شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63842
نام: نیلوفرانه
شهر: کویر
تاریخ: 2/14/2009 1:20:03 PM
کاربر مهمان
  کنکور کارشناسی ارشدو خراب کردم بدترین امتحانی بود که در عمرم داده بودم
63841
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/14/2009 12:33:23 PM
کاربر مهمان
  اردیبهشت یزدان نبودی مومن، دلتنگ حرفهایت بودیم انشالله هر کجا که هستی در پناه خدا و با یاد خدا باشی. استفاده کنیم مومن از حضورت.

به نام نامی مادر محترم غم از دست دادن والاترین آفریده خداوند مادر را به شما تسلیت عرض میکنم . انشالله در آرامش و آسودگی باشند و با آزمون هایی که از ایشان به عمل آمده نزد پروردگار والا مرتبت سربلند و سرافراز هستند . انشالله حضور داشته باشید و استفاده کنیم از مطالب و حرف دلتان .
نثار شادی روح این مادر بزرگوار بخوانیم فاته ای

شهاب گرامی انشالله که خداوند دست همه یاران حرف دل را در همه زمانها بگیرند و مدد دهند برای گام برداشتن در راه درست .

مریم خانم در انتظار بهار و باران خوشحالم از بازگشت و حضور دوباره شما . استفاده کنیم انشالله از حضورتون .
63840
نام: سمیه
شهر: ساری
تاریخ: 2/14/2009 12:10:05 PM
کاربر مهمان
  سلامی چو بوی خوش آشنایی به شما دلاوران و تلاشگران
امیدوارم درپناه خدا همیشه سالم و تندرست باشید . خیلی دلم گرفته واقعاروزهای سختی راپشت سر میگذارم واین روزهاواقعا به دعای شما نیازمندم.
التماس دعا. برایم دعا کنید
63839
نام: به نام نامی مادر
شهر: این دنیا
تاریخ: 2/14/2009 11:53:05 AM
کاربر مهمان
  سلام مادر مهربونم
نمی دونم توی برزخ هم می تونی حرفهای"هرچه میخواهد دل تنگت بگو"رو بخونی یانه ولی هرچه هست دلم برات یه ذره شده پس از اون بیماری سخت چند ماهه و روزایی که پشت در آی سی یو منتظر باز شدن چشمای قشنگ اما خسته و مجروحت بودم پس از اون چند ماه که زخم بستر گرفتی و من شاهد دردات بودم شاهد سکوت مرگبارت شاهد دردها وزخم ها و خلاصه شاهد وضعیتی که وقتی یادم میاد بغضم میترکه و میخوام خفه بشم آره بعد از اون روزایی که آدم ناتوانی و بیماری عزیزترین عزیزشو(مادرشو)ببینه این اولین روزیه که دارم برات نامه مینویسم دیشب که اومدی توخوابم خیلی خوشحال شدم ولی باز امروز دلتنگت شدم مادر
وقتی دانشگاهمو به خاطر عشق به تو نرفتم امید داشتم این بار که به دانشگاه میرم تو زنده باشی بهم زنگ بزنی اما الان تو دو ماهست تنهام گذاشتی
یاد شبتیی که تا صبح به خاطر ناله های ناشی از دردت گریه میکردم به خیر یاد اون شبی که ساعت دو ونیم بامداد عروج کردی و من داشتم تو بیمارستان از درد فراقت ضجه میزدم به خیر ...
درد بی مادری را مادر ازدست داده ها میفهمند مخصوصا اونایی که مادر زخم بستری داشتند مادر زجر دیده و داغ دیده داشتند مدر مهربون داشتند مادر خسته از زندگی مادر سیلی خورده داشتند
مادرم به قول دوست پشت کنکویمون یه وقت غصه نخوری ها .من هرروز براتو وسلامتی امام زمان و بی وارثان و بد وارثان صدقه میدم تا بدونی چقدر دوست دارم عزیزدلم مادرم.
درسته توجوونی پیر شدم درسته چین وچروک روصورتم افتاده درسته بعد از جدایی ۲۰ساله ازتواز پدر غصه خوردم اما جدایی همیشگی تو آرومم نمی زاره به یاد همه اموات و از جمله مادرم اگه در توانته یه فاتحه بخون.
اللهم صل علی نبینا محمد وآله مااختلف الملوان و تعاقب العصران وکرالجدیدان و بلغ روحه وارواح اهل بیته منا التحیت والسلام
میرن آدما ازونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
بیایید قدر یکدیگر بدانیم مخصوصا قدر مادرای مهربونتونو بدونید بدرود
وابعث ثوابها الی قبر امی
63838
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 2/14/2009 11:50:43 AM
کاربر مهمان
  منت خدای را عز و جل

سلام همی



ای امان ، ای داد ، ای بیدا !
این چگونه نبشته ای بودست که به چاپ نه همی رسیدندی
ای ادمین ، ای نیکو صفت ، ای خوب خواه ، ای که حواست جمع است ، مگر آه کدامین حرف دلی بدامان ما همی گرفت ، که چونین نبشته های ما را اندر ثبت نه همی آوردی ؟
مگر نه همین رسم ایرانیان بودست و باشد .
ای آدمین مگر خودتان دل نه همی دارید ؟


ای چه فرقی میکنه ، ای نیک اخوی ، ای خوب ، ای خوب بنویس ، ای بی ریا ، ای خوبتر از خوب ، از احوال ما پرسش همی نمودندی ، ملالی نیست .
یا علی با علی تا اعلی


63837
نام: پشت کنکوری
شهر: پشت کنکور
تاریخ: 2/14/2009 11:15:59 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام به همه ی اونایی که امروز ودیروز و پدیروز وپیش پدیروزکنکور دادند .خسته نباشید میدونم خیلی هاتون امیدی به قبول شدن در کنکور کارشناسی ارشد رو ندارین مثل خود من اما بابا همبن هم که لیسانس گرفتید خدارا صد هزار مرتبه شکراز الان به دنبال کار برید آره آره میدونم کار مورد نظر و مطابق رشته تحصیلی وخلاصه دولتی گیرتون نمی یاد اما میشه رفت دنبال کارایی که حقوقش پایینه و ساعت کاریش زیاد اما اگر می خوای موفق باشی و افسردگی بعد کنکور نگیری برو سر کار ولو به درد نخوراز بیکاری بهتره تازه همین کارای به ظاهر به درد نخور واسه جامعه به درد میخورن اگر میخوای کوه مشکلاتت رو از سر راه بر داری از برداشتن سنگریزه ها شروع کن به همه اعلام میکنم غصه خوردن وافسردگی برااونایی که اهل ایرانند و تازه کنکور ارشد دادند به هیچ وجه جایز نیست ومطلقا ممنوع میباشد آهای باتوام یه وقتی غصه نخوری ها.
شغل گمگشته باز آید به ایران غم مخور
امان از بیکاری از بس واسه کنکور غصه خوردم تازگی ها شعر میگم
چون میگذرد غمی نیست
هرکه بهت گفت کنکور روچه طور دادی بگو:
این نیز بگذرد.غصه نخورین به جاش نون خالی بخورین هر وقت کار خوب پیداکردی نون و روغن بخورین
خوش باشی یاحق
ومن الله التوفیق
63836
نام: محمود
شهر: مزارشریف
تاریخ: 2/14/2009 11:06:40 AM
کاربر مهمان
  عاشق آنیستکه درکنارش باشی: عاشق آنستکه دریادش باش :
63835
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/14/2009 10:47:03 AM
کاربر مهمان
  دلم از غربت حق وحقیقت به تنگ آمده آقاجان کی میایی ؟تاکی فرزندان ناخلف برادران یوسف آری یهودیان و اسرائیلیان این همه فجور را با خونسردی تمام و بی رحمانه بر سر ما هابیلیان روادارند؟ تاکی شاهد مرگ عزیزان به خون غلطیدمان باشیم ؟آقاجان موعود آخرالزمان مهدی جان تاکی انتظار؟ آیا صبح نزدیک نیست؟کی میادوکی میشه پرده از رخ بر فکنی؟
63834
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/14/2009 10:39:19 AM
کاربر مهمان
  عبداللّه بن عبّاس - پسر عموى پيغمبر اسلام و امام علىّ صلوات اللّه و سلامه عليهما - حكايت نمايد:

روزى در محضر رسول اللّه صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، كه حضرت فاطمه زهراء عليها السلام با حالت گريه وارد شد.
رسول خدا صلوات اللّه عليه فرمود: دخترم ! چرا گريان هستى ؟
اظهار داشت : اى پدرجان ! امروز حسن و حسين - سلام اللّه عليهما - از منزل خارج شده اند؛ و تاكنون برنگشته اند و هر كجا به دنبالشان گشتم آن ها را نيافتم .
سپس افزود: و شوهرم علىّ عليه السلام هم ، مدّت پنج روز است كه جهت كشاورزى از منزل خارج شده و هنوز نيامده است .
در اين بين حضرت رسول صلى الله عليه و آله خطاب به اصحاب كرد - كه در جمع ايشان ابوبكر و سلمان فارسى و ابوذر حضور داشتند - و فرمود: حركت كنيد و ببينيد نوران چشمم كجا رفته اند، آن ها را بيابيد و نزد من بياوريد.
حدود هفتاد نفر جهت يافتن آن دو عزيز بسيج شدند؛ وليكن همگى پس از گذشت ساعتى آمدند و گفتند: آن ها را نيافتيم .
حضرت رسول صلوات اللّه عليه بسيار غمگين و افسرده خاطر شد، پس جلوى مسجد آمد و دست به دعا بلند نمود و اظهار داشت : خدايا! تو را به حقّ ابراهيم و به حقّ آدم ، نور چشمانم و ميوه هاى قلب مرا در هر كجا هستند از گزند هر آفتى سالم نگه دار، يا ارحم الرّاحمين !
و چون دعاى حضرت پايان يافت ، جبرئيل امين عليه السلام فرود آمد و گفت : يا رسول اللّه ! ناراحت مباش ، حسن و حسين در دنيا و آخرت سالم و گرامى مى باشند؛ و خداوند ملكى را ماءمور نموده تا محافظ آن ها باشد؛ و درحال حاضر در قلعه بنى نجّار در صحّت و سالم آرميده اند.
له ، با شنيدن اين خبر شادمان و خوشحال گرديد و آن گاه به همراه جبرئيل و ميكائيل و عدّه اى از اصحاب به طرف حظيره و قلعه بنى نجّار حركت كردند، وقتى وارد آن قلعه شدند؛ ديدند حسن ، برادرش حسين را در آغوش گرفته و هر دو دست در گردن هم كرده و به آرامى خوابيده اند.
پس حضرت دو زانو كنار آن عزيزان نشست و مشغول بوسيدن آن ها شد تا آن كه هر دو بيدار شدند.
بعد از آن حضرت رسول ، حسين را و جبرئيل ، حسن را - كه سلام و صلوات خدا بر آنان باد - در آغوش گرفته و از قلعه خارج شدند.
و سپس پيغمبر فرمود: هر كه حسن و حسين را دشمن دارد، اهل آتش جهنّم خواهد بود؛ و هر كه دوستدار آن ها باشد و آن ها را عزيز و گرامى دارد، اهل بهشت خواهد بود.
63833
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/14/2009 10:36:10 AM
کاربر مهمان
  جناب حجه الاسلام آقای مكارمی فرمودند:

نقل شده است در یكی از شهرهای شیراز شخصی همراه عمویش برای ماهی‌گیری به كنار ساحل می‌رود و در آنجا یكدفعه غرق می‌شود. عموی وی، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان می‌بیند كه وی روی آب آمد! باری، شخص غرق شده كنار ساحل می‌آید و عمویش از او می‌پرسد: چگونه نجات یافتی؟ می‌گوید: در حال غرق شدن ، به یاد روضه‌ها افتادم، پس از آن عرض كردم: یا اباالفضل!

دیدم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام تشریف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو یا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) شدم و عرض كردم یا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند.

یا علی و یا فاطمه
<<ابتدا <قبلی 6390 6389 6388 6387 6386 6385 6384 6383 6382 6381 6380 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved