شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
59642
نام: فاطر
شهر: کربلا
تاریخ: 10/28/2008 12:23:45 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
می خواهم در مورد متن صفحه ۵۹۴۰ گمشده از تبریز مطالبی را بنویسم و خودم را در غم ایشان شریک بدانم . دوست گرامی بیان احساسات و عواطف شما که لبریز از عشق و آمیخته با تلخی روزگار بود را مطالعه کردم .چشمانم را که منتظراند تا بهانه ای برای باردیدن بیابند را اشک آلود کرد و دلم را دوباره به یاد عشق و بهانه های عاشقی انداخت .در میان تمامی صفحات و یا به عبارتی در میان حرف های دل ، شما را دلتنگ تر یافتم . چیزی که مرا بر آن داشت تا با شما همدردی کنم توصیفاتی بود که از یارتان کردید او را عاشق کسی خوانید که من نیز عاشق اویم از گریه های محرم او سخن به میان آوردید تا از گریه های محرم پدر مرحومم یادم آید از کسی که در شهر و دیارمان آنرا خادم اهل بیت می خوانند. می خواهم کلامم را خلاصه کنم و آن اینکه معشوق در کنار عاشق زیباست و معشوق شما در کنار کسانی که سالها برایشان اشک ریخته! بااینکه دلش عشق شما را در خود جای داده بود ولی لبریز از محبت نسبت به خالق شما بود پس رضایت تان را در رضایت خالق او ببینید.
تا در لحدم نکیر و منکر دیدند
یک یک همه اعضاء مرا بوئیدند
دیدند ز من بوی حسین می آید
از آمدن خویش خجل گردیدند.
فاطر
59641
نام: پرستو
شهر: ساوه
تاریخ: 10/28/2008 11:40:36 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام به خدای خوبم
سلام به همه اهالی حرف دل که خیلی دوسشون دارم

***************

بيا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عيد به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک ميکده عشق را زيارت کرد

مقام اصلی ما گوشه خرابات است
خداش خير دهاد آن که اين عمارت کرد

بهای باده چون لعل چيست جوهر عقل
بيا که سود کسی برد کاين تجارت کرد

نماز در خم آن ابروان محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شيخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد

به روی يار نظر کن ز ديده منت دار
که کار ديده نظر از سر بصارت کرد

حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسيار در عبارت کرد

********************

خدایا مارو به خودمون وامگذار و هر چی که صلاح زندگی دنیا و آخرتمونه سر راهمون قرار بده
خدایا از گمراهی نجاتمون بده

خدایا بهممون آرامش عنایت کن
التماس دعا
59640
نام: گم شده
شهر: تبریز
تاریخ: 10/28/2008 11:30:41 AM
کاربر مهمان
  هوالمحبوب
سلام.
فریال عزیزم: بزرگوار : دلم را کوه غم کردید. خیلی وقت ها دعا می کردم یار سفرکرده ام توی اون تصادف لعنتی همه چیزش را از دست می داد و فقط زبان شیرینش برام می موند و سایه گسترده اش اما خودش چند بار تو خواب گفته بود که نمی تونست این جوری بمونه. من اشتباه می کردم. تو که وصف می کنی دلم می سوزد. آتش می گیرد. الان اینقدر دلم سنگین شده که اگه همکارام نبودن حتما برای همه بچه های حرف دل که دلشون برای دیگرون پردرده زار می زدم. خدا بزرگه. این هم امتحان شماست. شاید درد شما بزرگتر از مصیبت ما باشه. قربون دلهای آسمونی برم که جز آسمون جایی لایقشون نیست.
فریال گلم:چیزی ندارم بگویم. خدا به تمام مریض ها شفای عطا فرمایدبه حق حضرت سجاد-ع-. یا شفای دنیا یا شفای آخرت.که هر دو رحمت است.
گاهی وقتها درد برخی ها رو که می بینم از بیان غصه ام خجالت می کشم. نه اینکه درد من کوچیکه. درد من بزرگه.چون یارم بهشتی بود و من الان تو خسرانم اما درد من فرق داره. خدا عوض یارم یه چیز دیگه به من می ده. اما برای خیلی ها جایگزینی نیست. هر چند کمتر فرشته ای تو زمین زندگی می کنه.
فریال نازم: حرفی برای دل جوانت ندارم. قربون دلت بشم الهی. کاش نزدیکت بودم و بغلت می کردم تا تمام فریادهایی که سالها نزدی و بغض کردی تو گلوت مونده دور از چشم عزیزانت به آسمان رها می کردی.اما افسوس من بنده ای حقیرم اما دامن خدا بزرگه و پهناوره.
دوستان عزیز حرف دلی: برا همه دعا کنید من حقیر و یار سفرکرده ام هم یادتون نره. خدا شماهارو با این دلای قشنگتون از من نگیره. انشاء الله .
التمس دعا
59639
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 10/28/2008 11:12:38 AM
کاربر مهمان
  باور
باور نمی کند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل اینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کننند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من در هوا پر است

زنده یادسياوش كسرايي
59638
نام: مهرانه
شهر: اهواز
تاریخ: 10/28/2008 11:05:48 AM
کاربر مهمان
  دلتنگ تراز آنم که از دلتنیگی بگویم دیگر زبانم ناتوان است و دل لبریز از دلتنگیها دلتنگی عاشقی از معشوقه اش دلتنگی بنده ای از معبوداش.
59637
نام: گل نرگس
شهر: ايران سراي من است
تاریخ: 10/28/2008 10:36:48 AM
کاربر مهمان
  يا ايها العزيز!
من گـــــــــــــريه مي‌ريزم به پاي جاده‌ات،‌ تا
آيينـــه‌كاري كــــــــــرده باشم مقدمـــــــت را
اول ضمير غايـــــــــــب مفــــــــــــرد كجـايي؟
اي پاســــــــخ آدينـــــــــــه‌هاي بي‌معمــــــــا
حتمي بي‌چـــــــون و چراي سبـــــــز برگرد!
راحت شــــــــــــــويم از دســـــت اما و اگرها
آب و هواي خيمه سبزت چگونـــــه‌ســــــت؟
اين‌جا گهي سرد است و گاهي نيست گرما
بهر ظهور امروز هـــــــــم روز بدي نيـــــــست
اي تك ســــــــــوار جاده‌هاي رو به فــــــــردا!
يك جمعــــــــــه مي‌بيند نگاه شــــــرقي من
خورشيد پيدا مي‌شود از غـــــــــرب دنيــــــــا
آقا! نماز جمعــــــــــــــــه اين هفتــــــــــه با تو
پاي برهنه آمـــدن تا كوفــــــــــــــه با مـــــــــا

سايت صبح
59636
نام: ادم برفی
شهر: .
تاریخ: 10/28/2008 9:56:11 AM
کاربر مهمان
  رودها در جاری شدن
.وعلفها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسانها
همه انسانها
با عــشق، فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
اما نباشد ، هرگز نباشد
که در قلبم عشق نباشد ، هرگز نباشد


از وبلاگ
59635
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 10/28/2008 9:53:47 AM
کاربر مهمان
  سلام به سید بزرگوار حرف دل آقا سید مرتضی
سلام به یاران و دوستان حرف دل

اي علي اي شاهكار اوستا آفرينش !
اي جمالت جلوه گاه ذات پاك كبريايي !
اي علي اي دست تو دست تواناي الاهي !
اي علي اي حكم عالمگير تو حكم خدايي .

اي علي نام تو و داغ تو را در سينه دارم
من بلوح سينه دردآشنا نقش تو كندم
هر دم آهنگ علي برخيزد از ناي وجودم
اي علي بشنو نواي عشق را از بند بندم .

رزم را يكتا سواري، فتح را تنها اميدي
هان! تويي شير خدا سر حلقه شمشير زنها
عدل را نيكو پناهي، رحم را تنها نشاني
هان! تويي يار يتيمان، ياور بيت الحزنها

شب نخفتي تا يتيم بي امان آرام گيرد
گرسنه ماندي كه خوان بي نوا بي نان نماند .
خون دل خوردي كه خون مردمي بيجا نريزد
خون خود را ريختي تا ظلم را بنيان نماند .

قصه هاي زورمندان ديدم و بسيار ديدم
چون علي در عرصه عالم هماوردي نديدم
از بزرگان داستانها خواندم و بسيار خواندم ـ
راستي در آفرينش چون علي مردي نديدم .

هر چه خواندم از علي سرمايه توحيد من شد
من بنور شاه مردان يافتم راه خدا را
مكتب پيغمبران را او معلم بود و منهم ـ
در جمال پاك او ديدم جمال انبيا را .

هيچگه در آفرينش بي علي سيري نكردم
من به نور صبحگاهي ديده ام نور علي را
از خدا هرگز ندانستم جدا او را كه ديدم
روز و شب در گردش چرخ زمان دست ولي را .

قصه ها از پهلوانان خوانده ام، اما چه گويم؟
پهلوان هرگز نريزد اشك پيش مستمندان
ليكن اي آگه دلان! تاريخ مي داند كه هر دم
ديده اند اشك علي را پيش روي دردمندان .

عاجزي در دست ظالم، ظالمي بدخواه عاجز
هر كه را غير از علي ديدم، بدين هنجار ديدم
شاه مردان را بكوي دردمندان اشكريزان
ليك با گردنكش خود كامه، در پيكار ديدم

داستان پهلوانان را بسي خواندم وليكن
زورمندان را نباشد رسم و راه مهرباني
جز علي شير خدا كس را ندانم كز سر مهر ـ
اشك ريزد بر يتيمان در شكوه پهلواني

روزها شير خدا بود و دل مردم نوازش
شامها اندوه مردم بود و چشم اشكبارش
در جوانمردي فريد دهر بود آن بي همانند
لافتي الا علي، لاسيف الا ذوالفقارش .

اي علي اي تكسوار پهن دشت آفرينش !
من چه گويم، قطره وصف پهن دريا كي تواند؟
تو ابر مردي، يگانه گوهر بحر وجودي
بي قريني در جهان، وين نكته را تاريخ داند .

آيه (( اليوم اكملت لك دين )) فاش گويد:
تو اميد امتي، شاهنشه خم غديري
اي علي! بر شانه پاك محمد پا نهادي ـ
تا بداند عالمي، در آفرينش بي نظيري .

گر بشر گويم تو را از گفته خود شرمگينم
ور خدا خوانم تو را، زانديشه خود بيمناكم
فاش گويم، در تو ديدم جلوه ذات خدا را
وين سخن حق است و از آن نيست نه شرمم نه باكم .

چشم در راه تو دارم، اي شه آزاد مردان !
تا بتابي نوري از ملك ولايت در ضميرم
راه حق پويم اگر نور تو گردد راهبانم

یاعلی
فيض حق يابم اگر دست تو باشد دستگيرم
59634
نام: انسیه
شهر: تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ: 10/28/2008 8:21:42 AM
کاربر مهمان
  سلام!سلام به خداجونم به امام زمانم(عج)وشهیدآوینی وشمادوستان عزیز!آه که چقدردلم تنگه وگرفته چقدردوست داشتم این هفته پنج شنبه شب میلادحضرت معصومه(س)قم وجمکران باشم کاش میشدکه کاروان بعدازظهرراه میافتادآه خداجونم یااباصالح المهدی(عج)یاحضرت معصومه(س)من به عنایت وخواست خداودعاو شفاعت شمامحتاجم همه جوره مرادریابیدوکمکم کنیدهم به من وهم به بقیه دوستانم درسایت حرف دل وبقیه ی اطرافیانم.شکرالله به امیدآنروزکه زودترفرج مولایمان برسداللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم آمین یارب العالمین!.
59633
نام: سحر
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/28/2008 1:46:43 AM
کاربر مهمان
  سلام خداجونم آخ که چقدر دلم گرفته.خداجون چرامن شدم این آدم چراکمکم نمی کنی.به خداخسته شدم تنهام تنها خدایادستموبکیر ای بخشنده ی مهربون من و یارت نره بد جوری توی رنیاگیرافتادم به دادمنه دلشکسته ی بیچاره ام بیفت.خدایاکمکم کن نجاتم بده.خدایاچی میشد منم بودم یکی ازیارای واقعی امام زمان.؟ یا امام زمان من ودر یاب.خدایاخیلی دوست دارم امیدم فقط به توست خودت از دلم باخبری. منتظرم دستمو بگیر باتمام وجود خداجون دوست دارم
<<ابتدا <قبلی 5970 5969 5968 5967 5966 5965 5964 5963 5962 5961 5960 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved