شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
59682
نام: سعيدسناتور
شهر: زاهدان
تاریخ: 10/29/2008 10:24:22 AM
کاربر مهمان
  سلام
پيشاپيش فرارسيدم ميلاد امام رضا برتمامي دوستان تبريك باد
وازتمامي دوستان التماس دعاي ويژه دارم براي رفع مشكلاتم باتشكر ازتمامي شما
59681
نام: yaz
شهر: دلواپسی
تاریخ: 10/29/2008 10:19:24 AM
کاربر مهمان
  اینقدر دلتنگم که دلتنگی برایم دلش می سوزد
59680
نام: فاطر
شهر: کربلا
تاریخ: 10/29/2008 10:16:01 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام بر حرف دلی ها ، دوستان آوینی
از کلمه ای می خواهم حرف بزنم که تشکیل شده از ۴ تا حرف حاء- سین - یا - نون ، آری وقتی این حروف در کنار هم قرار می گیرند می شوند حرف دل من (حسین علیه السلام)، حرف دلی که وسعتی به اندازه دریاها و استقامتی به مانند کوهها را طلب می کند تا ذره ای از انوار او را در خود جای دهند .
می خواهم سوالی را مطرح کنم تا حرف دلی ها به اون پاسخ بگن و اون اینکه آیا می شود محبت چند چیز یا چند نفر را در یک دل جای داد ؟! اگر میشه پس چطور بزرگان می گویند دل حریم خداست در حریم خدا غیر او را راه ندهید ؟ اگر هم نمی شه چرا گاهی اوقات حرف های دلمان از چیزهای متفاوتیه ؟

مهر علی زسینه ما کم شدنی نیست
مهرش به زر و مال فراهم شدنی نیست
خود را بکشی در ره اثبات ولایت
خصم علی و فاطمه آدم شدنی نیست

فاطر
59679
نام: سارا اسماعیلی
شهر: قم
تاریخ: 10/29/2008 9:53:28 AM
کاربر مهمان
  آری یا حسین تو در کربلا در میان دریایی از واژه ها که در دلت موج می زد واژه ی عشق را بیرون کشیدی
وچه عاشقانه عزیزانت را در این عشق شرکت دادی وبرای رسیدنبه دوست بهترین راه را انتخاب کردی
59678
نام: فاطر
شهر: کربلا
تاریخ: 10/29/2008 9:51:04 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
حرف دل من تشکیل شده از ۴ تا حرف ، حاء- سین- یا -نون آری وقتی این حروف در کنار هم قرار می گیرند می شوند حرف دل من (حسین علیه السلام) ، حرف دلی که وسعتی به اندازه دریاها و استقامتی به مانند کوهها را می طلبد . یک سوال دارم که دوست دارم حرف دلی ها در موردش نظر بدهند و اون اینکه آیا می شود محبت ۲ چیز و یا چند نفر در دل ما جای بگیره ؟ اگر نمی شه چرا حرف های دلمان هر بار از چیز دیگری است ؟ و اگه می شه مگر نمی گویند دل حریم خداست غیر خدا را در آن جای ندهید ؟


مهر علی زسینه ما کم شدنی نیست
مهرش به زر و مال فراهم شدنی نیست
خود را بکشی در ره اثبات ولایت
خصم علی و فاطمه آدم شدنی نیست
فاطر
59677
نام: شقایق
شهر: شهدای گمنام
تاریخ: 10/29/2008 8:19:59 AM
کاربر مهمان
  .:: یا حی یا قیوم::.

سلام آقا سید
سلام حرف دلی ها
*سلام...........
یکسال از پرواز دکتر قیصر امین پور می گذرد
عروج ملکوتی آن عاشق را به جامعه هنری به دوستانشون و به عاشقان و خواننده گان شعراشون به همه ی حرف دلیهای عزیز تسلیت میگم ازتون میخوام تو این راه که طی طریق می کنید حتما از شعراشون استفاده کنید مؤید باشید.

هجرت

من همسفر شراب از زرد به سرخ
من همره اضطراب از زرد به سرخ

یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد
چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ

شادی روحش و همه هنرمندان بخصوص هنرمندان دفاع مقدس صلوات:

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

59676
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/29/2008 2:48:00 AM
کاربر مهمان
  .:: یا حی و یا قیوم ::.


...ویاد قیصر امین پور...

و اشعاری از شدت شعور:


می خواستم شعری برای جنگ بگویم

دیدم نمی شود

دیگر قلم زبان دلم نیست.

گفت:

باید زمین گذاشت قلم ها را

دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست

باید برای جنگ

از لوله تفنگ بخوانم

با واژه فشنگ



***



خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بال های استعاری



لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن

خاطرات بایگانی، زندگی های اداری



آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری



عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی

پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری



رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری



عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری



روی میز خالی من، صفحه باز حوادث

درستون تسلیت ها، نامی از مایادگاری



***



آفتاب مهربانی

سایه تو بر سر من



ای که در پای تو پیچید

ساقه ی نیلوفر من



با تو تنها با تو هستم

ای پناه خستگی ها



در هوایت دل گسستم

از همه دلبستگیها



در هوایت پر گشودن

باور بال و پر من باد



شعله ور از آتش غم

خرمن خاکستر من باد



ای بهار باور من

ای بهشت دیگر من



چون بنفشه بی تو بی تابم

بر سر زانو سر من





چون بنفشه بی تو بی تابم

بر سر زانو سر من



بی تو چون برگ از شاخه افتادم

زرد و سرگردان در کف بادم



گرچه بی برگم گرچه بی بارم

در هوای تو بی قرارم



برگ پاییزم

بی تو می ریزم



نو بهارم کن

نو بهارم



ای بهار باور من

ای بهشت دیگرمن


*آقا بیا*

59675
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/29/2008 2:25:45 AM
کاربر مهمان
 
.:: یا حی و یا قیوم ::.

حسابشو کن...

برای هدفی والا و الهی ، حاضر باشی تکه تکه بشی.

یا نه بیایید از این دید نگاه کنیم!

تمام وجودمون رو تکه تکه تحویل خودش بدیم.

این بدن و این روح و وجود ما امانته دست ما.

چی می شه ما هم فهمیده باشیم که باید امانت رو به صاحب امانت برگردونیم.

یعنی می شه ما هم مثل فهمیده ها رفتار کنیم؟

قرار نیست با امانت هر طور که خودمون دوست داشتیم عمل کنیم!

اینکه برای دوست تکه تکه بشی خیلی ارزش داره...

...و خوش به حال فهمیده ها که فهمیدن.

وقتی هشت آبان می شه ناخودآگاه یاد حضرت قاسم ابن الحسن(ع) و یاد گلابگیرون و قمصر و ... میافتم.

یاد علی اکبر(ع)و دو لب تشنه و عِرباً عِرباً ...

چقدر راحت می گذریم از کنار کلماتی مثل عِرباً عِرباً و نارنجک...

59674
نام: سارا
شهر: بی محل
تاریخ: 10/29/2008 2:00:46 AM
کاربر مهمان
  خدایه کمکم کن الان داری اشکامو میبینی و از موضوع هم خبر داری پس می دونی که بیشتر از همیشه محتاجتیم
59673
نام: محمد
شهر: کرج
تاریخ: 10/28/2008 11:13:58 PM
کاربر مهمان
  هی فلانی :زندگی شایدهمین باشد:یک فریب ساده کوچک آنهم ازدست عزیزی که تودنیاروبااووجزبااونمی خواهی.من گمانم زندگی باید همین باشد.
<<ابتدا <قبلی 5974 5973 5972 5971 5970 5969 5968 5967 5966 5965 5964 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved