اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 60992 |
نام:
حنانه
شهر:
قم
تاریخ:
11/30/2008 7:45:51 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهيد
آقاي مجتهدي ميفرمودند:
زماني که در بيابانها ساکن بودم، هنگام توسل کلمه شريفه (ياحسين) را با انگشت روي خاک مينوشتم و آنقدر ميگريستم تا اينکه کلمه يا حسين که بر روي خاک نوشته بودم تبديل به گل ميشد و محو ميگشت، مجدداً آن نام مقدس را روي گل ها مينوشتم و به حدي گريه ميکردم که بيتاب گشته و از هوش ميرفتم.
ايشان فرمودند: يک روز عاشورا که در بيابان بودم بسيار منقلب گشتم در اين هنگام خطاب به آسمان کرده و گفتم؛
آسمان خجالت نکشيدي ناظر کشته شدن حضرت اباعبدالله (عليهالسلام) بودي؟! سپس خطاب به زمين نموده و گفتم؛ اي زمين خجالت نکشيدي که حسين فاطمه (عليهما السلام) را بر روي تو سر بريدند؟! و متصل يک خطاب به آسمان و يک خطاب به زمين ميکردم که ناگهان ندايي آمد. جعفر از اينجا دور شو.
وقتي از آن مکان فاصله گرفتم، آسمان درهم ريخت و صاعقهاي آتشبار به قطعه زميني که به آن خطاب مينمودم اصابت کرد و آنجا را شکافت.
|
|
| 60991 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
11/30/2008 6:07:38 PM
کاربر مهمان
|
ی با خودم فکر می کنم که بخشش و بخشیدن فقط مال توی نوشته ها نیست. فراموش کردن دلگرفتگی و کنار گذاشتن دشمنی فقط یه سری واژه ی قشنگ نیست که ادما برای تزئین متنهاشون ازش استفاده می کنند ،
فکر می کنم که اینا همه روش هستند ، راهند ! که اگه مسیرشونو طی کنیم به نتیجه های قشنگ می رسیم ..
اما موقع به کار بستن هزار ان بار یه فکر دیگه می یاد توی ذهنم
چرا همیشه من باید ببخشم ؟
چرا همیشه من باید شروع کنم ؟
چرا و هزار چرای دیگه
با تمام اینها بازم روی عقلی که بهم دستور می ده پا می ذارم و احساسم رو ترجیح می دم به همه چیز و به جای عقل به دلم گوش می دم ...
اینجاست که همیشه همه چی رو خراب می کنم و باز هم
این منم که شکستم!
برای خودم متاسفم.
|
|
| 60990 |
نام:
دلتنگی
شهر:
بارون زده
تاریخ:
11/30/2008 5:26:44 PM
کاربر مهمان
|
آدمای دلتنگ چی میگن آخه
|
|
| 60989 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
11/30/2008 4:50:31 PM
کاربر مهمان
|
برای شفای بیمار ۱۵ ساله غریب به خواسته سارای گرامی از شهر غریب و همچنین شفای بیمار مورد نظر چه فرقی می کنه بزرگوار و دیگر بیماران حرف دل با اجازه دوستان حرف دل هر نفر یک ختم دعای مجیر و یکصد صلوات محمدی را شروع نمائیم .
تعداد کل ختم چهل ختم می باشد.
اینجا دارد شفای مادر پرستو از ساوه هم مدنظرمان باشدو در بین دعاهایمان ایشان را هم یاد کنیم .
التماس دعا
* ختم یک دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : ایمان از شهر توکل به خدا
* ختم دو دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : سارای گرامی از شهر غریب
* ختم سه دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : خانم سادات گرامی
* ختم چهاردعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : شمسی خانم گرانقدر ( روحشان همواره قرین رحمت الهی باشد)
* ختم پنج دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : امین گرامی
* ختم شش دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : چه فرقی می کنه بزرگوار
* ختم هفت دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : امید گرامی
* ختم هشت دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : شهناز خانم گرانقدر
* ختم نه دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی:ایمان به نیابت از همسر مرحومم
* ختم ده دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی :دلشکسته محترم از خرم آباد
* ختم یازده دعای پرفیض مجیر ویکصد صلوات محمدی:انسیه گرامی از تنهائی و انتظار
* ختم دوازده دعای پرفیض مجیر و یکصدصلوات محمدی:مریم ارجمند از انتظار بهار و بارون با اون دل پاکت واسه بیماران منظور دعا کن
ختم سیزده دعای پرفیض مجیر و یکصدصلوات محمدی: پروانه گرامی از پیله های پرواز.
*ختم چهارده تا سی و سه دعای پرفیض مجیر ویکصد صلوات محمدی: آقا شهاب و دوستانشون در دارالقرآن الکریم شهید کارگر سامانی.
* ختم سی و چهار دعای پرفیض مجیر ویکصد صلوات محمدی: دلشکسته گرامی از شهر مردمان بی رحم
* ختم سی و پنج دعای پرفیض مجیر و یکصد صلوات محمدی: پرستو ارجمند از ساوه
* ختم سی و شش دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : زهرا دوست انسیه ارجمند
* ختم سی و هفت دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : هدهد غریب صبا گرامی
* ختم سی و هشت دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : مبینای ارجمند از سرزمین لاله ها ی سرخ
* ختم سی و نه دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : دلشکسته گرامی از شهر دلداده
* ختم چهل دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : اردیبهشت گرامی
* ختم چهل و یک دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : تنهای ارجمند از شهرامید
* ختم چهل و دو دعای پر فیض مجیر و یکصد صلوات محمدی : بنده ی خدا گرامی ازبروجرد( سلام و عرض ادب )
دوستان گرامی ختم ما به انتها رسیده البته اگر مکایل باشید می توانیم ادامه دهیم بنا به خواسته شما دوستان خوب است امیدوارم هر چه زودتر این بیمار ۱۵ ساله و بیمار مورد نظر چه فرقی می کنه گرامی شفای عاجل یابند بحق این روز عزیز .
یاعلی
|
|
| 60988 |
نام:
داوود
شهر:
کاکی
تاریخ:
11/30/2008 4:15:42 PM
کاربر مهمان
|
نمی دانو که چه گویم
|
|
| 60987 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
11/30/2008 4:08:59 PM
کاربر مهمان
|
فرشتهها آمدهاند پايين. همه جا پُر از فرشته است.از كنارت كه رد ميشوند، ميفهمي؟ اسمت را كه صدا ميزنند، ميشنوي؟
دستشان را كه روي شانهات ميگذارند، حس می کنی؟
ميكني؟
راستي، حياط خلوت دلت را آب و جارو كردهاي؟دعاهايت را آماده گذاشتهاي؟
آرزوهايت را مرور كردهاي؟
ميداني كه امشب به تو هم سر ميزنند؟ميآيند و برايت سوغاتي ميآورند، پيرهن تازهات را.خدا كند يك هوا بزرگ شده باشي. ميآيند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب ميپاشند.
ميآيند و توي دستشان دعاي مستجاب شده و عشق است.
مبادا بيايند و تو نباشي. مبادا درِ دلت را بسته باشي.
مبادا در بزنند و تو نفهمي. مبادا...
كوچه دلت را چراغاني كن. دمِ در بنشين و منتظر باش.
فرشتهها ميآيند. فرشتهها حتماً ميآيند.
خدا آن سوتر منتظر است. مبادا كه فرشتههايت دست خالي برگردند.
عرفان نظرآهاري
|
|
| 60986 |
نام:
سمانه
شهر:
گرگان
تاریخ:
11/30/2008 3:25:14 PM
کاربر مهمان
|
عاشق
|
|
| 60985 |
نام:
مهسا
شهر:
شاهین شهر
تاریخ:
11/30/2008 2:12:07 PM
کاربر مهمان
|
خدایا خیلی دوست دارم تاحالا با تموم گناهاو بدیام باهام بودی ولی من ...خدایا من و به خاطرگناهایی که تاحالا مرتکب شدم ببخش دوست دارم
|
|
| 60984 |
نام:
گم شده
شهر:
تبریز
تاریخ:
11/30/2008 2:09:29 PM
کاربر مهمان
|
هوالحق
دلشکسته گرامی از شهر مردمان بی رح م وبی وجدان:
دیدین گفتم همه حرف دل از بودنتان خوشحال هستند.
یا حق
|
|
| 60983 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
11/30/2008 1:56:36 PM
کاربر مهمان
|
سلام به دختر خوب خودم بنده ی خدا بروجرد چطوره احوالات شما ، بابا دیگه این کار چی شد که باعث شد من اینهمه بی سعادت بشم و نوشته های شما دختر خوبم رو کمتر ببینم اقلا شب یه سری به سایت بزن و بنویس ولی نه هر طور راحتی نمیخوام این هم یه عذابی رو همه عذاب هات بشه هر وقت اومدی قدم رو چشم من گذاشتی خوشحال میشم نوشته هات رو ببینم و گاهی اوقات هم صدات رو بشنوم که بیشتر باعث خوشحالیمه . مهدیار گلم رو ببوس و به مادر هم سلام برسان
یاعلی
|
|