شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
59142
نام: دلشکسته
شهر: خرم آباد
تاریخ: 10/15/2008 2:08:27 PM
کاربر مهمان
 
هوالحی القیوم
استاد یا راه استاد؟ این سئوال را به خاطر می آوری؟ گل نورانی خوبم ؛ داستانی برایت دارم
روزی زنی زیبا به عارفی برخورد کرد و به چشمایش نگریست... مرد عارف چشمهایی بسیار زیبا و نافذ داشت
این جزء خصوصیات سالکان است ؛ چشمهای آنان حریم آرامش آسایش و مهربانی است . آن زن بی اندازه شیفته
آن چشمها شد و به دنبال عارف راه افتاد . روزی عارف از او پرسید: موضوع چیست که مرا دنبال می کنی؟
زن به استاد حقیقتی را گفت : حقیقت این است من دلبسته ی چشمهای شما شده ام . شما چشمهای زیبا و آرامش
بخشی دارید
استاد گفت : به خانه ات بازگرد ؛ فردا به خانه ی تو خواهم آمد
زن بسیار خوشحال شد و با خود گفت استاد را صید کردم و ... پس حمام گرفت و خود را آراست . خانه اش را
تمیز کرد و با گلهای زیبا زینت داد و به انتظار نشست. استاد از راه رسید. زن نمی توانست آنچه را که می بیند
باور کند. استاد چشمهایش را در آورده بود ودرون یک کاسه گذاشته بود .استاد رو به آن زن کرد و گفت: اینها را
بگیر . تو بیهوده مرا دنبال می کردی . این چشمهای من ؛ تو به خاطر آنها مرا دنبال می کردی
اما آنها دیگر چشم نیستند حالا چه ارزشی دارند ؟ آنها زمانی چشم بودند که در یک بدن بودند اما حالا هیچ نیستند
می توانی در آنها بنگری اما در آنها عمق نمی یابی.می توانی در آنها نگاه کنی اما دیگر در آن هیچ مهر و عشقی
نمی بینی. این چشمها زمانی زیبا ؛ آرامش بخش ومهربان بودند که با ما بودند
خوب من این حکایت را بخاطر بسپار که بازتاب آن آزمون تو ست .حقیقت ساده است و یکیست. حقیقت را دریاب
پس بیاید همدیگر را آن طور که می خواهیم دوست بداریم التماس دعا...
59141
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 10/15/2008 2:03:19 PM
کاربر مهمان
  با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت آیت الله امام خمینی (ع) شهید اشرفی نیز حركت های وسیعی را در كرمانشاه پایه گذاری كرد . عمده ترین مراسم كه تا آن روز سابقه نداشت در واقع جرقه­ای بود در جهت شعله ور شدن یك آتش عظیم در این منطقه مجلس بزرگداشت شهادت آیت الله حاج سید مصطفی خمینی بود كه بنا به دعوت و اطلاعیه شهید اشرفی اصفهانی در مسجد آیت الله بروجردی منعقد گردید در مجلس سخنرانی های پر هیجان و انقلابی مطرح شد. و ساواك با و جود بسیج تمام نیرو وقوای خود برای دستگیری و كار شكنی در مراسم موفق نشد سخنرانان به طور مخفیانه از شهر خارج شدند.
شهید آیت الله اشرفی اصفهانی پس از 80 سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یكی از مزدوران آمریكا و منافقین كوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نه تنها بسته نشد بلكه ورقی دیگر خورد و نامش در صحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه می درخشد. این نوشتار خلاصه ای از زندگی نامه این شهید بزرگوار می باشد.
خدمات آن شهید بزرگوار:
1- تاسيس حوزه علميه امام خميني در باختران و اداره اين حوزه با بيش از 60 نفر طلاب.
2- بازسازي مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي.
3- توسعه كتابخانه مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي كه قريب دو هزارجلد به كتابهاي آن اضافه نمودند.
4- تاسيس حوزه علميه جهت خواهران، كه پس از شهادت ايشان به نام حوزه علميه شهيد محراب نامگذاري شد.
5- ايجاد وحدت كامل بين روحانيت شيعه و سني كه از بزرگترين خدمات آن شهيد است كه در طول تصدي مسئوليت بعنوان امام جمعه در اين رابطه سمينارهاي متعددي در شهرهاي مختلف بويژه با حضور برادران اهل سنت تشكيل داد كه اثرات بسيار مطلوبي داشته است.
6- بازسازي مسجد جامع باختران كه از بركت نماز جمعه، اين مسجد بازسازي كامل شده است.
7- بازنمودن شماره حسابهاي متعدد به نام مهاجرين جنگي و جبهه جنگ و بازسازي مناطق جنگي و همچنين كمك به سيل زدگان خوزستان و زلزله كرمان و طبس كه تمام وجوه اين شماره حسابها جمع آوري و براي نجات برادران و خواهران آسيب ديده و برادران رزمنده صرف شد.
8- آيت الله اشرفي با مهم توصيف كردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبه هاي نماز جمعه و مصاحبه ها و پيام هاي خود به حضور مردم در جبهه ها تأكيد مي کرد.
9- دائماً با حضور در جبهه ها به ديدار رزمندگان مي شتافت و مقيد بود كه براي آنان سخنراني كند. و با يكايك رزمندگان مصافحه مي كرد و با آنان به گفتگو مي نشست و مي فرمود:«وقتي به جبهه مي روم تا مدتي روحيه ام قوي مي شود».
9- بارها در جبهه هاي ايلام، قصر شيرين و پادگان ابوذر، گيلان غرب، نوسود، بستان، آبادان، خرمشهر، سومار حضور يافت و با سخنراني هاي دلنشين، به سپاهيان اسلام روحيه بخشيد.
10- پس از آزادي قصر شيرين به آن شهر سفر كرد و با خواندن دو ركعت نماز شكر در مسجد اين شهر،‌ سپاسگزاري خود را به درگاه خداوند به جاي آورد.
11-در دومين سفر خود به خوزستان پس از آزادي خرمشهر، عازم اهواز شد و مردم اين شهر نماز شكر را به امامت ايشان به جاي آوردند.

یا علی و یا فاطمه
59140
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 10/15/2008 1:56:36 PM
کاربر مهمان
  شهادت پنجمین شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی به دست منافقان بر همه اهالی قلعه تسلیت باد.

آیت الله اشرفی اصفهانی در سال 1281 ش در خمینی شهر اصفهان در خانواده ای روحانی متولد شد . شهید اشرفی تحصیلات ابتدایی مقدماتی را در خمینی شهر گذرانده و در سن 12 سالگی جهت ادامه تحصیل راهی اصفهان شد و طی حدود ده سال از محضر علمایی چون آیت الله سید مهدی درچه ای ، آیت الله سید محمد نجف آبادی، مرحوم فشاركی مرحوم مدرس استفاده كردند.
ایشان دوران طلبگی خود را با نهایت عسرت و مشقت اقتصادی گذراند و در مدتی كه در حوزه اصفهان بودند هر هفته فاصله میان اصفهان تا خمینی شهر را كه دوازده كیلومتر بود طی می كردند خود می فرمود: دوشنبه خواركم تمام می شد سه شنبه دو ریال پولم را خرج می­كردم، چهارشنبه كه آخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا می گذراندم .
ایشان در توصیف شرایط تحصیلاتش در اصفهان می گوید:
در زمانی در حجره­ای با سه نفر دیگر در مدرسه نوریه اصفهان زندگی می­كردیم . بسیاری از روزها نه چای داشتیم نه نفت و نه قند. برای مطالعه در شب از نور چراغ نفتی توالتهای مدرسه استفاده می كردم. در روزهای جمعه به یكی از مساجد دور افتاده اصفهان می­رفتم و از صبح تا عصر درآن­مسجد درس های یك هفته را دوره می كردم در مدت دوازده ساعتی كه آنجا مطالعه می كردم غذای من فقط مقداری دانه ذرت برشته بود.
در سال 1302ش در سن بیست سالگی جهت ادامه تحصیل و نیل به مقامات عالیه و دینی رهسپار حوزه علمیه قم گردید. در تمام طول مدت بیست و سه سال اقامت در قم و ایشان تنها سه یا چهار ماه با خانواده خود بودند و بقیه این سالها را تنها مجرد سپری كردند.
شهید اشرفی با همه مشكلات و مسائل آن زمان، در تحصیل علوم اسلامی و دینی جدیت به خرج می­داد. وپس از اندك زمانی از فضلا و مدرسین نامی و برجسته حوزه علمیه قم به شمار می­آمد و در سن 40 سالگی اجازه اجتهاد خود را از آیت الله خوانساری دریافت كرد.
لذا مدت دوازده سال كه آیت الله اشرفی در محضر ایشان حضور می یافت تمام دروس آن مرحوم را می­نوشت و این نوشته ها ما هنوز موجود می باشد .

در سال 1335 ش شهید اشرافی بنا به دستور مرحوم آیت الله بروجردی جهت تبلیغ و نشر معارف و احكام دین و تقویت بنیه دینی و مذهبی اهالی كرمانشاه به انجام اعزام و رحل اقامت افكند پس از ورود به كرمانشاه طلاب و شاگردان بسیاری را تربیت نمود.

یا علی و یا فاطمه
59139
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 10/15/2008 1:53:49 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

دعا را هیچ وقت کوچک نشمارید ممکن است همین یک دعا اثر خود را بگذارد و کار درست شود پس دعا کنیم به احوال یکدیگر .

خلاصه دعای کمیل و دعای ندبه و زیارت عاشورا این است : خدایا دوستت داریم امام زمان و امام حسین دوستتان داریم و نتیجه دوست داشتن اهل بیت گناه و خلاف نکردن است . گناه انسان را ضد دین و ضد امام حسین علیه السلام میکند .

گناه انسان را تاریک میکند .

باران گرامی بنویسید خواهر محترم هر چه از دلتان بر می آید بنویسید . استفاده میکنیم از مطالبتون .

یا علی و یا فاطمه

59138
نام: آرزو
شهر: تبریز
تاریخ: 10/15/2008 1:29:21 PM
کاربر مهمان
  خدایا آشنایی نه غریبیست که دلسوز من است ، گر من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت. محبوب من مگه تو نبودی وقتی هيچکس کمکم نکرد. وقتی طرد شدم، دست تو زیر پر و بالمو گرفت. خدایا شب و روزم شده اه دوری از تو. ناله و فریاد. یه جلوه کردی و پنهان شدی اما بس بود منو ديوونه خودت کنی عزیزترینم. جانم به فدات، اشتباه کردم. می دونم من بد کردم. من بد بودم. اون روزا که مادرم حوصلمو نداشت و کارم شده بود نماز حاجت واسه خواسته بچه گانه ای که دير دادیش و فهمیدم نمی دادی بهتر بود، یهو تو منو اسیر خودت کردی. بی اینکه بدونم تو منو عاشق خودت کردی. که دیگه نمازم همینجوری نبود . که الله اکبرم دلمو می لرزوند. چقدر این مجازات برام سخته.مهربانا معبودا محبوبم : ازمودم دل خود را به هزاران شيوه/ هيچ چيزش بجز از وصل تو خشنود نکرد. الهی لازم باشه داد می زنم همه بدونن غلط کردم. محبوب من، الهی من لی غیرک. اگه اشتباه نمی کردم که ادم نبودم.اگه تو نبخشی کی ببخشه. خدایا به من ثابت شده تو از مادرم هم به من مهربانتری. رحم کن معبودمن. من بی تو هيچم . بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود. داغ تو دارد اين دلم/ جای دگر نمی شود. خدایا میبینی از درس افتادم. از دوست و رفیق، فقط یه خنده مصنوعیه که غم به دل کسی نیاد. از هیچ چیز لذت نمی برم. لذت تویی محبوب من. لذت احساس رضایت توئه. اشارت توئه زیبای من.تو گفتی صد بار اگر توبه شکستی باز آ . الهی اومدم ، اینقدر در می زنم تا باز کنی .
59137
نام: گل نرگس
شهر: ايران سراي من است
تاریخ: 10/15/2008 1:17:20 PM
کاربر مهمان
  .. سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود، سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام بر آن کسی که خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر آنکه با خونِ زخم‌هایش شست و شو داده شد، سلام بر آن که از جام‌های نیزه‌ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومی که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه‌ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آنکه مدافعِ بی یاور، سلام بر آن محاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه‌ی خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته، سلام بر آن بدن‌های برهنه و عریانی که در بیابان‌ها (یِ کربلا) گُرگ‌های تجاوزگر به آن دندان می‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می‌گشتند، سلام بر تو ای مولای من و بر فرشتگانی که بر گِردِ بارگاه تو پَر می‌کِشند، و اطرافِ تُربتت اجتماع کرده‌اند، و در آستانِ تو طواف می‌کنند، و برای زیارت تو وارد می‌شوند. ...

زیارت ناحیه مقدّسه
59136
نام: فرهاد
شهر: بیستون
تاریخ: 10/15/2008 1:09:31 PM
کاربر مهمان
  بارالهامیدانم توبودی که از همان ابتدادوست داشتن رابمن آموختی و عشق خود رادرسینه ام نهادی ولی مدتی است گرفتارعشق زمینی (شیرین)شده ام...
کمکم کن،ای بخشاینده دستگیر مراازعشق الهی خودسیراب کن *الهی و ربی من لی غیرک *
59135
نام: فراموش شده
شهر: تهران
تاریخ: 10/15/2008 12:57:18 PM
کاربر مهمان
  چرا هیچکس آدم را بخاطر خودش نمی خواد چرا انسانها انقدر بی رحمند چرا خدا نگاهی به ما نمی ندازه
59134
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 10/15/2008 12:26:58 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی.

باخودم عهد کرده بوم دیگه فقط نقل قول کنم بیام و برم و اگه متن مناسبی!!!!!ندارم فقط حرف بچه ها رو بخونم.
سه روزه دارم با خودم کلنجار میرم ولی آخرم نتونستم....کربلایی منم دعا کن...
بدجور گیر دارم.ساغرمم دعا کن.زیارت عاشورا وسط بین الحرمین یادت نره مومن.
خوش به سعادتت.التماس دعا.


دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهــــــــــــــــــــــــــــــــرا
59133
نام: سارا
شهر: همدان
تاریخ: 10/15/2008 12:17:25 PM
کاربر مهمان
  salam omidvaram ke haleton khob bashad,man ke khob hastam shoma chetria .........................
chera yadi az ma nemikoni nakone maro faramosh kardi..............
<<ابتدا <قبلی 5920 5919 5918 5917 5916 5915 5914 5913 5912 5911 5910 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved