اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56992 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
8/3/2008 11:18:55 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
آقا مجتبی شعبانزاده به سلامتی مومن . انشالله زیر سایه آقا امام زمان خوشبخت باشید .
یاران دعا بفرمائید
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 56991 |
نام:
گدای فاطمه س
شهر:
جهنمی(ارومیه) تو قیامت میسوزه
تاریخ:
8/3/2008 11:11:13 AM
کاربر مهمان
|
سلام بچه ها من نیمه شعبان تو کربلا هستم بیست و دوم حرکت میکنیم خیلی خشحالم یه دنیا حرف دارم که بزن دیگه از این دنیا بریدم شعر معروف شهید سید مجتبی علمداره که میگه
تو که آخر گره را وا میکنی پس چرا امروز و فردا میکنی
اول میخواستم نائب شهدا برم ولی اونا که الانم تو کربلا هستن نائب دل خسته ها و دل گرفته ها و دل شکسته ها میرم دیگه خیلی خسته شدم تو این دنیای صد رنگ
|
|
| 56990 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
8/3/2008 10:51:15 AM
کاربر مهمان
|
سلام به آقا سید مرتضی
سلام به دوستان حرف دل
گر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام!
اگر دلواپسی ِ آن همه دلتنگیهای بی تعبیر مهلتی دهد،
می خواهم از بی پناهی ِ پروانه ها برایت بگویم!
از کوچه های بی چراغ!
از این حصار ِ هر ور ِ دیوار!
از این ترانه ی تار...
مدتی بود که دست و دلم به تدارک ِ حرف دل نمی رفت!
کم کم این حکایت ِ دیده و دل،
که ورد ِ زبان ِ کوچه نشینان است،
باورم شده بود!
باورم شده بود،
که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید!
راستی در این هفته های بی حرف دل کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید،
به گوشت نمی رسید؟
تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم!
آخر این رسم و روال ِ رفاقت است،
که در نیمه راه ِ رؤیا رهایم کنی؟
می دانم!
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند!
اما شمار ِ آنهایی که عاشق می مانند،
از انگشتان ِ دستم بیشتر نیست!
یکیشان همان شاعری که گمان می کرد،
در دوردست ِ دریا امیدی نیست!
می ترسیدم - خدای نکرده ! -
آنقدر در غربت ِ گریه هایم بمانی،
تا از سکوی سرودن ِ تصویرت سقوط کنم!
اما آمدی!
حالا دستهایت را به عنوان امانت به من بده!
این دل ِ بی درمان را که در شمار ِ عاشقان ِهمیشه می گنجانم،
انگشتانم،
برای شمردنشان
کم می آید!
دوست خوبم مریم از انتظار بهار و بارون سلام و ممنون از لطف شماواینکه با شادی دوستان شاد و با غمشان غمین می شوی امیدوارم همیشه شاد و پیوسته خندان و سلامت باشی
|
|
| 56989 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
8/3/2008 8:00:19 AM
کاربر مهمان
|
یا صاحب
سلام
چقدر دلتنگ بودم و نمی دونستم...
و من چقدر کوچیک بودم و نمی دونستم...
و من چقدر دوست داشتم.... و چقدر دوست داشتنی ها!
و چقدر از یاد رفته بودم و نمی دونستم...
خدایا!
خودت به فریاد دلم رس...
اقا سید!
چقدر دلتنگت بودم.
آه...
ناشناس من
خروش عزیز
بازمانده ی بزرگ
بی قرار مومن
داداش مقداد
آقا مجید
شاهد دل مهربون
شلمچه ی عزیز
سورنای نزدیک کربلا
بنده ی خدا
بت شکن
امین بزرگوار
سارای عزیز
مریم عزیز...
آقا سید محمد حسین
گمنام عزیز
دکتر اسلامیان
آه...داداش هادی(...)
داداش کیمیا
و خیلی ها ...
و چه دوست ها که داشتم و ندانستم
شما رو به وجود نازنین صاجب عصر دعایم کنید در این ماه عزیز
یا زهرای مرضیه(س)
|
|
| 56988 |
نام:
سارا
شهر:
مشهدالرضا
تاریخ:
8/3/2008 4:00:52 AM
کاربر مهمان
|
از امام رضا (ع) درباره بهترين بندگان پرسش شده ، پس فرمود:
اينان كساني اند كه چون نيكي كنند شادمان شوند و چون بدي كنند استغفار جويند و چون مورد بخشش قرار گيرند شكر و سپاس گويند. و چون گرفتار رنج و سختي شوند شكيبايي پيشه كنند و هر آن گاه كه خشمگين گردند عفو كنند
تخفة العقول ص 469
|
|
| 56987 |
نام:
سارا
شهر:
غریب
تاریخ:
8/3/2008 12:06:11 AM
کاربر مهمان
|
سلام بچه های با معرفت حرف دل .شهاب برادر گرامی واقعا خوش به سعادتان که به سرزمین عاشقان مشرف شدیند .انشاالله سفر بیخطر داشته باشیند وبه سلامتی برویند وبیایند .برادر گرامی مارا از دعای خیرتان فراموش نکنیند .اگر امکان دارد به هر حرمی رفتیند یک زیارت نامه از طرف من وبچه هام بخون واز همه شان بخوایند ما را هم بطلب اخه میگند هر وقت حاجتی داشتیند بگیند دیگران براتون دعا کند حالا ما هم یک برادر داریم که دل پاک وبزرگی داره که خدادعاشو مستجاب کرد که میبره سرزمین دلها .۱۰۰صلوات بدرقه راهتان میکنم .خداحافظی که خیلی سخته از شما کنیم وبه امید دیدار در حرف دل. یا حق
|
|
| 56986 |
نام:
sara
شهر:
از تهران
تاریخ:
8/2/2008 10:38:42 PM
کاربر مهمان
|
یادمان باشد اگر برفراز دلمان پرواز نکنیم وسعت مهرورزی را باور نخواهیم کرد
و زمانی که گذشته را رها نکنیم خود را به آغوش سرد تکرار می سپاریم
اگر نگاه مهربانی نداشته باشیم ناچاریم نهال تنهایی مان را با ریزش اشک آبیاری کنیم
و این درد پنهانی را با آسیب های آشکاری که به دیگران وارد می کنیم توجیه کنیم
و هنگامی که صادق نیستیم و همچنان به افتخار باورهای نادرست خود را تشویق میکنیم
عریانی تنهایی خود را با تن پوش غرور وتکبر به روح خویش تحمیل میکنیم
یادمان باشد استفاده از فرصتها دلی نترس و قلبی عاشق میخواهد و نتیجه این آزمون
رشد و سر آغازی نو خواهد بود که در جستجوی آن فقط به مسیر خود چشم دوختیم
باقی ماندن در دام رفتار بد را با گامهای تندی که از کنارت بی اعتنا میگذرند بشناس..!
اگر قلبت را نگشایی اگر سکوت را به کلام مهر آویز و سکون را به حرکت در راه عشق
ترجیح دهی رویاهایت را در گذشته جا خواهی گذاشت و آرزوهای تو با شادی می آیند
رها شو .... قلبت را بگشا ...
|
|
| 56985 |
نام:
sara
شهر:
از تهران
تاریخ:
8/2/2008 9:52:07 PM
کاربر مهمان
|
گفت: آری، دوست دارد اما آن آتشي را كه پرتواش باعث روشنتر شدن حقايق زندگي و هستي يك بازيگر ميشود يا آن آتشي را كه در آن بازيگر، نقش عاشق را بازي ميكند و در حسرت وصال معشوق خود ميسوزد، آه ميكشد و چشم انتظارِ گوشهي چشمی از او میباشد؛ معشوق، عاشق خود را به آتش عشق سوزانش پخته نموده و چنان او را در این سوخته شدن، ساخته که وی سر و قلب خود را در میان دو دستش برگرفته، به معشوق خود هديه مینماید و اميدوار است آن هدايا مورد قبول آن معبود و معشوق قرار گيرد. البته عاشق هر چه در اين نقش بخصوص بيشتر غرق شود، خودش را به هدفش که وصال همیشگی میباشد، بيشتر نزديك مینماید زيرا اين غرق شدن به يكي شدن، سرميانجامد.
گفتم: در اين بازي تكيهام بر چيست؟
گفت: بهتر است اول از خود سؤال كني كه چرا تكيه كنم؟ بعد تكيهگاه را شناسايي كن. اين كه از كجايت تكيه ميكني مهم است و اين كه برچه چيزي تكيه میكني، مهمتر.
و بعد ديگر مجال سؤال كردن نبود. فقط جواب ميآمد و جواب.......
گفت: شناختن نيازهايت باعث ميشود نقاط ضعف بازي خود را بهتر شناسايي كني. اين كار، تو را در رفع آنها كمك ميكند اما زماني توفيق مييابي كه از فردي توانا درخواست كمك نمايي و او تو را ياري دهد.
گفت: بازيگردان از همه توانمندتر است زيرا از همه چيز در بازیاي كه خود، طراحش بوده آگاه است. او توانايي انجام هر کاری و ايجاد هر تغييري را در بازي دارد. بازيگر ميتواند از هر كجا كه بخواهد بر بازيگردان تكيه كند دست، زبان، چشم، فكر و ... .
با وجود اين، بهترين محل تكيه را بهتر است تو خود پيدا نمايي.
گفت: واي بر بازيگري كه بازيگردان به او هشدار دهد اما او در نافرماني اصرار كند. براي چنين بازيگري ديگر هيچ سرپرست و ياور و تكيهگاهي نيست.
هر بازيگري كه خواست بازيگردان را برخواست خود مقدم بدارد، بازيگردان نيز او را از هر خواستهای، بينياز ميسازد.
گفت: يك بازيگر تا به بازيگر بودن خود و علم و طريقت بازيگري آگاه شود، كارهاي درست و اشتباهات زيادي انجام ميدهد كه از چشم بازيگردان و عوامل تهيهی فيلم دور نميماند. او براي گذر كردن از مرحلهی بازيگري خود، نياز به امتيازات زيادي دارد. بازي خوب او به عنوان امتيازات مثبت در کارنامهي كارياش ثبت شده و ذخيره ميگردد، كارهاي اشتباه و نادرستش نيز كه موجب كسب امتياز منفي شده بايد جبران كند و دیونش را باز پرداخت نمايد. او پس از آن كه به يك بازيگر پخته و كامل تبديّل شد، لياقت پيدا ميكند و آماده ميشود تا با دانش بازیگر، به بازيگردانش باز گردد و در این وصال مبارک، متبرک به يكي شدن گردد.
گفت: "باز اي گردان يعني بازي دهنده و بازگرداننده به اي كه این الف و یا اسم خداوند است و باز اي گر يعني باز گردنده به اي كه همان اسم خداوند است و این برگشت، وحدت و يكي شدن را با خود به همراه میآورد."
گفت: بعضي وقتها اتفاق ميافتد كه بازيگر عوامل توليد را با بازيگردان اشتباه ميگيرد. هر چند تمامي اين عوامل، تسليم امر بازيگردان هستند و به نوعي، بازيگردان خود را در آنها تكثير نموده است اما هر كدام از اين عوامل، وظيفهی مخصوص خود را دارند يا بهتر بگويم به امر بازيگردان، نقش عوامل توليد را بازي ميكنند و تنها در آن نمايش، مانند بازيگردان عمل مينمايند. مثلاً بازيگردان از طريق چشم فيلمبردار، گوش صدابردار، دستان مدير ميكساژ، زبان مدير دوبلاژ و ... عمل مينمايد.
گفت: در
|
|
| 56984 |
نام:
وفا
شهر:
لبنان
تاریخ:
8/2/2008 9:47:05 PM
کاربر مهمان
|
سلام اقا سید اینجور که داره بو میاد
اینجا داره با رفتن یک عده به مسافرت و زیارت تعطیل
میره آخه کو اون همه وقت و مطلب الان چند روزه که همه یا مشکل دارند یا سرشون شلوغه یا دارند ساک مسافرت آماده میکنند
واویلا به این مصیبتی که تو راهه مثل بعد از جنگه که یک عده شهید شدند یک عده مشغول زندگی خوشون یک عده کم موندند که با این فرهنگ چه کار کنند یا عقب نشستند.....
تا برگشتن مسافرها اوضاع اینجا به هم میریزه از همین حالا هنوز سوت قطارا کشیده نشده هواپیماها تو باند فرودگاه هستند و اتوبوسها تو استراحت این اوضاع سایت شده وا مصیبتا به وقتی که همه گاز رفتن و بگیرند تا برگردند هنوز دو ستون پر نشده اونا به چه کسایی دلشون و خوش کردند!!!!!!خیال باطل که کسی تو این سنگرها بمونه جز شعار هیچی نیست فقط شعار....
|
|
| 56983 |
نام:
گرچه ياران بيخيالند!
شهر:
*
تاریخ:
8/2/2008 9:36:21 PM
کاربر مهمان
|
گرچه ياران بيخيالند! ميروند! از ما ايشان را هزاران يادبود!!! بد نيست دوستان نمي ياند، نيمچه پيغومي بدن! خوش اومدي مومن به خدا. عليكم اسلام.
|
|