شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
60072
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 11/8/2008 12:53:35 PM
کاربر مهمان
  ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت امام رضا علیهم السلام را به تمامی شیعیان عالم بخصوص یاران و همراهان حرف دل تبریک عرض می نمایم.

ای ناخدای عاشقان
ما را به درگاهت بخوان
بر ما نظر کن لحظه ای
یا ضامن کون و مکان
ما گم شدیم از خویشتن
ما را به یاد خود بیار
ای آستانت آخرین
ماوای ره گم کردگان
در محفل عرش و زمین
در محضر خورشید و ماه
تفسیر کن آیینه را
بر منبر هفت آسمان
سیل کبوتر آمده
تا بوسه بر پایت دهد
این بوسه ها را بی نصیب
از پای درگاهت مران
از هفت دریا ردشدی
از هفت خوان اسمان
خود هشتمین دریا شدی
در ساحل این لامکان

یا علی و یا فاطه
التماس دعا از همگی
60071
نام: انسیه
شهر: تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ: 11/8/2008 12:28:50 PM
کاربر مهمان
  یاالله ویااباصالح(عج)ویاامام رضا(ع)!
سلام به همهی اهل دلیهاوسلام به خواهرودوست عزیزم م ازنگم بهتره که بااینکه نمیشناسمتون ولی حرفایتان برایم بایکم تفاوتهای جزئی آشنای آشناست وبااین غم ودرد{البته دورازجون شما}سه سال وسه ماه ویک هفته وپنج روزاست که دارم زندگی میکنم!اونیزمرابه خداو امام زمان(عج)بیشترآشناکردومن الان حدودسه ساله که به عشق اول وآخرحقیقی ام خداونیزامام زمان(عج)اول به لطف خودخداوندوبعدبه دعای امام زمانم(عج)وبعدبه کمک این عشق مجازی نزدیکترشده ام البته هنوزبدم و گنه کارولی عاشقشم ودوسش دارم وازدرگاهش عفووبخشش و رضایتش و...میخواهم.
ازمن که گذشت ولی امیدوارم واگرخداازم قبول کند برایت آرزومیکنم که به لطف وعنایت وخواست خداو دعای امام زمان(عج)به آقامحمدبرسی وبااوبه مکه بروی وخوب وخوشبخت باهم درزیرسایه حق زندگی کنید.
من درگیرازدواج فامیلی آنهاهستم وخودش هم نمیتونه ازپس خانواده اش بربیایدواین وسط من دست به هرکاری زدم وشایدبهم بخندیدیا...نمیدونم یه فکرای دیگه
ولی فقط مونده که خودم برم خواستگاریش.
من ازشماوازتمام حرف دلیهای عزیزمیخوام که برام دعا کنیدتاحداقل به خاطرخوشبختی اونم که شده بتونم فراموشش کنم تاحداقل اون بتونه یه زندگی خوب وراحت داشته باشه وبرام دعاکنیدتابه جزعشق خداو
امام زمان(عج)تودلم هیچ چیزدیگه ای نباشه ونیز خداوندمنواین بنده حقیروگنه کاروروسیاهش وببخشه وبیامرزه که بزرگترین آرزوی منه.
منوببخشیدولی واقعاکم آوردم.

60070
نام: احمد علی
شهر: دیار مهدی
تاریخ: 11/8/2008 12:08:36 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان حرف دل خسته هستم برایم دعا کنید برای همه دعا کنید میخواهم ازداج کنم ولی بیمارم و آن کس که به خواستگاریش رفته ام همه چیز را میداند کار برای من نیست ولی برای او هست ....برایم دعا کنید چون تنها او برایم مانده شاید فردا مراسم ساده ای بگیریم میگوید حاضر نیست خرج روی دستم بگذارد و فقط به یک مراسم ساده ی عقد و سفر به مشهد قانع است میگویید چه کنم ؟ با خانواده اش چه کنم ؟ به نظر شما با هم خوشبخت میشویم ؟
کاش یگانه برادرم بود و مدد میگرفتم ... آقا سید برایم دعا کنید از همه تمنا دارم برایم دعا کنند .
تنها کسی که به من امید میدهد اوست . از همینجا به او میگویم دوستش دارم ولی نمیدانم چطور ابراز کنم کمکم کنید
با تشکر
60069
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 11/8/2008 11:47:13 AM
کاربر مهمان
  همين که از پيشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانيد و فرمود: اين فرخنده زيارتگاهي است که من نيز آن را زيارت کرده‌ام و از خداوند تعالي نيازها و آرزوهايي که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراين، در آنجا براي من در دعا و زيارت نيابي، کوتاهي مکن. من هم دعا و زيارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نيز وفا کردم. وقتي که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرين باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آيا براي ما دعا، و از طرف ما زيارت کردي؟ گفتم: بلي! فرمود: کار بسيار خوبي کردي پيش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است. باري، برگرديم به داستان ضامن آهو که شيخ آن را در همين کتاب، و به مناسبت همين سفر نقل مي‌نمايد. شايد قبلاً ذکر اين نکته بي‌فايده نباشد که در خلال کتاب «عيون» چند بار که شيخ حديث يا مطلبي را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادي به صحت روايت يا وثوقي به سلامت سند آن يا اطميناني به ثقه بودن راوي آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهير هم نقل فرموده باشد) بي‌اعتمادي خود را به آن مطلب تصريح مي‌فرمايد. (از جمله در صفحه 350 که مي‌فرمايد: قال مصنف هذا الکتاب، روي هذا الحديث بريئي من عهدة صحته؛ يا در صفحه 192: کان شيخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد رضي الله عنه سيئي الرأي في محمد بن عبد الله المسمعي راوي هذا الحديث وانما اخرجت هذا الخبر في هذا الکتاب لانه کان في کتاب الرحمه وقد قرأته عليه فلم ينکره و رواه الي). و اينک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانيد و روات آن به عرض خوانندگان مي‌رساند سپس سند و روات حکايت را بازگو مي‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمايند چه بزرگوار کساني اين داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهي داده و يا به‌اصطلاح روزنامه‌نويس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که اين روايت صددرصد مورد قبول شيخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادني شبهه در صحت آن به خاطر شريفش خطور نکرده است: ... فلما کان يوم الخميس استأذنته في زيارة الرضا (عليه السلام) فقال: اسمع مني ما احدثک به في امر هذا المشهد: کنت في ايام شبابي اَتعصب علي اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار في الطريق واَسلُب ثيابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصيداً ذات يوم و اَرسلت فهداً علي غزال، فمازال يتبعه حتي التجأ الي حايط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لايدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان يدنو منه فلم ينبعث و کان متي فارق الغزال موضعه يتبعه الفهد فاذا التجأ الي الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً في حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابي النصر المقري اين الغزال الذي دخل هيهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذي دخله فرأيت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالي ان لا آذي الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبيل الخير و کنت متي ما دهمني أمر فزعت الي هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالي فيه حاجتي فيقضيها لي ولقد سألت الله تعالي ان يرزقني ولداً ذکراً فرزقني ابناً حتي اذا بلغ وقتل عدت الي مکاني من المشهد وسألت الله تعالي ان يرزقني ولداً ذکراً فرزقني ابناً آخر ولم أسأل الله تعالي هناک حاجة الا قضاها لي فهذا ماظهر لي من برکة هذا المشهد علي ساکنه السلام. (صفحه 386). چون روز پنجشنبه براي زيارت رضا عليه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره اين مشهد ( يعني اين محل شهادت) با تو چه مي‌گويم. در روزگار جواني، نظر خوشي به طرفداران اين مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران مي‌شدم و لباس‌ها و خرجي و نامه‌ها وحواله‌هايشان
60068
نام: فریال
شهر: تهران
تاریخ: 11/8/2008 11:21:31 AM
کاربر مهمان
  میلادباسعادت هشتمین ستاره ی امامت وولایت حضرت امام رضا(ع)برهمه ی حرف دلی های مهربون مبارک..ضمن این که به اقای مهربونم هم تبریک می گم.(التماس دعا)
60067
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 11/8/2008 10:59:57 AM
کاربر مهمان
  سلام به آقا سید بزرگوار
سلام به دوستان و یاران حرف دل

سلام به چه فرقی می کنه بزرگوار
سلام به آقاشهاب ارجمند

سلام به حرف دل ، بعد از یکی دو روز گرفتاری که داشتم سعادت نصیبم شد و دوباره تونستم مطالب زیبا و با محتوای دوستان را بخونم و درس بگیرم . التماس دعا برای یکایک دوستان حرف دلی

به مناسبت میلاد نور امام رضا علیه السلام شعر زیر را که برایم جالب ود اینجا درج می کنم :

اي كبوتر كه نشستي روي گنبد طلا

هركجا پر مي‌كشي تو حرم امام رضا

من كبوتر بقيعم، با تو خيلي فرق دارم

جاي گنبد سرمو به روي خاك‌ها مي‌ذارم

خونه‌ي قشنگ تو كجا و اين خونه كجا؟

گنبد طلا كجا قبراي ويرونه كجا؟

اونجا هركي مي‌پره طائر افلاكي مي‌شه

تو بقيع بال و پر كبوترا خاكي مي‌شه

اونجا خادما با زائر آقا مهربونند

اينجا زائرا رو از كنار قبرا مي رونند

تو كه هر شب مي سوزه صد تا چراغ دور و برت

به امام رضا بگو غريب تويي، يا مادرت؟

قيصر امين‌پور
60066
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 11/8/2008 10:20:21 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

مریم خانم در انتظار بهاران . امیدوار گرامی . ان الله بصیر بالعباد و دیگر دوستان و بانیان ختم های مبارک با توسل به ضامن آهو و انشالله شفاعت این امام بزرگوار ختمی را که مرتبط با ایشان هم باشد شروع بفرمائید . بنده متاسفانه حضور نداشتم و گمان بردم که دوستان شروع فرمودند.

انشالله به حق آقامون علی بن موسی الرضا همه حاجتمندان حوائج قلبی خودشون رو بگیرند.

آقا جون قربون کبوترای حرمت قربون اون همه لطف و کرمت نکنه دست خالی برگردونیمون.

یا علی و یا فاطمه
60065
نام: مهدی
شهر: درهمین نزدیکی
تاریخ: 11/8/2008 10:16:03 AM
کاربر مهمان
  غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق بگیرد آزاد است

مگرتعلق خاطر به ماه رخساری که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است



جغدي روي كنگره‌هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را

تماشا مي‌كرد. رفتن و رد پاي آن را. و آدم‌هايي را

مي‌ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي‌بندند

جغد اما مي‌دانست كه سنگ‌ها ترك مي‌خورند، ستون‌ها

فرو مي‌ريزند، درها مي‌شكنند و ديوارها خراب

مي‌شوند. او بارها و بارها تاج‌هاي شكسته، غرورهاي

تكه پاره شده را لابه‌لاي خاكروبه‌هاي قصر دنيا ديده

بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري‌اش

مي‌خواند؛ و فكر مي‌كرد شايد پرده‌هاي ضخيم دل

آدم‌ها، با ا ين آواز كمي بلرزد.

روزي كبوتري از آن حوالي رد مي‌شد، آواز جغد را كه

شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدم‌ها

آوازت را دوست ندارند. غمگينشان مي‌كني. دوستت

ندارند. مي‌گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي

نداري.

قلب جغد پيرشكست و ديگر آواز نخواند.

سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد

گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌هاي خاكي من! پس چرا ديگر

آواز نمي‌خواني؟ دل آسمانم گرفته است.

جغد گفت: خدايا! آدم‌هايت مرا و آوازهايم را دوست

ندارند.
خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي‌دهد

و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چيز كوچك

و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه‌اي! و آن كه

مي‌بيند و مي‌انديشد، به هيچ چيز دل نمي‌بندد؛ دل

نبستن سخت‌ترين و قشنگ‌ترين كار دنياست. اما تو بخوان

و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت،

تلخ.

جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌هاي دنيا

مي‌خواند. و آن كس كه مي‌فهمد، مي‌داند آواز او

پيغام خداست كه مي‌گويد:

( آن چه نپايد، دلبستگي را نشايد.)

60064
نام: محمد
شهر: بانکوک -تایلند
تاریخ: 11/8/2008 10:04:44 AM
کاربر مهمان
  خدایا منواین جاتنها نگذار امیدام تویی دوستان دعا کنید منو
60063
نام: لیلی
شهر: اصفهان
تاریخ: 11/8/2008 9:10:16 AM
کاربر مهمان
  از خدا می خواهم که مارا شرمنده شهدانکنه ازشهدامیخام که منرا یاری کنن
<<ابتدا <قبلی 6013 6012 6011 6010 6009 6008 6007 6006 6005 6004 6003 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved