شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
60702
نام: نازگل
شهر: تهران
تاریخ: 11/24/2008 11:27:25 AM
کاربر مهمان
  زن بی حجاب و بد حجاب با طرز پوشش و سخن

و ناز و عشوه های خود ناخودآگاه می گوید :

من به ظاهر مسلمانم اما در عمل خیر

و به خدا و قیامت چندان اعتقادی ندارم

و ظاهرم گواه روشنی از باطنم است

خداوند علیم می فرماید:

ای پیامبر بگو هرکس بر طبق روش و باطن خود عمل کند

پس پروردگار شما آنان را که راهشان نیکوتر است

بهتر می شناسد

به قول شاعر :از کوزه همان برون تراود که در اوست

این قبیل زنان با حرکات تحریک آمیز خود اظهار می کنند که

شوهر و پدر و برادرشان نسبت به ناموس

غیرت و مردانگی از خود نشان نمی دهند زیرا اگر غیور بودند

اجازه نمی دادند آنها این گونه پا به محیط بیرون بگذارند

پیام این زنان آن است که من گلی خوشبو هستم که با آرایش

و ناز و کرشمه همه از بویم استشمام می کنند

و من با صرف وقت برای آرایش و زیبا سازی خود

می خواهم دل های مردان هرزه را به خود متوجه سازم

و با این کار مورد نظر آنها قرار گیرم

و شهرتی به دست آورم و کمبود هائی را

که در وجودم است جبران کنم

زیرا می بینم بعضی از انسان ها مورد احترامند

و از مقام و شخصیت بالائی برخوردار اند

اما من به ناچار می خواهم با ناز وعشوه و

حرکات شهوت انگیز مورد احترام قرار گیرم


ولی افسوس در همان لحظه ای که مرد هرزه ای نگاهم می کند

در خود احساس شخصیت و غرور کاذب می کنم

ولی بعد دچار اضطراب و سر در گمی می شوم

و تمام آن کمبود ها و عقده ها در وجودم

نه تنها کم نمی شود بلکه شدت می یابد

اگر نتوانستم کسی را شکار کنم و یا

در اثر تقوی وغیرت جوانی نگاهم نکرد

(آلان از این جور جوان ها هست؟)

برایم ناراحت کننده است بطوریکه

می خواهم از درون فریاد برآورم که

"کسی به من توجه کند "

شما چه فکر می کنید ؟
60701
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 11/24/2008 11:13:52 AM
کاربر مهمان
  در زلال لاجوردين سحرگاهي

پيش از آني كه شوند از خواب خوش بيدار

مرغ يا ماهي

من در ايوان سراي خويشتن

تشنه كامي خسته را مانم درست

جان به در برده ز صحراهاي وهم آلود خواب

تن برون آورده از چنگ هيولاهاي شب

دور مانده قرن ها و قرن ها از آفتاب

پيش چشمم آسمان : درياي گوهربار

از شراب زندگي بخشنده اي سرشار

دستها را مي گشايم مي گشايم بيشتر

آسمان را چون قدح در دست مي گيرم

و آن زلال ناب را سر مي كشم

سر مي كشم تا قطره آخر

مي شوم از روشني سيراب

نور اينك در رگهاي من جاري است

آه اگر فريادم از اين خانه تا كوي و گذر مي رفت

بانگ برمي داشتم

اي خفتگان هنگام بيداري است

60700
نام: مونا
شهر: اروپا
تاریخ: 11/24/2008 10:53:02 AM
کاربر مهمان
  سلام یک سالی هست که با خانوادم در خارج از کشور هستیم و در یکی از مدارس ایرانیان خارج از کشوری مشغول تحصیلم و سال سوم علوم تجربی چند وقت پیش که برای کلاس زبان رفته بودم معلم دین و زندگیمونو دیدم که با دختری اجنبی دست در دست هم و خیلی عشقولانه در حرکت بودند و تا این منظره رو دیدم راهم رو کج کردم تا متوجه من نشه ولی به خدا بعد از اون روز منی که همیشه در کلاس ایشون بهترین شاگرد بودم ولی از درسشون زده شدم و حالم از دیدنشون به هم می خوره اما جرات نکردم این مساله رو با کسی در میون بذارم چراکه ایرونیا یی مثل خودمون که برای ماموریت اومدند این جاتقریبا در نزدیکی هم دیگه خونه گرفتن و میشه گفت اینجا برای ما حکم یه روستای کوچولو رو داره تا مساله ای میشه همه خبر دار می شن و اگر من این مساله رو عنوان می کردم کسی باور نمیکرد چرا که این قدر ایشون چهره ی موجهی دارند که کسی حرف منو باور نمی کنه و حتما ازم شاهدی خواهند خواست که من متاسفانه هیچ مدرکی ندارم و شاید هم برای دروغپراکنی مورد سرزنش قرار بگیرم.کم کم داشتم ای مساله رو فراموش می کردم که دیروز باز هم.....
من نمیدونم این آموزش پرورش که همیشه ادعا می کنه بهترین ها رو به خارج اعزام می کنه و معلمین از هزار تا فیلتر رد می شوند تا بتونن اعزام بشن پس معنی منظره ای که من شاهدش بودم چی چیه؟به نظر شما من باید چی کار کنم ؟
60699
نام: بنده خدا
شهر: جزيره مجنون
تاریخ: 11/24/2008 10:19:09 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

بسیج مدرسه عشق است

بسیج لشگر مخلص خداست

درود و سلام خدا بر بسیجیان دلاور و شهادت طلب هشت سال دفاع مقدس

سلام بر بسیجیان قلعه همیشه پایدار و سرافراز آقا سید مرتضی آوینی


فرا رسیدن هفته بسیج بر همه بسیجیان مبارکباد



یا علی مددی
60698
نام: غريب
شهر: زاهدان
تاریخ: 11/24/2008 10:18:02 AM
کاربر مهمان
  من دعا كنيد تا بتونم بچه م را خوب تربيت كنم وخدا به من صبر بده تا اين غم بزرگ راتحمل كنم دعا كنيد كارم درست بشه
60697
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 11/24/2008 9:42:25 AM
کاربر مهمان
  فریده ده حقی گرامی نمیدانم پیغام مرا میبینید یا نه اما اولین قدمی که باید بردارید این است که با یک مشاور صحبت کنید و پسرتان را زیر نظر مشاور قرار دهید .
متاسفانه جامعه فعلی ما به سویی میرود که برای فرزندانمان شرایط سختی است در خانه نماز و دعا میبینند و در بیرون از منزل هزاران نوع مشکل دیگر.
دوستان نیز در این مورد بسیار سهم دارند پسر شما در سن بلوغ میباشد معمولا این سن یکدندگی ها و غرور مخصوص خودشان را دارند اگر از سن پایین تر کنترل بشوند بهتر است اما حالا با زور و فشار نمیتوانید جلوی روابطشان را بگیرید اما باز دیر نشده بهتر از زمانی است که خدای نکرده دچار انحرافات جبران ناپذیر بشوند .
متاسفانه در این شرایط فرزندان به هیچ عنوان پدر و مادر خود را امین خود نمیدانند .
پس با توکل به پروردگار و آؤامش خاطر مسائل و مشکلات خود را با مشاور حتی در صورت نداشتن وسع مالی بالا با مشاور مدرسشان مشورت کرده و از ایشان بخواهید به نوعی موارد را حل کنند.
به خاطر داشته باشید با زور نمیتوان اعتقاد را به بچه رساند یا مجبور به خواندن نماز کرد چرا که تداوم نخواهد داشت .
انشالله که در تربیت فرزندانی صالح در جامعه موفق باشید .
خداوند یار و یاورتان.

یا علی و یا فاطمه
60696
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 11/24/2008 9:38:29 AM
کاربر مهمان
 
به یاد خدا


سلام به همگی


***

ازز خدای بزرگ صبر ، توانایی مقاومت در برابر مشکلات ، توکل هر چه بیشتر بر او و هر چه که خوبیست برای دوستان و همچنین خودم طلب می کنم .


خدایا تو امید منی ، می دونم که تنهام نخواهی گذاشت .

الحمدلله علی کل حال
60695
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 11/24/2008 9:33:05 AM
کاربر مهمان
  شهید مسعود آخوندی

رفته بود پيش امام گفته بود: تک پسر هستم؛ مادرم به سختي راضي مي‌شود من بروم جبهه و امام فقط گفته بود: الآن جهاد واجب است.
مي‌رفت داخل اتاق لباس مي‌پوشيد مي‌آمد بيرون؛ مادر گريه مي‌کرد. مي‌رفت سر آيينه موهايش را شانه مي‌زد، مادر گريه مي‌کرد. ساکش را که مرتب کرد، آماده شد براي رفتن؛ يک قدم برمي‌داشت، بر مي‌گشت مادر را نگاه مي‌کرد. يک قدم بر مي‌داشت مي‌ايستاد مادر به دورش مي‌گشت.
يک قدم ... مي‌ايستادند زل مي‌زدند توي چشم‌هاي هم و فقط گريه مي‌کردند. اطرافيان هم گريه مي‌کردند؛ درست عين وداع علي‌اکبر (ع) با ام ليلا.


یا علی و یا فاطمه
60694
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 11/24/2008 9:25:12 AM
کاربر مهمان
  سلام بر سید و سادات حرف دل آقا سید مرتضی
سلام بر دوستان و همراهان همیشگی و تازه واردهای حرف دل
سلام بر یکایک شما عزیزان و حاجتمندان امیدوارم هرچه زودتر حاجت همگی شما برآورده و ختم به خیر گردد
و امیدوارم به حق جد سادات بیماران خصوصا بیماران مطرح شده در حرف دل هرچه زودتر لباس عافیت بر تن کنند .
برای شفای همه بیماران همگی دعا کنیم و ده بار بگوئیم

امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف سوء
التماس دعا
یاعلی
60693
نام: فريده ده حقي
شهر: اراك
تاریخ: 11/24/2008 8:58:04 AM
کاربر مهمان
  برايم دعا كنيد پسري ۱۷ ساله دارم كه نماز نمي خواند يك سري كارها مي كند كه من وپدرش دوست نداريم دوستانش خوب نيستند نمي دانيم بايد چه رفتاري با او كنيم كه به راه بيايد ما ازخانواده مذهبي هستيم خواهش مي كنم مرا راهنمايي كنيم ضمنا خيلي لج باز وسركش است . ممنون
<<ابتدا <قبلی 6076 6075 6074 6073 6072 6071 6070 6069 6068 6067 6066 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved