اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 57852 |
نام:
ملیحه
شهر:
.
تاریخ:
9/12/2008 6:26:31 PM
کاربر مهمان
|
هوالرحمن
سلام خدمت همه ی روزه داران و ضمن آرزو ی قبولی عبادات
در جواب خواهر مون سیمین خانم در ابتدا باید بگم مطمئن باشید من ملیحه هستم و نه سارا خانم عزیز و متفکر که انشا الله خدا روز به روز بر توفیقاتشان بیفزاید.
تقسیم بندی روزه داران از لحاظ خورد و خوراک رو کامل اینجا قرار می دم:
روزه داران از نظر تغذیه و خورد و خوراك به چند دسته تقسیم می شوند :
1. عده ای از آنها ، خورد و خوراكشان از راه حرام است . مَثَل چنین كسانی ، مَثَلِ باربران است كه بارهای سنگین مردم را به دوش گرفته و به منازلشان می برند . بنابراین ، پاداش روزه چنین كسانی برای صاحبِ مال است و گناه ظلم و غصب مال حرام ، بر گردنشان می ماند یا مَثَل اینان ، مثل كسی است كه بر چهارپایی غصبی سوار شده و خانه خدا را طواف می كند .
2. عده ای از آنها ، خوردنی و آشامیدنیشان از مال شبهه ناك است كه این گروه خود دو دسته می شوند :
الف : دسته اول كسانی اند كه این مال شبهه ناك به حرام واقعی ، ظاهراً بر آنان حلال است .
ب : دسته دوم كسانی اند كه این مال شبهه ناك ، نه در باطن و نه در ظاهر ، بر آنها حلال نیست .
حكم دسته اول ، همانند كسی است كه خورد و خوراك او حلال است ، گرچه یك درجه از او پایین تر است و حكم دسته دوم ، حكم كسی است كه غذای حرام می خورد ، گرچه یك درجه از او بالاتر است.
. عده ای هم هستند كه تغذیه شان از راه حلال است ، اما سفره های آنان بیش از حد رنگین می باشد . آنها چند نوع غذا سر سفره گذاشته و پرخوری می كنند ، این چنین كسان ، انسان های پستی هستند كه درحضور پروردگار ، كارهایی می كنند كه او دوست نمی دارد . خدا ، از بنده روزه دار انتظار دارد كه تنها به یاد او و به یاد تقرّب به او باشد و از اینگونه مسائل لذت ببرد . بنده ای كه تمامی همّ و غمش ، شكمش باشد ، لیاقت مجلس خدا را ندارد و باید او را با محبوبانش ( مسائل شكمی ) تنها گذاشت و چنین كسی بیشتر از اینكه بنده خدا باشد ، بنده شكمش است !
4. گروه چهارم ، كه از افراد بالا هم جلوتر رفته و آنقدر به خورد و خوراك خویش اهمیت می دهند كه به مرتبه اسرافكاران می رسند . حكم چنین كسی ، همانند حكمِ شخص حرام خوار است . او نیز بیشتر از آنكه بنده مطیع و فرمانبردار باشد ، بنده گنهكار به شمار می آید .
5. گروه پنجم ، روزه دارانی اند كه همه خورد و خوراك و همه زندگیشان از راه حلال است ؛ اینان نه اسرافكارند و نه عیاش ، بلكه در حد حلال ، می خورند و می آشامند و به درگاه خدا اظهار فروتنی كرده و لذایذ را هم ترك می كنند . اینگونه روزه داران ، افرادی كم خوراك هستند ؛ به عنوان مثال ، فقط یك نوع غذا می خورند و بعضی لذت ها را ترك گفته و از زیاده خواری پرهیز می كنند . درجه چنین كسان نزد خداوند ، كه مراقب مجاهدت ها و مراقبت های آنان است ، محفوظ می باشد ؛ اینان پاداش عمل خویش را گرفته و از سعیشان سپاسگزاری می شود و هنگام حساب و كتاب ، به اندازه ذره ای مورد ظلم واقع نمی شوند و خدایشان ، پاداشی ، بهتر از آنچه انجام داده اند ، به آنان می دهد و با فضل و بخشش خویش ، بی حساب ، به آنها بخشش می كند و چه نعمت های بزرگی ، كه باعث روشنایی چشم است و به قلب بشری خطور نكرده ، برای آنها ذخیره شده است . ( المراقبات ، تالیف عارف كامل میرزا جواد آقا ملكی تبریزی ).
انشا الله ما بقی جواب سیمین خانم هم بماند برای بعد.
اي خدا!
بي آب ونان هم اگر بتوان زنده ماند، بي عشق جانان نمي توان!
