شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
56502
نام: خسته
شهر: کرج
تاریخ: 7/18/2008 3:59:21 PM
کاربر مهمان
  همیشه خسته از روزای برفی
56501
نام: مهلا
شهر: کرمان
تاریخ: 7/18/2008 3:53:47 PM
کاربر مهمان
  ان گاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که همیشه به یادت هستم
سوره بقره ایه ۱۵۲
56500
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 7/18/2008 3:34:00 PM
کاربر مهمان
 
شهیدان میشناسند ...

اونايي که میگفتن *شهیدان را شهیدان میشناسند*، راست میگفتن ...

این بابایی که یکی از دست نوشته هاش رو میذارم،خودش بعدا شهید شده ...

خدایی بخونید. بخونید ببینید *دغدغه شهدا چی بود*...

زبان حال شهيد منصور كاظمي در فراق شهيد علي حلاجيان:

سلام بر تو و امام تو. سلام بر تو و دين تو. سلام بر تو و خون پاكي كه با تراوش خون خود خاك سنگرت را چنان ارزشي بخشيد كه هيچ خاكي به آن پايه نرسيد. خوشا بر آنانكه در آخرين لحظات حيات، با تو بودند و ديدند شهيدي را قبل از شهادتش و ديدند شاهدي را قبل از شهادتش. و ديدند سنگري را كه از فراق ياري كه شب و روز با زمين و زمان تسبيح خدا مي گفت و با او هم صدا مي شد، مي گريست. و ديدند پيكري را كه در كوتاه زماني، خويش را داد تا در ميهماني حضرت دوست شركت نمايد.
علي جان! اينك ما مانده ايم و وامانده ايم، ما ايم با بالهاي شكسته كه توان پرواز ندارد. ما ايم با دستان آلوده كه بسويت دراز كرده ايم و پاك باد دامان تو از آلودگي. تو در ميان ملائكي. ما در ميان مسائلي كه خود مي سازيم و حل مي كنيم و سرگرم مانديم با اين كارهاي شبانه روزي.
علي! هنوز صدايت در گوشمان هست كه چگونه با صلابت و بي تكبر و با حلاوت جاودانه اي كه از امامانت گرفته اي سخن مي گفتي و چه نيكو سخناني و از خود به كه شكايت كنيم كه اين گوشها را ديگر شايستگي شنيدن صدايت نيست. هنوز جديت را در كارهايت مي بينم، چه نيكو معراج نمودي، ديروز در دو كوهه با هم نشسته بوديم و تو صبحانه مي خوردي و من همسفره ات بودم و امروز، درهر مجلسي كه يادي از تو مي شد، سخن از شركت تو در ميهماني اباعبدالله(ع) بود. به كجا رفتي!! تو چه كردي كه چنين فراقت آتش برجانم مي افكند!
خدايا اگر در آخرت بين من و علي جدايي افكني، و فرقت بيني و بين اوليائك و احبائك، چونان ضجه زنم كه هيچ ضجه زننده اي به من نرسد. چنان نالم و زاري كنم كه هيچ ناله و زاري كننده اي هم ناله ام نشود.
گوارايت باد جام شراب شهادت كه از دست يار بدستت رسيد ...
علي جان! ما را درياب كه در اين ديار مانده ايم و دست و پا مي زنيم ...

56499
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 7/18/2008 3:24:18 PM
کاربر مهمان
 
.:: يا رب العالمين ::.

و باز هم

... خداحافظ رفيق ...

و باز هم روايت جدايي و کشمکش انسان با خويشتن خويش براي ماندن يا رفتن...

وباز همان حکايت هميشگي که:

... بايد رفت يا ماندن به صلاح است؟! ...

هر فيلم يا سريال و داستان و قصه اي بعد از مدتي رنگ و طعم و بويش را به يکباره از دست مي دهد جز همين فيلم چند قسمتي * خداحافظ رفيق *
انگار همه چيز در اين فيلم سر جاي خودش قرار گرفته است حتي خار و خاشاک و ذره هاي خاک جبهه...
صحنه ها و حرکات و ديالوگ ها ، همه و همه ، انسان را از درون به خويشتن خويش باز مي گرداند. به همان خويشتني که در ساليان سال غفلت از خويش و گناه کردن به زير خروارها خاک فرو برده...

حکايت کشکمکش دروني انسان که بين خود ملکوتي و الهي و خود شيطاني و نفساني رخ مي دهد ، حکايت دوري از ياران که استعاره اي از خودملکوتي انسان است ، حکايت پرواز و رهايي که پس از به دور انداختن منيت انسان و خود دنيايي انسان رخ مي دهد و ... همه و همه از پيام هاي آسماني اين فيلم است که با کمک گرفتن از حکاياتي بسيار ساده و شيرين و درعين حال بسيار پر معنا و عميق تاثيرات لازم را در بيننده مي گذارد.

نکته ي آخر:

در نبود ياران حرف دلي ، بنده با ديدن اين فيلم دوبار فيلم ياد هندستون کرد و بر آن شدم چند خطي براي دلم بنويسم.

... کجاييد ياران؟! ...


اللهم عجل لوليک الفرج.

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.

56498
نام: افسانه ی شیرین
شهر: تهران
تاریخ: 7/18/2008 3:14:54 PM
کاربر مهمان
  سلام به شما به خدا به شیرینم من افسانه ام افسانه ای که ارزوهاشم مثل اسمش افسانس ببینم کی تا به حال عاشق یکی مثل خودش شده؟ یه عشق واقعی من شدم یعنی ما شدیم من و شیرین گلم برا اینکه همه مارو مسخره میکنن و سرزنش حالا اگه شمه جای ما بودین چه میکردین مایی که تحمل ناراحتیه همو نداریم اما برای هم ناراحتمون میکنن مایی که تحمل جدایی رو ندارییمو به خاطر هم داریم اب میشیم؟
56497
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 7/18/2008 2:58:22 PM
کاربر مهمان
 
کجاييد ياران؟!

56496
نام: سعید
شهر: شیراز
تاریخ: 7/18/2008 12:50:46 PM
کاربر مهمان
  می خواهم بیشتر راجع به علایق اقای علیمی صحبت کنید
56495
نام: صبا
شهر: هرجا که یار بخواهد
تاریخ: 7/18/2008 11:58:41 AM
کاربر مهمان
  معشوق غیور است و چون وارد شد آتشی دشمن گداز و غیر سوز به پا می کند تا دیگری وارد نشود و هر چه غیر اوست بسوزد . برگرفته از کتاب عطش
56494
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 7/18/2008 2:25:46 AM
کاربر مهمان
  .:: السلام علیک یا زینب الکبری)سلام الله علیها( ::.



چیده زباغم لاله چین دو گل

مانده به جانم داغ این دو گل


کاش صیاد چنین تا نکند

بیش از این تیغ به تن جا نکند


کاش بر حال من و این گل ها

زینب(س) از دور تماشا نکند

امان از دل زینب

چه خون شد دل زینب


می روم اما ماندم از نفس

پر شده اند از زخم پیش و پس


باز بر چشم ترم می خندند

بر دل شعله ورم می خندند


یک قدم می روم و می بینم

همه از دور و برم می خندند


امان از دل زینب

چه خون شد دل زینب


شعله کشیدند بر جان حرم

غرق به خون اند شیران حرم


من بی تاب و ز پا افتاده

من تنها و دو خواهر زاده


مانده ام مات چه سان خیمه روم

با دو بی سر دو حسینی زاده


بر سر دوشم پر پر مزنید !

بر دل چاکم خنجر نزنید !


این دو ماه شب نو زینبی اند

دو حسینی نسب و زینبی اند


این دو شهد عسل اهل حرم

دو ابالفضلی و دو زینبی اند


ابکی علیکِ یا بنت علی )س(

وفّقکِ الله فی صبر جلیّ


انتِ مشکورة غمِّ زینب)س(

انتِ صبارة همِّ زینب)س(


یا اُخَیَّ بفداکِ روحی

بابی انتِ و امّی زینب)س(


56493
نام: علی رسولی یزدی
شهر: کرج
تاریخ: 7/18/2008 1:26:37 AM
کاربر مهمان
  با سلام به برادران و خواهران متعهد و مومن در جا تا جای میهن اسلامی
اینجانب مدتها است که تصمیم داشتم وبلاگ دایر کنم اما فرصت نیافتم و در اینجا از برادران گرامی تشکر می نمایم که این امکان را ایجاد کردند .
گفتنی و درد دل زیاد است.اینجانب با ۴۵ سال سن حوادث و وقایع فراوانی دیده ام و امیدوارم جوانان کشور راه راست زندگی و شناخت حقیقت را پیدا کنند و به گمراهی نروند.
زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد نوجوانی ۱۶ ساله بودم و از همان ابتدا در مسیر آن قرار گرفتم-دوسال بعد جنگ تحمیلی با عراق در گرفت و دیگر وقایع که در این مختصر نمی گنجد.انقلاب اسلامی درسهای آموزنده فراوانی داد همچون حق طلبی-عدالت خواهی-شجاعت-ایثار-خداجویی و پرهیز از خود پرستی و هواهای نفسانی.افسوس که آن شور و شوق ادامه نیافت و مخالفان و دشمنان با حیله های فراوان ما را از مسیر اولیه دورکردند و به دنیا خواهی-مادی گرایی-خود پرستی و پیروی از هواهای نفسانی کشاندند.
برادران و خواهران: تحت تاثیر القائات و فشارهای تبلیغاتی و روانی دشمنان که همان کلیت استکبار جهانی هستند قرار نگیرید.مسائل را ساده نبینید و به دقت تامل و بررسی کنید.رهنمودهای رهبری معظم انقلاب را مورد توجه قرار دهید و بدانید که دولت آقای احمدی نژاد تمام تلاش خود را برای اصلاح امور کشور بکار می برد و متاسفانه بد خواهان و نادانان او را مورد شدید ترین حملات قرار می دهند.بیاد می آورم که شهید بهشتی مظلوم نیز به همینگونه مورد حملات شدید و تهمتهابود.نمی گویم هر آنچه تا کنون انجام شده بی عیب و درست بوده اما قاطعانه می گویم اصل شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی درست بوده است. بسیاری از جوانان فعلی دوران جنگ را ندیده اند و بیاد نمیآورند.در آن زمان جوانانی داشتیم که از همه نظر نمونه بودند.از اخلاص-ایمان-تقوی-عشق به حقیقت نه عشقهای مبتذل فعلی-پیروی از رهبری (امام خمینی)-پرهیز از گناه-تواضع و بی ادعایی و بسیاری صفات نیک دیگر.در آن زمان هم کسانی بودند که به دلیل بی اعتقادی به دین و اسلام و بی اعتقادی به انقلاب اسلامی و شیفتگی به فرهنگ دنیای غرب - همه ارزشها و باورها را به تمسخر میگرفتندو با تبلیغات دشمنان همراهی می کردند.سخن زیاد است و همه گفته ها را در اینجا نمی توان جای داد.خلاصه کنم-اگرآن فرهنگ و تربیت بر مبنای ارزشهای اسلامی ادامه می یافت اکنون شاهد بسیاری از آسیب های اجتماعی و جرائم و خلافکاری ها نبودیم.به عنوان مثال-اگر دختری و خواهری حجاب و عفاف خود را حفظ کند و از آرایش و پوششهای نامناسب پرهیز کند-هیچ مرد و پسری علاقمند نمیشود که برایش مزاحمت ایجاد کند.
اگر همه انسانها خداترس باشند و تنها معیارهای مادی را در نظر نگیرندو به آخرت فکر کنند-کمتر کسی به فکر سوءاستفاده و دزدی و کلاهبرداری و حق کشی می افتد و نیاز به اینهمه پیچیدگی و زحمت در کنترل و اجرای قانون نخواهد بود.
پسر جوانی که تربیت اسلامی-نه غربی-داشته باشد دیگر به خود اجازه حتی نگاه حرام هم نمیدهد-چه رسد به ایجاد مزاحمت.هم او با دیگران با خشونت و قلدری برخورد نمی کند بلکه در او متانت و آرامش دیده میشودو مردم هم از او راضی می شوند .البته اکنون هم چنین انسانهایی داریم و چنین نیست که همه از راه راست خارج شده باشند.به یاد می آورم در سالها پیش که فرهنگ و اخلاق اسلامی بیشتر رایج بود همان شیفتگان غرب و مخالفان ارزشهای انقلاب چگونه جوانان مومن را مسخره می کردند و آنها را عقب مانده-نادان و امل می نامیدند که البته این صفات لایق خودشان بود.
و خلاصه اگر اعتقاد و ایمان به خداوند و
<<ابتدا <قبلی 5656 5655 5654 5653 5652 5651 5650 5649 5648 5647 5646 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved