شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63152
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 1/26/2009 7:51:33 PM
کاربر مهمان
  می دونی فلسفه اختراع سرسره برای بچه ها چیه؟ می خوان از بچگی به ادم یاد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه .

الهی که هممون به بلندترین صعود یعنی لقای الهی برسیم صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد
63151
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 1/26/2009 7:47:48 PM
کاربر مهمان
  بنام کریم کارسازورحیم بنده نواز

السلام علیک یابقیه الله(عج)

باسلام ودرودبرارواح طیبه شهداازصدراسلام تاکنون

باسلام به سیدشهدای اهل قلم شهیدسیدمرتضی آوینی

باسلام به شهیدسعیدشاهدی

باسلام به بچه های باصفای حرف دل

باسلام به ایمان عزیز،چراغ هدایت مهربون،آقاشهاب بزرگوار،سبکباربزرگوار،انسیه گرامی،چه فرقی می کنه بزرگوار،فریال محترم،مریم خانمهای گرامی،نیلوفرانه

ارجمند،فائزه محترم،ستاره مهربون،ساراهای گرامی،گمشده محترم،خروش محترم،امیدوارگرامی (باتأخیرتولدتون مبارک)،گل نرگس محترم،غریب گرامی وعزیزانم:

بهار،همیشه خداهست،بنده خدا،فاطر،شهرعشق،رند،نیاز،یه عاشق،تبسم،خواب بارون،مینا،روح،سعیدسناتور،بوی سیب،سمیرا،اردیبهشت،باران،انتظار،گمنام،عاشق

مهدی،یاس،صدای سکوت،متحیر،جامانده ازقافله،دلشکسته،ملیحه،هدهدغریب صبا،دلسوخته،غزل،افشین،آشنا،عبدالرقیه،یوسف،شاهد،دیوونه،سوگند،روسیاه،پرستوو

سیّدای مهربون وهمه بچه هایی که اسم نازنینشون روبخاطرندارم.

دوستان عزیزم امیدوارم که همه سلامت باشیدودرکارهاوامورتان مؤفق وسربلندباشید.

دوستان خوبم:

خیلی دلم می خوادازیه تاریخی همه باهم به مدت چهل صباح دعای عهدروبخونیم.می دونم همه ی شمااهل این دعاهستیدشایدهم بارهااین چهل بارروتموم کرده باشید.

امادلم می خواهدهمه دریک زمان باهم این دعاروبخونیم.وباآقامون عهدببندیم که تنهاشون نگذاریم وبهشون خدمت کنیم.

وبایکدیگرعهدببندیم که هرکدام برای سربازی آقاانتخاب شدیم یکدیگرروفراموش نکنیم.

چقدرقشنگه وقتی که آقاظهورکنه ویکدفعه اعلام کنندکه بچه های حرف دل که یه روزی باهم عهدبسته بودندیارآقاباشندوچهل صباح هرروزبعدازنمازصبح دعای عهد

روخوندندهمه بیان نوبت جانفشانی برای آقاست.یکدفعه می بینیم کسی که درقیدحیاته میادوکسی هم که ازدنیارفته به اذن خدازنده می شه .همه باهم دورشهیدآوینی

حلقه می زنیموبااذن سیدمرتضی به چادرآقامون صاحب الزمان(عج) می ریم.

چقدرشهیدآوینی شادمیشه.

پس هرکه داردهوس سربازی امام زمان(عج)بسم الله:

چقدرخدای مهربونمون لذت می بره وقتی می بینه یه عده عاشق هرروزبعدازنمازصبح باهم زمزمه می کنند:

اللهم ربّ النورالعظیم وربّ الکرسی الرفیع و........

چقدرامام زمانمون شادمیشه وقتی می بینه یه عده دلداده باهم می گن:

اللهم اجعلنی من أنصاره وأعوانه و......

وهمه باناله یکصدامی گویند:

اللهم أرنی الطلعه الرشیده و........

وبااشک فریادمی زنن:

العجل العجل یامولای یاصاحب الزمان(عج)

مهربونهای سرزمین مهربونی منتظرلبیکهایتان هستم.

دوستان مهربونم:

برای اینکه خداوندمهربون محبتش روبیشترازپیش به مابچشونه وعشق اهلبیت(ع)روبیشتردردلهای مازنده کنه همه باهم صلواتی بفرستیم.

راستی بچه هاتاچند روزدیگه امتحاناتم شروع میشه ازهمه تون التماس دعادارم.

اللهم وفقنی لماتحب وترضی
63150
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 1/26/2009 7:45:34 PM
کاربر مهمان
  امید
چهار شمع به آهستگی می‌سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می‌رسید.شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هیچ كسی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودی می‌میرم....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به كلی خاموش شد شمع دوم گفت: من ایمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد كه دیگر روشن بمانم......... سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت.

شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم كه دیگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده‌اند و اهمیت مرا درك نمی‌كنند، آنها حتی فراموش كرده‌اند كه به نزدیكترین كسان خود عشق بورزند .............. طولی نكشید كه عشق نیز خاموش شد.

ناگهان كودكی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید، گفت: چرا شما خاموش شده‌اید، همه انتظار دارند كه شما تا آخرین لحظه روشن بمانید ......... سپس شروع به گریستن كرد........... پــــــــس...شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانیكه من وجود دارم ما می‌توانیم بقیه شمع‌ها را دوباره روشن كنیم، مـن امـــید هستم.


با چشمانی كه از اشك و شوق می‌درخشید ..... كودك شمع امید را برداشت و بقیه شمع‌ها را روشن كرد.


نور امید هرگز نباید از زندگی شما محو شود
63149
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 1/26/2009 6:42:00 PM
کاربر مهمان
  علی اقا از اصفهان سلام
از همین اول به شما بگم که قصد نصیحت ندارم چون خیلی کوچیکتر از شما و همه حرف دلی هام و میخوام مثل شما دردو دل کنم
نمیدونم چی سر شماو استادتون اومده تا اونجایی که فهمیدم جریان از این قرار بوده که با کدورت هایی که بین شما و استادتون اومده نمرتون رو استادتون نداده که از این اتفاقات تو دانشگاه ما هم الی ماشاءالله میافته ولی شما که دیدید این اتفاقات اوفتاده بیشتر درس میخوندید که نخواید حالا به چکنم چکنم دچار بشید ولی خوب میدونم بعضی اوقات اتفاقاتی برای ادم میاوفته که نمیشه درس خوند که این ترم هم برای خود من اتفاق افتاد و میدونم که تو دانشگاه ها بعضی اوقات استادای بی وجدان پیدا میشه که حتی شاید هجده میشدی ولی بهت سه میدن که متاسفانه نمونه اش را ترم گذشته برای یکی از دوستانم اتفاق افتاد و شاهدش بودم

ولی غرض من از این حرف هایی که زدم این بود:

درسته ادم تو زندگی حرفایی و کارها و اعمالی از دیگران میبینه که از اونا بدش میاد و گاهی هم احساس نفرت به ادم دست میده ولی برادربزرگوار میدونم اینو شنیدی که وقتی پیامبر از کوچه ها رد میشدند بر رویش سنگ میریختند یا جلوی رویش به اون بزرگوار ناسزا میگفتند ولی در مقابل اون حضرت براشون دعا میکرد و طلب مغفرت از خدا براشون میخواست و حتی بعضی اوقات به عیادت همون کسانی میرفت که به اون ناسزا گفته بودند پیامبر ما هیچ گناهی نداشت هیچ خطایی نکرده بود که به او ناسزا میگفتند فقط میخواست که ما ادمهارو راهنمایی کنه ولی این جوری جوابشو میدادن من خودم تو زندگیم اگر کسی بهم ناسزا یا کوچیکترین حرفی میزد سریع عکس العمل نشون میدادم و مدتها کینه نسبت به اون شخص داشتم ولی یه بار وقی همین ماجرای پیامبرو روش فکر کردم به خودم گفتم من کی ام که بخوام اشتباهات دیگرانو نبخشم یا که نسبت بهشون کینه داشته باشم وقتی پیامبر خدا با این همه بدی هایی که بهش میشد این جوری برخورد میکرد چرا من از این کار الگو نگیرم هممون خیلی حدیث و قران میخونیم ولی کمتر به اون عمل میکنیم شما هم بزرگواری از خودتون نشون بدید و اون استادتون رو ببخشید و از خدا بخواید که هدایتش کنه البته نه به خاطر استادتون بلکه به خاطر خودتون چون تا مدتها از درس و دانشگاه زده میشید و در اینده خاطره ی بدی از دانشگاه در ذهنتون باقی میمونه به نظرم برید با احترام با اون صحبت کنید و یه جوری قانعش کنید که فقط به خاطر این درس شما باید یه ترم دیگه اسیر باشید
امیدوارم که موفق باشید و استادتون دلش به رحم بیاد حتی اگر زبونم لال این جوری نشد به خاطر زحمتی که برای یاد گرفتن شما کشیده ازش تشکر کنید تا از این کار شما شرمنده بشه
ببخشی که سرتون رو درد اوردم
برای اینکه حاجت روا بشید یه صلوات محمدی بفرستید
63148
نام: قاسم درودی
شهر: نیشابور
تاریخ: 1/26/2009 5:52:02 PM
کاربر مهمان
  رابطه تفسیر سوره لقمان بانامه۳۱ نهج البلاغه
63147
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 1/26/2009 5:28:11 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا ابا عبدالله
امشب شب اخر محرمه
خیلی زود گذشت مخصوصا برای ما دانشجوها که مشغول امتحانات بودیم انشا الله که دست پراز محرم امسال بیرون اومده باشیم
کسایی که کربلا رفتند تو این مدت تا اسم کربلا میاومد خیلی هوایی میشدند یاد بین الحرمین میاوفتادند که با چشمای خودشون دیده بودند ولی ما چی؟ فقط دلمون هوایی میشه ولی لیاقت رفتن کربلا رو نداریم دیشب سخنران هیات میگفت خوردن هر خاکی اشکال داره فقط خاک تربت امام حسین که خوردنش برای مریض شفاست برای کام بچه استفاده میشه برای پاشیدن رو لب و چشای مرده بکار میره میگفت تا حالا فکر کردید چرا خاک رسول الله که خاتم پیامبرانه این جوری نیست چون حسین همون طور که لقبش هست ثار الله یعنی خدا خون خواه اوست نه اینکه معنی کنید خون خدا میگفت تو احادیث هست که میگن رفتن به زیارت ائمه و اهل بیت و اونا رو واسطه قرار دادن و از اونا حاجت خواستن باعث براورده شدن حاجات میشه ولی به زیارت حسین(ع) رفتن و اونو واسطه قرار دادن یه چیزه دیگه هست چون بی بورو برگشت جواب میگیرید خوش به حال زائرای اقا خوش به حال لیاقتشون معلومه خدا خیلی دوسشون داره
من که به این رسیدم که تا ادم ادم نشده باشه حسینی نمیشه خداکنه ما هم حسینی بشیم
حرف دلی هایی که کربلایی شدید دعا کنید ما هم کربلا نصیبمون بشه چون شماها که رفتید عطشتون بیشتر از ماست و یه بار امام حسین بهتون نشون داده که چقدر دوستون داره تو رو خدا برای ما هم دعا کنید
خدایا زیارت اقا سیدالشهدا را به همه ارزومندان عطا کن
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و ال محمد
63146
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/26/2009 4:16:21 PM
کاربر مهمان
  فائزه از همين دوروبرا،وعليكم سلام هميشه سرحال وسالم باشي صلواتي بفرست
63145
نام: غصه
شهر: آزادی
تاریخ: 1/26/2009 3:50:39 PM
کاربر مهمان
  هیچ چیز بدتر از آن نیست که ظلم علیه مظلوم دیده شود ولی بخاطر بی هویت بودن و برای اینکه بعدا مورد سرزنش قرار نگیرد که چرا مظلوم را حمایت نکردی ادعا کند که کی گفته این مظلوم است و با قدرت هرچه تمام تر مظلوم را توبیخ کند
63144
نام: تل زینبیه
شهر: ای کاش کربلا.....
تاریخ: 1/26/2009 3:34:54 PM
کاربر مهمان
  باسلام به یاس سفیدگرامی

لطفااسم بنده راثبت بفرمائید.

باتشکر
63143
نام: الیا
شهر: مشهد
تاریخ: 1/26/2009 3:33:52 PM
کاربر مهمان
  بنفسی انت من نصیف شرف لا یساوی
هر چه بر سر ما می آید همه از غیبت اوست و غیبت او همه از رفتار ماست
<<ابتدا <قبلی 6321 6320 6319 6318 6317 6316 6315 6314 6313 6312 6311 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved