شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
60022
نام: م
شهر: نگم بهتره
تاریخ: 11/6/2008 4:48:33 PM
کاربر مهمان
  سلام من یه دختری بودم که اصلاعشقوعاشقیو قبول نداشتمو میگفتم مسخرست. یه روز تو دانشگاه دوستم بهم گفت اون پسررو ببین خیلی باشخصیته.منم نگاش کردم گفتم اره.از اونجایی که من شوخم روزای بعد پیش دوستام ادای عاشقارو درمیاوردم.بعد چند هفته فهمیدم واقعا پسره خوبیه.خمونی که من دوست داشتم شوهرم اونطوری باشه.ریش میذاشت شلوار پارچه ای میپوشید سرش دایم پایین بود نماز جماعتش ترک نمیشداصلا به دخترا نگاه نمیکرد.من کم کم عاشقش شدم.عاشق سنگینیو پایبند بودنش به دین.من خودم یه دختری ام که ارایش میکردم نصف موهامو بیرون میریختم کلا باحجاب نبودم خشگلم هستم شاگرد اول کلاسمونم (دانشگاه سراسری)هستم.به هر طریقی بود با پسره دوست شدم.چون اصلا با دوستی قبل ازدواج موافق نیستم تو اولین تماسم به پسره گفتم اگه واسه ازدواج منو میخوای بیا خواستگاری اگه نه دیگه بهم زنگ نزن.اون گفت من باید بشناسمت.چند هفته بهش مهلت دادم.محمد تونست منو با حرفاش به خودم بیاره.مثل یه مشاور دینی بود واسم.خلاصه منو دچار تحول اساسی کرد.دیگه ارایش نمیکنم موهام اصلا معلوم نیست.خیلی سخت بود واسم ولی منی که مانتوهام تنگ بود حالا شدم چادری.همه میگفتن چرا اینطوری شدی؟الان من احساس میکنم خیلی به خدا نزدیکم.نماز صبحم دیگه قضا نمیشه.من واسه اینکه به محمد برسم اینطوری نشدم.من دینمو تازه شناختم.چون قران خوندم کتاب خوندم.من الان دقیقا خدارو تو زندگیم حس میکنم.به محمدم گفتم رابطمون گناهه من دیگه نمیخوتم ادامش بدم.اونم همون روز ۷ به مامانش جریانو گفت ولی چون خانوادش خیلی خیلی مومنن قبول نکرد.البته مشکل بیشتر اینه که بابام اعتیاد داره.همش به خدا میگم چرا به بعضی ها خانواده مومن میدی به من اینطوری.من خیلی از گذشتم پشیمونم.تا وقت گیر میارم نماز قضا میخونم.اسممو مکه نوشتم تا شاید خدا منو ببخشه.محمد داره واسه ارشد میخونه.میگه بعد ارشد حتما مامانمو راضی میکنم.الان ماشاید یه ماه درمیون ۴-۵تا اس ام اس بهم بدیم.ما خیلی همدیگرو دوست داریم.دوست داشتنمونم از رو شناخته.من کلا ادم خیلی خیلی مظلومی ام.از خودم تعریف نمیکنم من دختر باشخصیتی ام اگه منو بکشنم دروغ به هیچ وجه نمیگم.مامان محمد فهمید عموم معتاده گفت نه.الان اصلا جریان بابامو نمیدونه.خانواده مامانم خیلی ادمای باشخصیتی ان ولی بابام نه.تقصیر من چیه بابام معتاده.هر شب با گریه میخوابم.توروخدا دعاکنین بابام ترک کنه.یه اتفاقاتی واسم افتاده که حس میکنم خدا خیلی خیلی دوستم داره.به نظر خودم حتی اگه به محمد نرسم بازم خداخیلی دوستم داشته چون منو به خودم اورد.الان بزرگترین ارزوم اینه برم مکه.همش از خدا میخوام همه جوونارو هدایت کنه.ما مشکلمون اینه که خانوادهامون سعی نکردن مارو به خدامون نزدیک کنن.یه جوون خیلی احتیاج به کمک داره .توروخدا کمکمون کنین.من از شما میخوام واسم دعا کنین خدا منو بخشیده باشه.اگه دارم به گناه میوفتم خدای خوبم منو بکشه.دوست ندارم زنده باشم اگه میخوام گناه کنم.دعا کنین اسمم مکه بیفته.دعاکنین خدا تنهام نذاره و در نهایت به محمد برسم چون هردومون میخوایم تو زندگیه مشترک به همدیگه کمک کنیم تا به خدا نزدیکتر شیم.محمد عشقیه که منو به خدام نزدیک کرد.اگه زبونم لال زبونم لال به محمد نرسیدم که اونم خواست پروردگارمه و حکمتش.واسم دعا کنین همسفر زندگیم یکی باشه عین محمد.متدین ودیندار.یه دعا هم واسه عشقم کنین ارزوشه شهید بشه.به دعاو کمکتون محتاجم.
60021
نام: دوسدارم بنده خداباشم
شهر: گوشه ای از زمین خدا
تاریخ: 11/6/2008 4:04:58 PM
کاربر مهمان
  سلام اقا سید از خدابخواه کمکم کنه من دیگه خیلی خسته ام دلم نمی خواد بیشتر از این ایمانم نابود بشه
60020
نام: دل شکسته
شهر: تهران
تاریخ: 11/6/2008 3:35:46 PM
کاربر مهمان
  با سلام.حرف دل منم حرف دل دوست خوبم ناهید از مشهد بود به اضافه اینکه برای مادر مریضم هم دعا کنید.
60019
نام: منا
شهر: قایمشهر
تاریخ: 11/6/2008 3:31:36 PM
کاربر مهمان
  سلام
60018
نام: کوثر
شهر: قم
تاریخ: 11/6/2008 3:01:14 PM
کاربر مهمان
  من وتو خوشبختیم.ما خدا را داریم .ماغم چلچله را وقت بوسیدن دستان بهار مثل یک شعر قشنگ از دلش میخوانیم. ما به باران گفتیم که کمی آهسته غنچه پاک دعا در خوابست وقرارست دم پنجره سبز خدا سبز شود.
60017
نام: فریده
شهر: خورشید
تاریخ: 11/6/2008 2:49:00 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
میلاد همسایه مهربونم رو به همه ی دوستداران ولایت تبریک عرض می کنم.
برام دعا کنید چون دیگه از این جدایی و فاصله ها خسته شدم.
60016
نام: چشم براه
شهر: انتظار
تاریخ: 11/6/2008 2:32:27 PM
کاربر مهمان
  به نظرشما فردا آقا امام زمان میاد دعا کنید که زیباترین همسفر ما از راه بیاد دعا کنید آقا بیاد
60015
نام: بنده خدا
شهر: دنیا
تاریخ: 11/6/2008 2:19:46 PM
کاربر مهمان
  خدایا بنده هاتو هیچ وقت به حال خودشون رها نکن
60014
نام: گم شده
شهر: تبریز
تاریخ: 11/6/2008 2:10:47 PM
کاربر مهمان
  فعلا رفتنم قطعی نشده. دعا کنید خانوم بخوادم.
دعای کمیل و ندبه ما رو فراموش نکیند
60013
نام: ترنم
شهر: معرفت
تاریخ: 11/6/2008 2:09:26 PM
کاربر مهمان
  خیلی برام جالب بود که می گفتن : الان توی خونه هر جوونی بری ...(یا به طور کل در تمام سطح شهر !و)...کلی کتاب عرفان و زندگینامه عرفا و...غیره می بینی
اما این شد کار ؟
اون آقا اولا اگه به جایی رسیده این حاصل سالهای سال تلاش و کوشش و...بوده
ثانیا هدفش دست پیدا کردن به کراماتی مثل طی الارض و چشم برزخی و...نبوده که اینها خودشون سد راه بالارفتن این افراده ...اینها شیرینی و شکلاتی که توی مسیر بهشون میدن و اکثرا دلشون رو بهش خوش نمی کنن و الا وسط راه می مونن !

می گفتن اگه کسی ادعای عرفان و...کرد به راحتی باور نکنین حتی اگه از عالم غیب خبر داد و....ما یه ملکوت سفلی داریم ...یه ملکوت اعلی
در ملکوت سفلی شیاطین هم هستن ...که دسترسی بهشون خیلی هم سخت نیست !
می گفتن دختر خانمی که حجاب نداری و میری دنبال عرفان و ....و میگی دل باید صاف باشه !
اونهایی که به دنبالشی فرعه ...حجاب اصله ...واجبه ...عمل به واجبات اصله !
مطمئن باش اگه به این اصل عمل نکنی دلت صاف نیست ....همین طور سایر اعمال واجب و....
دنبال اصل باشیم !

و.......کلی مباحث دیگه ...ای کاش می شد همه نوار سخنرانی ایشون رو می شنیدن ...اگه گیرش آوردم شاید آدرسش راگذاشتم برای دوستان علاقمند !
ایشون دیشب با تمام وجود این مباحث رو بیان می کردن ...من هم التماس می کنم...عاجزانه از تمام کسانی که این مطلب رو می خونن می خوام :

بیاین چشمامون رو باز کنیم ...به قول ایشون اونهایی که با امام حسین جنگیدن مثلا مسلمان بودن ، مسیحی و یهودی نبودن که ! توی روز عاشورا روزه گرفته بودن و....تا ثوابشون بیشتر بشه !

بیاین بفهمیم داریم تو چه راهی قدم برمی داریم

عمل به واجبات ، ترک محرمات ، احتیاط در شبهات ( عمل به رساله ) و تمسک به قرآن و اهل بیت
رمز رستگاری فقط همیناست ...نه چیز دیگه !

بیاین تصمیم بگیریم راه درست رو بریم ...به هر کسی اعتماد نکنیم ...نذاریم با هر مخدری حتی مخدر عرفان غلط ، به ظاهر آروممون کنن ...که یک عمر پشیمانی به دنبالشه !
عمرت بر باد میره ...وقتی می فهمی راهت اشتباه بوده داغون میشی ...تازه اگه خدا بهت لطف کنه و کلا دین و...رو نذاری کنار باید یه عمر بدوی تا عقب افتادگی هات رو جبران کنی و عقایدت رو پاکسازی کنی و...
خلاصه راه سختیه ...با چشم باز جلو بریم !

و بجای هر کاری به واجباتی که باید عمل کنیم و نمی کنیم و محرماتی که باید ازشون دوری کنیم و نمی کنیم بیشتر برسیم !

خدایا خودت حافظ تمام جوانان این مرز و بوم باش ...اونهایی که دلشون حقیقتا به یاد تو می تپه

خودت کمکون کن از راه حق جدا نشیم و فریب گرگان در لباس میش رو نخوریم

آمین

در پناه حق

<<ابتدا <قبلی 6008 6007 6006 6005 6004 6003 6002 6001 6000 5999 5998 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved