شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
59322
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 10/20/2008 9:18:48 AM
کاربر مهمان
  سلام مریم خانم انتظار بهار و بارون ، یه زحمتی بکش یه ثبت سوره مبارک الرحمن به نام حقیر به نیت آقا شهاب کربلائی ثبت کنید
شاید خداوندبه واسطه پاکی و صداقت قلب این مومن کربلائی به دادمان برسد . ممنون از سارای عزیز که یادآوری کردن
یاعلی
59321
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 10/20/2008 9:08:19 AM
کاربر مهمان
  سلام به سید و بزرگ حرف دل آقا سید مرتضی
آقا بدجوری دلم گرفته و خسته ام التماس دعا دارم

سلام به دوستان و یاران حرف دل
دوستان التماس دعا یادتان نره واسه همدیگه تا دوباره آرامش برقرار بشه واسه دلهای هممون

دوست بزرگوار چه فرقی می کنه ، سبکبار ارجمند ، کربلائی حرف دل آقا شهاب ، ساراخانم های گرانقدر ، مریم خانمهای عزیز ؛ بنده های خدا از بروجرد و جزیره مجنون ، مقداد گرامی ، انس گرامی ، دلشکسته های گرامی ، پرستو ی گرامی و دیگر دوستان که فکر مغشوش من نمی تواند بیابد و کمک کند واسه ثبت اسمها ، سلام و عرض ادب التماس دعا دارم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی
59320
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 10/20/2008 8:40:06 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی

چهل ختم از سوره مبارک الرحمن به نیت فرج امام عصرمون ***شفای همه مریضهای منظور بالخص حرف دلی ***رفع گرفتاری از همه گرفتاران ***آمرزش اموات و گذشتگان جمع ***آمرزش گناهان خودمون و عاقبت به خیری انشالله

***
ختم اول : چه فرقی میکنه ی گرامی
ختم دوم : خانم سادات عزیز
ختم سوم : آقا مرتضی
ختم چهارم: آقا امید
ختم پنجم : بیتا خانوم
ختم ششم : مهدیه خانوم
ختم هفتم : اعظم خانوم
ختم هشتم :صمن ناز خانوم
ختم نهم : شمسی خانوم
ختم دهم : سید مهدی بزرگوار
ختم یازدهم:حاج علی بزرگوار
ختم دوازدهم: الهه خانوم
ختم سیزدهم : مریم برای دایی عزیزم
ختم چهاردهم : مریم
ختم پانزدهم : ایمان مهربون
ختم شانزدهم: ایمان عزیز به نیابت از مرحوم همسرشون
ختم هفدهم : ایمان عزیز به نیابت از مرحوم دایی گرامیشون
ختم هجدهم : فاطمه خانم
ختم نوزدهم : اشرف خانم
ختم بیستم :فریال بزرگوار از تهران
ختم بیست و یکم : پروانه خانم
ختم بیست و دوم: زنده یاد پدر شهید دلشکسته (خرم آباد)
ختم بیست و سوم: دلشکسته ی گرامی برای آقا سید (خرم آباد)
ختم بیست و چهارم: دلشکسته ی گرامی برای همه ی حرف دلیها
ختم بیست و پنجم: دلشکسته ی عزیز(خرم آباد)
ختم بیست و شش: پرستوی عزیز
ختم بیست و هفت: دلشکسته ی گرامی از شهر مردمان...
ختم بیست و هشتم: امیدوار بزرگوار
ختم بیست و نهم :سارای منتظر و گرامی
ختم سی ام:

.
.

التماس دعای فراوان
سعیده خانم اگر مایل به ختم سوره ی مبارک الرحمن هستید بفرمایید تا ثبت کنم.

