شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
64042
نام: میم
شهر: .
تاریخ: 2/20/2009 12:08:05 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام خدا بر آن نگار ماه رخسار مه لقا
بر آن دمی که از جمال بی مثال خویش
آن آفتاب خوبان نقاب برگیرد

بر آن دمی که بسیط زمین همه دشت است
همه دشتی خَضراء...سر سبز

همه گل ها حَمراء...سرخ اند
از شرم ظهور آن گل سر سبد عالم هستی

بر آن دمی که سرو و صنوبر به رکوع
از شکوه بالای رعنایش

و عطر نفس هایش...

مسیح را در آسمان ها واله و شیدا کند


من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم....

دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم

همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

ای نسیم سحری بندگی من برسان
که فراموش مکن وقت دعای سحرم

خرم آن روز کزین مرحله بربندم بار
وز سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم...



یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گر بی تو بود جنت بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم....



ماه کنعانی من مسند مصر آن ِ تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را

64041
نام: دلشکسته تر از دلشکسته
شهر: عاشقی
تاریخ: 2/19/2009 11:29:32 PM
کاربر مهمان
  سلام بچه ها مرسی از اینکه برام پیام گذاشتین ایمان عزیز، دلشکسته ی مهربان مرسی از اینکه ازم استقبال کردید خیلی خوشحال شدم که از منم حرف زدید این بیت شعر رو تقدیم همه ی حرف دلیها می کنم امیدوارم خوشتون بیاد
آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود
سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود
التماس دعا دارم انشاءالله که یه روز بشه و همه ی حرف دلیها از شادیهاو خوشبختیهاشون بگن
64040
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 2/19/2009 11:25:04 PM
کاربر مهمان
 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
64039
نام: شیما
شهر: رودسر
تاریخ: 2/19/2009 11:06:36 PM
کاربر مهمان
  خدایا من دوستت دارم
64038
نام: محمد جواد
شهر: تهران
تاریخ: 2/19/2009 10:17:06 PM
کاربر مهمان
  راز دل با که بگویم

این شعر برای کسانی است صدقه سری شهدا بجایی رسیدن همه چی یادشون رفته.

نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم آنکه بالاتر نشست
استخوانش سختر خواهد شکست
آره بابا
64037
نام: مهدیه( فائزه )
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 2/19/2009 9:55:12 PM
کاربر مهمان
  برای دوست عزیزی که شعر خواسته بودند . ببخشید اگه خوب نیست .

بنگر که داغ هجر تو با ما چه می کند
وصف جمال روی تو جانا چه می کند .
شرح نگاه مست تو ای روشنای سبز
با اشک خون و چشم تمنا چه می کند
ای آفتاب مه گرفته عالم ، طلوع کن
هستی بدون نور تو فردا چه میکند
شب در سیاه چشم تو آوارگی کشید
با خال دل فریب تو یلدا چه میکند
ای شهسوار حسن به بازار عاشقی
یوسف به پیش حسن تو سودا چه میکند
هفت آسمان به آه تو هستند و برقرار
ورنه حیات و موت به عیسی چه میکند
تنها تویی بهانهء عاشق شدن ، بیا
توضیح واضحات به معنا چه میکند
چون روشنای شمس و قمر از وجود توست
با این طلیعه گو ید بیضا چه میکند
بیراهه می رود دل آن مدعی ، بگو
در لابلای خرمن اسما چه میکند
او اسم اعظم و نی عشق اعظم است
عمری به کار بیخود و بیجا چه میکند
با مدعی بگو که چراغت اگر چه هست
این دیدگان بسته هویدا چه میکند
با چشم و سوز دل بنگر او همیشه هست
ورنه سواد عقل جز حاشا چه میکند
_____________________________________________
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني

_______________________________________________
به یاد روی مه آلوده اش غزل خوان
به فکر ماه پس ابرم و هراسانم
چقدر طول کشید انتظار ، می ترسم
به وقت آمدنت زنده ام ؟ نمی دانم
به فکر پرده کشیدن ز رویت ای ماهم
که از زمان ظهورت حدودا آگاهم
نه ، دور نیست زیاد این زمان ظهور
ببین صدای قدمت آید از ته آهم
عطش برای شرب نگاهت ببین به لب هایم
همین بس است بیا و نگو نمی آیم
برای انتظار تو آقا توانمان رفته
برای شیعه بد است آقا ، نگو که تنهایم
پس از هزار و چند قرن هنوز می نالم
که شیفته رخ ماه و خراب آن خالم
ولی همین که خوب فکر می کنم شاید من
به شاخه های درخت شکفتنت کالم
مرا نبین که به گلشن و چمن خارم
امید آمدنت را به روی گل دارم
به خاطر گلها بیا بهار گلزارم
که سیصد و سیزده گل در این چمن دارم
64036
نام: مهدیه
شهر: ایران
تاریخ: 2/19/2009 9:06:23 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان
چه خبره تو حرف دل! من در طول روز چند بار میام به حرف دل سر میزنم و خیلی عجیبه هر روز یکی خداحافظی میکنه و میره!ما که اینجا جز خوبی و همدلی و تسکین درد دلهای کسانی که اینجا درد دل بجایی می کنند چیزی ندیدیم!اینجا با خواندن درد دل دیگران آدم میفهمه فقط خودش مشکل نداره!اینجا با ختمهاش آدم کلی صفا میکنه!با صلواتهای سبکبار کلی آدم احساس سبکی میکنه!با راهنماییهای بزرگان آدم کلی درس زندگی میگیره!همینکه میایی و میبینی کسانی که تورو نمیشناسند حالتو میپرسند کلی حال آدم خوب میشه!
امیدوارم عزیزان گلی که این روزا مراسم خداحافظی داشتند به همین زودی اینقدر دلشون برای باغشون تنگ بشه که دیگه چاره ای جز برگشتن نداشته باشند!
ایمان عزیز اسم مرا هم تو ختم بنویسید.
این غزل خواجه هم تقدیم به آقامون(عج)
ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن
رحمی به من سوخته بی سروپاکن
گر لاف زندماه که ماند به جمالت
بنمای رخ خویش ومه انگشت نما کن
ای سروچمان از چمن وباغ زمانی
بخرام دراین بزم ودوصد جامه دواکن
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمع اند
ای دوست بیا رحم به تنهایی ماکن
بادلشدگان جوروجفاتابه کی آخر
آهنگ وفاترک جفا بهر خداکن
یاحق
64035
نام: مهدیه( فائزه )
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 2/19/2009 9:04:15 PM
کاربر مهمان
  سلام به مهربون های حرف دل
امروز رفتم که با فائزه صحبت کنم بهتر شده البته باید گفت خیلی آرومتر شده . با دکترش هم تماس گرفتم گفت فائزه روحیه ی حساسی داره و یکسال تنهایی های اون و فکر کردن در مورد چیز هایی که دیده و شنیده و احساس گناه در مورد چیزهایی که نمی دونه و نمیتونه از کسی بپرسه باعث شده که انقدر اذیت بشه باید چند روزی تنها باشه بهش کمک کنیم تا بتونه با خودش و این مسائل کنار بیاد و خود گمشده اش رو پیدا کنه . جالب اینجاست که وقتی داشتم صفحات گذشته حرف دل رو مرور میکردم دیدم دقیقا همون سوالاتی رو که از چه فرقی میکنه عزیز پرسیده رو از من پرسیده بود ولی من نتونستم انقدر کامل جوابش رو بدم مثل اینکه قانع نشده و دو باره اینجا مطرح کرده .
چه فرقی میکنه محترم ممنون از جواب های شما من خودم هم خیلی استفاده کردم .
مهدی و فاطمه عزیزاز مینی سیتی به یاس سفید عزیز سلام برسونید انشاا... که در هر کجا که هستن موفق باشن . ممنون از توجه شما و پیام بسیار قشنگی که برای فائزه گذاشتید . پیام شما و دیگر عزیزانی رو که به این موضوع توجه داشتند رو پیرینت گرفتم و برای فائزه بردم از روی متن شما دو ، سه بار خوند و یه آرامشی رو میشد از نگاهش حس کرد می گفت دلش برای حرف دل و تک تک حرف دلی ها تنگ شده . سعی میکنم که به حرف دل بر گرده چون مطمئنم که فقط اینجا میتونه حرف هاش رو بنویسه و چیزی تو دلش نگه نداره و آروم بشه . کاش خدا و شهدا که خودشون دارن این بازی رو با دلش میکنن یه جوری کمکش کنن و بهش صبر هم بدن . تا درک خیلی چیزا براش راحت تر بشه . من از بوی سیب عزیز که نوشته بودن اینجا مسائل غیر مربوط با حرف دل نوشته میشه عذر خواهی میکنم من اینها رو مینویسم تا دلیل رفتن فائزه برای عزیزانی که از رفتنش ناراحت شدن روشن بشه واز عزیزانی که اینجا هستن کمک بگیرم تا این مشکلات پیش اومده حل بشه شاید خیلی ها مثل فائزه ی من باشن که به اینجا پناه میارن و به کمک این عزیزان به آرامش میرسن . به نظر من اینجا همه برای رسیدن به آرامش اومدن واینکه برای رسیدن به این آرامش به هم کمک کنن . در هر صورت اگه شما ناراحت میشید ببخشید . .. .
باز هم از لطف همه شما عزیزان ممنونم .
64034
نام: قاسم
شهر: کرمان
تاریخ: 2/19/2009 7:30:41 PM
کاربر مهمان
  هیچ
64033
نام: حسرت
شهر: اصفهان
تاریخ: 2/19/2009 2:33:21 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه پروانه حیران اوست .......

افسوس که آنچه برده ام باختنی ست.......

بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست.........

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت........

بشناخته ها تمام نشناختنی ست.........
<<ابتدا <قبلی 6410 6409 6408 6407 6406 6405 6404 6403 6402 6401 6400 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved