شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
62502
نام: شش ماهه
شهر: علی اصغر(س)
تاریخ: 1/4/2009 9:28:48 AM
کاربر مهمان
  درس حنجره

گلويت را شبى ترسيم كردم

و جاى تير را ترميم كردم



كشيدم لحظه خنديدنت را

محبت را به خود تفهيم كردم



زمان خفتن و بيدارى‏ام را

به وقت چشم تو تنظيم كردم



گرفته جرعه‏اى از چشم مستت

ميان تشنگان تقسيم كردم



نشستم پاى درس حنجر تو

سپس بر اهل دل تعليم كردم



همه آنچه ندارم را در آن شب

به پيش پاى تو تقديم كردم
62501
نام: ساناز
شهر: اصفهان
تاریخ: 1/4/2009 9:13:53 AM
کاربر مهمان
  خدایا دلم خیلی گرفته اون مرا فراموش کرد ومرا تنها گذاشت خدایااز تو می خواهم که در تنها ترین روزگار تنهایش نگذاری خدایا از تو می خواهم هیچ وقت از علاقه من نسبت به بهروزم کو نکن ومرا رورز به روز عاشق آنت کن دوستش دارم وفقط به او فکر میکنم
62500
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 1/4/2009 1:10:09 AM
کاربر مهمان
  یارب الحسین (ع) اشف صدرالحسین (ع) بظهورالحجه(عج)
...............................................................................................

بازامشب یادغربت کرده ام
یادگردان شهادت کرده ام
یادمردان بسیج سرجدا
یادگردان غریب کربلا
یادمردان بسیجی کرده ام
یاددوران بسیجی کرده ام
چشم سوگ نینواهم گریه کرد
سوزدل،وقتی هوای جبهه کرد
دل هوای دشت عباسم نمود
موج اشکی، چشم احساسم گشود
درقلاویزان گل وگلدسته بود
رشته ی دل تاابدپیوسته بود
یادآن روزی که ماگل می شدیم
بین کرخه تاخداپل می شدیم
یادسنگر،یادشبهای کمین
یادماندن درمیان دشت مین
یاددرخون ماندن گردان ما
یادبی چون رفتن یاران ما
یادپیک لحظه های موج ودود
بردن نام شهیدان درسجود
یادشب،یادسحرگاه نماز
یادرفتن تابه ایوان نیاز
شب منوربودوماه وقایقی
شب هجوم اشک های عاشقی
یادخیبریادمجنون کرده ام
یادبدرویادکارون کرده ام
یادامواج جنون دروقت گشت
یادفتح فاو..دروالفجرهشت
یادموج سرکش اروندرود
یادغواصان هنگام صعود
یادپروازکبوترهای عشق
یاداعجازصنوبرهای عشق
یادجنگ اشک وآه باکوسه ها
ازلبان موج خون گلبوسه ها
یادپیکرهای امواجی شده
پاره های جسم حلاجی شده
ای شناگرهای دریای خطر
ای شمایاران مانده ازسفر
راه دریاراشماطی کرده اید
اسب رفتن راشماهِی کرده اید
ازشب خشم دل اروندرود
ازگذرگاه شهیدان هرچه بود
ازستیزوجنگ تن باموج آب
ازصبوری،ازخدا،ازمرگ ناب
ازبلاجویان بگوییدعاشقان
ازخداجویان بگوییدعاشقان
صحنه ی جنگ دل وآهن کجاست؟
صحنه ی تیروزمین خوردن کجاست؟
گردغربت بردل سنگرنشست
ساغررزم ونبردم راشکست
خاکریزدل چراسیمانی است؟
بوی خاکش رفته وویرانی است
مابه دریای جنون ره برده ایم
مازامواج بلامِی خورده ایم
مانبردتن به تن رادیده ایم
ماشکست اهریمن رادیده ایم
ما مگرمرداراین کوییم،نی
یاگیاهی هرزه خودروییم،نی
ماهمان زخم نبردکارزار
درمیان آتش وخون سربدار
62499
نام: یه عاشق
شهر: قصه عشاق
تاریخ: 1/4/2009 12:37:52 AM
کاربر مهمان
  سلامی دوباره به اهالی حرف دل
سلام سوگند جان ان شا الله حاجت شما و اهالی حرف دل و همه ی شیعیان بر آورده شود .خداوند به حق صاحب عزای این ماه گرفتاری همه را رفع کند.
امشب می خوام بعد خوندن نماز جعفر طیار و نماز شب وزیارت آقا امام حسین حرف دل همه ی حرف دلی هارو بهش بگم چرا که خودش گفت بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
میدونم اون قدر دلم سیاهه اون قدر کوله بار گناهام سنگینه که حرف دلم با لا بالاها نمیره ولی این رو هم می دونم خدایی دارم که اون قدر بزرگه اون قدر بخشنده است که خودش هوای همهمون رو داره
خدایا کی رو به جز تو دارم به گستردگی فضل توبه بخشایش تو امید دارم ای امید قلب نا امیدم.
التماس دعا از همهگی دوستان خواهش میکنم به حق شهدای کربلا و دلای باکتون و عزادای های صاف و سادتون منو دعا کنید تا از این دردجدایی رها شوم
62498
نام: منصوره
شهر: ساوه
تاریخ: 1/4/2009 12:14:06 AM
کاربر مهمان
  از خرمن تو خوشه نچیدن سخت است
بر کرب و بلایت ندسیدن سخت است

یک عمر حسین کفتن از در گه تو
یک بار جوابی نشنیدن سخت است
التماس دعا .........
چهارده صلوات هدیه به مو لامون حسین
62497
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 1/3/2009 11:00:05 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف!
حرف دلیها سلام.(((((((دلم برای همه تون خیلی تنگ شده))))).
امیدوارم تو این روزای آغشته به خون،لحظه ای دلتون از خدا جدا نشه.
تو هیئتا تکیه ها و مسجد که میرین "سورنا"رو فراموش نکنید که اون هیچوقت فراموشتون نکرده.


ملتمس دعاتون(سورنا)از نزدیک کربلا
62496
نام: شیما
شهر: جهرم
تاریخ: 1/3/2009 8:43:43 PM
کاربر مهمان
  خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز دل
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندین نداشت
62495
نام: سارای منتظر
شهر: مشهد الرضا
تاریخ: 1/3/2009 7:55:28 PM
کاربر مهمان
  ..........................اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم .....................

*/*/*سلام علی آل یس*/*/*

السلام علیک یا ابا عبدالله(ع)!
السلام علیک یا علی اصغر(ع)!
السلام علیک یا رقیـــــــــــــه(س)!
السلام علیک یا اُم المصــــائب(س)!
السلام علیک یا بـــــــاب الحوائج(ع)!
السلام علیک یا انصار ابی عبــدالله(ع)!
سلام خدا و رسول خدا بر شهدای کربلا!
***************************
سلام بر آقا سید!
سلام بر حرف دلیهای عزیزو بزرگوار قبول باشه انشاءالله!
امروز اومدم مدد بگیرم از همه این شهدا بخصوص از طفل شیر خوار، از عمه اش زینب
امروز عصر تو بهترین محفل شاهد اشک چشای عزیزانم بودم و منم میهمان چه برو بچه های باحالیند شروع برنامه دعا برا فرج مولا از ابتدا تا انتها کربلائی عزیز و یتیم خودمون اشک ریخت در نقش رباب ،در این سوز و اشک هم ناله با اونا ذکر مصیبت گفت رقیه کوچک علی اصغر را نوید میداد که عموی دلاور برایش آب می آورد و من که در این محفل بی بی حضرت زینب عنایت کردند.......... از خودشون میخوام حالا که من و دعوت کرده کمکم کنه که تو این وظیفه بتونم خوب انجام وظیفه کنم مات و مبهوت شدم وقتی گفتند این نقش بعد از دونفر به من رسید و من و بچه ها تشویق کردند با اون صلواتشون نتونستم بگم نه !خودش من و دعوت کرده امسال ازشون نقش نخواستم نیرو داشتند ولی میخوام بگم بی بی من و دوستم(رباب )تو این جمع کربلا رو دیدیم و حس کردیم وقتی از تشنگی و عطش علی اصغر و بچه ها از سوختن گلوی خشکشون میگن این دل بی قرار میره کنار نهر علقمه ...........یا اخا! ادرک اخا! یا جداه !یا رسول الله!(بیادتون بودم و هستم...)
دلا بسوز آب در چند قدمی و علی اصغر تشنه و رباب بی شیر! آب در چند قدمی و لبها مثل چوب خشک !وای خدا جون من که مُردم از این مصیبت !یا حسین جان! تاریخ کربلا دوباره تکرار شده و روایت نمیکنم که داغ دلت تازه هست آقا از خدا بخواه منتقم خون شما و مادرتون و خاندان شما وشهدا و این مردم مظلوم غزه بیاید!
یاران حسین چه آسوده نشستید وقت رفتن به میدان نبرد ه ندایی به گوش میرسه! مگر انتظار این لحظه موعود را نداشتید برخیزید و آماده ی جهادی دیگر بشید حسین و فرزندانش تنها موندند مگه نمی بینید؛ گریه بسه دعا کردید! بسپارید به خدای احد بر بند محمل را و بر پا کن عَلَم را ....................
*هر که دارد هوس کرببلا بسم ا...!.................
*هر که دارد به سرش شور و نوا بسم ا...!.......................
اگه خدا خواست .........واسه ما هم دعا کنید که هم دوش شما باشیم و این افتخارمایه که کنار یاران حسین(ع) حامی و نگهبان باشیم نمی گم کاش مرد بودم تا میتونستم منم به خیل عاشورائیان بشتابم و به درجه شهادت برسم !
نمی گم لیاقت میخواد و من ندارم! که لیاقتم و توی اون لحظه ای که از حُب خدا و ائمه به جایی رسیدم که خیلیا آرزوش و دارند پیدا کردم! خدارو شاکرم به خاطر همه او چیزایی که به مصلحت خودش دادو نداد!
دیگه چی بگم سید! خواستم بارها و بارها برای مولایم بنویسم بغض سنگینی تو گلومه و اشک از چشام جاری کربلائیایی که کربلا رفتند میدونند توی این لحظه دلت میخوادکنار نهر علقمه باشی و با تموم وجودت زار بزنی رو تل زینبیه و کنار خیمه گاه و توی قتلگه به سر و سینت بکوبی بیاد زینب! آخ بمیرم براتون بی بی چه قدر صبر، چه قدر تحمل ؛کاش اونجا بودم براتون حرفهایی میزدم دلداریتون میدادم که از غصه هاتون کم بشه !
62494
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/3/2009 5:50:05 PM
کاربر مهمان
 
.* اَلسَّلامُ عَلَی رَاسِ المَرفوُع *.


نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليله القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يكريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، *مصباح الهدي* ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه ي زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز *اِنَّما* ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج *ربنا* در *آتنا* ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي (ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل،‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد *ادرك يا اخا* ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم

علي رضا قزوه

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الفَرَج.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحُمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

62493
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 1/3/2009 5:06:48 PM
کاربر مهمان
  بســــم رب الشهداء والصدیقین

سلام علیکم جـمیعا دوستان با معرفت و با عشــــق
امیر حسین .. شهاب .. سید مقداد و بقیه بچه های قلعه
ان شاءالله هر کجا هستین موفق باشید.
. .
. .
از چه من ديوانه ديوانه ترم امشب
از نغمه مستانه مستانه ترم امشب
گرعاشق ودرويشم بي چيزم وبي خويشم
در مسند شاهانه شاهانه ترم امشب
افسانه بسي خواندي افسانه من بشنو
چون من ازهـر افسانه افسانه ترم امشب
سوزم که من دلـخون مـجنون ترم از مجنون
نزد توي بيگانه بيگانه ترم امشب
دل بي مي و پيمانه مست است ز جانانه
از ساقي و ميخوانه ميخوانه ترم امشب
جان دور شد از جانان دل شد ويرانه از خانه ويرانه ويرانه ترم امشب

یا لثارات الحسین
الهم عجل لولیک الفرج
...
واسه من هم دعا کنید
یا علی
<<ابتدا <قبلی 6256 6255 6254 6253 6252 6251 6250 6249 6248 6247 6246 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved