اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 62392 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
12/31/2008 5:16:17 PM
کاربر مهمان
|
تعجيل درفرجش ونابودي اسرائيل صلواتي بفرست
|
|
| 62391 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
12/31/2008 4:49:16 PM
کاربر مهمان
|
السلام عليک يا باب الحوائج يارقيه
روز سوم محرم متعلق است به دختر سه ساله امام حسين (ع) حضرت باب الحوائج بنت الحسين حضرت رقيه خاتون (س
مـن دستــه گل پرپر گـلـزار حسيـنم
مـن عاشق و دل باختـه و يار حسيـنم
من فاطمه ي کوچک و ناموس خدايم
پيــغامبـــر خون تـمام شهــدايــم
زائرين قبر من ، اين شـام عـبرتخانـه اسـت
مدفنم آباد و قصر دشـمنم ويـرانه اسـت
دخترى بودم سه سـاله دستــگير وبي پـدر
مرغ بي بـال و پرى را اين قفس کاشانه است
بر تن رنجور مـن شد کهنـه پيراهـن کـفن
پر شکسته بلبلى را ايـن خــرابه لانه است
محو شد آثـار او تـابنـده شـد آثـار مـن
ذلت او عـزت من هـر دو جـاويدانه است
ظالم از دست بشدو خانه ي مظلوم بجاست
روضه حضرت رقيه(س):
سه ساله دخترکي ديده - دلش بخواد شهيدبشه - سه ساله اخترکي ديده -موهاش همه سپيدبشه
چون اولاد رسول و ذراري فاطمه بتول عليها سلام را در خرابه ي شام منزل دادند، آن غريبان ستمديده و آن اسيران داغديده، صبح و شام براي جوانان شهيد خود در ناله و نوحه بودند. عصرها که مي شد آن اطفال خردسال درب خرابه صف مي کشيدند، مي ديدند که مردم شام خرّم و خوشحال دست اطفال خود را گرفته آب و نان تهيّه کرده به خانه هاي خود مي روند.
آن طفلان خسته مانند مرغان پر شکسته دامن عمّه را مي گرفتند که اي عمّه، مگر ما خانه نداريم؟ مگر بابا نداريم؟
مي فرمود: چرا نور ديدگان، خانه هاي شما در مدينه، و باباي شما به سفر رفته است.
در ميان آنها دخترکي بود از امام عليه السلام به نام فاطمه که درد هجران کشيده، گرسنگي و تشنگي ها آزموده، رنج سفر و داغ پدر و برادر ديده، بر بالاي شتر برهنه راه درازي پيموده، کعب نيزه و تازيانه خورده.
پدر او را خيلي دوست مي داشت، محبّت اين دختر در دل امام عليه السلام منزل گرفته بود، هميشه در کنار پدر مي نشست و دم به دم مانند دسته گل او را مي بوسيد، و شبها هم در بغل امام عليه السلام مي خوابيد...
پيوسته احوال پدر مي پرسيد و گريه مي کرد که &(أيْنَ أبي وَ والدي وَ الْمُحامي عَنّي).
به هر نحوي که بود زنها او را آرام مي کردند، تا آن که از کربلا به کوفه و از کوفه به شام رسيدند. در بين راه از رنج شتر سواري به تنگ آمده بود، به خواهرش سکينه مي گفت:(أيا أ ُختَ، قَدْ ذابَتْ مِنَ السَّيْر مُهْجَتي)
(خواهرم اين شتر بس که مرا حرکت داده دل و جگرم آب شد).
از اين ساربان بي رحم درخواست کن ساعتي شتر را نگاه دارد و يا آهسته راه ببرد که ما مرديم، از ساربان بپرس کي به منزل مي رسيم...
در يکي از شب ها در آن منزل خرابه، شور ديدن پدر به سرش افتاد، و از هجران پدر اشک مي ريخت، سر روي خاک نهاد آن قدر گريه کرد که زمين از اشک چشمش گل شد. در اين اثنا به خواب رفت.خواب پدر ديد، از خواب بيدار شد، فَبَک وَ تَقُول: وا أَبتاهُ، واقُرَّةَ عَيناهُ، واحُسَيناهُ، چنان صيحه کشيد که خرابه نشينان پريشان شدند...
هر چه خواستند او را آرام کنند ممکن نشد. امام زين العابدين عليه السلام پيش آمد و خواهر را در بر گرفت و به سينه چسبانيد و تسلّي مي داد. آن مظلومه آرام نمي گرفت و نوحه مي کرد، آن قدر روي دامن حضرت گريه کرد(حَتّي غُشيَ عَليهْا وَ انْقَطعَ نَفَسُها)
(تا آن که غش کرد و نفس او قطع شد).
امام به گريه
|
|
| 62390 |
نام:
حسین
شهر:
بندرامام
تاریخ:
12/31/2008 4:11:54 PM
کاربر مهمان
|
خوش به حال کسانی که رفتند و این روز هارا ندیدیند
و بد به حال انهایی که هستند و میبیننداین روزگار را
روزگار قریبیست نازینین
|
|
| 62389 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
12/31/2008 3:08:47 PM
کاربر مهمان
|
یا رقیه از خرابه های شام حال و هوای ما را بردی به خرابه های شام و حال بی بی سه ساله .اجرت با بی بی انشالله .
ایمان جان از نوشته هاتون استفاده میکنم مومن.
در این شبها یکدیگر را از دعای خیر محروم نسازید . مردمان غزه را دعا بفرمائید .
در پي پيام مقام معظم رهبري و فاجعه غزه براي جنگ با رژيم صهيونيستي اعلام آمادگي كنيد
فرم سه گزينه اي طومار آمادگي رزمي، مالي و تبليغي براي جنگ با رژيم صهيونيستي از طريق سايت جامعه روحانيت مبارز براي لبيك به حكم مقام معظم رهبري از تاريخ 9/10/87 به مدت يك هفته فعال شد.
http://www.rohaniatmobarez.com/Portal/Home/
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 62388 |
نام:
احمد طاوسي
شهر:
بشرويه
تاریخ:
12/31/2008 3:07:26 PM
کاربر مهمان
|
کربلا يک نصف روز زندگي کرد ولي براي هميشه در تاريخ ماندگار شد
|
|
| 62387 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
12/31/2008 2:49:23 PM
کاربر مهمان
|
.:: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ ::.
یادش به خیر ،
در دوران پیروزی خون بر شمشیر ، در کوران انقلاب شکوهمند اسلامیمون ، یکی از بهترین و حرکت دهنده ترین شعارهای مردم این بود:
.* سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن *.
الآن هم این شعار هنوز داغه.
بگذار بساط آه و واویلا را!
خواهیم گرفت رُخصت آقا را
آغشته به خون است محرّم امسال
باید که به غزّه برد هیئت ها را
رهبرا ، فرزند زهرا ، نور چشمان ترم ،
ما آماده ی جهادیم ، از شما به یک اشارت از ما به سر دویدن .
|
|
| 62386 |
نام:
نیاز
شهر:
تبریز
تاریخ:
12/31/2008 1:28:31 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی
انیسه جان
ختمها رو همه می خونند یا نه؟ تصمیم جدیدی که نگرفتید. من که دارم میخونم. التماس دعا
|
|
| 62385 |
نام:
انسيه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
12/31/2008 1:11:48 PM
کاربر مهمان
|
*سلام*
قمر بنی هاشم به رود فُرات که می زد، آب در پوست خود نمی گنجید!
در خیال خود گمان می برد که از دست های تشنه عبّاس، لبریز خواهد شد.
امّا، وقتی که آب را، تشنه، رها ساخت؛ در همهء پیچ و تابِ خیالِ فُرات، تنها یک سؤال بود که موج می زد:
(آخر، چرا؟!)
*اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم*
|
|
| 62384 |
نام:
.
شهر:
.
تاریخ:
12/31/2008 12:30:59 PM
کاربر مهمان
|
دیشب حول و حوش ساعت ٩ یکی از بچه های تهران بهم زنگ زد گفت بر و بچ ریختن باغ قلهک و سفارت انگلیس رو گرفتن ، الان هم دارن توی سفارت انگلیس زیارت عاشورا می خونن !
بهش گفتم خودت کجایی ؟ گفت من هم توی فرودگاه جزو متحصنین هستم . ظاهرا اونجا سعید قاسمی رفته بود براشون صحبت کرده بود !
آخیییییی ، همیشه از تهران بدم میومد (گرچه متولد تهرانم ، دیپلمه تهرانم ، گواهینامه ام مال تهرانه ، خانواده ام هم تهران هستن ! )
ولی کاش الان تهران بودم و با بر و بچ هرچی سفارت طرفدار صهیونست هست رو میترکوندیم !
آخه دیگه تا کی باید صبر کنیم ، بابا دیگه آقا به چه زبونی باید حکم جهاد بدن ؟ همینکه به ما اجازه بدن برا ما حکمه ! مگه نمیشه داوطلبانه رفت جهاد کرد ؟ پس کجان اونایی که می گفتن از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن ؟! چرا مسئولین مقدمات اعزام رو فراهم نمی کنن ؟آخه چرا نمی ذارن بریم ؟؟
خدا شر اسرائیل و آمریکا رو از سر همه مردم جهان کم کنه انشاالله . . .
اینم به خاطر غزه :
این سمت : دروغ و ظلم، کشتار وفریب
آن سمت:تمام مردم غزه غریب
ای صاحب ذوالفقار خونخواه حسین
دیرست بیا ، الیس صبح بقریب ؟
|
|
| 62383 |
نام:
یا رقیه(س)
شهر:
خرابه های شام
تاریخ:
12/31/2008 11:39:49 AM
کاربر مهمان
|
ای یـار مهربانم ؛ بابای خسته جانم
برخیز و بین ملالم؛ من بر تو میهمانم
ای دختـر عـزیـزم؛ مهمان اشـک ریـزم
من سر به تن ندارم؛از جا چگونه خیزم
بابا به جان زهـرا؛ سیـرم از ایـن زمانه
بین پیکرم کبود است؛ از ضرب تازیانه
دیدم چه ها کشیدی در عالم اسیری
تو درس صبــر باید از مــادرم بگیــری
بابا به کوفه دشمن؛ فریاد جنگ میزد
بر دختــران زهــرا ؛ از بام سنگ میزد
دور از شما نبودم ای لاله ی کبودم
هنگام سنگ باران ؛ من روی نیزه بودم
آمد صدای قــرآن نــوری به دل نشاندی
گفتم بخوان دوباره ؛ بابا چرا نخواندی ؟
جانا مگر ندیدی اشرار کوفه پستند
قرآن به نیزه خواندم؛ پیشانی ام شکستند
بابا شبی ز ناقه افتادم و نمردم
دور از نگاه عمه ؛ سیلی ضجر خوردم
آن شب که ناله کردی از دست ضجر نامرد
از غیرتش به حالت عباس گریه میکرد
تا شام من پدرجان دنبال سر دویدم
اما سر عمو را بر نیزه ها ندیدم
این نکته را نگویی با مـــادر اباالفضل
بر نیزه ها نمی ماند آخر سر اباالفضل
التماس دعا
|
|