اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 55442 |
نام:
sara
شهر:
از تهران
تاریخ:
6/22/2008 6:16:46 AM
کاربر مهمان
|
خدایا !
اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که...
زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید این شبه آدم های اندک را متوجه شوم،
چه دوست تر می دارم ، بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!
علی شریعتی(ره)
|
|
| 55441 |
نام:
سیف الدوله
شهر:
اولین حامی قدس
تاریخ:
6/22/2008 6:06:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام به دوستان خوب همدلی
یه مدت نبودم مشغله درس و امتحان داشتم ولی همیشه به یاد دوستان خوبم بودم و بعد از نماز دوستان رو دعا می کرد
خوش آمد میگم به یکی از دوستان جدید که همشهری ما می باش (عاشق دلتنگیها)
روایتی از امام صادق (ع)
شیعیان ما را در سه چیز امتحان کنید
1-در اوقات نمازشان که چگونه بر آنها مواظبت می کنند
2-در اسرارشان که چگونه از دشمنان ما حفظ می کنند
3-و در اموالشان که چگونه با آن به برادران دینی خود کمک می کنند.
التماس دعا
|
|
| 55440 |
نام:
فناوری اطلاعات وارتباطات(فاوا)
شهر:
مشهد(شهرالکترونیک)
تاریخ:
6/22/2008 4:51:47 AM
کاربر مهمان
|
سلام آمبولانس!!! شناختی؟
|
|
| 55439 |
نام:
sara
شهر:
از تهران
تاریخ:
6/22/2008 4:13:06 AM
کاربر مهمان
|
بازم اومدم كه پاي عشقو وسط بكشم...
روزگاراي قديم ادما با ارامش زياد فاصله نداشتن...هر روز صبح كه از خواب بلند ميشدن كارهاي عادي رو روالي انجام ميدادنو واسه گذران زندگي كارهاي ساده اي ميكردن اگر چه ممكن بود پر زحمت باشه...ادماشاد بودن ولي دلسوزي هم داشتن...مهربون اما جدي بودن...پدرو مادرا عاقلتر بودن اگر چه زياد نميدونستن...من همچنان برام ناملموسه كه چي شد كه اينجوري شد?!!هنوز حيرونم كه چرا ديگه ادما از بودن اونطور كه بايد و شايد لذت نميبرن...چرا ادما از عاشقيو دلتنگي هراس پيدا كردن?!!!چرا خنده رو لبا كمرنگ شده?!!چرا ادما نحوه ادراكشون اينهمه تغيير كرده?!!و بي كس تر از هر زماني شبو صبح ميكنن و صبحو شب...اي...چي ميشه گفت ..موندن و پوسيدنم واسه خودش يه راهه...ادم از انسان بودنش حس خجالت بهش دست ميده...اخه مثل اينكه يه قراردادايي با خدا بسته بوديم...قرار بر اين بود كه نمايندش باشيم...مهر رو زديم رو قراردادو امتياز نمايندگيرو گرفتيمو راهي كره خاكي شديم...نميشه گفت هر كدوممون چند هزار سال تو راه بوديم كه به اينجارسيديم...ميگن وقتي رسيديم كلي سورو سات برامون پخش كردن...كلي نقل و نبات...يه جوندارنه بلكه صدها جوندارو براي ما قربوني كردن كه وقت نمايندگي كردن خيانت نكنيم...ولي مثل اينكه داستان اونقدا كه تكرار شده هنوزجدي تلقي نشده...مثل اينكه قراره يه چندبار ديگه بدنيا بيايم تا راه درست زندگي كردنو ياد بگيريم...البته نميدونم اين ماه رمضوني كه داره مياد چندمين ماه رمضونيه كه شايد بشه درباره اين نمايندگي يه تصميم درستو حسابي گرفت ...بهر حال ممكنه اين شانسو پيدا كنيم كه از هزار ماه برترو بالاتر بريم اما يه وقتم ممكنه عكسش اتفاق بيافته...خدايا تو شاهد باش كه ديگه انگشتام قدرت نوشتن ندارن اما فكر ميكنم چيزي زيباتر از تو گفتن و زيباتر از نوشتن درباره تو نيست...خدايا ما رو از دنياي تاريكي به دنياي نور ببر...خدايا چنان مارا خالص كن كه بتونيم در تو و محبتت ذوب بشيم...به قول دکتر الهی قمشه ای: عجابا از این مردم ساده لوح که هر صبح به صبح پنجره را باز می کنند و می گویند پس کو چرا این امام زمان(ع) ظهور نکرد ؟؟؟عموجان امام زمان در درون ماست !
خدايا مارو بديدار امام زمانمان كه از درون با ما پيوند دارد نائل بگردان...خدايا پاي عشق رو وسط كشيدم براي اينكه فاصله ميان بودنهايمانرا با عشق پر كني...خدايا بگذار همه كس را دوست بدارم اما نگذار به انها دل ببندم...خدايا دلهاي مارا تسليم و سرشار از خودت كن...و خدايا همانطور كه ان معلم دلسوخته گفت:
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری.لحظه ای که برای آن گذشت حسرت نخورم، (كلام شريعتي).... امين يا رب العالمين....
|
|
| 55438 |
نام:
خلیل
شهر:
اهواز
تاریخ:
6/22/2008 1:07:11 AM
کاربر مهمان
|
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی برای بیابان بکنید
التماس دعا
|
|
| 55437 |
نام:
لبلا
شهر:
زیر آسمون خدا
تاریخ:
6/22/2008 12:16:47 AM
کاربر مهمان
|
سلام
|
|
| 55436 |
نام:
حامد
شهر:
تبریز
تاریخ:
6/21/2008 11:50:55 PM
کاربر مهمان
|
خدایا کمکمان کن مثل شهدا پاک بمانیم پاک زندگی کنیم و پاک بمیریم کمکمان کن برای آنچه که داریم و نداریم شکرگزار تو باشیم و برای رسیدن به آ نچه که تو می خواهی قدم هایمان را محکم برداریم و نگذاریم چیزهای فانی قدم هایمان را سست و بی حرکت کند و من الله توفیق
برای ظهور حضرت مهدی (عج) ۵صلوات
|
|
| 55435 |
نام:
غریب آشنا
شهر:
راه آسمانی
تاریخ:
6/21/2008 10:25:52 PM
کاربر مهمان
|
خانه روح انگیز است /خانه مادرم از عشق و صفا لبریز است /یه طرف سفره ای از عاطفه ها پهن شده /مادرم هفت سینی چیده از خوبی ها /ساختن ..سوختن ..ادگی و..سایه عشق..سوسن و سنبل و یه سینه پر از سبزی ها..در کنار سفره هفت سینش هست یه تنگ بلور که پر از دریاهاست...
---------------------------
سلام به همه عزیزان حرف دلی...
پیشاپیش اومدن تا میلاد رو تبریک گفته باشم و همچنین روز مادر
|
|
| 55434 |
نام:
میم
شهر:
شعر
تاریخ:
6/21/2008 10:11:50 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام علیکم جمیعا
سلامی گرم همچون حَـرّ تموز...
سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه بزرگواران.
خوب هستید؟...سلامت.......کامیابی...
مدتهای مدید قصد حضور داشتیم که میسر نگشت.
الغرض....مثنوی یی ساخته و پرداخته ایم
در اوج فصاحت و بلاغت.
حضور شریفتان عارضم که اینجانب را
امتحان ادبیات در پیش بود و سابقه سرودن اشعار
نغز و زیبا در پس.
باری ...دست به کتاب ببردیم که ناگهان طبع شعرمان
گل نمود و استعدادهای درخشان شکوفا گشت
و حاصلش همان مثنوی است که ذکر خیرش گذشت.
لیکن برای نقلش کمی مردد مانده ایم.گفتن یا نهفتن؟
مسئله این است.
در این مکان صحیح است یا خیر؟
به همین دلیل چگونه کسب اجازه نماییم از مسئولین
محترم سایت و همه اهالی اهل دل؟
به ویژه بزرگترها؟
موضوعش را فراموش نمودیم.عنوانش را بگویم
کفایت می کند:
عنوان وزین :( مجنون طفل معصوم)
التماس دعا
|
|
| 55433 |
نام:
محمد
شهر:
لار
تاریخ:
6/21/2008 10:04:36 PM
کاربر مهمان
|
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است
|
|