شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58452
نام: رضارحمانی
شهر: اهواز
تاریخ: 9/27/2008 3:44:24 AM
کاربر مهمان
  گمشده شهردرویان
58451
نام: بی دار
شهر: شهر شب
تاریخ: 9/27/2008 3:32:06 AM
کاربر مهمان
  ........ به نام دوست........

..........دیریست
هر شب با خود
میگویم...............
کاش می شد
فقط یک بار
فارغ از این روز مرگی موزون

از این جنون تکرار

روی ریل های سرد خاموشی

به رسم سید

باستیم و بگوییم

یا حسین

قطاری سرد بید وجودمان را

لرزانده است
58450
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/27/2008 3:06:56 AM
کاربر مهمان
  .:: یا رب العالمین ::.


... ولي ، خدا جون!

حالا که تو اين ماه رمضونيه با هم ندار شديم ،

مي گما! خودمونيم!

اگه اوني که معصومين و شهدا به جا مي آوردن اسمش نمازه پس ايني که ما مي خونيم چيه؟! و اگه ايني که ما به اسم نماز مي خونيم و هيچ اثري رو هيچ جامون نداره ، اسمش نمازه پس اون چيه؟!...


... خودت بر ما ببخش ...

58449
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/27/2008 2:53:24 AM
کاربر مهمان
  سلامتي امام عصر عج وخودتان صلواتي بفرستيد
58448
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/27/2008 2:39:10 AM
کاربر مهمان
 
.:: یا رب العالمین ::.


*دعاى روز بيست و ششم ماه مبارک رمضان:


مناجات- اللهمّ اجعَل سَعيي فيهِ مَشكوراً و ذَنبي فيهِ مَغفوراً و عَملي فيهِ مَقبولاً و عَيبي فيهِ مَستوراً يا أسمَعِ السّامعين.

خدايا ! كوشش مرا در اين ماه قدر دانسته و گناهم را آمرزيده و كردارم را پذيرفته و عيبم را پوشيده بدار، اى شنواترين شنوندگان.

*سعي مشكور:

در بخش اول دعا، سعي مشكور را از درگاه احديت طلب مي‌كنيم. سعي در لغت به معناي راه رفتن سريع است به گونه‌اي كه به دويدن نرسد. همچنين به جديت در عمل نيز سعي گفته مي‌شود.

در قرآن و روايات به خود عمل نيز سعي اطلاق مي‌شود؛ چنان‌كه قرآن كريم مي‌فرمايد:*و ان ليس للانسان الا ما سعي؛ براي انسان بهره‌اي جز سعي و كوشش او نيست.* علاوه اين از اين آيه برمي‌آيد كه سعي هم در كارهاي خير و هم در كارهاي شر معنا دارد.

قرآن كريم انسان ها رادر اين زمينه يعني نسبت به عملكرد آنان به 2 دسته كلي تقسيم كرده: دسته‌اي را طالب دنيا معرفي كرده كه روي به آخرت ندارند و در خواسته‌هاي دنيوي خود مشغول و از حقايق و عاقبت امور غافلند. خداوند متعال خواسته آنان را اگر بخواهد، در همين دنيا مي‌دهد و در آخرت آنان اهل دوزخ‌اند؛

اما دسته دوم كساني هستند كه آخرت بين و آخرت محورند و در انجام اعمال عاقبت‌انديشي مي‌كنند و به آنچه در نهايت به سعادت اخروي و ابدي مي‌انجامد، گرايش داشته و در آن سعي و كوشش مي‌كنند. اينان كساني هستند كه سعي‌شان مشكور است؛ يعني خداوند به شكرانه سعي در مسير حق، پاداش نيكو به آنان عطا مي‌كند.

*گناه آمرزيده شده:

در يك نگاه كلان نسبت به عاقبت گناهان، آن‌ها را مي‌توان به 2 دسته كلي تقسيم كرد.

بديهي است كه گناه هرچه باشد اگر به عفو و بخشش خدا نينجامد، عاقبت شومي را براي انسان رقم مي‌زند. لذا در اين دعا از خداوند متعال عاجزانه و با اخلاص تقاضا مي‌كنيم كه گناهان ما را ببخشد و ما را از گرفتاري به عاقبت سوء آن نجات بخشد.

*عمل پذيرفته شده:

امام عليع مي‌فرمايد:*هيچ عملي با تقوا كوچك و كم نيست؛ چطور مي‌تواند كم باشد در حالي كه مقبول است؟* اين سخن اميرمومنانع برگرفته از آيه 27سوره مائده است كه مي‌فرمايد:*خدا، تنها از پرهيزگاران مي‌پذيرد.*

بنابراين عملي مورد قبول خداوند است كه نه از روي هوا و هوس و نه از روي ريا و نه براي رسيدن به مال و مقام دنيا بلكه خالص براي خدا و از روي تقوا انجام شود.

58447
نام: جواد
شهر: تبریز
تاریخ: 9/27/2008 2:32:32 AM
کاربر مهمان
  عید فطر بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد
(( ستاد افزایش روحیه روزه داران))
58446
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 9/27/2008 12:43:22 AM
کاربر مهمان
  اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم



الو الو کربلا


دويدم و دويدم
سر کوچه رسيدم
بند دلم پاره شد
از اون چيزي که ديدم

بابا ميون کوچه
افتاده بود رو زمين
مامان هوار مي‌زد
شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد
مي‌زد توي صورتش
قسم مي‌داد بابا رو
به فاطمه به جدش

تو رو خدا مرتضي
زشته ميون کوچه
بچه داره مي‌بينه
تو رو به جون بچه

بابا رو دوره کردن
بچه‌هاي محله
بابا يهو دويدو
زد تو ديوار با کله

هي تند و تند سرشو
بابا مي‌زد به ديوار
قسم مي‌داد حاجي‌و
حاجي گوشي‌و بردار

نعره‌هاي بابا جون
يه هو پيچيد تو گوشم
الو الو کربلا
جواب بده به گوشم

مامان دويدو از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گريه مي‌گفت
کشتند بچه‌هارو

بعد مامان‌و هولش داد
خودش خوابيد رو زمين
گفت که: مواظب باشيد
خمپاره زد بخوابيد

الو الو کربلا
کمک مي‌خوام
حاجي جون
بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد
هي سرشو تکون داد
رو به تماشاچيا
چشماشو بست و جون داد

بعضي تماشا کردن
بعضي فقط خنديدن
اونايي که از بابا
فقط امروزو ديدن

جلو بابا دويدم
بالا سرش رسيدم
از درد غربتِ اون
هي به خودم پيچيدم

درد غربت بابا
نشونه‌هاي درده
درد غربت بابا
غنيمت از نبرده

شرافت و خون و دل
نشونه‌هاي مرده
اي اونايي که هنوز
داريد بهش مي‌خنديد

براي خنده‌هاتون
دردشو مي‌پسنديد
امروزشو نبينيد
بابام يه قهرمونه

يه روز به هم مي‌رسيم
بازي داره زمونه
موج بابا کليده
قفل دره بهشته

يه روز پشيمون مي‌شيد
که ديگه خيلي ديره
گريه‌هاي مادرم
يقتونو مي‌گيره

ابوالفضل سپهر

سلام آقا سيد
امروز ميزبان يه مهمون عزيز بوديم از اونايي كه بيشتري يامون صداشون ميزنيم حاجي نوكرتيم حاجي...
آقاي دلبريان جانباز و رزمنده دفاع مقدس به! كه چه قدر زيبا و شيرين و با روحيه صحبت ميكرد آدم جون ميگيره و نور اميد تو دلش روشن ميشه(البته همه ی برو بچ جبهه و دفاع مقدس همینطوریند) خدا حفظشون كنه تموم حرفاشون و به دلم نشست خيلي از خاطرات قشنگ برام زنده شد و با خنده و اشك ما رو به فيض معنوي و روحاني رسوند قول داديم براش دعا كنيم
دعاي من در حق اين عزيز و همرزماشون كه نور چشم مايند اينه:
خدايا به حق خوبان درگاهت شهادت در ركاب آقا امام زمان (عج) رو نصيبشون بگردان به شرطي كه تو اون سرا دست ما رو هم بگيرند و يا شفاعتمون و بكنند
الهي آمين به بركت صلوات بر محمد وآل محمد:
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

