اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 63942 |
نام:
مجنون مهدي(عج)
شهر:
عشق
تاریخ:
2/17/2009 12:42:01 PM
کاربر مهمان
|
التماس دعای فرج ازهمه عاشقان یوسف فاطمه گل خوشبوی نرگس....
الهم عجل لولیک الفرج....
جویند همه هلال و من ابرویت
گیرند همه روزه و من گیسویت ....
چه محنت ها کشید این دل ز سوز عشق پنهانی
برون آ در شب تارم تو ای خورشید نورانی
مثال آفتابی تو، نمی دانم چو دریایی
دچار مهر تابانم غریق بحر حیرانی
ز پشت ابر بیرون آ، تو ای خورشید و ماه من
به پشت ابر می دانم همیشه تو نمی مانی
ز تکرار مه و خورشید، غزل هم نور می گیرد
که تو تکرار خورشیدی در این شبهای ظلمانی
تمام روزها را من به اشک دل زنم پیوند
به امیدی که بازآیی ز در با رسم مهمانی
پریشان حال می سوزم، چو شمعی در فراق تو
به صد گنج جهان ندهم، من این حال پریشانی
اسیر کوه و دشت غم، گرفتار بیابانم
ز شیدایی شدم آخر، چو مجنون بیابانی
ندارم مایه ای دیگر به غیر از عشق تو ای گل
تو شرح عشق جانسوزم ز چهرم خوب می خوانی
اگر یک گوشۀ چشمی، برین افتاده بنمایی
گدای کوی تو آری، رسد اوج سلیمانی
تمام روزگار اینک اسیر فتنۀ شام است
بیا آرامش دلها، تو ای موعود قرآنی
کویر تشنه را ماند، دل عشاق شیدایی
مگر از فیض چشمانت، بر این دلها تو بارانی
امید وصل تو جانا، چنین غم پرورم کرده است
غم شیرین عشقت را، نخواهم هیچ پایانی
بر آن بودم که عشقت را چو گنجینه نهان دارم
به سیلاب غمت گردید؛ عیان این عشق پنهانی
رضا بر نقد جانم شو در این سودای مستانه
نبود و بود من جانا، فدای تو که جانانی
|
|
| 63941 |
نام:
مجنون مهدي(عج)
شهر:
عشق
تاریخ:
2/17/2009 12:05:53 PM
کاربر مهمان
|
يا ابا صالح
نمي دانم كي خواهي آمد ،اي آشناي دل !
تويي كه هنوز به حقيقت نمي دانم كيستي ؟....
تويي كه يك روز غروب بر حاشيه دلم قدم مي گذاري واحساس حضورت مرا قلقلك مي دهد ....
همه نوشته ها تو را گفته اند و همه كتاب ها تو را خوانده اند ، ولي كمتر چشمي تو را در خواب ديده است ....
تو سرچشمه بهترين هاي عالم هستي ،...
مرا خوب مي شناسي ، ولي من هنوز نمي شناسمت ....لطفهايت بي شمار مرا درزندگي شامل شده است با اينكه مي دانم لايق نبوده ام ونيستم....
تو را در لابه لاي صفحات نمي توانم بيابم…
ولي گويا با اين نوشته ها وجودت را بر دل وجان احساس مي كنم وحتم دارم اين نوشته ها را مي خواني....
مهم نيست كه نوشته را به اب روان بياندازم وبه دستت برسد...بي شك تو برانچه كه بر لوح سياه دلم حك مي شود ومي نگارم قبل ازآنكه به روي اين صفحات بيايد خوانده اي...واين ارامش بخش است براي من.
تو احساس گم من هستي كه در روز جمعه ، بر منطق احساس من جاري مي شوي ،...
هيچ مي داني ، كه من هماني هستم كه هيچگاه نديدمت ؛ ....
چون حضور تو را حس كرده ام ، ولي ظهور تو را هنوز نه ،....
تا ديگر دلم ميان بودن يا نبودن مردد نشود ....
امروز كه اندازه تمام دلواپسي هاي نهج البلاغه در زمستان عاطفه هاي اهالي كوفه دلشوره پيدا مي كنم و آنگاه كه در زير باران غدير خيس مي شوم تا شيعه شوم ،...
باز مهمان حضور تو مي شوم ....
حضور تو آنقدر وسيع است كه حتي در افق نگاه خزان زده غرب نيز مي توان تو را فهميد ....
نمي خواهم دلم را با چيزهاي سر درگم ، گرم كنم…
دل خوشي من به اين است كه چيز گرانبهايي دراين سينه دارم...وآن را تو مي داني چيست...آن مهرومحبت وعشق توست...دست خودم نيست ...خودت عاشقم كردي...خودت براين دل وارد شدي...مگربدون اذن تو مي شود تورا خواست؟
شب ها كه باران به احساس سبز شالي زاران قدم مي گذارد و مترسك هاي لب جاليز ، سرما را پخش مي كند و سر انگشتانم اقامتگاه پرندگان مهاجر مي شود ؛ تو نيز بر مي گردي ...
دلم راضي نمي شود تو را لا به لاي خطوط كتاب ها جستجو كنم ...
رد پاي تو روي دل من است و جا پاي قدمهايت يخ ذهنم را آب كرده است…. .
تو مي آيي ...
بگو مي آيي ، مي دانم .... نه نمي گويي ،...
اصلاً در دفتر حضور تو ، ظهور تو حك شده است .
بگو راست مي گويم ....
امروز مثل ديروز نيستم و فردا مثل امروز نخواهم بود؛
چون مي دانم مرا مي خواني .....
سرنوشت من اين است كه منتظر بمانم و تو منتَظَر ....
باور كن هيچ ترديدي ندارم ؛ زيرا همه سلول هايم ، همه ي نفس هايم ، تنفسي هست كه از درخانه حسين توست....
خانه اي كه درب آن به روي همه هميشه باز است...
اين خانه بود كه آبرو دادم وديوانگي ودلداگي را آموختم...
ازعشق حسين به اين جا رسيدم وترديد ندارم مرا مي خواني...اين گوشهاي زنگار گرفته من است كه نمي گذارد صداي مهربانت را بشنوم...
هميشه ازتومهربان خواسته ام اين بوده كه خودت دعا كني كه غافل نشوم....
ودلشورگي ودلداگي ها وچشم انتظاري هاي من هم ازدرب اين خانه آغاز شد...
مولا جان ، اين ها سرگذشت نيست ، اين ها سرنوشت است ،
سرنوشت فراق و انتظار ...
سرنوشت رسيدن به آرزوي ديرينه دل...پزكشيدن بسوي حرم سلطان عشق حسين(ع)
|
|
| 63940 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
2/17/2009 12:00:40 PM
کاربر مهمان
|
به یاد آرام دلها
سلام
زمین خوردن بار سوم
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا اونمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
ستایش خدایی را است بلند مرتبه!
|
|
| 63939 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
2/17/2009 11:37:40 AM
کاربر مهمان
|
سلام!
چراهمه اين روزاحرف ازخداحافظي ميزنن؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
ياس سفيدعزيزشماديگه چرا؟؟؟
فائزه عزيزانشاالله كه به جنوب ميرويد.
چه فرقي ميكنه گرامي ازلطف شماممنونم.فرمايش شماهم كاملادرست است البته فكرنكنم درموردمن صدق كند.
التماس دعا
*اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم*
|
|
| 63938 |
نام:
منتظر
شهر:
انتظار
تاریخ:
2/17/2009 11:19:34 AM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان خوب اهل دل نمی دانم شماهم منتظر هستید یا نه یا اینکه طعم تلخ یا شیرین انتظاررا چشیده اید وبعد از آن همه انتظار .... خوب بگذریم امیدوارم شما اینگونه نباشید ودچار افرادی خیانتکار از این جنس نشوید . دوستان خوب اهل دل مواظب باشید که همیشه گرگانی در کمین هستند گول ظاهر به اصطلاح مذهبی و تیپ وقیافه و ریش و چفیه و تسبیح به دست وسربه گریبانشان رانخورید که ...برایم دعاکنید که سخت محتاج دعایتان هستم.فقط یک چیزاز طرف مقابل می خواهم واینکه اگر متوجه شدی جواب بده چرا با من چنین کردی وبه چه جرمی ؟آیا مستحق بودم ؟
|
|
| 63937 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/17/2009 11:07:23 AM
کاربر مهمان
|
شیفته گرامی انشالله دلتان آشفته نباشد و خداوند یار و یاورتان . نام نبردن از دوستان دلیل بر فراموشی آنان نیست . از حضور و دل نوشته هاتون ما را بی نصیب نگذارید و انشالله همیشه در آرامش باشید .
ایمان گرامی بابت این آرامشی که در خانه سید مرتضی دارید من هم خدا را شاکرم.
سلام حرف دل را به بنده خدای گرامی و مهدیار نازنینشان برسانید .
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63936 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/17/2009 11:03:32 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
دعا و نیایش و عزاداریهای همه در روز اربعین و ماه محرم قبول درگاه حق باشد انشالله
ایمان گرامی. به نام نامی مادر . مریم خانم های حرف دل چه در انتظار و چه دل آرام . ناشناس عزیز . یه بی ارزش محترم . امیدوار گرامی . سارا خانم ها . سمیرا از بابل . مجتبی شعبانزاده . صادق از قم المقدسه . یاس سفید محترم . انسیه محترم . فائزه خانم . تشنه گرامی . بنده خدا از بروجرد . مهدیار نازنین . خروش بزرگوارم . گل نرگس . باران گرامی . سورنای حرف دل . عبدالزهرا . رضای کویری. ان الله بصیر بالعباد .فریال محترم . سبکبار . شاهد . بوی سیب . مقداد عزیز . شهاب. هدهد غریب صبا. داداش بیقرار. مجنون الحسین . همه شما را میان زیارت اربعین نام بردم و همه کسانی که حافظه ناقصم در این امر یاریم نمینماید به نام همه یاران حرف دل نام بردم و دعا گوی همه بودم . انشالله که همه از زائران حرم آقا ابا عیدالله باشیم .
انسیه گرامی حضور همه یاران در حرف دل دلگرمی و پشتوانه است برای دیگران . انشالله هر جا که هستید به سلامت و خیر باشید و هر چه زودتر به این سرا بازگردید و استفاده کنیم از حضور بزرگوارتون .
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63935 |
نام:
شیفته
شهر:
آشفته
تاریخ:
2/17/2009 10:44:31 AM
کاربر مهمان
|
سلامی گرم به دلهای عاشق و بی قرار
سلامی صمیمی به آشناهای قدیمی
هر چند که کسی سراغم را نگرفته و یادم نبوده ولی من شمارا به خاطر داشتم وبه یادتان بودم و از اینکه آرامش را در لحن گفتار بعضی از شما دریافت می کنم خدا را سپاسگزارم.
التماس دعا
|
|
| 63934 |
نام:
یاس سفید
شهر:
کوچه بنی هاشم
تاریخ:
2/17/2009 10:37:55 AM
کاربر مهمان
|
بنام کریم کارسازورحیم بنده نواز
آجرک الله یا بقیه الله (عج)
آمدی خوش آمدی ای همسفر
بهردیدارم توباچشمان تر
آمدی ای آیت فتح وظفر
کردی ازطفلان من رفع خطر
آمدی خوش آمدی ای دل غمین
که بودخون توباخونم عجین
پیش مادرازتوگشتم سرفراز
می نمودی تودعایم درنماز
درعزای من شده مویت سپید
قامتت ازبارغمهایم خمید
کردی ای خواهرتوهرجایاریم
برسرنی داده ای دلداریم
غم مخورکردی اگرپنهان گلم
کنج ویرانه توآرام دلم
شاعر:آرام دل
باسلام به دوستان خوبم ساکنین باغ آقاسیدمرتضی
خداقوت
امشب می خوام ازهمه شماعزیزانم که دراین مدت کوتاه یاروهمدلم بودیدتشکرکنم.
ازشمایی که درمواقع سختی ومشکلات بادعاهای خیرتان قوت قلبم بودیدوسنگ صبورم.
دوستان خوبم! الان که این متن رابراتون می نویسم بغض گلویم راگرفته وخیلی ناراحت هستم.
اصلادلم نمی آیدکه این جمع صمیمی ومهربون رارهاکنم ولی مجبورم که باشماعزیزانم خداحافظی کنم.
ازدوستانم که عازم مشهدوجنوب هستندالتماس دعادارم.
ازبچه هایی که درختم هاشرکت کردندودرآینده هم شرکت می کنندنیزالتماس دعادارم.
من دراین مدت کم که درجمع صمیمی حرف دل بودم ازساکنین باغ آقاسیدمرتضی خیلی چیزهایادگرفتم.
وازتون ممنونم.
عاجزانه ازتون می خوام که اگرحرفی زدم که باعث رنجش خاطرشماشده حلالم کنید.
بدیهایم رابه خوبیهاوبزرگواریتان ببخشید.
ازخداوندمتعال برایتان سلامتی ومؤفقیت درامورتان رامی خواهم .
درایام 28صفروشهادت امام رضا(ع)وایام ولادتهاوشهادتهامن حقیررافراموش نکنید.
سبکبار! خیلی دلم برای صلواتهاتون تنگ میشه .
راستی آن فاطمه ومهدی ازمینی سیتی خواهرزاده های شیطون من بودند مدتی است که مطالب حرف دل رو می خونن .
آنروز برام مطلب نوشته بودندومنم یه کم باهاشون درحرف دل شوخی کردم .
فقط بیان کردم که خدای ناکرده سوءتفاهمی پیش نیاید.
دلم خیلی براتون تنگ میشه . به یادتان ودعاگویتان هستم .
اللهم وفقنالماتحب وترضی
یاس سفیدخواهرکوچکتان رابه یاس نیلی کوچه بنی هاشم ببخشیدوحلال کنید .
یازهرا(س)مددی بنما
التماس دعا
|
|
| 63933 |
نام:
اق
شهر:
قف
تاریخ:
2/17/2009 10:12:06 AM
کاربر مهمان
|
دیدی بهش نرسیدم
|
|