اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56662 |
نام:
بنده ي گناهكار
شهر:
گناه آباد
تاریخ:
7/22/2008 6:40:23 PM
کاربر مهمان
|
يا مهدي بيا بيا بيا
|
|
| 56661 |
نام:
آشنای غریبه
شهر:
آسمان
تاریخ:
7/22/2008 6:14:42 PM
کاربر مهمان
|
سلام به آقا سید و حرف دلی های گرامی خدا قوت قبول باشه آمدم برای شرکت در ختم.
دوست عزیز یک ختم سوره یس هم بنام من ثبت کنید التماس دعا
|
|
| 56660 |
نام:
ا.ع.ب
شهر:
قم
تاریخ:
7/22/2008 5:54:52 PM
کاربر مهمان
|
خوشا آنانکه جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند
|
|
| 56659 |
نام:
.......
شهر:
.......
تاریخ:
7/22/2008 5:51:47 PM
کاربر مهمان
|
شبکه خبر در حال پخش مستقیم از فرودگاه بین المللی بیروت :
سید حسن نصرالله ، مقامات ارشد لبنانی و چند تن از مقامات ایرانی ، منتظر فرود هواپیمای حامل حاج احمد متوسلیان و 3 تن دیگر از اسرا هستند ...
9:30 شب ، هواپیما آرام بر زمین می نشیند .
آرام آرام ، اسیران لبنانی و فلسطینی پیاده می شوند و با سید حسن نصرالله و مقامات مصافحه می کنند .
همه منتظر 4 دیپلمات ایرانی هستند ، اما خبری نیست ...
چند دقیقه بعد ، خبرنگار تلویزیون اعلام می کند :
4 اسیر ایرانی همین حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند ...
آری ؛
خبر حقیقت دارد ،
خودشان هستند ، اما ...
اصلا چهره هایشان قابل شناسایی نیست !
حاج احمد خیلی شکسته شده ،
موها و محاسنش هم کاملا سفید شده ...
نزدیک به نیمه شب است و کنفرانس خبری 4 دیپلمات برگزار می شود .
چهره های نورانی و مظلومی که در پی سالها اسارت ، شکسته و مجروح شده اند؛ در مقابل دوربین خبرنگاران قرار دارند .
سخن با کلام حاج احمد آغاز می شود :
کلامی از قرآن درباره وعده به مومنین و مجاهدین و پس از آن یادی از امام خمینی (ره) ...
خبر دارند که دیگر امام در میانشان نیست و با اشک از ادامه راه او می گویند ...
شرح ماوقع آغاز می شود و از روز چهاردهم تيرماه سال 1361 می گویند که در منطقه برباره در جاده طرابلس ،چگونه به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي فالانژ ربوده شدند و در این سالها از کجا به کجا منتقل شدند.
از رنج ها و شکنجه ها می گویند و از رفتار وحشیانه صهیونیست ها با آنها ...
حاج احمد ناگهان از همت می پرسد !
خبرنگاری می گوید : او همان اوایل که شما را اسیر کردند ، به شهادت رسید.
غم ، تمام وجود حاج احمد را فرا می گیرد و گویی تحمل تمام آن شکنجه ها و رنجهای اسارت ، از شنیدن خبر شهادت دوست قدیمی اش ، آسانتر بوده است ...
از دوستان و همرزمان دیگر سوال می شود و یکی یکی درباره آنها توضیح داده می شود .
فردا شده است .
تیتر روزنامه های ایران:
احمد متوسلیان ، فرمانده ارشد دفاع مقدس ، به همراه سید محسن موسوی ، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان ، پس از 26 سال اسارت ، از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شدند .
پخش عادی شبکه ها قطع می شود و خبر ورود 4 اسیر را اعلام می کند :
رهبر معظم انقلاب به همراه جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح ، به استقبال حاج احمد متوسلیان و دیگر اسیران ایرانی آمده اند .
حاج احمد متوسلیان با رهبر انقلاب مصافحه می کند و آیت الله خامنه ای هم با ذکر خاطراتی از دوران جنگ ، تبسم را بر لبان حاضران می نشاند .
حاج احمد با تک تک فرماندهان مصافحه می کند و بعضی ها را هم بیشتر در آغوش می گیرد و گریه می کند .
سعی می کند نشان ندهد که چه احساسی نسبت به افراد دارد اما می توان فهمید که حاج احمد از دست خیلی ها ناراحت است ...
تلوزیون ، چند روزی است که مستقیم و غیرمستقیم، تصاویر مربوط به این بازگشت را نشان می دهد.
در میان مردم، صحبت هایی در گرفته که:واکنش متوسلیان به اقدامات همرزمان قدیمیش چیست؟!
حاج احمد خبر ندارد که آن دوستش، میلیاردها تومان خرج انتخابات کرده است و دوست دیگرش به چاپلوسی و کسب جایگاه مشغول است و هر کدام با دیگری در حال دعوا.
|
|
| 56658 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/22/2008 5:23:06 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا ارحم الراحمین ::.
*فرازهایی از زیارت آل یاسین:
*السلام عليك حين تقوم ،سلام بر تو هنگامی که به پا می خیزی.
*السلام عليك حين تقعد ،سلام بر تو هنگامی که می نشینی.
*السلام عليك حين تقراء ، سلام بر تو هنگامی که می خوانی.
*السلام عليك حين تصلي ،سلام بر تو هنگامی که درود می فرستی(و یا نماز به پا می داری).
*السلام عليك حين تقنت ،سلام بر تو هنگامی که قنوت می گیری.
*السلام عليك حين تركع و تسجد ،سلام بر تو هنگامی که به رکوع و سجود می روی.
*السلام عليك حين تحلل و تكبر سلام بر تو هنامی که تکبیره الاحرام می گویی.
*السلام عليك حين تحمدو تستغفر ،سلام بر تو هنگامی که حمد خدا می گویی و از او استغفار! می جویی.
*السلام عليك حين تصبح و تمسي ، سلام بر صبح و شامت
*السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي.سلام بر تو هنگام شب که فرا می رسد و هنگام روز که متجلی می شود و یا به عبارت بهتر:
اگر به مذهب تو ، خــــون عاشق ست مباح
صلاح ما همه آن ست ، کآن تو راست صلاح
سواد زلف ســـیاه تو ، جاعـل الظّــلُمــــــات
بیــــــــاض روی چو ماه تو ، فــــالق الإصـباح
دعــــای جــــــان تو ، ورد زبان مشــتاقــــان
همیشه تا که بود متصل مســـاء و صبــــاح
|
|
| 56657 |
نام:
رزسفید
شهر:
ایران سرای من
تاریخ:
7/22/2008 4:41:51 PM
کاربر مهمان
|
باسلام به همه بزرگواران حرف دل.
ایمان گرامی لطفایک ختم سوره مبارکه یس وحمدشفاثبت بفرمایید.
التماس دعا.
|
|
| 56656 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/22/2008 11:46:19 AM
کاربر مهمان
|
بگو بگو که چه کارت کنم بگو، که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو که شکارت کنم بگو، که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
ببین ببین که فغانت کنم ببین، که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین که نشانت کنم ببین، که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه
نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم برافرازم
بیا بیا که نگارت شوم بیا، که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا به زیارت شوم بیا، به زیارت شوم چو خسته پایم و آه
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی بود که قرعهی دولت به نام ما افتد
شکن شکن که شیارت کنم شکن، که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه
شکن شکن چه شرارت کنم شکن، چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور
بیا بیا که نگارت شوم بیا، که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا به زیارت شوم بیا، به زیارت شوم چو خسته پایم و آه
ببین ببین که فغانت کنم ببین، که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین که نشانت کنم ببین، که نشانت کنم ز فتتنه کینم و آه
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمهشب اگرت آفتاب میباید ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد
بگو بگو که چه کارت کنم بگو، که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو که شکارت کنم بگو، که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویههای غریبانه قصه پردازم
به نیمهشب اگرت آفتاب میباید ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد
|
|
| 56655 |
نام:
بلوتوث
شهر:
موبایل
تاریخ:
7/22/2008 11:41:17 AM
کاربر مهمان
|
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 56654 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
7/22/2008 11:01:06 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک حین تسبح و تنسی
(در انتظار بهار و باران روح نماز)
در روايتى از اميرالمؤمنان علی (عليه السلام) آمده است:
(كسى كه در انتظار بهار و باران اقامه ی نماز به سر برد در طى زمان انتظار بهار و بارانش، در حال نماز محسوب مى شود).
