اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 63832 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/14/2009 10:33:37 AM
کاربر مهمان
|
اربعین ، چهلمین روز شهادت امام حسین علیه السلام است که جان خود را و یارانش را فدای دین کرد . از آنجا که گرامیداشت خاطره شهید و احیاء اربعین وی ، زنده نگهداشتن نام و یاد و راه اوست و زیارت ، یکی از راههای یاد و احیاء خاطره است ، زیارت امام حسین ع بویژه در روز بیستم ماه صفر که اربعین آن حضرت است ، فضیلت بسیار دارد .
امام حسن عسکری ع در حدیثی علامتهای مومن را پنج چیز شمرده است :
نماز پنجاه و یک رکعت ،
زیارت اربعین ،
انگشتر کردن در دست راست ،
پیشانی بر خاک نهادن و بسم ا... را در نماز ، آشکارا گفتن : علامات المومن خمس : صلاة احدی و خمسین و زیارة الاربعین ...(5) زیارت اربعین که در این روز مستحب است ، در کتب دعا آمده است و به اینگونه شروع می شود : السلام علی ولی الله و حبیبه ... که این متن ، از طریق صفوان جمال از امام صادق ع روایت شده است . زیارت دیگر آن است که جابر بن عبدالله انصاری در این روز خوانده است و متن زیارت بعنوان زیارتنامه آن امام در نیمه ماه رجب نقل شده و با جمله السلام علیکم یا آل الله ... شروع می شود . (6)
مورخان نوشته اند که جابر بن عبدالله انصاری ، همراه عطیه عوفی موفق شدند که در همان اولین اربعین پس از عاشورا به زیارت امام حسین ع نائل آیند . وی که آن هنگام نابینا شده بود ، در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهای کوچک بر داشت تا سر قبر حسین بن علی ع آمد و با راهنمایی عطیّه ، دست روی قبر نهاد و بیهوش شد . وقتی به هوش آمد ، سه بار گفت : یا حسین ! سپس گفت : حبیب لا یجیب حبیبه ... آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر شهدا کرد و آنان را هم زیارت نمود . (7)
منابع : (1) بحار الانوار ج97ص124 . (2) همان ص116 ، وسائل الشیعه ج10ص346 . (3) برای مطالعه بیشتر پیرامون احادیث زیارت ، از جمله ر.ک : بحارالانوار ج97و98و99 ، من لا یحضره الفقیه صدوق ج2 ، کامل الزیارات عیون اخبار الرضا ، المزار شیخ مفید ، الغدیر ج5 ، وسائل الشیعه ج10 ، میزان الحکمه ج4 ، مصباح الزائر ، مصباح المتهجد و کتب دیگر . (4) در باره سازندگیهای زیارت ، ر.ک: /زیارت / به قلم نویسنده ، ناشر ، سازمان حج و زیارت . نیز : سلسله مقالات /زیارت / در مجله پیام انقلاب سال 1363 از شماره 115 به بعد ، که بیش از پنجاه شماره طول کشید ، و کتاب // شوق دیدار // از : دکتر محمد مهدی رکنی انتشارات آستان قدس رضوی . (5) بحارالانوار ج98 بیروت ص329 ، المزار شیخ مفید ص53 . (6) مفاتیح الجنان زیارت اربعین . (7) منتهی الامال ج1 ، حوادث اربعین ، نفس المهموم ص322 ، بحارالانوار ج98ص328 و فرهنگ عاشورا جواد محدث .
|
|
| 63831 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/14/2009 10:20:59 AM
کاربر مهمان
|
روایاتی از شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی
مزار شریف این مرد بزرگ در حرم مطهر علی بن موسی الرضا، حیاط سقاخانه، زیر درب اطلاعات میباشد.
فرزند ایشان نقل می کنند:
به خاطر دارم که شخصی بنام صنیعی از اهل اصفهان که ریاست اداره تلفن مشهد را نیز به عهده داشت، برای من حکایت کرد که:
وقتی به درد پا مبتلا شدم و به ارشاد و به اتفاق دو تن از دوستانم به نامهای حسن روستائی و شاهزاده دولتشاهی به خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمة الله علیه رفتم تا توجهی فرمایند و از آن درد خلاص گردم، چون به خانه او رفتم، دیدم که در اطاق گِلی و بر روی تخت پوست و زیلویی نشسته است.
در دلم گذشت که شاید این مرد نیز با این ظواهر، تدلیس می کند. پس از شنیدن حاجتم، فرمود تا دو روز دیگر به خدمتش برسم.
روز موعود رسید و بنا به وعده آنجا رفتم ولیکن در دل من همچنان خلجانی بود. چون به خدمتش نشستم، نظر عمیقی در من افکند که ناگهان خود را در شهر اراک که مدتی محل سکونتم بود، یافتم.
در آن وقت نیز پسرم در آن شهر ساکن بود. یکسره به خانه او رفتم، ولی به من گفتند: فرزند تو چندی است که از اینجا به جای دیگر منتقل شده است و نشانی محل جدید او را به من دادند. به سوی آن نشانی جدید راه افتادم و در راه با تنی چند از دوستان مصادف شدم که قرار گذاشتند همان شب به دیدن من بیایند.
چون به در منزل فرزندم رسیدم و در را به صدا درآوردم، خادمه یی در را بگشود، چون خواستم که به درون بروم، ناگهان صدای مرحوم شیخ مرا به خود آورد، دیدم غرق عرق شده و خسته و کوفته ام.
آنگاه دستوری از دعا و دوا به من مرحمت فرمود، ولی پیوسته در اندیشه بودم که این چگونه سیر و سیاحتی بود که کردم؟ پس از چند روز، نامه یی گله آمیز از پسرم رسید که چه شد به اراک و تا در خانه ما آمدی، ولی داخل نشده و بازگشتی و چرا با دوستانت که در راه، قرار ملاقات نهاده بودی، و شب به دیدار تو آمده بودند، تخلّف وعده کردی؟
و در پایان آدرس منزل خود را، در همان محل داده بود که من در آن مکاشفه و سیاحت به آنجا رفته بودم.
یا علی یا فاطمه
|
|
| 63830 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/14/2009 10:17:41 AM
کاربر مهمان
|
روایاتی از شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی
مرحوم ابوالقاسم اولیائی، دبیر شیمی دبیرستانهای مشهد می گفت:
هر روز جمعه به خدمت حاج شیخ که در خارج شهر سکونت داشتند، می رفتم، یکروز در میان راه، به عبارتی از ابوعلی سینا می اندیشیدم و آن عبارت را خطا و اشتباه می دیدم.
چون به حضور حضرت شیخ رسیدم: بدون آنکه مطلبی را طرح کنم، ایشان عبارت ابن سینا را قرائت فرمودند و مشکل آنرا برای من حل کردند. سپس فرمودند:
شایسته نیست که آدمی بدون تأمل به مردان بزرگ دانش، همچون ابوعلی سینا، نسبت غلط و اشتباه دهد.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63829 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/14/2009 10:15:21 AM
کاربر مهمان
|
روایاتی از شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی
پاسبانی می گفت:
همسر من مدتها کسالت داشت و سرانجام قریب شش ماه بود که به طور کلی بستری شده بود و قادر به حرکت نبود. بنا به توصیه دوستان خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رفتم و از کسالت همسرم به ایشان شکوه کردم.
خرمایی مرحمت کردند و فرمودند: بخور. عرض کردم: عیالم مریض است. فرمودند: تو خرما را بخور او بهبود می یابد. در دلم گذشت که شاید از بهبود همسرم مأیوس هستند ولی نخواسته اند که مرا ناامید بازگردانند.
باری به منزل مراجعت و دقّ الباب کردم، با کمال تعجب، همسر بیمارم در حالیکه جارویی در دست داشت، در خانه را بر روی من گشود. پرسیدم: چه شد که از جای خود برخاستی؟
گفت: ساعتی پیش در بستر افتاده بودم، ناگهان دیدم مثل آنکه چیز سنگینی از روی من برداشته شد. احساس کردم شفا یافته ام، برخاستم و به نظافت منزل مشغول شدم.
پاسبان می گفت: درست در همان ساعت که من خرمای مرحمتی حاج شیخ را خوردم، همسرم شفا یافته بود.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63828 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
2/14/2009 10:02:23 AM
کاربر مهمان
|
معبود من
این روزا
این روزا قاطی ام!
خدایا اگه می خوای امتحانم کنی، یه جور دیگه
این روزا کمتر می فهمم و بیشتر اشتباه می کنم،شاید بیشتر خطا می رم، اما مهربونم من نمی تونم ! نمی تونم. شاید اگر می تونستم ..............شاید هزار حرف نگفته توی این نیم خط برای توست محبوب دل ناتوانم
خدایا چرا باید اینطوری باشه
همیشه سکوت می کنی!
اینبار ازت نظر خواستم خدا، پیامبرهاتو برام مثال زدی و ذکر حضرت یونس.نفهمیدم. هیچی!
خدایا کمکم کن تا راضی به رضای تو باشم.
|
|
| 63827 |
نام:
یاس سفید
شهر:
کوچه بنی هاشم
تاریخ:
2/14/2009 9:53:30 AM
کاربر مهمان
|
باسلام به امیدواربزرگوار
خداقوت
لطفا اسم عاشق بزرگواروسیدمجتبی روهم درزیارت
اربعین ثبت بفرمایید.
بازم بابت ثبت اسامی ازتون ممنونم.
|
|
| 63826 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/14/2009 9:45:22 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
باران گرامی که دوست داره کربلا باشه انشالله که به کربلا برسید از اشعاری که درج فرمودید استفاده کردم . اجرتان انشالله با صاحب کربلا.
یه بی ارزش گرامی، ارزش شما آنقدر والاست که خداوند اشرف مخلوقات نامیدتان، این که به همسر خود علاقه ای ندارید دلیل بر بی اهمیتی شما نیست خودتان باید تلاش کنید و زندگی پر از مهر و محبتی را بسازید، فرزندتان به محبت های مادرانه شما نیاز دارد . دعای مهر و محبت را میان خود و همسرتان بخوانید و روز را با نام و یاد خدا شروع بفرمائید انشالله که خداوند یارتان مینمایند.
چراغ هدایت گرامی انشالله نایب الزیاره همه حرف دلیها باشید و از ضامن آهو ضمانت همه یاران را بخواهید برای روز محشر.
یک بنده خدای گرامی از اصفهان انشالله که حاجت روا باشید، شما هم همه اهالی حرف دل را از دعای خیر خویش محروم نسازید.
فرناز گرامی از شر مردمان بد به خدا پناه ببرید و جواب حق خود را از خدا بخواهید بدانید که سخت ترین عقاب ها برای مردمان بی ایمان و آزار کننده است .
لحظه ای از یاد خدا غافل نباشید .
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63825 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
2/14/2009 9:34:24 AM
کاربر مهمان
|
به نام آرام دلها
سلام به همگی
****
فائزه ی عزیز سلام . ببخشید الان پیامتون رو دیدم . امیدوارم که همیشه سربلند باشین.
باقی دوستان براتون عاقبت به خیری آرزومندم
|
|
| 63824 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
2/14/2009 9:25:22 AM
کاربر مهمان
|
برام دعا کنید خیلی زیاد
|
|
| 63823 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
2/14/2009 9:20:46 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر سید وسرور حرف دل آقاسید مرتضی ، آقااربعین نزدیک است التماس دعا از شما صاحبخونه عزیزمون داریم
سلام بر یاران وهمراهان حرف دل التماس دعا یاران
سلام بر چه فرقی می کنه بزرگوار
سلام بر امیدوار گرامی ببخشید از دخالت من
سلام بر سبکبار شیرین کلام
سلام بر خروش گرانقدر
سلام بر آقا شهاب مومن
سلام بر ساراخانمهای گرامی از تهران . مشهد و .
سلام بر مریم خانمهای گرامی
سلام بر انسیه عزیز من همیشه و همه جا بیاد شما دوستان خوبم هستم
سلام بر بنده ی خداب روجرد که خیلی وقته فقط منو با یه اس ام اس یاد می کنی شاید خیلی سرت شلوغ شده بهر حال دلتنگم دخترم مهدیار عزیزم رو ببوس
سلام بر نیاز گرامی از تبریز
سلام بر پرستوی خوب از ساوه
سلام بر دل شکسته گان گرانقدر
سلام بر مادر عزیزی که خودش رو بی ارزش خطاب کرده در صورتی که شما آنقدر با ارزش هستی که نام مادر را با خود می کشی ، دختر خوبم این همه نا امید نباش چرا عقده چرا خود را گم کردن یه زن آنقدر باید قوی باشه که با سخت تر از این مشکلات هم بتونه کنار بیاد . شما اول سعی کن به زندگیت و همسرت و بچه ات عشق بورزی این جمله که نتونستم به اون علاقه پیدا کنم خودش واسه تو تنفر ایجاد می کنه فکر نکن از این زندان به قول خودت رها شوی جای دیگر بهتر خواهد شد الان آنقدر مشکلات جامعه زیاد شده که همه یه جورائی با اون درگیر هستیم . اول توکل به نام و یاد خداداشته باش همه ما یه جورائی از این زندگی و سرنوشت ضربه خورده ایم ولی باید تحمل کنیم چون همین صبر و تحمل است که می تونه تو خیلی از مشکلات کمک کنه و اونو کوچک و سبک کنه و یه وقت به خودمون میائیم و می بینیم چندان بزرگ هم نبودن این ما بودیم که بزرگش کردیم . توسل به خدا و ائمه رو یادت نره . محبت به فرزندت رو فراموش نکن هر آنچه خود نداشتی نثار اون بچه کن چون اون که به میل خودش نیامده این شما بودین که اونو به این دنیا آوردین پس باید شما کمکش کنید تا تو این جامعه بتونه کسی بشه و بتونه در آینده بار زندگی رو بکشه . سعی کن با محبت شوهرت رو هم جلبش کنی جدا شدن و رهائی آخرین کاریست که باید انجام بدی چون یه زن مطلقه و تنها بعد از جدائی بار خیلی سختی ها و مشکلات بیش از الان را باید به دوش بکشد این یه توصیه مادرانه بود کمی بیشتر فکر و تحمل کن و اسم بی ارزش رو هم از روی خودت بردار و نام مادر که زیباترین نام در عالم است برای خودت برگزین
التماس دعا
یاعلی
|
|