58445
نام: سعید
شهر: پروانه
تاریخ: 9/27/2008 12:28:48 AM
کاربر مهمان
  گلواژه های عشقو توی صدات می بینم . پروانه وار زرویام رو غنچه هات می شینم . شهد نواهای تو میرسه تا وجودم . عطر نفسهات زمهر می پیچه تاروپودم .
58444
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 9/27/2008 12:23:22 AM
کاربر مهمان
  ادامه مطلبي كه ثبت نشد..............
من و با خودشون بردند تو حرم، جالبه از بيرون متوجه ي تعويض پرچم رو گنبد شديم داخل حرم هم يه روحاني بالای ضريح و غبار روبي ميكردند تقريباً خلوت بود یکی از دوستام دستم و به زور کشید تا نزدیک ضریح برد ولی فشار جمعیت اون و برد و من دستم و ازش جدا کردم ازش التماس دعای شدید خواستم
اومدم پیش بقیه تو شلوغی مثل ابر بهاری اشکام رو گونه هام جاری شدند و هق هق گریه هامو و خودمم نمیشنیدم یه لحظه این دل بی قرارم با دستای نازنین دوستم که حالا رسیده بودند به شبکه های خوشبوی ضریح محکم چنگ زدند خودم حس کردم یه دفعه وسایلم و دادم به اون دوتا و بعد از سالها دوری از این شبکه عظیم و قوی ارتباط با آقام اونا رو با التماس دعا هایی که گفتند رها و به سوی رئوف عشق رفتم دیگه اشکای بیقرارم هم من و هدایت کردند با ذکر صلوات خودم و به دوست و عزیز و قاری وحافظ قرآن رسوندم که چسبیده به ضریح بود چند بار صداش زدم اشکهای جاری تو چشای قرمزش من و بیشتر به ضریح نزدیک کرد پیرزنی که کمک میخواست تا از اون فشار جمعیت نجات پیدا کنه با پیوند دو دست من ودوستم از اون جمعیت با دعا خیر پیرزن که دعا میکرد دستمون به ضریح ابوالفضل و امام حسین برسه بیرون و با کشیدن دستم که توی دست عزیز گلم بود من و هُل داد به سمت شبکه ها و گفت محکم بگیرشون به نیابت از طرف همه دوستام و عزیزایی که دوستشون دارم چه اونایی که رفتند و چه اونایی که باقی اند با التماس بقیه فقط دقیقه ای من و مهمون قبر نورانیش بودم لحظه ی استغاثه به آقا قبر و پارچه ی سبزی که روش بود من وبیقرار تر کرد ودستم ازش جدا شد یادم اومد حتی اون دو دوستمم که التماس دعاگفتند یه بار برای اونا دستم و به اون پنجره ها کشیدم و برگشتم و زیارت امین الله و وراث و امام رضا و آل یس و به نیابت همه خوندم حتی دو رکعت نماز عشق (نمیخوام از اجرش کم بشه )و با معرفت لحظه ی خداحافظی
دیر تر از همه آروم آروم عقب عقب که میرفتم با برخورد جمعیت کل اهالی باغ و حرف دل وبهشت باغ(شهدای گمنام خودم) مدیراشون و کم کم اونایی که چندین بار بهم التماس دعا گفته بودند بنام گفتم ایمان عزیز،گدای فاطمه،خروش بزرگوارو بازمانده عبدالله، بنده خدا و فرزندش،معصومه،چه فرقی میکنه، سبکبارگرامی آقا شهاب و دخترشون و...خلاصه اینجوری بود که بعد از 10-12 سال دوری از ضریح و کفایت به سقاخونه و پنجره و صحن و سراهاش ضریح عشق و لمس کردم و معرفت و یافتم و کاش این دل بی قرار و ساده ای که به نام و یاد این عزیزان آرومه و به عَلََم ایمان چسبیده و خدا خدا میکنه بتونه به اونچه که دوستام بحث میکردن (به عشق به خدا که دیگه آدم و کور میکنه که هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای رو جز خدا نخوای ببینی)برسه.خدایا تلاشم اینه که به واسطه ی این عشقها به تو نزدیک تر شم و دلم فقط باشه برای خود خودت
چند بار سعی کردم برای اون دوستا و نورچشمیاوعزیزایی که میدونستم دلشون پر میزنه تو این حریم و حال باشند پیام یا حتی تصویر سقاخونه رو بفرستم که بیادشون بودم ولی تو حرم ارتباط بیرونی نه خیلی که یه خرده قطع میشه
به ناچار موقع خدا حافظی به تک زنگ معرفت بسنده کردم این تک زنگ این گروه 10-15 نفره دوستامونه که تو افطار و سحر و شبهای مهم و مناسبتها به چند دلیل نواخته میشه 1. بیادتم2. بیادم باش3. برام دعا کن شدید4.فراموشت نمیکنم 5.فراموشم نکن .واین تک زنگ با معرفتِ طرف مقابل مأنوس میشه با پاسخ دادن به یک تک. هیچ هزینه ای هم نداره فقط یه لحظه روح و قلبا باید ارتباط معنوی پیدا کنه انشاءالله که قبول
58443
نام: تهم
شهر: بابل
تاریخ: 9/26/2008 11:45:05 PM
کاربر مهمان
  جبه ها مردان رزم را شیر کرد . ساقی می داد عشق را تکثیر کرد . آنکه با ساقی هم آوازی نمود . عاشقی را در عمل تفسیر کرد ./ درود و رحمت خداوند بر امام خمینی و شهیدان راهش که در میدان عمل ایمان شیعی را به جهانیان نشان دادند
<<ابتدا <قبلی 5851 5850 5849 5848 5847 5846 5845 5844 5843 5842 5841 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved