اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 55772 |
نام:
الهه
شهر:
مشهدمقدس
تاریخ:
6/29/2008 1:25:00 PM
کاربر مهمان
|
مدتها ست که به این سایت نیامده ام وحالا که امتحانم را دادم اگر خدا توفیق دهد باز دوباره حرف هایم را اینجا می گویم نمی دانم چرا امروز حالم گرفته است و حوصله ندارم برادر بزرگوار اقا شهاب لطفا برای من هم دعا کنید
|
|
| 55771 |
نام:
میم
شهر:
مژده
تاریخ:
6/29/2008 1:23:32 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام علیکم
سلام و خبری خوش...
این آخرین قسمت از منظومه زیبا و بدیع
مجنون طفل معصوم است.
باری...بالاخره روی آسایش را خواهید دید.
اینجانب از همه برادران و خواهران به دلیل
این سلب آسایش پوزش می طلبیم.
و از اینکه در این مدت اینجانب را با صبر
و پایداری تحمل نمودید
سپاسگزارم.
|
|
| 55770 |
نام:
یک دوست
شهر:
هم محلی
تاریخ:
6/29/2008 12:54:22 PM
کاربر مهمان
|
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی، چه شقایق چه گل پیچک و یاس... زندگی اجبار است!
|
|
| 55769 |
نام:
لیلای غریب
شهر:
اصفهان
تاریخ:
6/29/2008 12:31:37 PM
کاربر مهمان
|
سلام عاشق دلشکسته از شهر دلتنگی
*****************************
نگران نباش...و امیدت رو از دست نده
منم یه روزی مثل تو بودم
یه عاشق دیوونه...که فقط تو این دنیا محبوبش رو میبینه
البته محبوب زمینی
اینو به یاد داشته باش....که اون وسیله ای هست تا تو به محبوب اصلی برسی
اینها همش بهانست
مبادا نا امید بشی
ببین ...ببین تو چقدر بیقرارشی...
فکر کن اگر همین اندازه بیقرار خدا بودی
این عشق ها خیلی مقدسه...
پس حرمتش رو نگه دار
ببین عاشق دلشکسته...
من نمی خوام نصیحتت کنم
اما من این راه رو رفتم
و توصیه ام به تو اینه که عاقلانه تر فکر کن....
مطمئن باش اگر به وصالش برسی
حتی اگر دیوونش باشی یه روزی برات تکراری میشه
اما...
تو میمونی ...
و یه عمر پشیمونی...
که چرا این عشق رو برای خدا نذاشتی
برا صاحب الزمانت نذاشتی
****************************
یا علی
|
|
| 55768 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
6/29/2008 12:15:54 PM
کاربر مهمان
|
***أین تذهبون؟
جماعت!
كجا ميرویم؟
چرا به زمین و آسمان بد ميگوییم؟
چرا از روزگار گله ميكنیم؟
چرا تحمل خودمان را نداریم؟
چرا با لبخند بیگانهایم؟
چرا غصهها به جانمان چنگ انداخته؟
چرا از یكدیگر خستهایم؟
چرا به آب و آسمان نگاه نميكنیم؟
چرا انتظار بهار را نميكشیم؟
چرا دیگر صورتهامان ناضره نیست؟
چرا چشمهامان الي ربّك ناظره نیست؟
مگر فراموشمان شده زمین از آن خداست و یورثها من یشاء من عباده ؟
مگر فراموشمان شده والعاقبة للمتقین ؟
چرا دلهایمان را به إنّ الارض یرثها عبادي الصالحون خوش نميكنیم؟
چرا منتظر الساعة كه قریب است نیستیم؟
چرا براي یوم الخروج روزشماري نميكنیم؟
چرا به والله متم نوره یقین نداریم؟
جماعت!
باور بیاورید به وعده خداوند؛ لیستخلفنّهم في الارض دروغ نیست.
لیظهره علي الدین كلّه جدّي است، اگر چه مشركان را خوش نیاید.
جماعت!
انشق القمر در پیش است.
اقترب الساعة چشم برهم زدني طول نميكشد.
یوم الفتح از راه ميرسد و خدا نكند در آن روز از كساني باشیم كه ایمان به دردمان نخورد.
جماعت!
نمازهایتان را با أمّن یجیب المضطر ختم كنید.
و به یاد داشته باشید منت خدا را بر الذین استضعفوا في الارض
او همه تشنگان را با ماء معین سیراب ميكند.
جماعت!
خداوند اراده كرده است كه ما قوي باشیم كه او را دوست بداریم و او دوستمان بدارد.
خداوند به اقامواالصلوة ما افتخار ميكند.
اتواالزكوة ما را به رخ دنیاطلبان ميكشد.
از امروا به معروف و نهوا عن المنكر ما حظ ميكند.
جماعت!
ما تنها نیستیم.
أینما تكونوا یأت بكم اللّه جمیعاً دست به سر كردن ما نیست.
چرا نوید بقیةالله خیرلكم را به یكدیگر نميدهیم؟
به خدا قسم زمین، مرده نميماند!
به خدا قسم جاء الحق آمدني است!
زهق الباطل شدني است!
و واي به حال ما اگر از مفلحونِ حزب الله نباشیم.
سهیلا صلاحي اصفهاني
|
|
| 55767 |
نام:
ّبوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
6/29/2008 12:12:12 PM
کاربر مهمان
|
***شيعه يعنى يك جهان دلدادگى
و من از شيعه عاشقتر نمىشناسم. گويا كه سرشت شيعه با محبّت آل اللَّه درآميخته و جام وجودش از شراب طهور عشقشان لبريز گشته است.
برگ برگ تاريخ گواه اين مدّعاست و من خود، اوج دلدادگى را، عشق خالصانه را، شيرينترين دردها را، لطيفترين مفاهيم را، آسمانىترين نمازها را و زيباترين مرگها را در برگهاى معطّر دفاع مقدّسمان ديدهام. عطر اين دلدادگى با مشام جان ما آشناست. من و تو هرگز وجودى سبزتر از وجود پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، نديدهايم و آرزويى بزرگتر از نگاه محبّتآميز او نداشتهايم. من و تو هرگز بىياد امامالمتّقين على، عليهالسلام، برنخاستهايم. سالهاست كه سينهمان در اندوه مظلوميّت زهراى اطهر، عليهاالسلام، فشرده گشته و آه جگرسوزمان در مصيبت فرزندش امام مجتبى، عليهالسلام، غبار اندوه در فضا پراكنده است و سالهاست كه سرخى شفق و شبنم صبحگاه، در سكوتى غريب، هر روز دردنامه كربلا را برايمان تكرار مىكند و سالهاست...
خدايا؛ به جان پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، كه عزيزترين جان است و نام على، عليهالسلام، كه بلندترين نام است و به نور وجود زهرا، عليهاالسلام، و آخرين شعاع اين نور عظيم، مهدى فاطمه، عليهالسلام، به اشكهاى عاشقترين بندگانت در ليلةالقدر كه عطر و بوى كوثر را به مشام مىرسانند و به لحظه پرواز شهيدان كه سرّ آن را جز خالصان درگاهت ندانند وجودمان را چنان از اين عشق برافروز كه جز تو را نبينيم و جز تو را نخواهيم.
آمين
1 - پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، مىفرمايند:
هيچ بندهاى ايمان نداشته باشد مگر آنكه مرا از خودش دوستتر بدارد و خاندان مرا از خاندان خودش و خانواده مرا از خانواده خودش و جان مرا از جان خودش دوستتر بدارد.1
2 - امام باقر، عليهالسلام، به جابر جعفى فرمودند:
اى جابر، سلام مرا به شيعيان برسان و به آنها بگو كه ميان ما و خداى عزّوجلّ هيچ خويشاوندى نيست و كسى مقرّب خدا نشود جز با فرمانبردارى از او. اى جابر! هر كس خدا را فرمان برد و ما را دوست بدارد همو دوست ماست و هر كس خدا را نافرمانى كند محبّت ما سودش نرساند.2
3 - امام على، عليهالسلام، مىفرمايند:
هر كس ما را به دل دوست دارد و با زبانش با ما باشد و با شمشيرش با دشمن ما بجنگد؛ او در بهشت با ما در درجه و مقام ما خواهد بود.3
4 - امام باقر، عليهالسلام، مىفرمايند:
دوستى با ما اهل بيت ايمان و دشمنى با ما كفر است.4
پىنوشتها:
1. ميزانالحكمه، ج2، ص973، ش3199.
2. همان، ص975، ش3211.
3. كلمات نورانى (500 سخن از كلمات ائمه معصومين) گردآورنده: سيدحسين هاشمىنژاد،
ش192.
4. همان، ش321.
ليلا قنبرى
|
|
| 55766 |
نام:
علي رضا
شهر:
اصفهان
تاریخ:
6/29/2008 12:10:49 PM
کاربر مهمان
|
يابن الحسن روحي فداك متي تريناو نراك نواي عشق برافروختي چنان در دل كه در زمان علم سرو سرنگون كردي ز اشتياق تو جانم به لب رسيد بيا نظر به حال دلم كن ببين كه چون كردي
|
|
| 55765 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
6/29/2008 11:29:10 AM
کاربر مهمان
|
.:: یا ذالجلال و الاکرام ::.
