اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 60082 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
11/8/2008 3:44:26 PM
کاربر مهمان
|
روزي مي آيي چه زيبا مي شود
در زمين آنروز چه غوغا مي شود
مي شود هر جا پر از مهر و وفا
خسته دل آندم مداوا مي شود
ظلم ها مي خشکد آنجا بودنت
صلح و دوستي آنجا رويا مي شود
غنچه ها وا مي شوند با نوبهار
لحظه لحظه آن چه ديبا مي شود
چشمه مي جوشد زلال و شادمان
تشنه ات در صف هويدا مي شود
صوت قرآن مي رسد از هر طرف
وقت روحاني مهيا مي شود
بلبلان را نيست آرام و قرار
در بهارم دل شکوفا مي شود
اشک شوقت مي چکد از گونه ها
قطره قطره نيکي در يا مي شود
مي رسند از هر طرف بس عاشقان
در نمازت صف مصلا مي شود
طاهري گر عاشق است و منتظر
در کلامش شعر چه معنا مي شود
|
|
| 60081 |
نام:
پرستو
شهر:
ساوه
تاریخ:
11/8/2008 3:15:37 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام به همه دوستای خوبم
دلم خیلی براتون تنگ شده اما اینترنتم خراب شده
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد
خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان
تا سيه روی شود هر که در او غش باشد
خط ساقی گر از اين گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شيوه رندان بلاکش باشد
غم دنيی دنی چند خوری باده بخور
حيف باشد دل دانا که مشوش باشد
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
گر شرابش ز کف ساقی مهوش باشد
التماس دعا
|
|
| 60080 |
نام:
مريم
شهر:
اراک
تاریخ:
11/8/2008 2:14:54 PM
کاربر مهمان
|
نام تو اگر چه بهترطن سرود زندگی است
من تو را به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطال می کنم
بهترین بهترین من
|
|
| 60079 |
نام:
سید محمد حسینی
شهر:
گرگان
تاریخ:
11/8/2008 1:56:46 PM
کاربر مهمان
|
سلام،متولد۱۳۶۳درسال۱۳۸۵ازدواج کردم و همسرم را خیلی دوست داشتم متاسفانه در یک حادثه رانندگی که خودم راننده بودن در آبان ماه سال ۱۳۸۶ همسرم فوت کرد . همیشه فکر میکردم که بر میگرده ولی انگار دیگه قابل برگشت نیست خدا به من نیروئی عجیب داده که صبرم زیادشده هر وقت با خدا راز ونیاز میکنم میگم که خدایا اون امانتی بود یک ۱۹ سال پیش مامانش بود و ۱ سال پیش من و تو امانتتو از من پس گرفتی . به خودم میگم که اون یک سال برای من زحمت کشید و من نباید به این سادگی فراموشش کنم برای همین همیشه براش نماز و دعاو قرآن میخونم وخیرات میکنم ، دلم خیلی گرفته و نمیدونم با خواسته های احساسی و غیره که یک جوان میتنه در کنار همسرش برطرف کنه چی کار کنم؟ خاطرات خوش با همسر مرحومم بیشتر تحریکم میکنه و باز هموم خاطرات باعث میشه که نتونم تصمیم درست بگیرم . از ته دل میخوام که اول خدا راضی باشه بعد روح همسرم شاد باشه و آینده خوب برای خودم و رضایت همه وهمه . نمیدونم چی کار کنم . از شما میخوام که راهکاری درست به من بدبین ؟؟
|
|
| 60078 |
نام:
دلشکسته
شهر:
خرم آباد
تاریخ:
11/8/2008 1:50:49 PM
کاربر مهمان
|
كاشــكی من كبوتــر حــرم بــودم
میمونــدم كنــار اون منــارههــا
یا بـــــرای دیـــــدن همیشـــــگیت
میشــدم یــكی از اون سـتارههـا
آقـا جـون؛ دلـم گرفته، بی كسم
تو بگیــر دســتِ منــو كه میتونـی
بــه دادِ دلهــای ِ بــیپنــاه بـرس
هــمه غصــههامو، تــو میدونــی
میدونـــم غریبـــی اما آقاجـــون
همیشــه غریــب نــوازی میكنــی
دل شكسـتههـا، می آن كنـارِ تو
همه رو، یه جوری راضی میكنی
هر كســی بیــاد پیشـت امام رضـا
نـــمیزاری تـــو كه ناامیـــد بــره
كاری میكنی كه هر شكسته دل
وقتـی كه بـه كام خـود رسـید بـره
من گنـــه كارم و اینـــو میدونــم
عاقبـــت منــو شــفاعت میكنــی
هر كســی چنــگ بزنــه بــه دامنــت
همیشــه از اون حمایــت میكنــی
ایـن دفـه حس میكنم یه جوریام
مثــل كفتــری كه پــرواز میكنـه
وقتـــی كه میآد رو گنبـــد طلا
بـه هـمه، از اون بالا نـاز میكنـه
شاعر : سیدمهدی طباطبایی
تابعد...
|
|
| 60077 |
نام:
عطیه
شهر:
مشهد
تاریخ:
11/8/2008 1:31:52 PM
کاربر مهمان
|
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای خوبم منم عطیه شناختین.
امیدوارم حال همتون خوب باشه .
*****میلاد امام رضا (ع) رو به همتون تبریک میگم .
بچه ها واسم دعا کنید درسام خیلییییییی سخته .
راستی فردا واسه تولد امام رضا تو مدرسه مجریم .خیلی واسم دعا کنید.
راستی دعا کنید امتحان جبر بیست بگیرم.
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 60076 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
11/8/2008 1:06:23 PM
کاربر مهمان
|
خوش، آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود
زلفت سمن، بهار خطت یاسمن شود
ریزم ز بس به یاد عقیق لبت سرشک
دامن ز کاوش مژه، کان ِیمن شود
جز پرده های دیده یعقوب، باب(1) نیست
پیراهنی که محرم آن گلبدن شود
جز چشم آشنا نتواند سفید شد
در کشوری که یوسف ما را وطن شود
باشد همان به رهگذرت ای نسیم مصر
چشمم اگر سفیدتر از پیرهن شود
خیزد چو گرد شور قیامت ز رهگذر
روزی که ترک غمزه او راهزن شود
در دل نهفته عشق بتان را گذاشتیم
این باده ریختیم به خم تا کهن شود
هر دل که زخمی صف مژگان یار شد
چون شانه محرم سر زلف سخن شود
ساقی به جرعه ریز می پَرتکال(2) ر
تا این سفال کهنه بهار ختن(3) شود
نگذاشت دست حادثه در باغ روزگار
شاخی که آشیانه مرغ چمن شود
خواهم تن شکسته سپارم به ارض طوس
گردد چو خاک، خاک ِ در بوالحسن شود
جان جهان، امام امم، معدن کرم
کز فیض خلق او همه عالم ختن شود
شاها توئی که خسرو خاور غلام تست
نبود روا که تیره مرا انجمن شود
مگذار بیش ازین ز سپهر ستم مدار
جان حزین خسته اسیر محن شود
گردد اگر مدیح نگار تو خامه ام
هر نقطه ای به صفحه غزال ختن شود
آن را که شوق کعبه کویت زجا برد
هر قطره ای در آبله، درّعدن شود
فردا دهم به طره(4) حورانش ارمغان
گردی اگر ز کوی تو عطر کفن شود
نو کرده ام به نام تو دیوان عشق ر
تا حشر نام من نتواند کهن شود
|
|
| 60075 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
11/8/2008 1:01:17 PM
کاربر مهمان
|
پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.
پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.
امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.
اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.
خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.
از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد
|
|
| 60074 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
11/8/2008 12:59:28 PM
کاربر مهمان
|
حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام
دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.
چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».
گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».
حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.
در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چن
|
|
| 60073 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
11/8/2008 12:57:27 PM
کاربر مهمان
|
زندگاني امام رضا(ع)
نام : علی
لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری
محل ولادت : مدینه منوره
مدت امامت : 20 سال
مدت عمر : 55 سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت (رضا) است و در سبب اين لقب گفته اند: (او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.)
زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد:
اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مىتواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.
دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد. شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مىتواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت عليهم السلام باشد.
یا علی و یا فاطمه
|
|