و به همين مقدار اكتفا ننمود بلكه در جاى ديگر فرمودند:
(كسى كه منتظر وقت نماز بماند بعد از اداى نمازش در زمره زيارت كنندگان خداى عزوجل به شمار مى آيد.)
اقامه ی نماز اگر چه ستون دين است، امّا همه ی دين نيست. نماز با همه ی اهميّتى كه دارد تنها بخشى از تعاليم انسان ساز اسلام و تنها يكى از راه هاى اصلى، قرب به خداوند است. نماز در كنار روزه و حج و جهاد و خمس و زكات و ساير احكام نورانى قرآن، تنها يكى از فروع دين به شمار مى رود و اهميّتش هرگز بالاتر از اصول دين نيست.
حال اگر قرار باشد به فرموده ی مولاى متقيان، كه كلامش برگرفته از كلام پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ريشه دار در سخن خداى عزّوجلّ است، ارزش انتظار بهار و باران يك مؤمن براى برگزار شدن نماز جماعت و يا حتى رسيدن وقت، براى اداى نمازِ خودش در حدّى باشد كه نفس زدنهايش را قرائت و ذكر نماز، و نشستنش را قيام و ركوع و سجود نماز بشمارند و او را در حال انجام نماز محسوب دارند، بايد ديد منتظران قيام دينِ عدالت موعود، حضرت مهدى(عليه السلام) را در چه مقام و منزلتى مى بينند؟
از وبلاگ انتظار بهار و باران
|
|
| 56653 |
نام:
بهار
شهر:
دل
تاریخ:
7/22/2008 10:50:50 AM
کاربر مهمان
|
سلام
نمی دونم چی بگم
یه عالمه حرف تو دل تنگه
ولی هر وقت صحبتی پیش میاد وقتی فرصتی پیش میاد برا گفتنش
انگار هیچی توش نیست
انگار پوسیده باشه و جرعت برداشتن و ریختن به بیرون رو نداشته باشه
اصلا انگار سرو ته نداره چون ادم وقتی می خواد شروع کنه نمی دونه از کجا شروع کنه
شاید هم هنوز شروع نکرده انگار حوصله نداشته باشی و مثل کسی که سالها حرف زده زودی خسته بشه و بگه بابا اصلا بی خیالش و دوباره هیچی نگه دوباره همون حرفا توی دل تنگش بمونه و بپوسه روز به روز هم به روش انباشته بشه
میدونی چیه
اصلا بزار بگم امروز وقتی وارد این سایت شدم خیلی دلم گرفت
دلی که چند روز بود فکر می کردم تازه صاف و پاک و سفید شده
منظورم از بعد از اعتکاف و توبه و این حرفاس
ولی می خواستم مطمئن بشم
یه استخاره با قران گرفتم ببینم خدا منو بخشیده
توبه هامو قبول کرده
ولی........ جواب منفی اومد نوشت این کار بی فایده ایه عذاب و به همراه داره
من خیلی نا امید شدم
یعنی خدا .....
اصلا بی خیال
اره بی خیال
اصلا شما بگید
اقامو این امام زمونمون ۰عج) کی می خواد بیاد
هاااااااااا کی ؟؟؟؟
دلم از تموم دنیا گرفته
حتی از خدااااااا
|
|