*هیلدای گرامی از آلمان ، سلام و عرض ادب و خیرمقدم.
پاسخ سوال جالب و به جای شما در مورد قسمت _ فاضربوهن _ آیه ی مورد اشاره تان و همینطور دلیل قوامیت مرد ، در آدرس ذیل ، خصوصا ذیل بند مربوط به * بیم نشوز و راه چاره * به نقل از تفسیر مستدل نمونه آمده ، امیدوارم مورد استفاده ی شما خواهر محترم و مابقی دوستان واقع بشه:
http://www.shareh.com/persian/magazine/pazhuhesh_q/27-28/06.htm
موفق باشید و همواره سربلند در سایه ی قرآن و اسلام ناب محمدی(ص).
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 55764 |
نام:
سارا
شهر:
اهواز
تاریخ:
6/29/2008 11:26:15 AM
کاربر مهمان
|
خیلی دوست ندارم
دل به دل راه داره
|
|
| 55763 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
6/29/2008 11:23:23 AM
کاربر مهمان
|
قسمت دوم پاسخ:
اشكالی که وارد شده:
مـمـكـن اسـت ايـراد كـنـنـد كـه چـگـونـه اسـلام بـه مـردان اجـازه داده كـه در مـورد زنـان متوسل به تنبيه بدنى شوند؟!
پاسخ :
جواب اين ايراد با توجه به معنى آيه و رواياتى كه در بيان آن وارد شده و توضيح آن در كـتـب فـقـهـى آمـده اسـت و هـمـچـنين با توضيحاتى كه روانشناسان امروز مى دهند چندان پيچيده نيست زيرا:
اولا: آيه ، مساءله تنبيه بدنى را در مورد افراد وظيفه نشناسى مجاز شمرده كه هيچ وسيله ديـگـرى دربـاره آنـان مفيد واقع نشود، و اتفاقا اين موضوع تازه اى نيست كه منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانين دنيا هنگامى كه طرق مسالمت آميز براى وادار كردن افراد به انـجـام وظـيـفـه ، مؤ ثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى شوند، نه تنها از طريق ضرب بـلكـه گـاهـى در مـوارد خـاصـى مـجـازاتـهـايـى شـديـدتـر از آن نـيـز قايل مى شوند كه تا سرحد اعدام پيش مى رود.
ثـانيا: ((تنبيه بدنى )) در اينجا - همانطور كه در كتب فقهى نيز آمده است - بايد ملايم و خـفـيـف بـاشـد بطورى كه نه موجب شكستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث كبودى بدن .
ثالثا: روانكاوان امروز معتقدند كه جمعى از زنان داراى حالتى بنام تفسير ((مازوشيسم )) (آزارطـلبـى ) هـسـتـنـد و گـاه كه اين حالت در آنها تشديد مى شود تنها راه آرامش آنان تـنـبـيـه مـختصر بدنى است ، بنابر اين ممكن است ناظر به چنين افرادى باشد كه تنبيه خفيف بدنى در موارد آنان جنبه آرام بخشى دارد و يك نوع درمان روانى است .
مـسلم است كه اگر يكى از اين مراحل مؤ ثر واقع شود و زن به انجام وظيفه خود اقدام كند مـرد حـق نـدارد بـهـانـه گـيـرى كـرده ، در صـدد آزار زن بـرآيـد، لذا بـه دنبال ايـن جـمـله مـى فـرمـايـد: ((اگـر آنـها اطاعت كنند به آنها تعدى نكنيد)) (فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا).
و اگـر گـفـتـه شود كه نظير اين طغيان و سركشى و تجاوز در مردان نيز ممكن است پديد آيد، آيا مردان نيز مشمول چنين مجازاتهايى خواهند شد؟
در پـاسـخ مى گوييم آرى مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظايف مجازات مـى گـردنـد حـتـى مـجازات بدنى ، منتها چون اين كار غالبا از عهده زنان خارج است حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طريق تعزير (مجازات بدنى ) به وظايف خود آشنا سازد.
داسـتـان مـردى كـه بـه هـمـسر خود اجحاف كرده بود و به هيچ قيمت حاضر به تسليم در بـرابـر حـق نـبـود و عـلى (عـليـه السـلام ) او را بـا شـدت عمل و حتى با تهديد به شمشير وادار به تسليم كرد معروف است .
و در پـايـان مـجـددا بـه مـردان هـشـدار مـى دهـد كـه از مـوقـعيت سرپرستى خود در خانواده سـوءاسـتـفـاده نـكـنـنـد و بـه قدرت خدا كه بالاتر از همه قدرتها است بينديشند ((زيرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است )) (ان الله كان عليا كبيرا).
تفسير نمونه ، جلد 3، صفحه 416
|
|