شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63392
نام: الهه
شهر: کرج
تاریخ: 2/1/2009 11:29:25 PM
کاربر مهمان
  امام اومد
مردم انقلاب کردند و پیروز شدند
دولت جمهوری اسلامی تشکیل
آمریکا میخواست بوسیله عراق یه کودتا تشکیل بده و دوباره همون آش و همون کاسه(مثل ۲۸ مرداد)اما ملت ایران یک دل دل و یکرنگ ایستادند نزاشتن از انقلابشون از امامشون از عقایدشون دفاع کردند و همه به هل من ناصر ینصرنی حسین لبیک گفتند
اما ایا دشمن بیخیال این مردم شد نه
اینبار دید با خمپاره و موشک تو سر این مردم ریختن نمیتونه کاری کنه اومد دامن کوتاه و موی فشن فیلم مبتذل وارد کرد حسابی هم موفق شد
حالا چی واقعا نیاز به یه جهاد دوباره نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
63391
نام: GOMNAM
شهر: KASHKI KARBALA
تاریخ: 2/1/2009 9:18:43 PM
کاربر مهمان
  salam be hameye bachehaye ba safaye harfe del ke delashon safo zolale ,salam be hamaton ke darin talash mikonid ta haghe matlab ro ada konid ,omivaram neveshtehai ro ke minevisim faghat dar had in nabashe ke ye mozo ro neveshte bashim va safharo siya konim ,omid daram ke betonim be deltangihamon range khodai bedim va bedonim ke hame masuolim va bayad garde delamon ro pak konim ke man bishtar az hame zangare rozegar delamo poshonde va az khodesh mikham ke komakam kone
************************************************
salam yase sefid, chand roziye ke boye yas to del tangihamon gom shode nisti ta safa bedi be delamon bedon ke del tanget shodam omadi sari be man bezan
doa mikonam gole royat hamishe khandan bashad
dar fasle baharo khazan hamishe khandan bashad
doa mikonam roze mahshar shafiat gole zahra bashad omidvaram az sheri ke barat neveshtam khoshet omade bashe
eltemase doa
63390
نام: احسان فرامرزی
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2009 9:01:36 PM
کاربر مهمان
  khoda jooonam kheili doosesh daram
mikham behesh beresam
midoonam ke mitooni komakam koni
hata age liyaghatesho nadaram khoda baram mohay yash kon...
bavar kon doooooosesh daraaam
arezoome ke maro be ham beresooni
bekhatere eshghemoon in karo bokon
63389
نام: دختری در این دنیا
شهر: شیراز
تاریخ: 2/1/2009 8:39:02 PM
کاربر مهمان
  چند بیتی از یکی از شعر از خودم:
.... ....
دست های من دگر بوی قناری می دهـد
این زبان سرخ من آوای یاری می دهد
در سکوت نورها باید که آوازی کنیم
در هیاهوی زمان با سایه ها بازی کنیم
لحظه های سرد را در خنده ها ویران کنیم
قلب های شیشه ای را عاشق باران کنیم...

فاطمه جم

63388
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 2/1/2009 8:31:33 PM
کاربر مهمان
  صلواتي برجمال مهدي عج بفرستيد
63387
نام: ستاره
شهر: هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 2/1/2009 8:14:08 PM
کاربر مهمان
  جنت و رضوان بود از آن تو
دوزخ سوزان بود از آن من
کعبه و سعی و منا از آن تو
کعبه دلها بود از آن من
مسجد و منبر بود از آن تو
و ان خرابات مغان از آن من
ماه و خورشید و سما از آن تو
ظلمت شبهای تار از آن من
درّ و گوهر، سیم و زر از آن تو
رمل و خار و خس همه از آن من
هم گل و بلبل بود از آن تو
گریه شمع فروزان آن من
محفل فرزانگان از آن تو
کلبه دیوانگان از آن من
بخشش و جود و سخا از آن تو
سائل بی مدعا از آن من

63386
نام: ستاره
شهر: هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 2/1/2009 8:12:32 PM
کاربر مهمان
  امیر عباس گرامی ممنونم ازت که داستان زندگیتو برای ما اهل دلیها گفتی و اون کسی هم که ازت خواسته بود که بگی من بودم امیدوارم به حق اقا امام حسین دوست گرامی شما سید مجتبی هم مورد رحمت خدا قرار بگیره خوش به حالش که تونست تو این دنیا دست دوستشو بگیره مطمئنم که خدا هم به خاطر این کارش دستشو تو اون دنیا میگیره
برادر بزرگوار چرا انقدر از رحمت خدا نا امیدی و فکر میکنی خدا شما رو نمیبخشه مگه داستان موسی و اون فرد گنه کارو نشنیدی؟ همه دعا میکردند که بارون بیاد ولی بارون نمیاومد موسی(ع) به خدا گفت چرا جواب بنده هاتو نمیدی خدا گفت به خاطر یه گنه کاره که بین شماست اون گنه کار هم که میدونست چه کارایی کرده تو دلش گفت خدایا ابروی منو نبر و منو ببخش همون لحظه بارون بارید موسی به خدا گفت چی شد اون گنه کار کی بود خدا عرض کرد موسی من بنده پشیمانمو دوست دارم و دعاشو اجابت میکنم و ابروشو نمیبرم و بخشیدمش
حالا برادر بزرگوار خدا رو شکر که شما راهو پیدا کردید اگر بدونید که حتی تو همین مملکت ما خیلی از ادما راه راست و مستقیم الهی جلو پاشونه ولی اهمیت نمیدن و باز راه اشتباه خودشونو میرن بازم خدا رو شکر که شما راهو از بیراهه شناختید
بزرگترین گناه نا امیدی از رحمت خداست و تا ما بنده ها خدارو داریم به هیچ کس دیگه ای احتیاج نداریم
امیدوارم دیگه تو حرفاتون نگید تنهام چون همه ما خدا رو داریم
******************************************************
سارا جان از ازت از مطلبی که مینویسی ممنونم
اقا مقداد از اهواز از گنجینه های دانشتون مارو بی بهره نذارید ممنونم از مطالب ارزشمندتون
*****************************************************
63385
نام: ستاره
شهر: هرکجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 2/1/2009 8:12:01 PM
کاربر مهمان
  یک عاشق از شهر دل
حتما این حرفی رو که نوشتید تجربه کردید یا خودتون حرفی زدید که دل کسی رو شکوندید یا دیگران دلتون رو شکوندند به نظرم هردوش سخته
چون اونی که با بی فکری اش دل کسی رو میشکونه تا مدتها بعد از فهمیدن اشتباهش از خودش بدش میاد و همش دوست داره زمان برگرده و اون حادثه تلخو دیگه تکرار نکنه
و اون کسی که از بی فکری کسی حرف تلخی شنیده همش به خودش میگه اخه من چه کار کردم که اون این حرفو به من زد
و در قران هم خدای عظیم فرموده: بدترین جنبندگان کسانی هستند که تعقل نمیکنند
امیدوارم ما از جمله کسانی نباشیم که با بی فکریمان باعث ازار دیگران بشیم
خدایا به ما عقل دادی قدرت تعقل دادی کمک کن از این همه نعمت هایی که به ما ارزانی داشتی به نحو احسن استفاده کنیم الهی امین
اللهم عجل لولیک الفرج
63384
نام: صبا
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2009 7:58:35 PM
کاربر مهمان
  پیروزی انقلاب اسلامی وشروع دهه ی مبارک فجر را از عمق وجود تبریک می گویم.
63383
نام: سانشید
شهر: کاشان
تاریخ: 2/1/2009 7:27:34 PM
کاربر مهمان
  سلام داشتم می رفتم ولی گفتم درست نیست بدون خداحافظی برم. اینه که واسه خداحافظی مطلب نوشتم. نمی دونم شاید هم گاهگاهی سر زدم. حالا یه موقع دلتون گرفت و به بهونه قدم زدن زیر بارون از خونه بیرون زدید تا گریه هاتون رو کسی نبینه، ما رو هم فراموش نکنید.
خیلی وقت بودکه نتونستم بیام و سری بزنم اما بالاخره بعد از یه مدتی این فرصت و پیدا کردم.
شاید دوباره برگردم ولی مشخص نیست.
نمی گم دلم براتون تنگ می شه آخه من با شماهاخیلی فرق دارم. ولی گاهی هواتون رو می کنم.
کنار شما ها آرومم. .....
حرف دلهای شما برام سنگینه، نمی تونم هضم کنم. یه موقعه هایی اصلا حرفاتون رو نمی فهمم. یعنی اصلا احساسی درمورد اونها ندارم به خاطر همین فکر میکنم شماها یه جور دیگه اید.
شماها حرف هم رو خوب می فهمید.
اونوقت گشت و گذار یکی مثل.... بین این حرفا خیلی جالب نیست.
حرفام تموم نشده اما خیلی فرصت ندارم. راهم دوره، اما سعی می کنم یه موقع هایی سرم رو برگردونم و یه نگاه بهتون بندازم.

هر چند که فکر می کنم الان که بینتون بودم سخت بود حرفتون رو بفهم، حالا اون موقع چطوری بفهمم.....

به هر حال به همه بگو فراموش کردن سخته
همین.....
<<ابتدا <قبلی 6345 6344 6343 6342 6341 6340 6339 6338 6337 6336 6335 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved