شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61222
نام: سلسبیل
شهر: برازجان
تاریخ: 12/6/2008 9:04:37 AM
کاربر مهمان
  بسم رب ال حسین )ع(

خداجون شرمنداتم از اینکه کوچیک ترین کاری در درگاهت انجام دادم
چشمم به امید این بود که تو چیزی بهم بدی !
ولی افسوس که کارمم برا خودم بود برای تو نبود!
ولی با همه اینا این من بودم که چشمم به دست تو بود !
خدا تو ببخش !
خدا غضب تو رو میدونستم و بدی کردم!
ولی با این حال به تو پناه می آرم !
آخه من غیر تو کسی رو ندارم !
تو خیلی بزرگی عطای تو به بزرگی خودته ، طاعت من هم به کوچیکی و حقیری خودمه !
خدا تو ببخش ... طاعات کمم رو هم قبول کن ! غیر اینا چیزی ندارم !
دستم خالیه ! تو قبولم کن !
هرکسی(واقعا) خواست تو هم دادی
خدا ....خدا ....خدا....
خدا من هم خواستم نه برای خودم ...
برای تو ای خدا...
فقط تو ای خدا ..

یا علی
سلام نیلوفر بارانی
61221
نام: دنا
شهر: شیدائی
تاریخ: 12/6/2008 8:51:23 AM
کاربر مهمان
  نوگلی کوکه شوم بلبل دستان سازش سازم ازتازه بهاران چمن ممتازش
61220
نام: انسيه
شهر: تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ: 12/6/2008 8:42:22 AM
کاربر مهمان
  بار دیگر خون به قلب مصطفی شد

باقر او کشته از زهر جفا شد

حضرت صادق سیه پوشیده امشب

باب خود را در کفن پیچیده امشب

در مدینه یاور و یاری ندارد

قبر خاموشش عزاداری ندارد

با چنان قدر و مقامات رفیعش

از غریبی بسته درهای بقیعش

مرغ شب سرداده وصف غربتش را

اشک مهدی شسته خاک تربتش را

او زطفلی در بیابان ها دویده

گریه کرده پای سرهای بریده

در بدن مثل پدر دارد نشانه

هم ز ضرب نیزه و هم تازیانه

سلام!
اول به خالق يكتايم كه...بعدبه اباصالح المهدي(عج)وپيشگاه چهارده معصوم(ع)وآقاسيدوتك تك شمابزرگواران وعرض تسليت بمناسبت سالروزشهادت پنجمين اخترتابناك امامت حضرت امام محمدباقر(ع).
صبح بي تورنگ غروب آدينه رادارديااباصالح(عج) ادركني الساعه.
61219
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 12/6/2008 8:18:26 AM
کاربر مهمان
  به یاد خدا

سلام به همگی

*****
ترنم گرامی سلام
مطلبتون خیلی زیبا بود واقعا دلنشین . ممنون
اما خدای بزرگ:

اگر دوست داشتن پیامبر ، حضرت علی ، حضرت زهرا و فرزندانشون بی کلاس بودنه....

بی کلاسی رو عشقه !!!

اگر شهادت در راه تو بی کلاس بودنه....

بی کلاسی رو عشقه !!!

اگر گرفتن دست یک همنوع که نیاز به کمک من داره بی کلاس بودنه...

بی کلاسی رو عشقه !!!

اگر صدا کردن تو و استمداد از تو بی کلاس بودنه....

بی کلاسی رو عشقه !!!
اگر ساده بودن و دوری از تجمل و اسراف بی کلاس بودنه...

بی کلاسی رو عشقه !!!

61218
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 12/6/2008 7:23:22 AM
کاربر مهمان
  سلام آقا سید!

سلام بزرگواران!شهادت امام محمد باقر و تسلیت می گم ببخشید که این روز عزیز به سرم زده و سؤال دارم ولی خیلی نیاز به جوابدارم یک سؤال لطفا جواب بدید!محدود کردن یه نفر از نظر شما ها یعنی چه؟!
من فکر میکنم محدود کردن یه نفر یعنی محکوم کردنش آیا درست فکر کردم؟!
لطفا من و از این توهم بیرون بیارید وآیا کسی که کسی رو محدود میکنه به این امر واقفه که اگه یه نفر با اون چنین کاری رو بکنه آیا حال خوشی خواهد داشت؟ البته این برخوردها ممکنه در طول روز برای همه اتفاق بیفته! و خیلی ها بی تفاوت باشن البته بی تفاوت بودن هم خودش یه نوع خونسردیه که مثلا من اینجوری نیستم دچار استرس میشم و از همه بدتر خیلی تلاش میکنم که اینجور افراد و مثل همیشه باهاشون باشم نه اینکه دوستشون نداشته باشم دچار تردید میشم وفکرایی که معذورم از بیانش......... ولی تنفر شدید بوجود میاد با اینکه میتونم و میخوام اصلا نمیشه لعنت بر شیطون که آدما رو از هم دور میکنه با این اوهام(آمین) ممنون میشم کمکم کنید البته سؤال زیاد دارم و دوست ندارم مزاحم عزیزان باشم
مؤید باشید به قول یکی از عزیزان باغ از آخر آخردعاهاتون برای منم التماس دعا
61217
نام: احمد احمدیان
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/6/2008 3:26:49 AM
کاربر مهمان
  امشب ای شعر ای زبان شعله ور-باتوام آتشفشان شعله ور
سینه ام را داغ یاران سوخته است -شلچراغ یادها افروخته است
یاد مردانی که خاکستر شدند- درمیان شعله ها پر پر شدند
دیده ام در موجی از باروت و خون - درسماع عاشقان رقص جنون
دیده ام پروازها بی بال وپر-دیده ام عباس ها بی دست وسر
آه آه ازشیوه شیادها - لاله ها رامی برند از یادها
کوجه های پرخروش شهرکو-این همه جوش وخروش شهر کو
عاشقان رفتند واینک بعد جنگ - کوچه ها پر گشته از کوی فرنگ
61216
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 12/6/2008 12:50:52 AM
کاربر مهمان
  بر تو كه بر سجاده‌ي انتظار نشسته‌اي و فرياد امن يُجيب سر داده‌اي سلام مي‌كنم.

تو كه فهميده‌اي انتظار برترين عبادت است
61215
نام: معصومه
شهر: گرگان
تاریخ: 12/6/2008 12:44:50 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا با سلام می خواستم بگویم اتفاقات زندگی به من ثابت کرد که خدا بهترین دوست من است و از خودم گاهی بدم می آید و شرمنده و پشیمان می شوم که چرا با انجام کارهایی که خدا دوست نداره بین خودم واو فاصله می اندازم و راه متعالی شدن را به روی خودم می بندم . دلم می خواهد خیلی خوب باشم اینجوری حس آرامش قشنگی پیدا می کنم .از خدا ممنونم که با تمام بدیهامبازم مواظب منه وهوای منو داره. خدایا شکرت.
61214
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 12/6/2008 12:41:54 AM
کاربر مهمان
  باسلام به شهاب عزیز
ادامه مطلبم که ناقص مانده بود:پس غیبت امام زمان(ع)ازغفلتهاست وبرای اهل ولایت فرصتی است که خودراآماده کنندتااینکه وقتی آن حقیقت هستی درصورت انسان خودش رامعرفی کرددشمنان دین درسددنابودی این صورت انسانی برنیایندواین آخرین منجی سرش همچون اجدادطاهرینش برنیزه هانرود.
ودوستان امام زمان(ع)آنقدرآماده باشندکه نگذارند
دشمنان،بشریت راازبسیاری ازهدایت هاکه باظهورجسمی
امام زمان(ع)انجام می شودمحروم کنند.
شهاب جان امیدوارم توانسته باشم پاسخ سوالتان رابه طورکامل بدهم.اگرقصوری بودعفوبفرمایید.
قصدجسارت درمحضرشمااستادعزیزرانداشتم فقط درحضورشمادرس پاسخ دادم.
التماس دعا
61213
نام: مهناز
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/5/2008 11:20:14 PM
کاربر مهمان
  یکی بهم بگه من چه طوری به خدا نزدیک بشم؟
<<ابتدا <قبلی 6128 6127 6126 6125 6124 6123 6122 6121 6120 6119 6118 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved