شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55952
نام: ياس
شهر: باغچه مهربوني
تاریخ: 7/2/2008 3:33:58 PM
کاربر مهمان
  به نام خداوندبخشنده مهربان
باسلام:
ختم حديث شريف كساءتا چهل روز به نيت برآورده شدن حاجات وتعجيل در فرج آقا امام زمان وشفاي همه بيماران در صورت درخواست نامتان ثبت مي شود.
يك:ياس از باغچه مهربوني
دو:مريم خانم از انتظار بهاروباران
سه:گداي كوي رضا از اصفهان
چهار:هدهد غريب از صبا
پنج:چه فرقي مي كنه از هيچ جا
شش:متحير از شهيدآويني
هفت:ايمان ازتوكل به خدا
هشت:بنده خدااز بروجرد
نه:فراق از ديداريار
ده:شهاب از اميد به رحمت خدا
يازده:عاشق دلشكسته از تنهايي
دوازده:هدهد غريب ازغربت
سيزده:محمدگرامي
چهارده:پيام گرامي
پانزده:امين گرامي
شانزده:اميد گرامي
هفده:شهناز خانم محترم
هجده:خانم السادات محترم
نوزده:سيد مهدي گرامي
بيست:صمن ناز خانم محترم
بيست ويك:شمسي خانم محترم
بيست ودو:اميدوار ازايران
بيست وسه:رز سفيد از ايران سراي من
بيست وچهار:نيلوفرانه از كوير
بيست وپنج:الهه خانم از مشهد
بيست وشش:زهراخانم غريب
بيست وهفت:سلام از تهران
بيست وهشت:ساراخانم از غريب
بيست ونه:ساراخانم از مشهد الرضا
سي:مادر بزرگوارم از كلبه مهر
سي ويك:چه فرقي مي كنه از هيچ جا
سي ودو:مريم خانم ازدل آرام گيرد به ياد خدا
سي وسه:
سي وچهار:
سي وپنج:
سي وشش:
سي وهفت:
سي وهشت:
سي ونه:
چهل:
اللهم اجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمدوآل محمد
55951
نام: سیف الدوله
شهر: اولین حامی قدس
تاریخ: 7/2/2008 2:49:27 PM
کاربر مهمان
  الهي هب لي كمال النقطاع اليك
افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد فوقاه الله سيئات ما مكروا لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم كذالك ننجي المومنين حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولي و نعم البصير؛
امام صادق مي فرمايند : تعجب مي كنم از كسي كه دچار مشكلي شود و از مكر و حيله كسي
بترسد و اين ذكر را روي زبان خود جاري نكند .


سلام عليكم ؛ مشكلي عارض شد نتونستم خدمت برسم ازدعاي شما دوستان خوب و پاكدل حرف دل واسه پسر سه ساله ام حسين متشكرم

