اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 58482 |
نام:
گدای منتظر
شهر:
دیار دل
تاریخ:
9/27/2008 3:34:33 PM
کاربر مهمان
|
اللهم صل علی محمدوال محمد.
عاشقای مهدی وقت داره تموم میشه فقط سه روز دیگه مونده لیاقت خودتونو نشون بدین.عجله کنین وقت کمه.
به آقاتون ثابت کنین لیاقت گدابودنشوداریمو دلمون برای اومدنش می تپه.
اگه دلتون لرزید و بغضتون ترکید این بنده هم محتاج دعاست.مریضارو خیلی دعا کنین.مخصوصا دیالیزیها.التماس دعا.
|
|
| 58481 |
نام:
سعید
شهر:
پروانه
تاریخ:
9/27/2008 3:25:09 PM
کاربر مهمان
|
گلواژه های عشقو توی صدات می بینم . پروانه وار زرویام رو غنچه هات می شینم . شهد نواهای تو میرسه تا وجودم . عطر نفسهات زمهر می پیچه تاروپودم .
|
|
| 58480 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزيره مجنون
تاریخ:
9/27/2008 3:21:23 PM
کاربر مهمان
|
ماجرای خاکریز دوم را که خواندی آرام در قلبت نام زیبای حسین (ع) را زمزمه کن
حاج احمد فرمان عبور گردان خط شكن سلمان فارسي را به سردار حسين قجه اي ابلاغ كرد فلش حمله به سمت دژ عراق در امتداد جاده آسفالت اهواز – خرمشهر بود . عراقی ها در امتداد اين جاده خاكريز بلندي به ارتفاع 5 متر ودر فاصله هر50 متر يك سنگر جمعي بسیار مستحکم ایجاد کرده بودند .
با توجه به لو رفتن عملیات ، اضطراب عجيبي بوجود آمده بود که علت اصلي نگراني ها، مربوط به ناكامي تيپ هاي همجوار تيپ 27 حضرت رسول (ص) در حمله به مواضع دشمن بود . به روايت يكي از مسئولان تيپ 27
از قرارگاه به حاج احمد دستور دادند با توجه به اينكه يگان هاي ديگر نتوانسته اند موفق شوند شما هم عقب نشینی کنید ولی حاج احمد با قاطعيت گفته بود : ما روي اين عمليات يك ماه كار فشرده و دقيق كرده ايم و به هيچ وجه حاضر نيستيم زحماتمان را ناديده بگيريم . ما با توكل به خدا اقدام مي كنيم شما هم به پشتيباني ماعمل كنيد ما تا آخرين نفر و آخرين نفس پاي اين حمله ايستاده ايم .
اين جواب مومنانه و قاطع حاج احمد باعث شد تا به ایشان اجازه ادامه كار بدهند . ساعت 30/11 دقيقه شب نيروهاي گردان سلمان به هدف مورد نظر رسيدند اما در همان دقايق نخست با آتش پر حجم دشمن مواجه شدند .
گرفتن جاده اهواز – خرمشهر براي دشمن در حكم فاجعه بود چرا که ارتباط نيروهاي دشمن در شمال و جنوب و غرب كارون را به كلي قطع و تنها راه مواصلاتي برای ارتش عراق يك جاده خاكي نامناسب از ايستگاه حسينيه بود كه به منطقه شمال شلمچه منتهي مي شد .
حاجي طوري عمليات را جلو برد كه در همان مرحله اول تيپ 27 به قول معروف به قلب عراقي ها زده بود .
ژنرال هاي عراقی كاملاً بشرایط آگاه بودند و ضريب حفاظت جاده را به نحو بي سابقه اي افزايش دادند . از اینرو بلافاصله دو تيپ تقويت شده زرهي و مكانيزه را به سمت منطقه درگيري اعزام كردند . به اين ترتيب دشمن حلقه اي مرگبار از آتش و پولاد را برگرد نيروهاي گردان خط شكن سلمان كشيد .
صداي حسين قجه اي را از بي سيم شنيدم كه مي گفت خط را شكستيم ولي حالا افتاديم توي حلقه ، اينجا قورباغه (تانك) زياد دارد از پشت سر و روبرو ما را مي كوبند مفهومه ؟ حاج همت قضيه را با حاج احمد در ميان گذاشت .بالاخره حاج احمد موفق شد با قرارگاه هماهنگ کند تا نيروهاي تيپ نجف اشرف و تيپ عاشورا بتوانند از دو جناح ما عمل كنند .
تا آن يگان ها خودشان را براي عملیات حاضر کنند مقداري زمان لازم بود يعني از شب اول تا شب دوم عمليات در اين 24 ساعت عملاً بارسنگين عمليات بردوش حاج احمد و بچه هاي تيپ 27 خصوصاً گردان سلمان افتاد .
مشكلات حاج احمد را احاطه کرده بود زیرا نمي توانست براي رزمندگان گردان سلمان درخواست آتش توپخانه كند . چون امکان داشت ناخواسته نيروهاي گردان سلمان نيز زير آتش خودي قرار گيرند
در عوض توپخانه دشمن انبوهي از آتش سنگين توپخانه خود را بر بسيجيان گردان سلمان بسته بود . سردار حسین قجه اي و رزمندگان تحت امر او از ساعت 30/11 تا حوالي 30/2 دقيقه بامداد در يك چنين وضعيت دشواري در حلقه گاز انبري محاصره دشمن دوام آورده بودند .
قرار شد جهت حل این مشکل گردان تازه نفس ديگري را جهت شكستن خط دشمن ، به غرب كارون اعزام كنند . منتهي قرار شد تا به هر طريق نيروهاي گردان سلمان فارسي عقب نشيني كنند .حاج احمد مسئوليت اجراي عقب نشيني گردان سلمان را به حاج همت و
|
|
| 58479 |
نام:
ناشناس
شهر:
غريبستان
تاریخ:
9/27/2008 2:33:13 PM
کاربر مهمان
|
اللهم الجعل عواقب امورنا خيرا
سلام مهربون خداي من
آخ كه ديشب چه دلم آتيش گرفت وقتي به زبونم اومد كه رمضون امسالم داره تموم ميشه ، برگشتم عقب ديدم هيچ ........... بازم دستام خاليه خاليه!!!
خجالت كشيدم سر بلند كنم رو به آسمون بي انتهات و بگم خدايا مهربونيتو از ما دريغ نكن ، من كه رسم رفاقت با ترو به جا نياوردم ، اين دم زدنم ديگه از پرده پاره شده نگاهم از تو بود.
عزيزترين ميبيني دوروبرم هيچ كس نيست ، تنهاي تنها ميون انبوه آدمايي كه نه جنسشون ، نه نگاهشون ، نه هويتشون .... قرار دل بيقرار و گم كرده ناشناس نيست ، بازم تنها تويي كه براي ناشناس باقي موندي اونم توي غريبستاني كه هيچ دستاويزي ندارم اما بازم تو هستي مهربونتر از هميشه .......
بغض ديشب هنوز توي گلومه ، دارم زمزمه ميكنم كه الهي بشه اجابتش كني ......
الهي مهربون خداي من
آدما از آدما زود سير ميشن اما الهي نياد اون روزيكه ما از دست ماه مهربون تو سير بشيم
آدما از آدما دور ميشن بي اونكه دلتنگ همديگه بشن اما الهي نياد اون روزيكه ما از ماه مهربون تو دور بشيم و دلمون هيچوقت سراغي ازش نگيره
آدما بعد كلي عاشقي از هم خسته و دلگير ميشن ، الهي نبينم اون روزي رو كه بعد اينهمه دلبري از ماه مهربونت ازش خسته بشيم و منتظر رسيدنش نباشيم
آدما از آدما كه بيزار ميشن ميان در خونه تو و ازت ميخوان از هم جداشون كني اماالهي نياد اون روزيكه ازت بخواهيم رمضون مهربونتو از ما جدا كني ....
و چه دلتنگم من امروز ........................
شايد نباشم كه يه بار ديگه مهمون سفره مهربوني تو باشم اما خدايا ازت ميخوام ماه مهربونتو از دوستا و رفقا و حرف دليها و سقاخونهايهاي عزيز من نگيري.
دستامون خاليه خدا........................
ياعلي
|
|
| 58478 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
9/27/2008 2:21:08 PM
کاربر مهمان
|
سلام به یاس از باغچه مهربونی که انشالله ار دلتنگی در بیاد.
سلام به ارژنگ خان که خیلی وقته تحویل نمیگیره مومن زیر پاتونو یه نگاه بندازید.
مریم خانم در انتظار بهار و باران انشالله که خدای متعال جواب شما را نیز بدهد و به خاطر لطف و کرامتش بر شما نیز ببخشاید.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 58477 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
9/27/2008 2:19:31 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر چه فرقی می کنه گرانقدر و بزرگوار
من حقیر خود بسیار محتاج دعای شما پاکدلان و مومنان هستم ولی با این حال بخدا هیچ کدام از شما بزرگواران از ذهن من نمی رود و اگر لایق باشم همه تان را دعاگو هستم .
یاعلی . التماس دعا مومن
سلام بر برادر شهاب گرامی امیدوارم که انشاالله رفع حاجت و گرفتاری شده باشه ، برادر ارجمند من هم اگر پوزو واسه مهدیار بخرم از طرف همه حرف دلی ها از نوع اسباب بازی می خرم چون مهدیار پژو خیلی دوست داره و با اون لبهای کوچولو و قشنگش پوژو تلفظ می کنه اگه خریدم میگم از طرف همه خاله ها و دائی های حرف دلی اش است .
به امید خدا . یاعلی
|
|
| 58476 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزيره مجنون
تاریخ:
9/27/2008 2:05:28 PM
کاربر مهمان
|
آه جبهه
کو برادرهای من ؟
شب جمعه دهم ارديبهشت سال 1361 مرحله اول عمليات بيت المقدس با نام مقدس ياعلي بن ابي طالب (ع) آغاز شد .
يكي از رزمندگان از حوادث آن شب پر ماجرا مي گويد :
شب موعود همه تيپ هاي همجوار عمل مي كنند . حدود ساعت 30/9دقيقه عمليات در محورهاي ديگر شروع مي شود و تا ساعت 10 همه عقب نشيني مي كنند معلوم مي شود عمليات صدردصد لو رفته
و یگان هايي كه در منطقه حدفاصل كارون تا كرخه عمل كرده بودند نتوانستند از مواضع دشمن عبور كنند.
به هرحال حاج احمد دستور داد بچه هاي مهندسي پلهای شناور، از جمله آن پل معروف آزادي را كه از قبل تهیه شده بودند روي كارون مستقر و گردان ها هم به سرعت اقدام به عبور از اين پل ها و انتقال تجهيزات و ادوات به كرانه غربي رود كارون كردند .
حجت الاسلام پناهیان از وقایع آنشب میگوید : با تعدادی از بچه های جنوب شهر از حسینیه یوم الغدیر به دو کوهه اعزام شدیم .
در آنشب (شب دهم ) نگاهم افتاد به یکی از دوستانم ، نگاه نورانیش یک آن مرا محو تماشایش کرد ، خودم را به او نزدیک کردم و گفتم قاسم چهره ات خیلی نورانی شده ، اگر پرواز کردی ما رو هم شفاعت کن .
و قاسم با همان حالت معصومانه و با حیای همیشگی خود ، لبخندی زد و سرش را به زیر انداخت و گفت :
انشاءالله
یا علی مددی
|
|
| 58475 |
نام:
یاس
شهر:
باغچه مهربونی
تاریخ:
9/27/2008 1:53:45 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
دل گرفته ام دلنوشته هایم را بخوان
اگر چه می دانم نمی توانی
اما من دیشب هم نوشتم هم خواندم
وقلمی به کودکی هدیه کردم که او را نمی شناختم
کاش می توانستم بدون اینکه رد پایی از من باقی بماند باز هم به امثال تو کمک کنم.
خدا کلی باهات حرف دارم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 58474 |
نام:
سارای منتظر
شهر:
مشهدالرضا
تاریخ:
9/27/2008 1:49:43 PM
کاربر مهمان
|
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام یاران حرف دلی
قبول باشه واقعا ، من که خیلی سعی کردم ولی از لطف خدا نا امید نیستم
لطفاً جزء 19 را به نام من عاصی ثبت کنید
التماس دعای فراوان فراوان
خدایا به حق بهترین بندگاه درگاهت بر گناهانم قلم عفو بکش
آمین
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 58473 |
نام:
ارژنگ
شهر:
تهران
تاریخ:
9/27/2008 1:44:55 PM
کاربر مهمان
|
بسمه تعالي
خدمت همه بزرگواران اهل دل كه هنوز الحمدلله توي اين فضاي صميمي و پاك هستند سلام عرض ميكنم
شهاب جان سلام
بنده رو عفو كنيد پيامتون رو خوندم ولي بايد به عرض برسونم كه مي خوام مدتي سكوت كنم انشالله كه دعاي شما و بقيه دوستان بزرگوار حرف دل شامل حال اين بنده حقير هم بشه
خواهر بزرگوارم سميرا خانم خوشحال شدم وقتي امروز اتفاقي اومدم و مطلبتون رو ديدم اميدورام كه سربلند و سعادتمند و سلامت باشيد
|
|