یا علی و یا فاطمه
59319
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 10/20/2008 8:33:24 AM
کاربر مهمان
  سلام به همگی

لطفا برای خواهرم دعا کنید

ممنون
59318
نام: دلشکسته
شهر: خرم آباد
تاریخ: 10/20/2008 8:12:28 AM
کاربر مهمان
  دلشکسته عزیز از شهرمردمان سلام همیشه فکر می کردم از منم توی این دنیا بی کس تر تنهاترهم وجودنداره امادرست لحظه ای که دراوج ناامیدی بودم خدا یه کاری کرد که خودم هم موندم چطورشده من باخیلی از مشکلات دست وپنجه نرم کردم سن وسالم زیادنیست ولی اندازه افراد بزرگسال رنج کشیدم یکی از مشکلاتم این بودکه همین زمستان ۸۶ مدرک لیسانسم رو گرفتم بیکاربودم که خیلی ها میگفتن شما فرزند شهید هستی باید سرکارباشی وخیلی حرفهای دیگه توی خونه هم شرایط طوری بود که نمدانستم چکارکنم وخیلی چیزها که نمیشه آنهارو بنویسم که خدا هم برایم کاردرست کرد هم امسال برای ارشد قبول شدم ویه حاجت خیلی خوب هم بهم دادولی خواستم اینو بهت بگم در ناامیدی بسی امید است نوشته ای که یه راهی که به خواسته ات برسی اگه واقعامیخواهی جواب بگیری بااون دلشکسته ات ازته دل آیه آخر سوره توبه رو بخون چون آیه توکل بهش میگن و به معنی اون دقت کن و خدا رو صدا بزن ببینم چکار میکنی خودم امتحان کردم جواب هم گرفتم اگه دلت لرزید اشکت جاری شد برای این دلشکسته هم دعا کن راستی امام رضا ضمانتم رو کردکه جواب گرفتم اگه بخوای وام بگیری باید ضامن داشته باشی دنبال یه ضامن خوب هم باش پیش خدا هرچند که میدونم اینقدر خوب هستی که مثل من نیاز به ضامن نداری اما به بابام هم سفارشتو همه اهل دلیها رو میکنم التماس دعا...یامقلب القلوب....
59317
نام: ساناز
شهر: بندرعباس
تاریخ: 10/20/2008 7:33:26 AM
کاربر مهمان
  ای خدای من در تنهایی خود چیزی دارم که تو در غرش کبیریایی خود نداری ای خدای بزرگ من چو تو دارم.
خدای من کمکم کن که بتوانم بنده خوبی برایت باشم.
59316
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 10/20/2008 6:24:13 AM
کاربر مهمان
  دیوانه را توان به محبت نمود رام
ما را محبت است که دیوانه می کند!
59315
نام: حسن
شهر: تهران
تاریخ: 10/20/2008 6:20:45 AM
کاربر مهمان
  روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد... او اکواریمی شیشه ای ساخت و با دیواری شیشه ای دو قسمت کرد . در یک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود .

ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچک بارها و بارها به طرفش حمله کرد، اما هر بار به دیواری نامرئی می خورد. همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا می‌کرد .

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به آن طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کاری غیر ممکن است.

دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد؛ اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی کوچک حمله نکرد. او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد. می‌دانید چرا؟

آن دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت، اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود . یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود؛ آن دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی.

ما هم اگر خوب در خودمان جستجو کنیم، کلّی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجهء مشاهدات و تجربیات ما است و بسیاری از آنها هم وجود خارجی ندارند و فقط در ذهن خود ساخته شده‌ان
59314
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 10/20/2008 5:25:20 AM
کاربر مهمان
  ***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***


.:: یا قاضِیَ الحاجاتِ ::.

*ای بر آورنده حاجات

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

*سلام آقا سید!
*سلام به اهالی با مرام باغ شهادت بخصوص به کربلائیِ این باغ ........
وقتی دیروز توی بیابون خدا بودم دلم میخواست توی این سکوت داد بزنم از اعماق وجودم با تموم انرژی داد بزنم بگم خداااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!
خدایا امروز دور از همه ی هیاهوی شهر تمام تعلقاتش از همه آن چیزی که باعث میشه من توی خدا رو از یاد ببرم دور بودم توی سرمای که بچه های را مجبور میکرد لباس گرم بپوشند و دور و بر دهانشون و محکم بگیرند که سرما نخورند یا اونی که روز قبل سرما خورده بود حسابی آمپول میخورد و دارو تا بتونه این چند روز حسابی بیان کار کنند خدایا توی این ماکت بقیع چیه که هر کدوم به هر دلیلی قسمتشون نشه میگه لیاقت نداشتم خدایا تو دل این بچه ها چیه که تو میدونی و من نا لایق نه!
خدایا دیگه باید نوشته هام و کمتر کنم خودت میدونی چرا؟! خدایا ! آقا سید!
من و عجیب توی این اینترنت شلوغ گرفتار این باغ کردی با اینکه همه میگن کامپیوترت و به امکانات حفاظتی مجهز کن کسی به اطلاعاتش دست پیدا نکنه! میگم من هیچی ندارم که از بقیه پنهون باشه همه بدونن من عاشق کشور و اسلام و ائمه و رهبرو شهداء و جانبازای عزیزمم هر چی مینویسم از ته دل با صداقت تموم برای اوناست بگذارید تموم دنیا بفهمند گناه نکردم هر کی میخواد برچسب بزنه بزنه برچسب اینکه من فدایی رهبرو کشورمم و افتخارمه در خدمت بسیجیام وقتی به یک دوست که در خدمت بنیاد شهید بودم با اینکه از زمان انقلاب اونجا بوده بهش گفتم اجر زیادی خدا بهتون میده به من منی که عددی نیستم گفت اجر و شماها می برید خدا شرمنده شدم من فقط یه چیزایی رو یدک میکشم هر چی سعی میکنم بتونم اونجوری که به نظر میام بشم نمیشه خیلی سعی می کنم خداااا! این بغض منتظره که باز بترکه ........
خدایا دلم حسابی حرم آقام امام رضا(ع) رو کرده خودت میدونی هر چی پای این آهنگها و تصاویر گریه کنم مثل اون بغضی که پشت پنجره میترکه نمیشه
یا امام رضا(ع) این هفته من وبطلب حسابی محتاجم محتاجِ محتاج شدیداً...
***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***
59313
نام: tahm
شهر: بابل
تاریخ: 10/20/2008 12:57:04 AM
کاربر مهمان
  ................................................
ما آدما کی هستیم . هر کی رو میپرستیم . کافیه یکی بیاد یه ادعایی کنه . با جونو دل میگیم ما همیشه با تو هستیم . بدونیم این زمونه دین داشتنم گرونه . هواسمون جمع باشه خولبازیها کم باشه . هر کی که از راه رسید . گفته که دنیا رو دید . آزادی رو رخ کشید . مدعی شد که مشکل با آزادی حل میشه . بیکار باشی بحثی نیست با گفتمان سهل میشه . دختراوو پسرها فقط با هم جمع باشند . بگن با هم بخندند دور ز همه غم باشند . راستی چی شد ادعا. کجا رسید مدعا . فکر نمی کرد که هشت سال میگذره مثل چهارسال . رو میشه نقشه هاشون . نمیشه عمل قولاشون . دین بازیچهء تفسیر . مثل ابو موسای پیر . علی داشت فراموش میشد . کار حسود نیش می شد . همش بهانه گیری .
واسه قدرت معرکه گیری . بیاییم حالا بعد چند سال . نشیم واسه هم وبال . قدر همو بدونیم . از زمونه نمونیم . وایستیم بحق با علی . هم سید و هم ولی . گوشها به حرف این مرد . بدیم تا نشیم دلسرد . هر کی اومد پای کار . مردونه ایستاد یه یار . دست بدست هم بدیم . امن یجیب جمع بدیم . توکلی بر خدا . دلهایی پر از صفا . مثل همه شهدا . خدمت کنیم بی ریا . خادمی بهر خدا . توفیقتان من الله (1378/7/27)
** تهم
<<ابتدا <قبلی 5938 5937 5936 5935 5934 5933 5932 5931 5930 5929 5928 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved