اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 63452 |
نام:
ستاره
شهر:
تهران
تاریخ:
2/3/2009 3:46:27 PM
کاربر مهمان
|
زندگیم داره از هم می پاشه.برام دعا کنید.شوهرم بیکاره و دست بزن داره مستاجریم و ....
الان ۲روزه اومدم منزل پدرم ولی حتی نخواست به دیدنم بیاد نمیدونم طلاق بگیرم یا صبر کنم.اینم بگم دلم براش تنگ شده ولی یاد کاراش که میفتم خیلی ناراحت میشم
|
|
| 63451 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
2/3/2009 3:33:43 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا ارحم الرّاحمین ::.
*چه فرقی می کنه ی بزرگوار ، سلام و عرض ادب و خدا قوّت.
از نیّت خیر شما بزرگوار و دلسوزیتون برای حرف دل و یاران باصفاش همچون گذشته سپاسگزارم و از این بابت شکرگزار خداوند منّان هستم.
بنده با قسمت آخر سخنتون بسیار موافقم که بعضی سخنان پاسخ ندارند ، منتها نه ، معتقد نیستم ادّعای این فرد ناشناس صحیح و مستدلّ و حرف حقّ باشه ، نمی خواستم دراین باره چیزی بگم چون این سخن انقدر بی منطق بود که نیازی به پاسخ نداشته باشه ، اما چون دیدم جنابعالی مهر تایید به مُهمَل گویی ایشون زدید برای خود بنده هم سوال شد که ادّعاهای ایشون چه بسا صحّت داشته باشه ، از این رو چندین صفحه رو مرور نمودم اما دلیلی برای ادّعاهای ایشون پیدا نکردم لذا بر آن شدم که یکبار دیگه ادعاهای ایشون رو بیارم که مرور بفرمایید:
*من یک یار قدیمی حرف دل هستم(!){تا حالا کجا بوده اند؟!و چرا ناشناس آمده اند ؟!}
* همتون یه جوری شدید مثل قبل نیستید(!){مثل کی باید باشیم؟! نکنه زمان طاغوت منظورشونه؟!}
* همش میخواین کلاس بذارین و همه چیز رو به رخ بقیه بکشید(!) مثل سواد.(!) سرمایه.(!!!){کدوم ادّعا؟ کدوم سواد؟ منظورشون از * سرمایه * چیه و چه کسی تاحالا سرمایه اشو به رخ دیگران کشیده؟!}
* قبلا به حرف بقیه و درد دلشون گوش میدادید اما حالا(!) فقط میخواین روی بقیه رو کم کنید.(!!!){چند بار خود شما(چه فرقی می کنه ی عزیز) به دیگران پاسخ صریح و روشن داده اید و اظهار فروتنی کرده اید؟ }
*گله ندارم روزگار نامردیه که به حرف دل هم سرایت کرده(!) میخواین بدونین چطوری ؟ به عنوان مثال کافیه من یه کلمه(!) رو اشتباه بنویسم سیل اعتراض میاد که آقای فلانی با اینهمه سواد غلط املایی داره .(!!!) یا بقیه رو عین خودتون بزرگ کنید ...(!) یا خودتون رو عین بقیه کوچیک یک توصیه از یک دوست(!!!) ...{تا کی می خواهیم بدبینی هامون رو به اطرافیان به گردن روزگار بد و نامرد و ... بیندازیم؟!} مغرور نباشید بهترین مد ساده زیستنه.....
التماس دعا.
جالبه که فقط حرف آخر ایشون یعنی _مغرور نباشید بهترین مد ساده زیستنه_ و التماس دعاشون به دل می شینه .
ای کاش ایشون و جنابعالی خیلی قبل از این هر وقت که حسّ کردید انحرافی پیش اومده و کبر و خودپسندی ای برای کسی حادث شده بدون معطلی و اتلاف وقت تذکر می دادید نه به صرف سخنان بی پایه و اساس یک فرد ناشناس تازه یادتون بیفته که باید امر به معروف و نهی از منکر هم می نمودید.
بنده رو بابت این تذکّر ببخشید ، حسّ کردم اون ادعاها و این تایید حضرتعالی توهینیه به همه ی یاران حرف دل ، لذا بر آن شدم این مطالب رو خدمتتون عرض کنم.
حلال کنید.
از انتقادات و دلگرمی هاتون مثل قبل خوشحالمون کنید وما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
اَللّهمَّ عَجِّل لِولِيِّکَ الفَرَج.
اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم.
|
|
| 63450 |
نام:
ستاره
شهر:
هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ:
2/3/2009 3:07:45 PM
کاربر مهمان
|
پیروزی ان نیست كه شكست نخوری
ان است كه بعد هر بار زمین خوردن برخیزی
******************************************************
به جای انكه به تاریكی لعنت بفرستید. یك شمع روشن كنید
|
|
| 63449 |
نام:
ستاره
شهر:
هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ:
2/3/2009 3:03:45 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیك یا موسیابن جعفر
امشب به راستى شبم از روز بهتر است
كاندر برابرم رخ فیروز دلبر است
در شب كسى ندیده عیان گردد آفتاب
جز آفتاب من كه رخش مهر انور است
تنها نه بزم من ز جمالش فروغ یافت
كز نور روى او همه عالم منوّر است
پرسید عارفى كه بگو كیست یار تو
كز عشق او تو را دل پر غم در آذر است
گفتم به او نشین و بشنو كه یار من
نور خدا و مظهر حقّ، عین داور است
هم زاده نبىّ بود و بضعه بتول
سبط نبىّ، ولىّ خداوند اكبر است
سِرّ علىّ، مقام جلىّ، نور منجلى
هفتم امام ، حضرت موسى بن جعفر است
از آدم و مسیح به درگاه جود او
چشم امیدشان همه چون حلقه بر در است
آدم طفیل و اصل وجود تو زین سبب
معلوم شد كه علّت غائى مؤخّر است
شاها به غیر صادر اوّل كه جدّ تو است
عالم تمام مشتقّ و ذات تو مصدر است
امروز روز شادى زهراى اطهر است
خرّم دل رسول خدا، قلب حیدر است
روز ولادت است و نشاط است و خرّمى
این روز با نشاط به عمرى برابر است
از دامن حمیده برآمد مهین مهى
كز نور او سراسر عالم منوّر است
مسرور و شاد، صادق آل علىّ نگر
میلاد با سعادت موسى بن جعفر است
شاعر: آقاى محمّد آزادگان
|
|
| 63448 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
2/3/2009 2:56:08 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا ارحم الرّاحمین ::.
*ادامه ی مناظره ی امام کاظم(ع) با هارون الرّشید(ل ع):
_امام: اگر پيامبر زنده شده و از دختر تو خواستگارى كند، به او مىدهى؟
_هارون: سبحان الله، چرا ندهم، بلكه در آن صورت بر عرب و عجم و قريش، افتخار هم خواهم كرد.
_امام: اما اگر پيامبر زنده شود از دختر من خواستگارى نخواهد كرد و من هم نخواهم داد.
_هارون: چرا؟
_امام: چون او پدر من است (ولو از طرف مادر) ولى پدر تو نيست. پس مىتوانم خود را فرزند رسول خدا بدانم.
_هارون: پس چرا شما خود را ذريّه رسول خدا مىدانيد و حال آن كه ذريّه از سوى پسر است نه از سوى دختر؟
_امام: مرا از پاسخ اين پرسش معاف كن.
_هارون: نه، بايد پاسخ بفرماييد و از قرآن دليل بياوريد.
_امام: *... و مِن ذريّته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريّا و يحيى و عيسى * (سوره ی انعام آیه ی ۸۴)
اكنون مىپرسم: عيسى كه در اين آيه ذريّه ابراهيم به شمار آمده، آيا از سوى پدر به او منصوب است يا از سوى مادر؟
_هارون: به نصّ قرآن، عيسى پدر نداشته است.
_امام: پس از سوى مادر، ذريّه ناميده شده است، ما نيز از سوى مادرمان فاطمه(درود خدا بر او) ذريّه پيامبر محسوب مىشويم.
آيا آيه ديگر بخوانم؟
_هارون: بخوانيد!
_امام: آيه مباهله را مىخوانم: *فمن حاجّك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين*(سوره آل عمران، آيه 61) ، هيچ كس ادعا نكرده است كه پيامبر در مباهله با نصاراى نجران جز على و فاطمه و حسن و حسين (عليهمالسلام)، كس ديگرى را براى مباهله با خود برده باشد پس مصداق ابنائنا (پسرانمان را) در آيه مزبور، حسن و حسين (درود خدا بر ايشان) هستند، با اين كه آنها از سوى مادر به پيامبر منسوبند و فرزندان دختر آن گرامىاند.
_هارون: از ما چيزى نمىخواهيد؟
_امام: نه، مىخواهم به خانه خويش بازگردم.
_هارون: در اين مورد بايد فكر كنيم...
( منبع مناظره: عيون اخبار الرّضا، ج 1، ص 81/ احتجاج طبرسى، ص 211- 213/ بحارالانوار، ج 48، ص 129- 125 )
|
|
| 63447 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/3/2009 2:50:09 PM
کاربر مهمان
|
بنده خدا از جزیره مجنون اخوی خوشحالم بابت حضورت. در پناه حضرت دوست انشالله .
بهار خانم از هرات خوش آمدید خواهر گرامی . از هر جا که دوست دارید بنویسید و از هر چه دلت تنگتان میخواهد بگوئید.
دعا در حق همه نیازمندان به دعا فراموش نشود
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 63446 |
نام:
محمد رضا احمدي
شهر:
تبريز
تاریخ:
2/3/2009 2:43:50 PM
کاربر مهمان
|
بنام خدا
طنین آسمانی صدای شهید آوینی که برخواسته از حنچره ایمان و تفوای ناب الهی و صیقل یافته در اندیشه های جنگ و جهاد اکبر و اصغر بود و هست خواب زدگان بسیاری از جمله حقیر را بیدار کرد و اما ما به نفوسمان اجازه نخواهیم داد که این طنین نجات بخش را در رنگ و عذاب زندگی امروزی تنها گذارد
ارادتمند شما عزیزان
|
|
| 63445 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
2/3/2009 2:38:17 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا ارحم الرّاحمین ::.
* * * عید خجسته ی میلاد امام موسی کاظم(علیه السّلام) و ایّام الله دهه ی مبارک فجر مبارکباد . * * *
امامان گرامى ما با دانشى الهى كه داشتند در مورد هر سوالى كه از آنان مىشد، پاسخى درست و كامل و در حدّ فهم پرسشگر، مىدادند. و هر كس حتى دشمنان، چون با آنان به احتجاج و گفتگوى علمى مىنشست، با اعتراف به عجز خويش و قدرت انديشه گسترده و احاطه كامل آنان، برمىخاست.
هارون الرّشيد ، امام كاظم(عليه السلام) را از مدينه به بغداد آورد و به احتجاج نشست: هارون گفت: مىخواهم از شما چيزهايى بپرسم كه مدّتى است ذهنم را مشغول كرده است و تا كنون از كسي نپرسيدهام، به من گفتهاند كه شما هرگز دروغ نمىگوييد، جواب مرا درست و راست بفرماييد!
_امام كاظم عليه السّلام: اگر من آزادى بيان داشته باشم، تو را از آنچه مىدانم در زمينه پرسشت آگاه خواهم كرد.
_هارون: در بيان آزاد هستيد، هر چه مىخواهيد بفرماييد. و اما نخستين پرسش من: چرا شما و مردم، معتقد هستيد كه شما فرزندان ابوطالب از ما فرزندان عباس برتريد ، در حالي كه ما و شما از تنه يك درختيم. ابوطالب و عباس هر دو عموهاى پيامبر بودند و از جهت خويشاوندى با پيامبر، با هم فرقى ندارند؟
_امام: ما از شما به پيامبر نزديكتريم.
_هارون: چگونه؟
_امام: چون پدر ما ابوطالب با پدر رسول اكرم برادر تنى(پدر و مادر يكى) بودند ولى عباس برادر ناتنى (تنها از سوى مادر) بود.
_هارون: سوال ديگر ، چرا شما مدّعى هستيد كه از پيامبر ارث مىبريد، در حالي كه مىدانيم هنگامى كه پيامبر رحلت كرد عمويش عباس (پدر ما) زنده بود اما عموى ديگرش ابوطالب (پدر شما) زنده نبود و معلوم است كه تا عمو زنده است، ارث به پسر عمو نمىرسد؟
_امام: آيا آزادى بيان دارم.
_هارون: در آغاز سخن، گفتم داريد.
_امام: امام على بن ابيطالب(عليه السّلام) مىفرمايند: با بودن اولاد، جز پدر و مادر و زن و شوهر، ديگران ارث نمىبرند، و با بودن اولاد براى عمو نه در قرآن و نه در روايات، ارثى ثابت نشده است. پس آنان كه عمو را در حكم پدر مىدانند، از پيش خود مىگويند و حرفشان مبنايى ندارد (پس با بودن زهرا، فرزند رسول الله(عليهماالسّلام) به عموى او عباس ارث نمىرسد.)
مضافا آن كه از پيامبر در مورد على(عليه السلام) نقل شده است كه: * اقضاكم على * ، على بهترين قاضى شماست و نيز از عمر بن خطاب(ل ع) نقل شده است كه: على اقضانا على بهترين قضاوت كننده ماست.
و اين جمله، عنوان جامعى است كه براى حضرت على(عليه السّلام) به اثبات رسيده، زيرا همه دانشهايى كه پيامبر، اصحاب خود را با آنها ستوده از قبيل علم قرآن و علم احكام و مطلق علم، همه در مفهوم و معناى قضاوت اسلامى، جمع است و وقتى مىگوييم على در قضاوت از همه بالاتر است يعنى در همه علوم از ديگران بالاتر است.
پس گفتار على(عليه السلام) كه مىگويد: با بودن اولاد، عمو ارث نمىبرد، حجت است و بايد آن را بپذيريم نه گفته: عمو در حكم پدر است را، زيرا به تصريح پيامبر، على(عليه السّلام) از ديگران به احكام دين آشناتر است.
_هارون: پرسش ديگر:
چرا شما اجازه مىدهيد مردم شما را به پيامبر نسبت بدهند و بگويند: فرزندان رسول خدا در صورتي كه شما فرزندان على هستيد، زيرا هر كس به پدر خود نسبت داده مىشود (نه به مادر) و پيامبر جدّ مادرى شماست؟
_امام: اگر پيامبر زنده شده و از دختر تو خواستگارى كند، به
|
|
| 63444 |
نام:
ز.ک.ن
شهر:
تبریز
تاریخ:
2/3/2009 2:23:09 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر تو ای پیر ای مقتدا ای شور محمد در سر ای زبان علی در کام ای خون حسین در رگ ای زهد سجاد در دل ای شمشیر عباس در نیام برخیزو لختی دگر نظاره کن هاله یا روح الله که بر گرداگرد زمین حلقه زده و زمینیان را به جلوه بی مثالش خیره ساخته است
سبام برمعمار کبیر انقلاب امام راحل
روحش شاد و راهش پررهرو باد
|
|
| 63443 |
نام:
ستاره
شهر:
هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ:
2/3/2009 2:18:38 PM
کاربر مهمان
|
کاش از یاد بردن به سادگی به یاد اوردن بود
|
|