شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61292
نام: فریال
شهر: تهران
تاریخ: 12/7/2008 2:44:41 PM
کاربر مهمان
  گم شده ی عزیزم سلام: خیلی دلم براتون تنگ شده بودخوب ماروفراموش کردینا...خوشحال میشم اسمتونوهرروزتوحرف دل ببینم.راستی تونمازهام خیلی دعاتون می کنم(البته اگه لایق باشم).برای منم دعاکنیداخه مدتیه گره ای توکارم افتاده محتاج دعای شمادوستان خوبم هستم...راستی باران عزیزم ازشماهم خبری نیست خانومی...دلمون برای دل نوشته های قشنگتون تنگ شده.(خداجونم دوست دارم تنهام نذار)
61291
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/7/2008 2:19:17 PM
کاربر مهمان
  يكي از ختمهای مجرّب در برآورده شدن حاجات، صلوات بر حضرت فاطمه زهرا(س) است :

اللّهمّ صلّ علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها (و السّرّ المستودع فيها) بعدد ما أحاط به علمك.
بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامي‌اش و فرزندان عزيزش (و آن رازي كه در وجود او به وديعه نهادي)، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.
كه در اين صلوات شريف، مقصود از (( رازي كه در وجود مقدس آن حضرت(س) به وديعه نهاده شده )) حضرت حجت و امام موعود(ع) هستند.

نويسندة صحيفة مهديه مي‌گويد:
اگرچه اين صلوات در كتب قديمي وجود ندارد و از مرحوم شيخ انصاري(ره) شنيده شده، ولي به علت ارتباطي كه آن بزرگوار با حضرت بقيةالله ـ ارواحنا فداه ـ داشته‌اند، به احتمال قوي اين دعا از حضرت صاحب‌الامر(ع) صادر شده است.

بیائیم با پیشنهادچه فرقی می کنه گرامی برای رفع گرفتاریها و برآورده شدن حوائج قلبی و شفای بیمارانمون هر نفر یکصد و ده مرتبه این صلوات را تکرار فرمایند . ( هر ختم یکصد وده مرتبه و چهل ختم می باشد )

ختم یک : چه فرقی می کنه بزرگوار
ختم دو : خانم سادات گرامی
ختم سه : زنده یاد شمسی خانم
ختم چهار : امید خان گرامی
ختم پنج : امین عزیز
ختم شش : ایمان از شهر توکل به خدا
ختم هفت : ایمان به نیابت از همسر مرحومم
ختم هشت : ایمان به نیابت از دائی مرحومم
ختم نه : ایمان به نیابت از پسر دائی مرحومم
ختم ده : آقا شهاب گرامی
ختم یازده : دلشکسته گرامی از خرم آباد
ختم دوازده :دلشکسته گرامی از شهر مردمان بی رحم
ختم سیزده : امیدوار ارجمند از ایران
ختم چهارده : هدهد غریب صبا گرانقدر از شهر غربت
ختم پانزده: انسیه گرامی
ختم شانزده : زهرا دوست انسیه گرامی
ختم هفده : مهدیه ارجمند از ایران
ختم هجده : مریم گرامی انتظار بهار و بارون
ختم نوزده :ستاره گرامی از هرکجا که شناخت ....
ختم بیست : سارای گرامی از شهر غریب (سلام امیدوارم هرچه زودتر بیمار مورد نظرتون شفا بگیرند)
ختم بیست و یک : رهگذر گرامی از شهر ..
ختم بیست و دو : پروانه گرامی
ختم بیست و سه : انسیه ارجمند از شهر تنهائی و امید
ختم بیست و چهار : بنده ی خدا ارجمند ازبروجرد
ختم بیست و پنج : نیلوفرانه گرامی از کویر
ختم بیست و شش : معصومه گرانقدر از تبریز
ختم بیست و هفت : سید مهدی بزرگوار
ختم بیست وهشت : صمن ناز خانم
ختم بیست و نه : نیاز گرامی از تبریز
ختم سی : مریم گرامی از انتظار بهارو بارون
ختم سی و یک : مرحوم دائی علی مریم گرامی (خداوندبا مولا علی محشورشان گرداند)
ختم سی و دو : انسیه گرانقدر از انتظار و امید (دوست خوبم سلام و عرض ادب شماهیچگاه فراموش نمیشی منتهی ذهن من گاهی کار نمیکنه اسم تک تک دوستان را بنویسم )
ختم سی و سه :
ختم سی و چهار :






ختم چهل :

التماس دعا
یاعلی
61290
نام: ترنم
شهر: معرفت
تاریخ: 12/7/2008 2:19:01 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب
رسول اکرم صلي الله عليه و اله وسلم حاجيان امتش را در آخرالزمان سه دسته نام مي برد.اغنيا که براي سياحت مي روند،متوسطين که براي تجارت مي روند و فقرا که براي ريا و شهرت مي روند.
سدير صيرفى گويد: با امام صادق عليه السلام در عرفات بودم، ناله حجاج به آسمان بلند بود. با خود گفتم آيا اينها همه بر ضلالت و گمراهيند؟ امام صادق مرا صدا زد و گفت تأمل کن، من تأمل کردم و در اين هنگام جمعيتى از ميمون و خوک مشاهده کردم. (المناقب،ج4،ص186،به نقل از الحج فى الکتاب و السنة،ص328)
ابوبصير به امام باقر عليه السلام مي گويد:چه بسيارند حج گزاران و ناله کنندگان،ايشان گفت:چه بسيارند ناله کنندگان و کمند حج گزاران(بل ما اکثر الضجيج و اقل الحجيج).(مناقب، ج4، ص184)
اين روايات ممکن است متوجه افرادي باشد که بي ولايت حج مي گزارند.اما اين باعث دلخوشي ما نشود. از خداوند حج با معرفت در رکاب ولايت را طلب کنيم.
چندي پيش حديثي شنيدم که فرشتگان در عرفه،ابتدا بارشان را در کربلا خالي مي کنند،و سپس به عرفات مي روند.
الهي!حال که نه اين داريم و نه آن،لااقل معرفت«عرفه»را به ما عنايت فرما،تا در«قربان»، «خود» را در قربانگاه تو قرباني کنيم.
******************
مریم خانم سلام و ممنون از لطفتان
61289
نام: گم شده
شهر: تبریز
تاریخ: 12/7/2008 2:18:26 PM
کاربر مهمان
  هوالحق
سلام
شما را به حضرت عباس، به دل های شکسته تان ، به هر آنچه که مقدس ترین است قسم:
برای خانواده گم شده دعا کنید.
امروز محتاجیم شاید یک لحظه دعای شما باعث پیدا شدن ما شود.
یا حق
61288
نام: روح ا... نوذرزاده آرانی
شهر: آران و بیدگل
تاریخ: 12/7/2008 1:52:14 PM
کاربر مهمان
  باسلام
مدتی طرفدار سایت جالب شما شده ام.
÷یشنهاد می کنم بدنبال مطالبی در خصوص کاربردی تر کردن بسیج باشید.
مد نظر داشته باشید هجمه های میلیاردی دشمنان نظام را و اینکه این هجمه ها قابل ر<یت نیستند امیدوارم روزی سایت شما و دیگر همکارانتان آنقدر جزاب شود که دیگر خود به خود اقدامات دشمنان نظام و ولایت خنثی شود.
و من ا... توفیق
61287
نام: داود
شهر: اردبیل
تاریخ: 12/7/2008 1:48:26 PM
کاربر مهمان
  نمی دونم.بعد از اینکه از مکه برگشتم یه حس عجیبی دارم.مطمئن شدم که خدا مواظبمه.ولی بعضی وقتا یه کارایی میکنم که.....
61286
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 12/7/2008 1:34:37 PM
کاربر مهمان
  بنام او...
سلام .سلام به همه دوستان
ببخشید از اینکه نتونستم بیام .راستش رو بخواین فکرم خیلی مشغول بود ...برای یه لحظه قرار شد که همه چیز تموم بشه خدا می دونه چی باعث شده بود که پدر و مادر من در مقابل ...کوتاه بیان .حدود یک هفته است که هر شب مهران بهمراه خانواده محترمشون میان خونمون اصرار پشت اصرار که برگردم .نمی دونید چه دسته گلهایی ...خودمونیم ها انگار تو این دو ساله تمام چیزایی رو که بلد نبوده تازه یاد گرفته .بعد از یک هفته مامان و بابام راضیم کردن برم باهاش حرف بزنم ...خندم می گیره ...واقعا من مسخره ام که هر روز یه جوری منو میرقصونه !!!
همه می گن هر طور خودت دوست داری و من فقط سکوت می کنم دیشب برای اولین بار و آخرین بار خودم رو راضی کردم که مثل یه آدم بشینم و باهاش حرف بزنم .ولی نشد وقتی دیدمش خندم گرفت یه خنده کاملا عصبی...مهران با اون دسته گل با کلاس خیلی مسخره شده بود.وقتی یاد اون کاراش می افتم می بینم اون دسته گل و خنده ملیحی که روی لب داشت اصلا به شناختی که من ازش داشتم نمی خورد...بگذریم خوشحال شد فکر کرد می خوام بهش بگم عیب نداره هر کاری کردی ، کردی منم برمی گردم سر خونه و زندگیم ...غافل از اینکه من تو این دو سال چیزایی رو بدست آوردم که اگه صد سال با مهران زندگی میکردم بدستشون نمی یاوردم ...یه وقت به خودم اومدم که دیدم سکوتم داره بیش از حدطولانی می شه .گفتم برای چی اومدی ؟گفت خواستگاری .خواستگاری دوباره!!!!
همه چیزا رو فراموش کن بیا یه بار دیگه با هم شروع کنیم.مطمئن باش می تونیم ...خندیدم .باید همه چیزا رو بهش می گفتم و لی نشد دهنم قفل کرده بود حرفم نمی یومد!!!فقط گفتم من از تو گذشتم تو هم همین کار رو کن ...تو جواب من گفت از مهدیار نمیگذرم .بعد از پایان هفت سالگی میام مهدیار رو می برم تا برای همیشه تو حسرت دیدنش بمونی ...
خندیدم .گفتم حسرت !!!من حسرت خیلی چیزا بدلم موند اینم سر اونا ...ولی یه چیزی یادت باشه تو نمی تونی جلوی کار خدا رو بگیری . من حالا نسبت به کاری که می خواستم انجام بدم مصرتر شدم و هیچ کسی هم نمی تونه دو باره غرورم رو خورد کنه هفت سال کم بود !!! تو منو له کردی .وقتی رفتم دیگه چیزی نداشتم جز یه بهونه که اونم مهدیار بود ولی با وجود مهدیار خیلی چیزایی رو که یه زن باید برای پیشرفتش داشته باشه پیدا کردم ...از جمله صبر و بردباری و... خیلی چیزای دیگه که تو از فهم اونا عاجزی .مهران من براش بهترین زندگی رو درست می کنم و با کمک خدائی که تا حالا همه کاری برام کرده پشتیبان خوبی براش میشم همون طور که مهدیار با وجود بچه بودنش پشتیبان خوبی برام بوده و هست ....حتی اگه پیشم نمونه بازم دوستش دارم و برای دیدنش همه کاری می کنم بر خلاف کاری که تو کردی . خلاصه بعد از کلی حرافی به این نتیجه رسیدیم که ما بدرد زندگی با هم دیگه نمی خوریم ...و البته چقدر دیر.
خداجونم کمکم کن .محکمتر از قبلم کن .نذار خورد بشم . خدایا مهدیار رو حفظش کن از شر تمام بلایا و شرها.خداجونم به من توان بده ...توان بده تا خوب رشد کنم ...خدایا مهران رو هر طور که تو دوست داری خوشبختش کن ...هر طور که خودت دوست داری .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
61285
نام: ترنم
شهر: معرفت
تاریخ: 12/7/2008 1:33:08 PM
کاربر مهمان
  اين ايام بازار حج و حاجي و...حسابي داغ است.در خانواده ما نيز جو حج شديدا گرفته بود برخي را.عده اي براي بار اولشان بود و رفتند و عده اي هم براي بار چندم.عده اي هم مي خواستند با هر ترفند غيرقانوني و غيراخلاقي که شده به حج بروند!که آخرش نتوانستند.
يکي دو هفته پيش براي خداحافظي رفته بوديم منزل عمه مان که به همراه همسرش براي بار اول به تمتع مشرف مي شدند.شوهر عمه برادري دارد به اسم امير.
اين اميرخان از آن آدمهاي از هفت دولت آزاد است.اگر آخرت ندارد-خدا را چه ديدي؟شايد هم دارد ولي من نمي دانم-ولي در عوض دنيا را دارد.آن زمان که مردها زن و بچه را رها مي کردند،مي رفتند ژاپن براي کار،او هم رفت.بعدش که برگشت مدتي دلار فروش بود-نه از آن دلار فروشهاي خرده پاي چهارراهمي بيني ده تا ماشين ثبت نام کرد،ولي خ استانبول!-چند باري گرفتنش و توبه کارش کردند.ولي هر جوري بود بارش را بست.الان هم چند صد مليون سرمايه را گذاشته بانک سودش را مي گيرد.هر از گاهي هم ودش آخرش پيکان سوار مي شود!خلاصه از آب کره مي گيرد،و همينطور تلفني با پولش کار مي کند.عشق و حال دنيايش را هم مي کند،از کسي هم نمي ترسد!و شايد فرداي قيامت خدا از او بگذرد ولي از امثال من نگذرد.
نشسته بوديم که برادر بزرگش گفت:«امير خان همه حاجي شدند!فقط شما موندي!» امير خان هم برگشت با آن صداي کلفت و لاتي گفت:«من اول بايد آدم بشم بعد برم حج!فايدش چيه هي برم حج برگردم همون باشم!»
حالا کار به نيت امير خان نداريم که آيا از روي بخل و خساست نمي رود،يا واقعا دليلش همان است،ولي خدايي با آن عقلش عجب جوابي داد!من در دلم به او گفتم:«حالا تو کي قرار است آدم شوي؟اگر اينجور باشد که تا آخر عمر نبايد حج برويم و آرزويش را بايد به گور ببريم،چرا که آدم شدن محال است!»
نمي دانم شما از کدام دسته ايد؟
از آنهايي که مثل اميرخان منتظرند تا آدم شوند بعد بروند حج،يا از آنها که مي روند حج تا آدم شوند؟
از آنها که تا آخر عمر هم مستطيع نمي شوند و حسرت ديگران را مي خورند و فکر مي کنند که پولدارها با پول بهشت را هم مي خرند،يا از آنها که مثل عموجان ما هر ساله به حج مي روند؟
از آنها که براي آباداني دنيا مي روند،يا از آنها که براي آباداني آخرت؟
از آنها هستيد که به حاجيهاي آينده نگاه عاقل اندر سفيه مي کنند و در دل مي گويند: فلان فلان شده من که مي دانم تو چه ناجنسي هستي،حالا مي خواهي بروي مکه؟
يا از آنها که به حج نگاه عرفاني مي کنند و با خود مي گويند:«مقصود تويي کعبه و بتخانه بهانه!»
از آنها که حج را انتهاي راه مي پندارند،يا آنها که آغاز راهش مي دانند؟
از آنها که حج را هدف مي پندارند،يا آنها که وسيله اش مي دانند؟
چند نفر را مي شناسيد که مانند علي بن مهزيار به حج مي روند؟
روايات و احاديث و داستانهاي حج بسيار زياد است.

رسول اکرم صلي الله عليه و اله وسلم حاجيان امتش را در آخرالزمان سه دسته نام مي برد.اغنيا که براي سياحت مي روند،متوسطين که براي تجارت مي روند و فقرا که براي ريا و شهرت مي روند.
سدير صيرفى گويد: با امام صادق عليه السلام در عرفات بودم، ناله حجاج به آسمان بلند بود. با خود گفتم آيا اينها همه بر ضلالت و گمراهيند؟ امام صادق مرا صدا زد و گفت تأمل کن، من تأمل کردم و در اين هنگام جمعيتى از ميمون و خوک مشاهده کردم. (المناقب،ج4،ص186،به نقل از الحج فى الکتاب و السنة،ص328)
61284
نام: هانیه
شهر: تویسرکان
تاریخ: 12/7/2008 1:22:54 PM
کاربر مهمان
  واقعاسایت خیلی خوبیه فقط نمی دونم چرا فال حافظ و استخاره باقران ر باز نمی کنه
61283
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 12/7/2008 1:17:04 PM
کاربر مهمان
  روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد. تو رو خدا همه حاجتمندهارو دعا کنید . من حقیر رو هم فراموش نکنید ، خیلی گرفتارم و محتاج دعاتون...
<<ابتدا <قبلی 6135 6134 6133 6132 6131 6130 6129 6128 6127 6126 6125 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved