۴۱
تاریخ: 7/22/2009 1:36:46 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان
براتون ارزوی موفقیت دارم
68163
نام: رسول
شهر: سنندج
تاریخ: 7/22/2009 12:22:19 PM
کاربر مهمان
  باسلام خوشحالم که به جمع دوستانه تان پیوستم.
<<ابتدا <قبلی 6823 6822 6821 6820 6819 6818 6817 6816 6815 6814 6813 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved