اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 62682 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
1/10/2009 3:45:46 PM
کاربر مهمان
|
پرستو جان سلام و زیارت شما قبول
****
ایمان عزیز جای خودتون و نوشته هاتون خالی بود .
|
|
| 62681 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
1/10/2009 3:24:41 PM
کاربر مهمان
|
روایت کربلا
پرواز مجيد
هنوز ساعاتي از شروع عمليات نگذشته بود، كه بچه ها يكي يكي به خاك افتادند. سر شب كه عمليات شروع شد، مجيد قبل از اين كه به آب بزنيم، يكي از دوستان قديمي اش را ديد و از دور به طرفش دويد. درست همون وقتي كه در بغل دوستش جا گرفته بود، تركش خمپاره اي سرش را متلاشي كرد و در بغل دوستش به شهادت رسيد.
مجيد مي دانست چطور شهيد مي شود؛ روز قبل از شهادتش در نامه اي به مادرش نوشته بود مادر! كاش در جبهه بودي و زخم سرم را مرهم مي گذاشتي و با دستمال مي بستي. مادر! كاش در شلمچه بودي و سرم را روي زانو مي گرفتي تا با خيال راحت جان مي دادم.
و مجيد آرام و بي صدا از ميان ما پركشيد.
منبع: كتاب شب هاي قدر عمليات كربلاي 5 صفحه 36
|
|
| 62680 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
1/10/2009 2:36:19 PM
کاربر مهمان
|
ایمان گرامی سلام علیکم خواهر محترم انشالله که نذورات قبول درگاه احدیت باشد.
پرستوی گرامی زیارت قبول . دست پر بازگشته باشید انشالله.
نیلوفرانه گرامی خدمت به مادر و مراقبت از بیمار مخصوصاض مقام والای مادر دست کمی از ثواب و حسنات عزاداری برای مولایمان آقا ابا عبدالله ندارد.
دوستان گرامی بنده پیشنهاد میکنم ختم ها را تا پایان دهه دوم محرم متوقف و انشالله بعد از تاریخ مذبور دوباره دوستان شروع به ثبت و قرائت ختوم جدید نمایند.
الحمدالله که امسال بر خلاف همه سالهای گذشته صدا و سیما بطور شایسته و ارزنده ماه محرم را به تصویر کشید. انشالله شاهد اقدامات اینگونه از رسانه ها باشیم.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 62679 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
1/10/2009 2:32:01 PM
کاربر مهمان
|
بعد از اینکه فکر می کنی خودتو پیدا کردی تازه می بینی که یه گم شده ای، بین بودن و نبودن، بین فهمیدن و نفهمیدن و اون موقع است که خودتو می بینی ،کجا بودی؟به کجامی ری؟تو زمینی یا آسمون،اصلا زمین و آسمون تو چی ان؟
تو مثل یک بادبادکی، که نسیم می تونه به هر جایی پروازش بده و اینجاست که از خودت بدت میاد و احساس بی ارزش بودن و سست بودن می کنی و اون وقته که منتظر یه ناجی هستی و بهش اعتماد می کنی و بعد می فهی که اونم تورو به خاطر همین سردرگمی انتخاب کرده بود......
خدایا بازم به تو رسیدم و می دونم که بی تو هیچم. می دونم خودت خواستی بادبادک باشم تا فقط به سمت خودت منو ببری پس حالا می خوام سبک تر شم وخودمو رها کنم تا به تو برسم
سلام خدایا من اومدم و مثل همیشه بعد از اینکه نفهمیدم ،اومدم پس ای آدم ها به من خرده نگیرید که چرا می گم نمیدونم،چون ندوستن کلید داناییه .پس به من خرده نگیرید که چرا به همچی وارونه نگاه می کنم چون وارونه نگاه کردن یعنی دیگران و فهمیدن
خدایا هزاران بار دوست دارم و ازت ممنونم
|
|
| 62678 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
1/10/2009 2:21:59 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام
سلام بر نمونه وفا و عشق حضرت ابوالفضل علیه السلام
سلام بر سید و سرور حرف دل آقا سید مرتضی
سلام بر دوستان و همراهان حرف دل
سلام بر چه فرقی می کنه گرامی
سلام بر سبکبار شیرین کلام
سلام برآقا شهاب همراه خوب و همیشگی حرف دل
سلام بر خروش بزرگوار با اون سقاخونه باصفاش
سلام بر انسیه ارجمندم و سلام بر تک تک همراهان خوب و همیشگی و جدید الورود حرف دل
همگی التماس دعا . چند روزی سعادت نداشتم در خدمتتان باشم . برای ادای دین و نذری به شهرستان رفته بودم امیدوارم همگی شما عزیزان به آنچه باید در این چند روزه دست پیدا می کردید رسیده باشید و هر آنچه باید نصیبتان شود شده باشد .
یاعلی
|
|
| 62677 |
نام:
محمد
شهر:
تهران
تاریخ:
1/10/2009 1:15:58 PM
کاربر مهمان
|
يامهدي
خودت به داد غزه برس
|
|
| 62676 |
نام:
نیاز
شهر:
تبریز
تاریخ:
1/10/2009 12:31:52 PM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان عزیز
عبادات و عزاداریهایتان مورد قبول درگاه حق انشاالله
به نیت برآورده شدن حاجات همه عزیزان منهم با ختم سوره واقعه موافقم.
یکی از عزیزان زحمتشو بکشه.
اجرتان با اباعبداله الحسین
|
|
| 62675 |
نام:
پرستو
شهر:
ساوه
تاریخ:
1/10/2009 12:08:48 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبداله
سلام به همه اهل دلیهای نازنینم
نمی دونین چقدر دلم براتون تنگ شده بود
انگار یه چیزیم کم بود
دیگه خیلی کم سعادت شدم
نمی دونم چرا نمی شه زود به زود مثل اولا بیام
عبادت و عذاداریای همتون قبول باشه
ما گنهکارا رو که فراموش نکردین
این چند روزه نمی دونم چی شده بود خدا چرا به من این همه حال داد اما باورتون نمی شه امام رضا یهو خیلی اتفاقی منو طلبید برم به پابوسش
به خدا به یاد همتون بودم تک تکتون
ایمان نازنینم دلشکسته های خوبم گمشده عزیزم مریم از انتظار انسیه گلم آقا شهاب و چه فرقی می کنه گرامی سبکبار شیرین و همه و همه
دلم براتون تنگ شده خیلی
انسیه نازنینم خیلی ناراحت شدم که ختم قرانمون کنسل شد اما ان شاءاله که حتما تعدادمون درست می شه خانومی
التماس دعا
خدایا به هممون آرامش عطا کن
|
|
| 62674 |
نام:
برادران غفاری
شهر:
زاهدان
تاریخ:
1/10/2009 12:04:59 PM
کاربر مهمان
|
یا ابا عبدالله
« لقد عظمت الرزیة و جلت و عظمت المصیبة بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام و جلت و عظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع اهل السماوات . »
ای ابا عبدالله
همانا تعزیتت بزرگ و مصیبتت در جهان بر ما شیعیان و تمام اهل اسلام سخت و ناگوار و دشوار بود و تحمل آن مصیبت بزرگ در آسمان ها بر جمیع اهل آسمان ها سخت و دشوار بود .
. خدایا مگه ما کی هستیم که بزرگترین غم های عالم رو نصیبمون کردی .
. حالا که غم کربلا رو داریم حداقل غم فراق یار رو از ما بگیر .
. و فرج منتقم کربلا رو نزدیک کن .
|
|
| 62673 |
نام:
محمد پور شهسواری
شهر:
سیرجان
تاریخ:
1/10/2009 11:40:10 AM
کاربر مهمان
|
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سو دایی زد رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد ورفت
انشا خود را در مورد موضوع عزدواج آغاز می كنم...
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتما ناصرالدین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من اعتقاد دارم که اصولا انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. در ازدواج توهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلا من و مریم دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لحاظ فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، مریم چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این مریم از تو بیشتر هالیش می شود. در ازدواج سن و سال اصلا مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به طلاق کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم عشق است ! اگر عشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جمع کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به مریم بدهم تا بعدا به زندان نروم.
مهریه وشیر بها هیچ کس را خوشبخت نمی کند.همین خرج های اضافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و مریم توافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهن و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتما از زیر زمینی می ترسید . مریم هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقع خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می کند. ازدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با ازدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من.
نوشته: ناشناس 112
|
|