شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58982
نام: بیگانه
شهر: آوارگان
تاریخ: 10/11/2008 11:20:19 AM
کاربر مهمان
  یک روز یک نفر بهم گفت یک چشمی هست که به تو نگاه میکنه کافیه اون نگاه رو بخونی اولش نفهمیدم ونگاه رو اشتباه خوندم اما بعد که فهمیدم دیگه نتونستم اون نگاه رو فراموش کنم
58981
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 10/11/2008 10:58:45 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا


سلام به همگی
****
عمریست که از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
*****
از وبلاگ یا لیلی
58980
نام: فریال واعظی
شهر: تهران
تاریخ: 10/11/2008 9:06:36 AM
کاربر مهمان
  (به نام خدا) واسه ی یکی که خیلی توزندگیش زحمت کشیدوحالاخیلی مریضه دعاکنید...دعاکنیدخودش روپیداکنه...حالاکه پیرشده بیشترنیازبه دعای شماداره...دعاش کنید. (قدم بذاربه این دلی که داغونه)
58979
نام: انسیه
شهر: تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ: 10/11/2008 8:15:52 AM
کاربر مهمان
  دل تنگ وناامیدم ازهمه چیزالان حدودهشت ماهه که جمکران نرفتم احساس میکنم نکنه خداهم باقهرکرده وای برمن اگه این جوری باشه برام خیلی دعاکنیدنکه فکرکنیدمولام وفقط اونجامیبینم نه ولی اونجایهحس دیگه ای داره.خداجونم خیلی دوست دارم اقاجون دلتنگم کمکم کنید منتظرم همه جوره.
58978
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/11/2008 3:51:56 AM
کاربر مهمان
 
.:: یا ارحم الراحمین ::.

سلام.

بحث ، بحث حدیث نفسه که شهید آوینی در ابتدای انقلاب آتیشی درست کرد و همه رو ریخت تو آتیش و سوزوند.

انسان وقتی سفری رو شروع می کنه باید خودشو واسه این سفر آماده کنه.

هر چه زودتر بهتر!

وقتی فکر و ذکر آدم خودش باشه و بر سر زبون ها انداختن خودش و نام خودش ، به جای سفر ، به حدیث نفس پرداخته.

وقتی آدم میاد اینجا اسم خودش و آثار خودش و جواب و به به و چه چه دیگران رو در مورد خودش می خونه و یا جوابی به اونایی که باهاشون خوب نیست نمی ده یا جوابی از روی سرکشی نفسش می ده ، کلّی نفسش حال میاد!

اما وقتی آدم می شه که یه روزی برسه ، همه ی اینها رو برداره بیاره وسط حیات و سطلی و نفتی و کبریتی و ... آماده کنه و ... دود هوا کنه ...

اینجاست که مستحق این می شه که سردار خیبر قلعه ی قلبش رو فتح کنه و تو فکه تیکه تیکه بشه و لایق دیدار دوست ...

بالاخره باید بین افراد فرق باشه دیگه.

نه؟!!!
58977
نام: دلشکسته
شهر: از شهر مردمان بی رحم و بی وجدان
تاریخ: 10/10/2008 11:15:16 PM
کاربر مهمان
  جناب نامرد از تبریز
به نظر من همین که فهمیدید دل یه نفرو شکستید خیلی عالیه.همین که ازین بابت خودتونو نامرد میدونید خیلی خوبه.جای شکرش باقیه که ناراحتید.نامرد شما نیستید.نامرد اون آدمایی هستند که قساوت قلبشون مانع این میشه که ببینندوبفهمند.مردونگی به سبیل پشت لب ولاف زدن نیست.
برید از دلش در بیارید.مطمئنم پشیمون نمیشید.حالا هر کی که باشه حتما میبخشتتون.
کاش همه آدما وقتی دل میشکنن یه روزی بفهمن که چه کردند...
58976
نام: شهید زنده
شهر: ندارم(آواره)
تاریخ: 10/10/2008 10:10:35 PM
کاربر مهمان
  دست هایی که کمک می کنند مقدس ترند

از لبهایی که دعا می کنن

(التماس دعا)
58975
نام: رضا
شهر: اصفهان بهاران
تاریخ: 10/10/2008 9:13:20 PM
کاربر مهمان
  به مد پرستان بگوییدبایدخداپرستید زیرا که اخرین مد غیرازکفن نباشد
58974
نام: فریال واعظی
شهر: تهران
تاریخ: 10/10/2008 8:53:35 PM
کاربر مهمان
  (به نام خدا) وقتی یه طوطی یایه گنجشک یایه کلاغ ویاحتی یه جغدحرف می زنه...جیغ می زنه...دادمی زنه...گریه می کنه...هممون فحشش می دیم وممکنه باپرتاب یه سنگ دلشوبشکنیم وپرش بدیم بره...نمی دونم تاحالا نشستی باخودت فکرکنی که پس چراوقتی تودلت گرفته ودادمی زنی وازته دل فریادمی زنی همه ی پدیده های طبیعت باتوهمدردی می کنند...به حرفات باارامش گوش می کنن ...همین درختی که بالای سرته وقتی ازهمه ی عالم بریدی می ری زیرشوازسایش لذت می بری...ازخنکیش استفاده می کنی...حتی گاهی بامهربونی برگهاشوبرات پایین می ریزه که بگه تواین طبیعت توتنهانیستی خیلی هاهستن که دارن به حرفات گوش می کنند...گاهی میوه هاشومیندازه پایین برای این که بگه هنوزاون قدربی کس نشدی که ازگرسنگی بمیری...کرماشوبهت نشون میده که بگه:شایدازنظرتوکرمای من چندش اورباشندولی همیناهستن که تودل منندورفقای چندین ساله ی من...بیاشایدرفقای چندین ساله ی توهم بشن...وقتی اززندگی بیزارمیشی ...همه باتواندازخدای بزرگ بگیرتاطبیعت وقشنگی هاش...ولی نمی دونم چراوقتی یکی ازاونامی خوادشادی کنه یاگریه کنه ویاحتی دادبزنه تواین اجازه روبهش نمیدی...؟نمی دونم چراماادمااین قدربی معرفت هستیم...مقابل بدی هابدی می کنیم هیچ. مقابل خوبی هاهم بدی می کنیم...تمام تعریف من ازانسان به همین چندجمله ختم میشه...اگه برات مهم نبودم که هیچ ولی اگه برات مهم بودم حرفموبگیروگوش کن:درسته همه ی موجودات وهرچی تواین دنیاهست برای رفاه واسایش ادماس ولی گاهی لازمه به این فکرکنیم تاوقتی که هستندبایدزندگی کنندشایدبیشترازماحق زندگی کردن داشته باشن مثل یه کلاغ حقش خیلی بیشترازماست همون طورکه همه جورادموکنارخودمون تحمل می کنیم بایدیادبگیریم که همه جورجانداری روبتونیم تحمل کنیم شایدرازافرینش توی همین سازگاری هاباشه سعی کن اززندگیت لذت ببری ازصداهالذت ببری وازهمه چی درس بگیری...این یعنی زندگی.
58973
نام: شهاب
شهر: تفرش
تاریخ: 10/10/2008 8:15:36 PM
کاربر مهمان
  دل گیر نشو از کسی که عاشق تو است
دل گیر باش از کسی که عاشق تو نیست
<<ابتدا <قبلی 5904 5903 5902 5901 5900 5899 5898 5897 5896 5895 5894 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved