اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 62202 |
نام:
میثم
شهر:
دماوند
تاریخ:
12/27/2008 8:35:06 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا اباعبدالله
محرم امسال رنگی دیگر دارد،جنایات غزه را می گویم
در زیارت عاشوراهایی که هر صبح در این ماه می خوانید حتما مظلومان عالم را در نظر بگیرید و د رلعن ها هم حتما آمریکا و اسرائیل را مد نظر داشته باشید.
اللعم العن اول ظالم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک ...
التماس دعا
|
|
| 62201 |
نام:
سوگند
شهر:
امان از جدایی
تاریخ:
12/27/2008 7:50:39 PM
کاربر مهمان
|
سلام به سنگ صبورای عزیز
امشب دلم خیلی گرفته؛کم کم داریم به شب اول محرم نزدیک میشیم بیایم تو این شبها واسه همدیگه دعا کنیم خدا گواه که بعد از امیدم به خدا و توکل به اون دلم به شماها خوشه .
آقا سید بزرگوار شما که پیش خدا آبرو دارید تو این شبها تو رو به سر بریده امام حسین ،به دستان بریده قمر بنی هاشم ،به گلوی پاره علی اصغر ،به مصیبت های خانوم حضرت زینب ،وبه سوز دل مهدی و به دعاهای نیمه شب مهدی قسمت میدم شما به درگاه خدا واسطه شید و همه ما رو دعا کنید .آقا سید قربون جدت مگه نمیگن شهدا زنده هستن...............میدونم که میدونید تو دل هر کدوممون چیه واز خدا چی میخوایم پس به پهلوی شکسته مادرت حضرت زهرا دعا یادت نره ،میدونی که تو این ایام بی بی پهلو شکسته صاحب عزاست پس تورو خدا با مادر پهلو شکسته پیش خدا و امام حسین واسطه شید که مطمینم خدا جون حضرت زهرا رو ناامید نمی کنه .
باز هم میگم :
التماس دعا
التماس دعا
التماس دعا
یا حسین
|
|
| 62200 |
نام:
گم شده
شهر:
تبریز
تاریخ:
12/27/2008 7:38:21 PM
کاربر مهمان
|
هوالحق
با سلام
فاطر عزیز از کربلا
از کجا مطمئنی که واقعه کربلا یک بار در تاریخ اتفاق افتاده؟؟
بعد کربلا شماتت دل رقیه رو سوزاند، طعنه و تهمت دل زینب رو و بی برادر و بی پدر و بی سرپناهی و خیلی چیزای دیگه/
تشبیه نمی کنم. اما خدا ماهارو امتحان می کنه تا ببینه کیا می تونن یزید بشن و چون یزید بر مرکب قدرت بتازونند.
می دونی بعد فوت همسرم تک تک واقعه کربلا رو لمس کردم. فهمیدم بعد عباس چه برسر ایتام اومد. بعد عاشورا شماتت با خاندان چه کرد...
باورت می شه یزیدو بزیدیان را دیدم.
پناه می برم به خدا از شر یزیدان زمانه.
خدا ما رو فریفته قدرت کوچکمان نکند تا دل یتیمان را بی پناهان را و دلشکسته ها را نسوزانیم.
یا حق
|
|
| 62199 |
نام:
نیلوفرانه
شهر:
کویر
تاریخ:
12/27/2008 7:29:31 PM
کاربر مهمان
|
سلام خداي خوبم
سلام دوستان با خداي اهل دل
نمي دونم چيه كه اين صفحه حرف دل به من آرامش زيادي مي ده ،شبها كه زيارت عاشورا و دعاي علقمه مي خونم هم به خودم افتخار مي كنم كه توي چنين ختمي شركت كردم و هم اميدوار مي شم كه سي و نه نفر ديگه براي من هم دعا مي كنند.
اما من باز هم به دعاي شما دوستان احتياج دارم قبلا" هم گفتم ليسانس دارم وبيكار ، چون دختر هم هستم نمي تونم هر جايي برم سر كار و هر كاري رو انجام بدم. البته امسال كنكور كارشناسي ارشد ثبت نام كردم امتحانش بهمن ماهه برام دعا كنيد اگه به صلاحم هست قبول بشم. مي دونيد چيه من توي صلاح و مصلحت كاراي خودم موندم بعضي وقتا فكر مي كنم كه شايد زوركي از خدا چيزي خواستم و به صلاحم نبوده و خدا به خاطر اصرارهاي من بهم داده و حالا اين جوري گير افتادم ونمي دونم براي بقيه زندگيم چه تصميمي بگيرم
**************
گمشده گرامي انشاالله كه خدا بهتون صبر بده
|
|
| 62198 |
نام:
ستاره
شهر:
هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ:
12/27/2008 6:25:37 PM
کاربر مهمان
|
یاس سفید حالتون چطوره؟ بهترید؟ یاد ما هم هستید؟
ما که اگر قابل باشیم یاد شما و همه حرف دلی ها هستیم جمعه دانشگاه کلاس داشتیم بچه ها گفتند حالا که وقت داریم و امام زاده تقریبا بهمون نزدیکه بریم امام زاده داود من هم که تا حالا نرفته بودم مشتاق رفتن بودم ولی از طرفی نمیدونستیم چه جوری بریم دو تا از دوستام رفتند که ناهار بگیرن و از فروشنده بپرسن که تا اونجا راه چقدره؟ و چه جوری باید بریم همین که داشتند میپرسیدند یه مردی هم اونجا بود که وقتی حرف های مارو شنید گفت ۲۴ کیلومتر تا اونجا راهه که من میتونم شما رو ببرم ما که همین جور داشتیم بحث میکردیم که بریم یا نه من گفتم نمیشه اعتماد کرد ما نه اونو میشناسیم نه راهو بلدیم هر بلایی بخواد میتونه سرمون بیاره ازش تشکر کردیم و رفتیم جلوتر وایسادیم که ببینیم چه جوری بریم که یه دفعه دیدیم یکی داره بوق میزنه دیدیم همون مرد با زنش تو ماشینه وقتی خانمشو دیدیم که محجبه هست خودش هم دوباره اومده دنبالمون تصمیم گرفتیم باهاشون بریم جالب تر از همه اینه که منو بکشند سوار ماشین غریبه نمیشم حتی اگر دیرم بشه سعی میکنم سوار ماشین شخصی نشم اونوقت یه دفعه به دلم اوفتاد که خودم که ناراضی بودم با این اقا بریم بقیه رو راضی کنم خلاصه سوار شدیم هر چی میرفت نمیرسیدیم من که کم کم داشتم پشیمون میشدم از کاری که کرده بودیم راهش طولانی بود با این که همه میگفتن نزدیکه و انقدر پیچ در پیچ بود که همه حالت بدی گرفته بودیم خدا رو شکر رسیدیم وقتی رسیدیم کفتم بچه ها حالا طلبید و اومدیم چی جوری برگردیم که یه دفعه دیدم اون زن و شوهر اومدند گفتند که تا کی هستید که ما برسونیمتون (خدا خیرشون بده)
خالصه یاس سفید عزیز وقتی رسیدیم وقتی ضریح رو دیدم بعد از دعا برای فرج اقا یاد حرف دل افتادم یاد مریض های اون یاد شما یاد مریض اقا شهاب و اقا رضا از کرج یاد همه بچه هایی که التماس دعا میگفتن یاد ایمان گرامی یاد اقا شهاب یاد انسیه خانم یاد دل شکسته های عزیز بالخصوص دلشکسته از صبر
نمیدونم ولی این چند وقته که از لحاظ روحی خیلی بهم ریختم از اون اتفاقاتی که در طی چند ماه پیش برام رخ داده خدا هم خیلی بهم عنایت کرده میدونه که من جز توسل به اونو و ائمه اش هیچ کاری بلد نیستم خیلی از جوون هایی که هم سن و سال من هستند موقع خوشحالی و غم سراغ سی دی و فیلم و نوار و اهنگ اند ولی شاید باورتون نشه که ما تو خونمون حتی یدونه نوار ترانه و از این جور چیزا نداریم چون به کارمون نمیاد در عوض هر کدوممون یه قران داریم که همیشه دوای دردمونه به قول بابام مردم نمیدونن خوشبختی تو چیه نمیدونن که تو قران چیه؟ مفهوم ارامشو نمیدونن وقتی تو اتوبوسم میبینم که جوون های هم سن وسالم اهنگو زیاد کردند و دارند به قول خودشون حال میکنن و ارامش میرسن براشون افسوس میخورم که طعم ارامش واقعی رو نمیدونن نمیدونن که حتی علم هم ثابت کرده که مولکول های اب در برابر ایات قران به زیباترین شکل در میان
یاس عزیز تو این مدت خدا خودش نا خواسته منو به جاهیی برد که خیلی برام ارمش بخش بود دعای عرفه تو شاه عبدالعظیم زیارت امام رضا تو ذی الحقعده در روز ولادت حضرت معصومه زیارت حضرت معصومه و... خدارو شکر میگم که منو کمکم کرد ولی یاس سفید از تو موقعی که مسجد میری موقعی که دعا میکنی موقعی که در مراسم ابا عبد الله هستی میخوام که برام دعا کنی چون یه تصمیمی تو زندگیم گرفتم که نمیدونم درست بوده یا نه فقط ازت میخوام برام دعا کنی
|
|
| 62197 |
نام:
الهام
شهر:
تهران
تاریخ:
12/27/2008 6:07:45 PM
کاربر مهمان
|
خدامرابه ارزویم برسان
|
|
| 62196 |
نام:
سیده کوچک
شهر:
تهران
تاریخ:
12/27/2008 5:50:06 PM
کاربر مهمان
|
ممنون آقا مقداد
|
|
| 62195 |
نام:
ستاره
شهر:
هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ:
12/27/2008 5:21:55 PM
کاربر مهمان
|
امیدوار گرامی سلام
خدا قوت
انشا الله حاجت روا بشید
بسیار شرمنده ام از این چیزی که میخوام بگم چند وقت پیش نوشته بودید که از اول محرم تا ده روز متوالی ختم زیارت عاشورا در سقا خونه ی اوینی برپاست من هم در این ختم شرکت کردم ولی بزرگوار امروز اومدم دیدم که یه تبصره به اون اضافه کرده اید و گفته اید که حداقل ۱۴ بار قسمت هایی رو که صد گانه هست بخونیم اول فکر کردم شاید من این قسمتو نخوندم بعد که به ارشیوو نگاه کردم دیدم این قسمتو تازه اضافه کرده اید
من وقتی هر مسئولیتی رو به عهده میگیرم حتی همین ختم های ده روزه رو تا زمانی که تمومش نکنم خیالم راحت نیست حتی ختم قبلی رو اگر یادتون باشه که زیارت عاشورا تا شب اول محرم بود تو این مدت شبهایی بود که بسیار خسته بودم که نمیتونستم پلکمو باز نگه دارم ولی هر جوری بود با اب زدن صورتم با وضو گرفتن سعی میکردم با توجه بخونم که شرمنده ی بچه ها نشم حالا شما فرض کنید کسانی که اومدند و در این ختم شرکت کردند ولی این توضیحی که شما اضافه کرده اید رو دیگه نخونن یا دیگه موفق نشند که بیان حرف دلو مطالب جدیدو بخونن اونوقت مدیون بچه ها میشن ببخشید سرتونو درذ اوردم انشا الله که حاجت روا بشید
بزرگوار امیدوارم که منو ببخشید ولی متاسفانه من به دلیل مشغله ی فکری که در حدود شش هفت ماه پیش برام اتفاق افتاده بود خیلی از درسام عقب افتادم جوری که هنوز لای بعضی از کتابامو باز نکردم به همین دلیل من فقط میتونم بند های صد گانه رو یک بار بخونم اگر که من رو سیاه شامل ختم های شما نمیشم لطف بفرمایید اسم منو با کمال افسوس و شرمندگی از لیست ثبت نام حذف کنید اگر هم که منو قابل دونستید و با همین یک بار خوندن من موافقید یه صلوات محمدی بفرست و بعدش هم به من اعلام کن که تکلیف خودمو بدونم
از همه ی کسانی که با مطرح کردن ختم های زیباشون روح و قلب ما رو جلا میدن ممنونم بزرگواران سعی کنید هر ختمی رو که بیان میکنید با تمام شرایطش بازگو کنید تا کسی مدیون نشود و جزیی ترین مطالب ختمهاتونو برای همه بگید تا عزیزانی که جدید میان سر گردان نشن و بتونن تو ختم ها شرکت کنند
خدایا ما را برای خودت تعلیم و تربیت بفرما خدایا ما را برای لقای خودت اماده بفرما امین
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 62194 |
نام:
سارای منتظر
شهر:
مشهد الرضا
تاریخ:
12/27/2008 5:12:03 PM
کاربر مهمان
|
اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم
*سلام علی آل یس!
*سلام حرف دلیها!
*سلام یاس عزیز! من خودم دعای عهد و خواهم خوند به دیگران توصیه میکنم روش خوبیه از اونجا که من اسامی 115 شهید کربلا رو دارم ولی نمیدونم دقیقا 72 نفر چه کسانی هستند متأسفانه کسی کمک نکرد البته اینجا بیشتر بچه ها باید خودشون برای رسیدن به هر چیزی تلاش کنند «برای همین میگن بی رنج گنج میسر نمیشود»حالا.......سلام سارا ممنون بزرگوار... علیکم السلام و رحمه ا...و برکاته
*سلام ایمان عزیز!خوشحالم از ابراز وجود و حضورتون دلم برای باغ یه ذرّه شده دعا بفرمائید حل شه دوست ندارم از اینکه نمیام باغ برداشتی بد بشه !چون من زیر قولم نزدم فقط هنوز از همین خط و از این راه که به حرف دل ختم میشه یعنی تبیان استفاده میکنم لازمه از این عزیزان که من و دارن تحمل می کنند پوزش بخوام راستش از خود آقا میخوام تا محرم نشده درب باغ شهادت و بهشت و برام باز کنه که حسابی دلم هوای کربلا و تصاویر آهنگ قشنگ تو این ماه کرده البته نیاز به این دلتنگی بود. ایمان بزرگوار نوشته هاتون عین واقعیته که متأسفانه ما غرقش هستیم یا به فرموده ی شما توجیه میکنیم قلمتون بسیار کوبنده بود یاد جوابیه زیبایی از *کربلائی شهاب بزرگوار*در مورد اینکه چرا خودمون و علاف دعا و صلوات و کردیم افتادم راستش هر چی تونستم برای این نوشته شما و سارای عزیز نوشتم ولی باز پاک کردم آخه آدم وقتی نوشته ای رو از ته دل مینویسه ممکنه یه جایی یه اشکالی تو نوشتن باشه به جدیدیا و قدیمیا و بزرگوارانی بر بخوره گرچه همه باید انتقاد پذیر باشیم و اشکالات هم و رفع کنیم گل بی عیب خدایه و ما همه مون با عیب و ایراد بوده و هستیم و میتونیم عیوبمون و رفع کنیم راستش اگه ناراحت نمیشد من این نوشته های جالب شما و سایرین و مرتب و صفحه آرایی میکنم به وسیله دوستانم به دیگران میدیم بخونند ولی این نوشته آخری رو بخصوص تو این ماه میشه یه جورایی استفاده کرد البته این ارگان مطلب و با منبع میخواد از اونجایی که میدونم این دلنوشته ی خودتونه نمیدونم قبول خواهند کرد یا نه!بازم از نوشته های تأثیر گذارتون در این دنیای مجازی که فقط دلا به هم نزدیک شدند و در رسیدن به معرفت واقعی از هم سبقت میگیرند خوشحالم و به این حد بروز نداده بودم ولی خیلی از خدا از اقا سید از شما بزرگوارن ممنونم به خاطر این مسیر دوست دارم اونقدر پخته بشم که بتونم ادعا کنم میتونم جای دیگه برای نوشتن و فعالیت حاضر بشم گرچه خیلی دعا کردم کاش اونجا میبودم تا هم بیشتر درک کنم هم بتونم با استفاده از امکانات اونجا با دوستانم که اونجا درس میخونند کار انجام بدیم منتظر دلداریها و راهنمائی شما تاج سر اهالی باغ هستم همچنان. خدا همه خادمان گمنام وحفظ کنه انشاءا...خدائی کربلائی (حسینی)وامام زمانی بمونید به برکت صلوات قشنگی که میفرستید* دوستان حرف دل ضمیر منیر شبکه 2 سیمای جمهوری خیلی زیباست کلامش و بعد از نماز مغرب بشنوید شادی روح استاد ارجمند یه صلوات و فاتحه ای نثار کنیم:
اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم
...یـــا حُسیــــــــــــــــن(ع) مــَـــــــــــــدَدی مـــــــــــــــــولا...
اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم
|
|
| 62193 |
نام:
میم
شهر:
و لیال عشر
تاریخ:
12/27/2008 4:36:41 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام
معلم شهید ( ارسلان گودرزی ) در تاریخ 1339/4/18
در شهرستان الیگودرز و در خانواده ای اصیل و مذهبی
و نجیب قدم به جهان گذاشت.
او که درد آشنای دردمندان و مستمندان بود، پیوسته کمک کار مادی و معنوی مردم بود تا جایی که
چهار پنجم از حقوق ماهیانه معلمی خود را به فقرا
و دست تنگان تقدیم می کرد.
او آنقدر به زندگی روزمره دنیا بی اعتنا بود که به رغم شایستگی های بسیار ، هیچ چیز اعم از پست و مقام و عنوان را از آن خود نمی خواست.
برای دومین مرتبه داوطلبانه راهی میدان های دفاع از حریم ناموس و قاموس [فرهنگ] کهن سرزمین و میهن خود شد.
با آنکه در شانزده اردیبهشت شصت و یک مجروح شده بود
اما قدمی به عقب برنداشت و با همان وضعیت در اوج عملیات حضور داشت.
او سرانجام در نوزده اردیبهشت در عملیات بیت المقدس
( آزاد سازی خرمشهر ) در حالی که مجروح بود و سر و بدنش از خون گلگون شده بود و باز هم به نبرد ادامه می داد ، به شهادت رسید.
او در پشت کتابی با خطی خوش نوشته است:
((( برای اندیشیدن شاید فردا خیلی دیر باشد.
اندیشیدم که زندگی چیست و چرا زندگی می کنم و هدف واقعی در زندگی چیست؟
مسلما هدف در زندگی نمی تواند رسیدن به آخرین درجه تحصیلی یا آخرین درجه ثروت باشد ، یا ازدواج و تشکیل عائله ، تمامی اینها حوادثی است که به نسبت در زندگی هر فردی اتفاق می افتد و نمی تواند بزرگترین هدف برای حیات باشد.)))
در اینجا جا دارد از همه بزرگوارانی که خالصانه ، با بیانات روشنگر خود ، برای تنویر افکار عمومی تلاش می کنند ، تشکر و قدر دانی گردد.
با تشکر
مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم...
طائر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق...
که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم.....
|
|