شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
62552
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 1/5/2009 2:18:51 PM
کاربر مهمان
  اين مردم در دلشان از شما بشتر ترس دارند تا از خدا زيرا آنها هيچ شعوري ندارند. (يهودان) بر جنگ با شما جمع نمي شوند مگر در قريه ي محكم يا پشت ديوار كارزار بين خودشان سخت است شما آنها را جمع و متفق مي پنداريد در صورتي كه دلهايشان سخت متفرق است زيرا آنها داراي فهم و عقل نيستند. سوره حشر آيه 14
باز طعم گس سياست و سياسي كاري، قصه تلخ و تكراري توحش مدعيان حقوق بشر، و ناكامي سياستمداران كهنه‌كار در سانسور حقايق و ذبح واقعيت در برابر دوربين‌هاي فيلمبرداري و عكسبرداري عده‌اي اجير شده. ... و باز داستان حقي كه ديده نمي‌شود، مردماني كه زير نور شمع گذران عمر مي‌كنند و كودكاني كه در دستان كوچكشان تكه سنگي است از جنس نفرت. ... و باز نگراني و پريشاني دختركان معصوم با لباس‌هاي چين‌دار، دستان ترك خورده خردسالان از سرما، تابوت‌هاي بي‌شمار در حال گذر در كوچه پسكوچه‌هاي شهر، گريه‌هاي پنهاني يك پدر پير و بچه‌هايي كه مدرسه‌اشان خراب شده است. خداي من! مگر در سرزمين سيم‌هاي خاردار و گريه‌هاي كودكان چيز ديگري باقي‌مانده است كه غاصبان ظالم از آن هم نمي‌گذرند؟ مگر مي‌توان در عالم سياست تا آنجا پيش رفت كه جان آدم‌ها به چشم نيايد و اشك مظلومان ديده نشود؟ خداي من! كجايند آن‌ها كه فرياد حقوق بشرشان گوش دنيا را كر كرده است؟ چرا كسي در حمايت از مردمان درمانده غزه امضا جمع نمي‌كند؟ راستي! چند ميليون امضا لازم است تا حقانيت كودكان بي‌گناه و مردم بي سلاح غزه را ثابت كند؟ كجايند مرفهان بي‌دردي كه در برابر ظلم به برادران و خواهرانشان مهر سكوت بر لب‌ها زده‌اند و در عوض تمام هم و غمشان را براي جعل نام خليج هميشگي فارس گذاشته‌اند؟ و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است. خداي من! كجايند قومي كه براي دخالت در پرونده هسته‌اي ايران تا دورترين نقاط دنيا مي‌روند و در عوض جنايت در بيخ گوش خود را نمي‌بينند و دم برنمي‌زنند تا روابط مه‌آلود سياسي و ننگين خود را ادامه دهند. و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است. ... و من تصوير دخترك معصوم با موهاي ژوليده، چشمان سبز خيس با لباس‌هاي رنگين مندرس كه در حال تماشاي جنازه برادر خردسالش است را بارها مرور و ‌بغض كرده‌ام. و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است.
تا امروز 16/10/1387 ده روز از كشتار بي رحمانه زنان وكودكان غزه گذشته است وهنوز سازمان ملل در سكوت به سر مي برد.
غزه در خون مي غلطد وجهان در خوابي عميق است .......

منبع: خبرگزاري فارس

62551
نام: یوسف
شهر: اردبیل
تاریخ: 1/5/2009 2:00:22 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً

.....................................

جهودو مشرک اگر یاحسین(ع)می گویند
غلام مشرکم و نوکر جهودم من

و این بار حقیقت با لب تشنه بر بالای نیزه رفت .

ایام عزاداری ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) را به شما تسلیت عرض میکنیم.




62550
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/5/2009 1:39:35 PM
کاربر مهمان
 
امون از دل زینب ،


وای از دل زینب ،


غم فراغ آقا رسول الله(ص) و ...

ماجرای سقیفه و ...

و بعد کوچه ی بنی هاشم و ...

و محراب شفق گون و ...

تشت پر لاله و ...

وحالا نوبت نظاره بر لاله چینی ست و ...

یک دشت لاله ی تشنه و سر جدا و ...

گوشوارهای همراه با تکه ای گوش و ...

دامن های آتش گرفته و ...

غارت معجرها و ...

امون از دل زینب ،

وای از دل زینب ،


*آقا جون یاابن الحسن (عج) ، از این غم و از این عزا ، آجرک الله .


62549
نام: گناهکار
شهر: زمین خدای مهربان
تاریخ: 1/5/2009 1:00:17 PM
کاربر مهمان
  خدایا خودت را معشوقترین من قرار ده و مرا عاشقترین خودت
خدایا نکند که روی از من بتابی که نگاه حیران مرا منتظر بگذاری
خدایا مرا راهی ده که فقط به در خانه تو توانم آمد و دستی که فقط در خانه تو توانم کوفت
62548
نام: دلشکسته
شهر: خرم آباد
تاریخ: 1/5/2009 12:05:31 PM
کاربر مهمان
  به دردمندان خبر بده بگو غم آمد
سينه بزن حسين را صدا بزن پرچم سياه آمد
اي خسته از دوا ماه محرم آمد
غم مخور هر اندازه که دردت سنگين باشه
قلبت رو پاک کن و يک دفعه ابالفضل رو صدا بزن
مي خوام اگر از فاطمه زهرا مددي باشه
خبري بدم از معجزه سقاي کربلا
يعني قطره اي از يک دريا رو شرح بدم
از آتش شمع عزا دلهاي غمگين بسوزه
هر کسي حاجتي داره متوسل به آقا بشه
يک عاشق وارسته به شاه شهدا
با قلبي پر از ايمان و بي عيب و ريا
در دهه ماه محرم لباس سياه مي پوشيد
با چشم گريان عباس رو در نظر مي گرفت
با مشکي که بر شانه داشت به عزاداران آب مي داد
اين آقا بچه اي در خانه داشت
فلج بود و پاهاش رو زمين کشيده مي شد
اين آقا هشت سال صبح و شب اين غم رو تحمل کرد
بيچاره پدر هر قدر که نذر و نياز کرد
نه دواي درد پسرش پيدا شد و نه شفا گرفت
دل اين پدر مانند گل لاله زخمي و پر از غم بود
مصلحتا باب کرم به روش بسته بود
روزها گذشت و موسم ماتم و عزا فرا رسيد
ماه ذيحجه گذشت و ماه محرم آمد
مانند سالهاي پيش لباس عزا رو پوشيد
يک شب بلند شد و مشکش رو پر از آب کرد
لحظه خارج شدن از در
ديد انگار توي خونه يک نفر با صداي بلند گريه ميکنه
برگشت نگاه کنه ببينه کيه و چي مي گه
ديد بچه ي مريضش سينه خيز داره مياد
بند مشکش رو از گردن باز کرد و بر زمين گذاشت
بچه اش رو بغل کرد و گريه کرد
گفت پسرم چرا خودت رو به دردسر انداختي
قربونت برم هر حرفي داري بگو
رو سينه ات خودت رو نکش دورت بگردم
گفت باباجان يک لحظه صبر کن نرو حرفي دارم
واضح هست که من نمي تونم سر پا بلند شم
ميخوام اگه به من اجازه بدي
امشب تو مراسم عزاداري شرکت کنم
وسط دسته سينه خيز برم و سينه بزنم
از شيوه ي گفتارش دل پدر آتش گرفت
نتونست جلو اصرار پسرش رو بگيره
چشمان گريانش رو پاک کرد و گفت
پسرم انقدر گريه نکن و دلم رو نسوزون
من يک پدر بيچاره ام خجالت زده ام نکن
حرف دلت رو خودت به زبون آوردي
راه هاي بسته را باز و هموار کردي
بابا قربونت بره در حقيقت ايثار کردي
خجالت ميکشيدم بگم پسرم غمت رو به يار بگو
بيا بريم دردت رو به علمدار با غيرت بگو
دوباره مشکش رو به دوش گرفت و
با چشم گريان پسرش رو بغل کرد
پسر رفت و مادر توي خونه پريشان موند
دنبال پسر نگاهي کرد و گفت
پسرم تو رو به آقاي علمدارم سپردم
در نهايت اين عاشق وارسته
به جمع عزاداران ملحق شد
ديد عزاداري شروع شده
نوحه خوان روي منبر روضه عباس ميخونه
فرصت رو مناسب ديد و به سمت جلو حرکت کرد
بلند صدا زد آقا قربان دستات برم
اگر امشب به اين بچه پريشان نگاهي نکني
به جان خودت قسم آتش در دلها بپا ميکنم
مشکم رو از دوشم پايين ميارم و پاره پاره ميکنم
حرفش چنان در سينه زنان تاثير کرد که
مجلس عزا بهم ريخت و همه به اين پدر چشم دوختند
بيچاره پدر از شدت گريه غش کرد
مجلس عزا رو تموم کردن و نيمه شب هر کسي به خونه اش برگشت
اون بچه مريض رو آهسته در بستر خوابوندند
مادر و پدر خيلي گريه کردند و هر کدوم يه گوشه اي خوابشون برد
شب از نيمه گذشت و باب کرامت باز شد
از کرم آقا سفره نعمت باز شد
راه زيارت براي عاشق کربلا باز شد
بچه مريض در عالم رويا ديد دلدار اومه
علمدار با غيرت به د
62547
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 1/5/2009 12:00:22 PM
کاربر مهمان
  سلام

عزاداریهایتان قبول اجر همگی با امام حسین .

یا حسین
التماس دعا
62546
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 1/5/2009 11:51:23 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا علی بن الحسین یا علی اکبر

وقتی حسین بن علی یاد پیمبر میکند


نظر به قد و قامت علی اکبر میکند
ماه رخش دل میبره جلوه روز محشره


حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره

روزعاشورا علی اکبر تا آمد نزد امام حسین (ع) فرمود: باباجان به من هم اجازه ی میدان بده -

آقا بدون معطلی فرمود :

برو پسرم -علی عازم میدان شد -

راوی میگوید دیدم حسین چند قدم پشت سر علی حرکت کرد و دست بسوی آسمان بلند نمودوفرمود:

خدایا شاهد باش کسی را بسوی میدان روانه کردم که خلقاْ و منطقاْ به جدم رسول الله شباهت داشت.

آه بمیرم - برا اون لحظه ای که ازروی اسب بروی زمین افتاد -

صدا زد:یاابتاه ادرکنی -

بابا جان من هم رفتم خدا حافظ -

بابا جان این جد ما رسو ل الله است که با ظرف آبی کنارم ایستاده -

راوی میگوید دیدم حسین تاصدای علی راشنید سوار ذولجناه شد مانند بازشکاری بسوی میدان رفت -

سپه کوفه و شام ایستاده

به تماشای شه و شه زاده

شه بروی نعش پسرافتاده

همه گفتن حسین جان داده

((یاحسین یاحسین))آقا سرعلی را به دامن گرفته:بعدپرپرشدشدنت ای گل رعنا چکنم؟

من به داغ تو جوان رفته زدنیا چکنم؟

بهرهردرد دوائیست مگر داغ جوان.

من به دردیکه براو نیست مداوا چکنم؟

(علی الدنیا بعدالکعفا)

یعنی علی جان بعد ازتو اف بر این دنیا.

یه وقت دیدند مولا دست به کمر گذاشته -

نه طاقت ایستادن داره نه طاقت نشستن -

لذا صدازد:

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بردر خیمه رسانید

خداداندحسین طاقت ندارد

علی رابردر خیمه رساند.


62545
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 1/5/2009 11:17:33 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

یاران دعا در حق همه دوستان فراموش نشود.

دعای جهت ظحور ولی امر مسلمین فراموش نشود.

دعا برای همه گرفتارها و نیازمندان و بیماران و گذشتگان فراموش نشود.

دعا برای مردم بی گناه و مظلوم غزه فراموش نشود.

یا حسین بن علی جانم فدایت مولا

یا علی و یا فاطمه
62544
نام: .
شهر: .
تاریخ: 1/5/2009 11:12:50 AM
کاربر مهمان
  برای حسنی مبارکِ نامبارک، که چون صهیونیست‌ها دست در خون مسلمانان غزّه دارد...



شد مصـر اسیر نحسی‌ات، ای بدذات

بـــر همچـو تویی نام مبارک؟ هیهات

سردستـۀ خائنان اعراب شدی

تف بر شرفت، ای سگِ انور سادات


برهان مسجّل تو را می‌خواهد

آن منطق مُجمل تو را می‌خواهد

فرعونِ جدیدِ سرزمینت، خالد!

تکبیر مسلسل تو را می‌خواهد

و اما ای مردم غزه
در رخت عزا به سوی‌تان می‌آییم

اینجا، آنجا، به سوی‌تان می‌آییم

هر قطرۀ خون‌تان که افتد بر خاک

دریا دریا به سوی‌تان می‌آییم



در ماه محرم از غم خود مستم

جاری شده خون کربلا از دستم

در عشق، وطن نمی‌شناسد شیعه

من هم یکی از مردم غزه هستم



در برکۀ چشم شوق دریا بنهد

با آمدنش داغ به دل‌ها بنهد

شاید امسال حضرت ثارالله

در غزه به جای کربلا پا بنهد



دل گرم عزاست، فصل ماتم شده است

سرتاسر آسمان پر از غم شده است

هرچند هزار کشته افتاده، ولی

گفتیم فقط ماه محرم شده است



آنيم که با قيام معنا بشويم

با خفتن در خاک شکوفا بشويم

خون مي‌ريزيم قطره قطره، آري

با باريدن دوباره دريا بشويم

*والسلام و من الله التوفیق*
62543
نام: علی اکبر(ع)
شهر: جوان کربلا
تاریخ: 1/5/2009 10:28:18 AM
کاربر مهمان
  پيغمبر در امتداد



تورا ديدم سوار يال بادى

ركابت را به دست باد دادى

از ابهام تحيّرها گذشتى

كنار بهت شمشير ايستادى

ميان دشنه‏ها و نيزه و تيغ

خداوندى كه در بين عبادى

تورا تكبير گويد اختيارت

كند تسبيح تو غير ارادى

بدون تو زمين بى اعتبار است

زمان ديگر ندارد اعتمادى

كه گفته رفته از اين قوم احمد

تو آن پيغمبر در امتدادي

التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 6261 6260 6259 6258 6257 6256 6255 6254 6253 6252 6251 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved