اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 55312 |
نام:
فاطمه
شهر:
تهران
تاریخ:
6/17/2008 5:47:20 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم . سلام شهید آوینی این دعاها رو برایم بکنین امام زمان (عج)زودتر بیایند.برای امام خامنه ای و احمدی نژاد دعا کنین. دعا کنین مثل خودتون پیش خدا روسفید باشیم. دعا کنین که خالص باشیم و خدا عاقبتمونو بخیر کنه. متشکرم.
|
|
| 55311 |
نام:
ایثار
شهر:
دیار مهدی
تاریخ:
6/17/2008 5:16:42 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی حرف دلی ها. امیدوار عزیز قرائت صد سوره ی مبارک کوثر رو برای برادرم ثبت کن که منو کچل کرد از آقا شهاب چه خبر من امروز وقت نداشتم ان شاء الله فردا جبران میکنم اسم داداشم احمد علی با عرض شرمندگی فراوان دوستتون دارم همتون رو .....
|
|
| 55310 |
نام:
سلام
شهر:
تهران
تاریخ:
6/17/2008 3:34:12 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلبی در یکی از سایت ها دیدم که به نظرم جالب آمد با عنوان"دوست تو خدا "که در زیر می بینید
امروز صبح وقتی از خواب بر خاستی تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف خواهی زد فقط در چند کلمه و یا از من به خاطر چیزهای خوبی که دیروز در زندگی تو اتفاق افتاد تشکر خواهی کرد.اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.
هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی میدانستم که می توانی چند دقیقه ای توقف کرده و به من سلام کنی اما تو خیلی سرگرم بودی.
زمانی که پانزده دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می دادی فکر می کردم که می خواهی با من سخن بگویی اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیزهای بی اهمیت بگویی.من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه می کردم و تو آنقدر مشغول بودی که هیچ چیز به من چیزی نگفتی.
موقع نهار خوردن متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با من حرف می زنند اما تو چنین کاری نکردی.باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی.
به خانه رفتی و به نظر می رسید که کارهای زیادی برای انجام دادن داری و بعد از انجام چند کار تلویزیون را روشن کرده و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی.
من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم که بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی. هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته ای. بعد از گفتن شب به خیر به خانواده سریعا به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست شاید نمی دانستی که من همیشه آن جا با تو هستم.
من بیش از آن که تو بدانی صبر پیشه کردم. من حتی می خواستم به تو بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی.
من به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.
چقدر مکالمه یک طرفه و یک جانبه سخت است!
بسیار خوب تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یک بار دیگر فقط برای عشق به تو منتظر خواهم ماند. به امید این که امروز مقداری از وقتت را به من اختصاص دهی روز خوبی داشته باشی.
|
|
| 55309 |
نام:
.
شهر:
.
تاریخ:
6/17/2008 2:03:54 PM
کاربر مهمان
|
http://hayesobhan.blogfa.com
|
|
| 55308 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/17/2008 1:07:47 PM
کاربر مهمان
|
ياد ياران
خاطرات و ياد ياران ياد باد
شادي افزون غصه ها بر باد باد
گر نباشد ياد ياران ماندگار
زندگي پوچ است و بس بي اعتبار
آنچه در دل مانده ياد دلبر است
غم درون جانم از پا تا سر است
ياد يار مهرباني همچو او
مانده اندر سينه ام پر رنگ و بو
چرخ گردن گل چو غارت مي كند
داستان ما حكايت مي كند
گويد از لبخند و داغ سينه ام
از غم جانسوز بس ديرينه ام
ياد روي مهربانان اي عزيز
كي شود از سينه و دلها گريز
آنچه گفتم جز فراق يار نيست
گفتنيها با شما دشوار نيست
زندگي شادي و درد و ماتم است
اينهم از اسرار خاص عالم است
|
|
| 55307 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
6/17/2008 1:00:13 PM
کاربر مهمان
|
آفرین به این حسه خواهرانه و دوستانه . آفرین مریم خانم دل آرام . بسیار خوشحال شدم از پیامی که از شما دیدم به مخاطبتون مریم بهاری . یه دوست خوب خیلی وقتها میتونه به انسان کمک کنه و به جاده آسفالته زندگی هدایتش کنه .
مریم خانم در انتظار بهاران امیدوارم هر چه زودتر روال عادی زندگی خود را باز یابید و به آرامش برسید. انشالله...
شهاب جان دعا کن برادر برای همه اهالی حرف دل دعا کن تو حرم آقا علی بن موسی الرضا
یا علی
|
|
| 55306 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/17/2008 12:52:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام خدمت دوست بسیار گرانقدر یونس بیست از تهران دیگه بیش از این شرمنده نفرمائید در وبلاگتان که حسابی مارا شرمنده کردید ؛ قابل شما را نداره شماصاحب اختیار هستید هرکدام از نوشته های این حقیر مد نظرتان بود می توانید هرجا که دوست دارید ثبت فرمائید.
دوست گرامی این متن توسط یکی از دوستان خانوادگی اینجانب نوشته شده که سالیان سال گرفتار دیو غیر قابل نفوذ اعتیاد بوده و الان به مدت پنج سال است که بطور کلی همه چیز حتی سیگار را کنا رگذاشته است و این را توی اتاقش توی قاب بزرگ نوشته و هر صبح اول آن را می خواند و با نام خدا شروع بکار روزانه می کند و بهر صورت من هم با این نوشته خیلی حال کردم و واسه اینکه خود به تنهائی از آن استفاده نکنم واسه شما دسوتان گرامیم نوشتم
این جهت اطلاع دوست گرامی و عزیزم بنده ی خدا بروجرد بگویم و دوستان دیگرم مریم خانم و .... ( البته قبل ازآن سلام و ارادت خاص را دارم ) که خواستن توانستن است و اگر هر معتادی بدتر از آن نباشد که فکر کنیم می تواند ؛ فقط کافیست خودش را بشناسد و به خودش بیاید
پس همه ما باید به خود آئیم و هر آنچه هستیم را واقعا بشناسیم
به خود آی
|
|
| 55305 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
6/17/2008 12:39:25 PM
کاربر مهمان
|
دل آرام گیرد به یاد خدا
سلام به همگی
چه فرقی میکنه ی گرامی ، برادر بزرگوارم سلام ! اومدم مثل این چند روز یه پیغام بذارم و باز از دست خودم، از رفتارای خودم سکوت کنم، پیغامتونو دیدم.
، باورکنید که امید به خداست که تا اینجا دوام آوردم،این روزا...
قرآن رو باز می کنم نوشته: لایکلف نفس الا وسعها، با خودم می گم حتما می تونم تحمل کنم که خدا منو توی چنین وضعیتی قرار داده.
می دونم که خدا بهترین را برای من در هر زمان می خواد و باید شکرگزارش باشم، اما هنوزبنده ی شکرگزاری نشدم.
مریم جان، سلام .
همیشه به دل آرومت غبطه می خورم.
آسمون من این چند وقت همش توفانی بوده، یه روز که آروم می شه تا میام که پشت پنجره ی دل از رنگین کمان و طراوت بعد بارون لذت ببرم، می بینم که باز قدم اشتباه برداشتم و دوباره ...
خدا همیشه اینجاست ، هر وقت حضورشو قویتر حس کردم ، چشم می نویسم:
خداجونم سلام
می دونم هوامو داری
می دونم، که منو قابل دونستی که ...
ممنونم خدا
|
|
| 55304 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
6/17/2008 12:38:38 PM
کاربر مهمان
|
به یاد خدای علی علیه السلام
سلام به همگی
حدیث شماره ی 3
قضاوت مبتنی بر بدگمانی عادلانه نیست
It is not justice to rely on good conviction.
نهج البلاغه کلمات قصار شماره 220
یا علی
|
|
| 55303 |
نام:
یونس بیست
شهر:
تهران
تاریخ:
6/17/2008 12:20:59 PM
کاربر مهمان
|
من عرف نفسه فقد عرف ربه
***
خیلی با مطلب ایمان حال کردم برا همین یه بار دیگه با اجازه ایشان مطلبشان رو می نویسم(البته از نوع کپی آن)
نه مرادم ؛ نه مریدم ؛
نه پیامم ؛ نه کلامم ؛ نه سلامم ؛ نه علیکم ؛
نه سپیدم ؛ نه سیاهم ؛ نه چنانم که تو گوئی ؛ نه چنینم که تو خوانی ؛
نه آنگونه که گفتند و شنیدی ؛ نه سمائیم ؛ نه زمینیم ؛نه به زنجیر کسی بسته و برده اوئیم ؛
نه سرابم ؛ نه برای دل تنهائی تو جام شرابم ؛ نه گرفتار و اسیرم ؛ نه حقیرم ؛ نه فرستاده پیرم ؛
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم ؛ نه جهنم ؛ نه بهشتم ؛ نه چنین است سرنوشتم ؛ این سخن را من از امروز گفتم ؛
نه نوشتم ؛ بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ؛ حقیقت نه به رنگ است و نه بو ؛ نه به های است و نه هو ؛ نه به این است و نه او ؛ نه به جام است و سبو ؛
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم ؛ تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را ؛ آنچه گفتند و سرودند ؛ تو آنی ؛ خود تو جان جهانی ؛ گر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی ؛ که خود آن نقطه عشقی ؛ تو اسرار نهانی ؛ همه جا تو نه یک جای ؛ نه یک پای ؛ همه ای ؛ با همه ای ؛ هم همه ای ؛ تو سکوتی ؛ تو خود باغ بهشتی ؛ ملکوتی ؛ تو بخود آمده از فلسفه چون و چرائی ؛ بتو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک خدائی نه که جزئی ؛ نه چون آب در اندام سبوئی ؛ خود اوئی ؛ بخود آی تا بدر خانه متروکه هر عابد و زاهد ننشینی و بجز روشنی و شعشعه پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل بچینی
به خود آی...
****
http://www.bmz14.parsiblog.com/
عمه بیا گمشده پیدا شده
|
|