آقا مقداد برادر خوبم از اين كه به فكر ما هستي ممنون

خواهران خوبم ايمان ؛ ياس از باغچه مهربوني ؛و فراق از ديدار يار از لطفتون ممنونم

خواهرم ياس :لطفا يه حديث بنام پسرم حسين ثبت كنيد ممنون قبول باشه

خدايا به رقيهء سه ساله امام حسين (ع)قسمت مي دهم هرجا مريض يا مريضه اي باشد شفا بده و اگر مصلحت ديدي به حسين سه ساله ام رحمي كن و او را شفا بده بحق صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
55950
نام: هادی نهایی
شهر: نازح المهدی
تاریخ: 7/2/2008 2:46:40 PM
کاربر مهمان
  بار هجران توبردوش کشیدن سخت است
همه رادیدن روئ توندیدن سخت است
درهمه جا ذکر من این است بیا یبن الحسن
به اومیدی که ببینم زتومولا اثری
سلام:نمی دانم چگونه حرف بزنم ولی میدانم چگونه سر بزیر گیرم وبه گناههایی کرده ام افسوس بخورم وفقط میدانم که مولایم مرا دعا می کند. به امید آن روز
55949
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 7/2/2008 2:43:55 PM
کاربر مهمان
  خانم محبوبه ........
سلام .....
من یه دختر عمو دارم که مشکل شما رو داشت ..... دختر شادی که بعد از زمان عقد به دلیل مشکلات ازدواج و فکرهایی که میکرد خیلی اذیت شد ..... شب ها از خواب میپرید ..... اما نذاشت مشکلات از پا درش بیارن هم به شوهرش امید میداد و هم به خودش ...... به مرور زمان مشکلاتش حل شد الان هم خودش رفته سرکار و تونستن توی تهران یه خونه کرایه کنن ...... قرار نیست اگه برای انسان مشکلی پیش اومد بره سراغ بدترین راه ..... خودکشی یعنی از دست دادن هم این دنیا و هم اون دنیا ...... اگه بریدی و نمیتونی ادامه بدی از هم جدا شید دیگه چرا خودکشی ...... ولی جدا شدن هم راه حل خوبی نیست ..... مگه قراره واسه حرف مردم زندگی کنی ؟؟؟؟؟ اگه اینطوری باشه که هیچ وقت آرامش توی زندگی نداری ...... داشتن همچین شوهری یه نعمته ..... باور کنید ..... پس سعی کنید این نعمت رو حفظ کنید .... اعتماد بنفس خودتون رو ببرید بالا تا بجای اینکه تحت تاثیر حرف مردم قرار بگیرید شما اونها رو تحت تاثیر قرار بدید ..... وقتی کار شوهر شما توی اصفهانه دیگه گشتن خونه توی تهران واسه چی ؟؟؟؟ .... هزینه زندگی در تهران بالاست بهتره توی اصفهان یا یکی از شهرهای استان اصفهان ( کاشان – نجف آباد و ..... ) دنبال خونه بگردید که قیمتها به مراتب از تهران پایینتره ...... علاوه بر این شوهرتون دیگه هزینه ای بابته ایاب و ذهاب متحمل نمیشه ..... اینکه چند ماه دیگه ازدواج کنید و یا سال دیگه که مشکلاتتون کمتر شده بهتره یا الان با مشکلات زیاد ..... چکار حرف مردم دارید ..... خودتون تصمیم بگیرید واسه زندگیتون .... کمتر به حرف مردم توجه کنید .... مرور زمان خیلی از مشکلات رو حل میکنه .... توکل کنید .... ما هم دعا میکنیم .... من یه خواهر دارم که وقتی خواستگارش ماشین و خونه داشت قبول نکرد !!!!! میگفت آدم باید با سختی و دو نفری احتیاجات زندگی رو برآورده کنه.... ( کاری به این مسئله که نظرش درسته یا غلط نداریم ) ...... میبینید که خیلی ها هستند دوست دارن وضعیت شما رو داشته باشن .....مگه یادتون رفته :
هر که در این دیر مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند
با کم شروع کنید و انتظارات و خواسته هاتون رو کمتر کنید به مرور زمان همه چیز انشاءالله حل میشه

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
55948
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 7/2/2008 2:40:14 PM
کاربر مهمان
  سلام

اینکه قلم زیبایی دارید قابل انکار نیست ..... با توجه به توانایی که در این زمینه دارید فکر کنم اگه به نوشتن داستان کوتاه که حاوی یک پیام باشه یا پر محتوا باشه رو بیارید خیلی موفق ترید ..... من پیشنهاد میدم تعدادی از آثارتون رو واسه بعضی از مجلات که نحوه کارشون رو میپسندید بفرستید مطمئنا شما رو به همکاری دعوت میکنن ...... ماهنامه ما به اسم رایحه از این شماره با تیراژ چهار هزار نسخه ( پر تیراژترین نشریه در استان خوزستان ) قراره توزیع بشه ( البته این شماره نهمین شماره ماست – کارمون رو از مهرماه پارسال شروع کردیم ...... مجوز هفته نامه هم گرفتیم و در آینده نزدیک تبدیل به هفته نامه میشه ) ..... مدیر مسئول ماهنامه یه خانمه که البته ساکن تهرانه ...... روی ایمیل اگه کلیک کنید من ایمیل نشریه رو مینویسم ........ اگه آدرس خودتون رو بفرستید شماره های قبلی نشریه واستون فرستاده میشه و یا اینکه ایمیل شما رو داشته باشیم من شماره تلفن مدیر مسئول نشریه رو واسه شما میفرستم تا درباره نحوه همکاری با ایشون صحبت کنید ...... قابل ذکر است که بنده مسئول روابط عمومی نشریه هستم .......... انشاءالله بتونیم از مطالب شما استفاده کنیم

موفق باشید
55947
نام: ملتمس دعاي دوستان
شهر: رجبيون
تاریخ: 7/2/2008 2:33:53 PM
کاربر مهمان
  سلام
اين شب جمعه كه شب اول ماه رجب هم هست از همه التماس دعا دارم
دعا براي تعجيل در فرج آقا يادتون نره
55946
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 7/2/2008 2:32:07 PM
کاربر مهمان
 
نبرد مسلحانه وینسن با پرواز شماره 655 و نبرد امروز ما!

حتماً شما ماجرای حادثه پرواز 655 هواپیمایی ج.ا.ایران را شنیده‌اید و شاید بعضی از تصاویر دردناک آن را دیده باشید.

پرواز شماره 655 هواپیمایی ج.ا.ایران از نوع ایرباس A-300 در روز 12 تیرماه سال 1367 در ساعت 10:24 دقیقه، یعنی حدود 8 دقیقه پس از بلند شدن از فرودگاه بندعباس، در آب‌های داخلی ج.ا.ایران مورد اصابت 2 فرودند موشک سطح به هوای SM-2 ناو یو اس اس وینسنس (USS Vincennes) آمریکایی قرار گرفت و در همان لحظه اول تمامی 290 مسافر و خدمه آن به شهادت رسیدند.

وقتی به این حادثه و حوادث دیگری مانند حمله آمریکایی‌ها به سکوهای نفتی نصر و سلمان و همچنین حمله به ناوچه‌های جوشن و سهند نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که تا پیش از آن آمریکا به صورت غیر مستقیم و با کمک‌های مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی و در اواخر جنگ به صورت عملی وارد میدان شد.

درست است که امروز، صدای توپ و تانکی نمی‌شنویم اما ما به صورت عملی وارد مبارزه با استکبار و به عبارت دیگر آمریکا شده‌ایم.

مبارزه‌ای که جبهه و ابزار و سلاح‌های آن با گذشته بسیار فرق کرده و حتی شیوه‌های تک و پاتک در طراحی عملیات، از اصول دیگری پیروی می‌کند.

به تعبیر دیگر ما وارد فاز پیشرفته عملیات فرهنگی-رسانه‌ای با غرب شده‌ایم و این وظیفه من و شماست که در این جبهه جدید لباس رزم بپوشیم.

به قول شهید چمران: هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود شناختن مرد از نامرد آسان می‌شود... و امروز، صدای این شیپور را به راحتی می‌توان شنید.

پس اگر مرد جنگ در این جبهه هستیم! بسم الله.

55945
نام: تبسم
شهر: خراسان شمالی بجنورد
تاریخ: 7/2/2008 1:44:19 PM
کاربر مهمان
  سلام نمی دونم چی بگم ولی می خوام بگم ازدست این دنیا وآدماش دلم پر خون چون روزگار من و سیاه کردندزندگی من به باد دادند همونای که خونشون به خون ما وصل اره خاله که مثل مادر عزیزتر ولی تو زندگی ما اومد زندگی ما رو سیاه کرد و رفت دیگه ادم باید به کی اعتماد کنه اره به این دنیا به ادماش نه این دنیا واسه ما نساختند واسه کسایی ساختند که فقط بلدند ظلم بگند وزندگی ادمای ساده لوح رو خراب ویران کنند
55944
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 7/2/2008 1:11:35 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا



در حكايتي دل‌نشين از پيامبر گرامي اسلام از زبان شخصي به نام ثوبان اين چنين آمده است كه: با رسول خدا(صلی الله علی و آله ) در قبرستان بوديم. حضرت ايستادند و گذشتند و دوباره ايستادند. عرض كردم: يا رسول‌الله، چرا اين‌گونه رفتار مي‌كنيد؟ پس آن حضرت گريه ی شديدي كردند، ما هم گريه كرديم. آن‌گاه فرمودند: اي ثوبان، صداي ناله ی اهل عذاب را شنيدم. بر آنها رحم كردم، دعا كردم و خداوند عذاب آنها را تخفيف داد. سپس فرمود: اي ثوبان! اگر كساني از اهل اين قبرستان، كه در عذابند، يك روز از ماه رجب را روزه گرفته بودند و يك شب را تا صبح قيام مي‌كردند و به عبادت مي‌پرداختند، در قبرها معذب نمي‌شدند.


از همگی التماس دعا دعا دارم.
55943
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 7/2/2008 12:39:51 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
خدای همیشگی و ارامش بخش
سلام به همگی

مریم جان سلام.
خوشحالم که امروز پیامت رو دیدم. بانوی دل آرام آرزو می کنم هر چه زودتر به آرامشی برسید که دلخواه شماست. همیشه از دیدن دلنوشته های شما در حرف دل خوشحال شدم و خواهم شد و منتظر حضور بیشتریتون هستم. مونده بودم جواب برادر بزرگوارمون چه فرقی میکنه ی گرامی مونده بودم چی بگم. آخه خودم هم ازت بی خبرم!
****
امروز همه اش به این فکر می کردم که اگر خدا بیاید مهمان من بشود
چه دارم بگذارم جلویش
نمی دانم خدا سیب بیشتر دوست دارد یا انار
سیب عطر دارد , انار دل
به این فکر کردم چطور است دل انار را در بیاورم بمالم به عطرسیب
گاهی آدم از فکر خودش می خندد
خدا کند خدا هم به فکر من بخندد
خدا بخندد خیلی خوب است
همان لحظه می شود یواشکی چیزهای خوب و آرزوهایت را بخواهی
...
خدا اگر بیاید مهمانی به خانه من
می دانم دلم جوانه می زند
خدا اگر بیاید
خودم کفش های قشنگش را جفت می کنم پشت در
اگر بیاید
دستم را می گذارم زیر چانه , زل می زنم به نگاهش
راستی یادم بماند بپرسم تو کجاست
خدا حتما می داند ,
کاش خدا آنقدر بماند که دلم میوه هم بدهد بعد از جوانه اش
یک دانه سیب , یک دانه انار
هر دویش را می دهم به خدا
نه
سیب مال خدا
انار مال من و تو
دانه دانه اش می کنم
یک دانه من
یک دانه تو
دانه آخرش هم , مال تو

یادمون باشه که دل به یاد خدا آرام می گیرد
<<ابتدا <قبلی 5601 5600 5599 5598 5597 5596 5595 5594 5593 5592 5591 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved