اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 63662 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/9/2009 9:21:24 AM
کاربر مهمان
|
ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. خداوندی که بخشنده و مهربان است .
انسیه گرامی زیارت دلتان قبول انشالله . دلتان را که راهی کردید زائر شدید .
دعا بفرمائید در حق همه نیازمندان به دعا .
22 بهمن 1357 شمسی، سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سقوط رژیم 2500 ساله شاهنشاهی مبارکباد. سی سال صلابت مردم ایران مبارکباد.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63661 |
نام:
یه نفر
شهر:
اینجا
تاریخ:
2/9/2009 9:17:05 AM
کاربر مهمان
|
هادی از عشق آباد چرا تا حالا نام کاربریت را ندیده بودیم ؟
از آسمون پیدا شدی ؟
|
|
| 63660 |
نام:
نیاز
شهر:
تبریز
تاریخ:
2/9/2009 9:15:01 AM
کاربر مهمان
|
سلام به اهالی محترم حرف دل
محیط اینجا یه جوری شده آدم دلش میگیره...
آقا شهاب عزیز ، با اینکه من تازه به جمع شماها اومدم و درست نمیشناسمتون ولی از جو اینجا میشه فهمید که با حضور شما برادر بزرگوار اینجا قشنگه ، اومدیم اینجا که به همدیگه کمک کنیم تا درست زندگی کنیم امیدوارانه زندگی کنیم و همدیگر رو در مشکلات یاری کنیم ورفتن شما آدم رو از این محیط گرم دلسرد میکنه. یه فرصت کوتاهی استراحت کنید و دوباره به جمع ما برگردید واقعا به حضور وراهنماییهای شما نیاز داریم.
امیدوار گرامی ، لطفا اسم من رو هم در زیارت اربعین ثبت کنید .ممنون
|
|
| 63659 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/9/2009 9:14:38 AM
کاربر مهمان
|
شعری در وصف اربعین :
اگرچه در سفر شام رنج و صدمه کشيدم
هزار شکر شها ماندم و مزار تو ديدم
چگونه شرح دهم نازنين برادر زينب
تو خود گواه منی کاندرين سفر چه کشيدم
که زير نيزه و شمشير و سنگ و خنجر و پيکان
چو يافتم بدنت مرگ خويشتن طلبيدم
شب و خرابه و آه يتيم و غربت و ظلمت
چنان نمود که دل از حيات خويش بريدم
ازان زمان که تو گفتی ز تشنگی جگرم سوخت
من آب سرد و گوارا بدون غم نچشيدم
گمان مدار که ديگر زياد زنده بمانم
گواه قامت خمگشته است و موی سپيدم.
بنده ناچیز خدا، نام انسان برترین مخلوق خداست . انشالله همگی عاقبت به خیر باشیم و روز جزا خدا به اعمال نیکمان نگاه کنند انشالله .
شما هم در حق همه یاران این سرا دعا بفرمائید .
یاعلی و یا فاطمه
|
|
| 63658 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/9/2009 9:06:55 AM
کاربر مهمان
|
اعمال روز اربعين
روز بيستم روز اربعين و به قول شَيْخَيْن روز رُجُوع حرم امام حسين عليه السلام است از شام به مدينه و روز وُرُود جابربن عبدالله انصارى است به كربلا بجهت زيارت امام حسين عليه السلام و او اوّل زائر آن حضرت است و زيارت آن حضرت در اين روز مستحب است و از حضرت عسكرى عليه السلام روايت شده كه فرمود علامات مؤ من پنج چيز است پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شب و روز گذاردن و زيارت اربعين كردن و انگشتر بر دست راست كردن و جَبين را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ را بلند گفتن و شيخ در تهذيب و مصباح زيارت مخصوصه اين روز را از حضرت صادق عليه السلام نقل فرمودند.
امیدوار گرامی به خاطر این ختم بسیار مجرب از شما ممنونم . اجرتون با صاحب اربعین انشالله .
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63657 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/9/2009 9:04:22 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
فائزه گرامی از همین دورو برا خدا را قسم میدهم به خون پاک شهدا هر چه زودتر شفای عاجل دست پیدا کند و راهی دیار عشق شوید.
امیدوار گرامی اخوی ثبت کن مومن :
یک زیارت اربعین : چه فرقی میکنه
یک زیارت اربعین : خانم سادات که انشالله جدشون شفیعمون باشن روز محشر
یک زیارت اربعین : شمسی خانم
یک زیارت اربعین : پیام گرامی
دعا در حق همه بیماران را فراموش نفرمائید .
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63656 |
نام:
هادی
شهر:
عشق آباد
تاریخ:
2/9/2009 8:55:37 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه
سلام شهاب جان میدونم حرفامو میخونی ولی جواب نمیدی میدونم واسه خاطر حرفای من رفتی آخه منه بی عقل نباید اون حرفها رو میزدم واسه خاطر اینکه برگردی من میرم واسه همیشه ولی قول بده که برگردی ...
برگرد بی تو بغض فضا وا نمیشود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمیشود
بر دفتر دلم تو نوشتی صبور باش
این صبر بی حضور تو معنا نمیشود ...
حلالم کن .همه بابت رفتن تو منو مقصر میدونن ببین داداش از سید ها بترس دلمو میشکنی . بعد آه دلم میگیرتت . بعد توی اون دنیا میتونی تو چشای جدم حسین نگاه کنی پس تو رو به بابام قسم میدم برگرد بی معرفت ...
گل های باغ آوینی خداحافظ واسه همیشه... حلالم کنید ...
التماس دعا ...
|
|
| 63655 |
نام:
انسيه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
2/9/2009 8:53:04 AM
کاربر مهمان
|
خدايم سلام!آقاجونم سلام!بزرگواران اهل دل سلام!
ازصبح يه بغض عجيبي توگلومه البته ديگه نميشه بغض آخه...
عزيزان خيلي دلم ميخواست الان سرم روديوارمسجدمقدس جمكران بودآره آقاجون سرمن حقيرگنه كار روسياه خم بودروزمين مقدس وپاكه مسجدشما آقاجون ديوونه شدم كم آوردم همه جوره مگه منونميبيني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداييييييييييييييييييامگه صدامونميشنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگودوسم نداره نگوكه تنهام گذاشتي درسته بدم گنه كارم ولي يه بنده حقيروروسياهم كه جزتوهيچ كسي روندارم همه كسم توهستي خداجونم آقاجون بزاربيام جمكران بزارسربزارم روخاك جمكران كمكم كن وبزارتاباخاك جمكران خودم و...آقاجون تنهام نزاربياآقاجون بياخداياخواهش ميكنم روزظهورآقامون رونزديك كن همين جمعه...خدايامنوببخش عفوكن ببخش وبيامرز...
التماس دعا!
اللهم عجل لوليك الفرج*اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم*
آقاشهاب همه منتظرشماهستند
|
|
| 63654 |
نام:
بنده نا چيز خدا
شهر:
مهم نيست
تاریخ:
2/9/2009 8:38:29 AM
کاربر مهمان
|
سلام سلام به همه اونايي که اين سايت رو راه اندازي کردند . من به صورت خيلي اتفاقي با اين سايت آشنا شدم بعضي از مطالب اون رو مطالعه کردم خيلي جالب بود معلوم بود که از دل برمياد چون بر دل مي نشست . حالا از تموم کساني که اين مطلب رو مي خونن مي خوام که دعا کنن که هممون عاقبت به خير بشيم و مشکلات زندگيمون به زودي زود با ديده خير حضرت فاطمه زهرا (س) حل بشه چون من هر چي تو زندگي دارم از لطف خدا و ائمه است . الهي شکر خدايا همون طور که تا به حال کمکم کردي بازم ازت مي خوام کمکم کني .
|
|
| 63653 |
نام:
*چراغ هدایت.....(یا حسین (ع)*)
شهر:
* مشهد بین الحرمین .....) یا ابوفاضل (ع)*)
تاریخ:
2/9/2009 8:13:28 AM
کاربر مهمان
|
بیاد مریم هفت آسمون
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شدهبودند،هياهو ميكردند و هول ميزدند وبيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ وخيانت،جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيهاتكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشانرا ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسيرا مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو بااينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينهاسادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت وگفت. ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لابه لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشمشيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بارهم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كناربساط شيطان جاگذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خداخدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم وهاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را باخود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود
|
|