اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56942 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
7/31/2008 3:04:16 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام علیکم جمیعا
***********************************************
کربلای جبهه ها یادش بخیر
حاج احمد متوسلیان فرمانده سلحشور لشگر ۲۷محمد رسول الله
شایع کرده بودند احمد منافق است وقتی بهش می گفتیُ می خندید.از دفتر امام خواستندش
می گفت :تو این اوضاع کردستان را چه طور ول کنم برم؟"بالاخره رفت.
وقتی برگشت از خوشحال روی پا بند نمیشد.نشاندیمش وگفتیم تعریف کن.
-باورم نمیشد برم خدمت امام.
امام پرسید "احمد به شما می گویندمنافق هستی؟
گفتم :بله این حرف هارو می زنند
سرم را انداختم پایین .
امام گفتند:
"برگرد وهمان جا که بودی محکم بایست.
راه می رفت ومی گفت:"از امام تایید گرفتم"
http://hajiahmad.blogfa.com
***********************************************
ایمان بزرگوار با سلام و عرض تبریک و شادباش به امید خوشبختی همه عزیزان
چه فرقی میکنه بزرگوار سلام علیکم بسلامتی عازم کجا هستید؟
التماس دعا از همه سروران
یاعلی مددی
|
|
| 56941 |
نام:
خاطره...
شهر:
یه جای دور
تاریخ:
7/31/2008 2:53:11 PM
کاربر مهمان
|
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود ...
|
|
| 56940 |
نام:
سارا
شهر:
غریب
تاریخ:
7/31/2008 2:45:48 PM
کاربر مهمان
|
باعرض سلام خدمت دوستان گرامی وبزرگوار امیدوارم در این روزهای پربرکت دل امام زمان را شاد کردباشیم .دوستان عزیزوگرامی در این شبها وروزهای خیلی از جوانهای عزیز ازدواج میکندومراسم عروسی دارند امیدوارم همه شان خوشبخت شوند ولی ایکاش طور مراسم بگیرند که با دعای وبا شادی دل امام زمان زندگی خودشون روشروع کنند.امیدوار گرامی اگر یک ختم دیگر و۱۰۰۰تاشاخه گل صلوات به نام من ثبت کنیند ممنون میشم باتشکر.یا حق
|
|
| 56939 |
نام:
صبا
شهر:
هرجا که یار بخواهد
تاریخ:
7/31/2008 2:31:05 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الحسین
امام صادق (علیه السلام):
عابدی در بنی اسرائیل بود که هیچ از دنیا استفاده نمی کرد .
روزی شیطان، نعره زد و لشکریانش را جمع نمود و گفت : چه کسی می تواند این عابد را از راه به در کند؟
یکی گفت: من.
شیطان پرسید چگونه؟
گفت: از طریق زنان.
شیطان گفت: نمی توانی. این عابد ، زنان را تجربه نکرده است.
دیگری گفت :من می توانم.
پرسید :چگونه؟
گفت :از راه می گساری و خوش گذرانی.
شیطان گفت: نمی توانی. او این کاره نیست.
دیگری گفت :من می توانم.
پرسید چگونه؟
گفت با کارهای خوب.
شیطان گفت : برو که تو می توانی.شیطانک به محل سکونت عابد رفت و در کنار او به نماز ایستاد. عابد، می خوابید و شیطانک ، نمی خوابید . عابد ، استراحت می کرد و شیطانک ، استراحت نمی کرد. عابد ، رو به او کرد و در حالی که خود را کوچک می دید، پرسید :ای بنده خدا! چگونه این همه توان برانجام دادن نماز داری؟ شیطانک ، پاسخ نداد.عابد دوباره پرسید.
شیطانک، در پاسخ گفت : ای بنده خدا! من گناه کردم و از آن ، توبه نمودم. اینک ، هر گاه به یاد آن گناه می افتم ، بر انجام دادن نماز، نیرو می گیرم.
عابد گفت: بگو چه گناهی مرتکب شدی تا من هم انجام بدهم و توبه کنم و بر نماز خواندن بیشتر ، نیرومند گردم.
شیطانک گفت: وارد شهر شو و سراغ فلان زن روسپی را گیر و دو درهم به وی بده و مرتکب فحشا شو.
عابد گفت: دو درهم را از کجا بیاورم؟ اصلا دو درهم چیست؟ شیطانک از زیر پایش دو درهم بیرون آورد و به وی داد . عابد بالباس بلند خود ، وارد شهر شد و سراغ خانه زن روسپی را گرفت . مردم، اورا راهنمایی کردند و گمان کردند که آمده تا اورا موعظه نماید. عابد ، نزد زن آمد و دو درهم را پیش او انداخت و گفت : بلند شو ! زن بلند شد ، داخل خانه شد و به عابد گفت : داخل شو.
سپس به عابد گفت: با هیئتی نزد من آمدی که آن گونه، کسی نزد من نمی آید. داستانت چیست؟ به من بگو. عابد ، داستان را برایش تعریف کرد.
زن گفت:ای بنده خدا ! ترک گناه ، آسان تر از توبه است و چنین نیست که هر کسی بخواهد توبه کند، بدان ، دست یابد.به نظر می رسد آن مرد ، شیطانی بوده که در شمایل مردی ظاهر شده است. بازگرد که چیزی نخواهی دید.
مرد عابد ، بازگشت. آن زن ، همان شب از دنیا رفت. صبح ، بر در خانه اش نوشته شده بود:"بر جنازه این زن، حاضر شوید که از بهشتیان است".
مردم، به تردید افتادند.سه روز صبر کردندو او را دفن نکردند.خداوند به پیامبری از پیامبرانش(یعنی موسی بن عمران)وحی فرستاد که:" بر جنازه آن زن ، حاضر شو، بر او نماز بگزار و به مردم ، دستور بده که بر او نماز بگزارند. به راستی که اورا بخشیدم و بهشت را براو واجب کردم ، زیرا بنده ام رااز گناه ، باز داشت".
منبع:الکافی:جلد۱ ص۴۷۴.
|
|
| 56938 |
نام:
سحر
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/31/2008 1:56:06 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدایی که دراین نزدیکی ست...
فوايد پاره آجر
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند !
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !
التماس دعا...
|
|
| 56937 |
نام:
گدای فاطمه
شهر:
شهر جهنمی (ارومیه)تو قیامت میسوزه
تاریخ:
7/31/2008 12:56:52 PM
کاربر مهمان
|
بچه ها برادرهای با صفا و خواهرهای مومنه دعا کنید کارم درست بشه نیمه شعبان تو کربلا باشم دعام کنید اگه برم اینجا منویسم و دعاتون میکنم
|
|
| 56936 |
نام:
بی معرفت
شهر:
تهرانه خراب شده
تاریخ:
7/31/2008 12:44:06 PM
کاربر مهمان
|
خوبه...
اینجا جای خوبیه برای کارای دسته جمعی مخصوصا دعا
شما که اینجا ختم همه چی میذارین
بیاین یه برنامه هم بزارین برای همدیگه استغفار کنیم
آخه دعا در حق رفیق ۱۰۰ در ۱۰۰ مستجابه
رفقا التماسه دعا
|
|
| 56935 |
نام:
الهه
شهر:
دامغان
تاریخ:
7/31/2008 12:32:53 PM
کاربر مهمان
|
واما من خاف مقام نهی النفس عی الهوا...فان الجنه هی المأوا......بارالها چنان وجود ما را از خودت لبریز کن که جز تو به هیچ نیاندیشیم آمین
|
|
| 56934 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
7/31/2008 11:40:16 AM
کاربر مهمان
|
برگرفته از بایگانی حرف دل
***يادم باشد
در و ديوار اتاقم را خط خطي كنم!
سفيد يك دستش چشمانم را ميزند
يادم باشد
تمام شيشه ها را بشكنم
تا كي باد تن زخمي اش را
به اين شيشه ها بكوبد؟!
يادم باشد
باران كه ميبارد
بي چتر تا ته دنيا بدوم
شايد رهايي يابم از اين اتش
يادم باشد
غبار ایينه را پاك نكنم
چه عيب دارد گاهي دل ائينه هم بگيرد
يادم باشد
شب باشم آن گونه ستاره ها يارم خواهند شد
يادم باشد....!
|
|
| 56933 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
7/31/2008 10:50:07 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خوب نیست روزای خوب کسی رو با حرفای ناراحت کننده خراب کنه.
این نوشته ی من نیست اما حرف دل من هست!
کنار ساحل ایستادی
به افق نگاه می کنی به دورها
دوست داشتی همیشه
بری تا برسی به اون آخر
یه قایق و یه پارو
یه تصویر مبهم ودورو غبار آلود
حال کسی رو داری که بازم جا مونده
اما چرا ؟
داد میزنی خدایا چرا همیشه منو جا می ذاری
دوست داری ازش گله کنی
اما چی بگی؟
باد تو موهات می پیچه و مثل دلت اونا رو پریشون میکنه
دوست داری دل به دریا بزنی
یا نه
روی دریا بپری یا راه بری
سبک بال و فارغ
اشکت جاریه و با قطره های موج که به صورتت می خوره
تو رو به دریا وصل میکنه
این بار هم مسافرا رفتن و تو پاروتو گم کردی
و تو دلت یه غصه
که چرا هیچ کس برات دست تکون نداد
امیدت تو رو شکست
بی صدا تر از شکستن قطره های اشکت روی گونه
و هیچ کس نفهمید که
تو باز هم جا موندی
***
خدای من یه چرا توی ذهنمه که پر از چراهای دیگه است، یه روزی ازت می پرسم!
چرا؟
یازهرا
|
|