از اين نعمت ناب
|
|
| 57851 |
نام:
مجید داودابادی
شهر:
تهران
تاریخ:
9/12/2008 6:04:00 PM
کاربر مهمان
|
مهدی جان
ویرانه نه انست که جمشید بنا کرد
ویرانه نه انست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت ودگر بار فرو ریخت
|
|
| 57850 |
نام:
.
شهر:
.
تاریخ:
9/12/2008 6:01:49 PM
کاربر مهمان
|
یک زغال خاموش را هر چه می خواهی و می توانی فوت کن !
صبح تا شب فوت کن
شب تا صبح فوت کن
وقتی خسته شدی به دیگری بده و از او بخواه فوت کند و او هم خسته شد به دیگری و دیگران بدهد تا فوت کنند و این فوت کردنها را اگر نسل به نسل تا قیام قیامت ادامه دهند به هیچ روی امکان ندارد آن زغال سیاه و خاموش حتی به قدر سر سوزنی روشنی بیاید. حال آنکه اگر همین زغال خاموش تنها به قدر سر سوزنی روشنی و آتش با خود می داشت با هر بار فوت کردن و دمیدن در آن روشن و روشنتر می شد تا آنجا که روشنی و اتش تمام وجودش را فرا می گرفت و این همان معنی شعر حافظ است که می گفت :
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
یا به قول سعدی :
گامی بنه کامی که داری بیاب
یعنی گم و کام توامان همراه با همدیگرند یعنی تا گامی نباشد کامی نیست یا به قول مولانا:
کاسه بده کأس ستان
یعنی دست خود را که همچون کاسه کرده و در برابر دیگران درازداشته و گدائی می کنی اگر در برابر ما
- یعنی خدا - گرفته و از ما چیزی بخواهی تو را کأس یعنی جامی از شراب طهور و پاک بخشیده و تو را سرمست می کنیم و کاسه کجا و کأس کجا !؟
کاسه جای شورباست اما کأس مایه شور و شیدائی !
شور گزین نه شوربا...
بنابراین باید : ارادتی نمود و سعادتی برد و گامی نهاد و به کامی رسید و تو گوئی به داد و ستد در بازار دنیا می ماند که تا چیزی ندهی چیزی نمی ستانی !
|
|
| 57849 |
نام:
صادق
شهر:
قــــم المقدسه
تاریخ:
9/12/2008 5:51:27 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء والصدیقین
سلام علیکم جــمیعا
خوب هستین
..
زندگی را قصه کن ،عشق را برای من افسانه کن ،
تشنگی را چشمه کن،عشق را برای من پیمانه کن،
دوستی را خنده کن ،
خنده ات را هدیه کن ،
مستی ات را تکیه کن ،
............ ........
عشق را ترانه کن ،
حسرتت را گریه کن ،
رازهای عاشقی را نامه کن ،
............ ......... ....
بوسه را بهانه کن،
غنچه ها را بوسه کن ،
بوسه های عشق را مستانه کن،
............
قطره های عشق را برای من پیمانه کن،
شانه های عاشقم را تکیه کن،
عشق را برای من ستاره کن،
|
|
| 57848 |
نام:
مهدي چوبينه
شهر:
استان اذربايجانشرقي-شهرستان مرند
تاریخ:
9/12/2008 5:49:46 PM
کاربر مهمان
|
سلام: مطلب جالبي درمورد بانكداري اسلامي درج كرده بوديد.مخواستم بگويمدراستان ما وامهايي با كارمزدسه درصدي توسط موسسه قرض الحسنه جوانان خير دربيش از ۲۰شعبه دراستان ا.ش وا.غ تاسقف دويست ميليون ريال اعطا ميگرددومن افتخار ميكنم كه كارمند اين مجموعه هستم.التماس دعا
|
|
| 57847 |
نام:
پروانه
شهر:
داراب
تاریخ:
9/12/2008 5:28:39 PM
کاربر مهمان
|
من از فریاد دلگیرم من از لبخند سیرم پر عشقم ولی آخر بدون عشق میمیرم
خیلی دلم گرفته کاش یکی بتونه به من کمک کنه تا دلم از غصه دق نکرده.
|
|
| 57846 |
نام:
محجوبه
شهر:
تهران
تاریخ:
9/12/2008 5:15:11 PM
کاربر مهمان
|
ختم سوره یس
|
|
| 57845 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/12/2008 4:45:28 PM
کاربر مهمان
|
.:: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ::.
نوع صحبت کردن با افراد در جذب کردنشون خیلی مهمه و موثر.
گاهی می شه انسان یادش می ره با طرف مقابلش چه جوری باید صحبت کنه و نمی دونه اگه خواسته ای داره چه جوری مطرحش کنه؟!
حالا اگه اون شخص که داری با هاش صحبت می کنی یه مقام و منصب بالایی داشته باشه که دیگه هیچی بکل همه چیز آدم می ریزه به هم . از فشار خون و لکنت زبون گرفته تا عرق پیشانی و این دست اون دست کردن.
نوع صحبت کردن با خداوند متعال با این درجه و مقام و بزرگی و حکمت و ... که دیگه جای خود داره و مقامات سایر موجودات پیش این مقام صفر هم نیستند.
پیامبر عظیم الشان اسلام _ص_ در دعایی به نام * دعای مجیر * که معانی و مضامین بلندی رو مطرح می کنه نحوه ی صحبت کردن با خداوند متعال رو به ما یاد می ده. این دعا به ثناء و نوعی چاپلوسی است برای تنها کسی که لایق چاپلوسی بندگانشه. لحن آهنگین و عبارات وزین این دعا هم قابل توجهه . این دعا رو بنا بر روایت ، پیامبر گرامی اسلام_ص_ در بیت الله الحرام و در مقام ابراهیم بعد از نماز مبارکشون ، عاشقانه با خداوند متعال در میون می گذاشتند. همچنین در مورد این دعا فرموده اند هر كه اين دعا را در ايّام البيض یا ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزيده شود اگر چه به عدد دانه هاى باران و برگ درختان و ريگ بيابان باشد و براى شفاء مريض و قضاء دين و غنا و توانگرى و رفع غم خواندن آن نافع است .
فرازهایی از این دعا رو با هم زمزمه می کنیم:
سُبْحانَكَ يا اَللّهُ ، تَعالَيْتَ يا رَحْمنُ ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ .
منزهى تو اى خدا ، برترى تو اى بخشنده ، پناه ده ما را از آتش ، تو اى پناه ده .
سُبْحانَكَ يا رَحيمُ ، تَعالَيْتَ يا كَريمُ ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ .
منزهى تو اى مهربان ، برترى تو اى كريم ، پناه ده ما را از آتش ، تو اى پناه ده .
سُبْحانَكَ يا مَلِكُ ، تَعالَيْتَ يا مالِكُ ، اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ .
منزهى تو اى پادشاه ، برترى تو اى مالك ، پناه ده ما را از آتش ، تو اى پناه ده .
و ...
* * * التماس دعا * * *
مریض کوچولوی ما هم یادتون نره ، خصوصا در مجالس دعا و نیایش و شبهای احیاء و جشن مولود رمضان و عزای شهید رمضان.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 57844 |
نام:
تشنه
شهر:
اصفهان
تاریخ:
9/12/2008 4:20:00 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله االرحمن الرحیم.
آری! یقین که حق با شماست. دل دنیایی ما کجا و شما کجا؟ دل بسته اینجا کجا و عاشق شما کجا؟ آری درست. دیوانه نبوده ام. آن عاشق بی قرار و دلداده نبوده ام. اما تو همانی که گفته اند. گرچه لیاقت ما نیست لطف شما اما شایسته شماست بخشش و سخا!
|
|
| 57843 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/12/2008 3:57:17 PM
کاربر مهمان
|
كيفر كمترين بى احترامى به پدر
يوسف عليه السلام پس از مشكلات زياد فرمانرواى مصر شد. پدرش يعقوب سالها با رنج و مشقت ، دورى و فراق يوسف را تحمل كرده و توان جسمى را از دست داده بود. هنگامى كه باخبر شد يوسف ، زمامدار كشور مصر است ، شاد و خرم با يك كاروان به سوى مصر حركت كرد، يوسف نيز با شوكت و جلالى در حالى كه سوار بر مركب بود، به استقبال پدر از مصر بيرون آمد. همين كه چشمش به پدر رنج كشيده افتاد، مى خواست پياده شود، شكوه سلطنت سبب شد كه به احترام پدر پياده نشد و كمى بى احترامى در حق پدر كرد.
پس از پايان مراسم ديدار، جبرئيل از جانب خداوند نزد يوسف آمد و گفت :
يوسف ! چرا به احترام پدر پياده نشدى ؟ اينك دستت را باز كن ! وقتى يوسف دستش را گشود ناگاه نورى از ميان انگشتانش برخاست و به سوى آسمان رفت .
يوسف پرسيد:
اين چه نورى است كه از دستم خارج گرديد؟
جبرييل پاسخ داد:
اين نور نبوت بود كه از نسل تو، به خاطر كيفر پياده نشدن براى پدر پيرت (يعقوب ) خارج گرديد و ديگر از نسل تو پيغمبر نخواهد بود.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|