شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55282
نام: سنا
شهر: دبی
تاریخ: 6/16/2008 5:49:39 PM
کاربر مهمان
  هیچ کس باور نکند تو که باور می کنی
هیچ کس نشنود تو که می شنوی
هیچ کس نفهمد تو که می فهمی
هیچ کس نبیند تو که می بینی
هیچ کس نشناسد تو که می شناسی
هیچ کس نتواند تو که می توانی
هیچ کس نبخشد تو که می بخشی
هیچ کس دوست نداشته باشد تو که دوست داری
هیچ کس مهربان نباشد تو که هستی
اخه هیچ کس که تو نمی شود ای خدا ای نورعلی النور
دوست خوبم بنده خدا اعتیاد یک بیماری پیچیده و غیرقابل درمان است و تو هیچ کار نمیتونی بکنی تا الانم به مهران لطف کردی که تحملش کردی مهران فقط خودش می تونه به خودش کمک کنه منو ببخش پیش داوری کردم فکر نمی کردم موضوع اعتیاود باشه در مورد مهران خودتو سرزنش نکن خودت و مهدیارتو بسپار به خدا دوست گلم به خدا اعتماد کن اون ماهارو جایه بدی نمی بره
از خدا می خوام چیزایی که مارو ازش دور می کنه زودتر ازمون بگیره
55281
نام: محمد
شهر: دبی
تاریخ: 6/16/2008 5:43:08 PM
کاربر مهمان
  لطفا برای من دعا کنید. هیچی دیگر نمی توانم بگم
55280
نام: دیده
شهر: امام رضا(ع)
تاریخ: 6/16/2008 5:29:57 PM
کاربر مهمان
  سلام اهل دل

سلام بر شهدا عزیز

امیدوار عزیز اسم منم برای ختم سوره مبارکه کوثر ثبت بفرمایید ممنون از زحمات شما.

التماس دعااز همه عزیزان خیلی محتاجم به دعاشما

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
55279
نام: سلام
شهر: تهران
تاریخ: 6/16/2008 5:08:21 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که دراین نزدیکی است
مدتی بود توفیق حضور نداشتم
به سرگذشت خود که نگاه می کنم می بینم چه چیزهایی را پشت سر گذاشته ، لحضاتی که آنقدر به خدا نزدیک می شویم که خود را فراموش می کنیم وزمانهایی که آنقدرخدارافراموش میکنیم که جز خود ونفس خود چیزی را نمی بینیم ولی نمی دانم چه سری است که خدا دست از سرما برنمی دارد هرگاه در این مسیر گم می شویم به صورت عجیب دست ما را می گیردوما را از افتادن در گرداب نجات می دهد
وقتی آدم چیزی می خواهد بگوید چیزی برای گفتن ندارد وفقط می شود گفت:
که ما خوب خدایی داریم وبد بنده ای هستیم
ولی ما ارزش ما به اندازه ای است که خدا اینقدر هوای ما را داشته باشد
نمی دانم،نمی دانم ،ولی این را می دانم که او مارا از ما بیشتر می شناسد وبه ما از ما نزدیکتر است پس :
ای خدای مهربان دست ما را بگیر ویک چشم بهم زدن ما را به خودما ومگذار

درضمن
امیدوارگرامی لطفا1000صلوات محمدی و100ختم سوره مبارکه کوثر به نیت شفای همه بیماران بخصوص دختر کوچکم ثبت بفرمایید
55278
نام: ۵۴۲۱
شهر: گمشده ها
تاریخ: 6/16/2008 4:21:19 PM
کاربر مهمان
  شب در وقت خواب قدري فكر كنيم كه امروز چه كرده ايم كه لياقت زنده ماندن فردا را داشته باشيم .
55277
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/16/2008 1:02:08 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه یاران شهر دل
سارای عزیزم سلام مخصوص.
گفتین اعتیاد به چه نوع ماده ای ؟کار مهران از این کارها گذشته فکرنمی کنم بشه کاری براش کرد البته اینو بگم که فقط یکی از عیبهاش اعتیاده به کراک هست ؟نمی دونم چند سال فقط می دونم اینقدر احمق بودم که تازه فقط حدود دو سال میشه که فهمیدم یعنی دقیقا زمانی که مهدیار به دنیا اومد . البته من خودم رو هم بدون تقصیر نمی بینم چون خیلی بهش اعتماد کرده بودم .اینم بگم که اصلا حاضر نیست در مراکز درمانی درمان بشه یعنی در واقع اصلا نمی خواد ترک کنه چون به نظر خودش اصلا بد نیست واینکه سابقه بیماری روانی نداشته ولی تونسته منو روانی کنه اینو جدی می گم .اینم که می خواد ترک کنه قبلا هم گفتم اصلا دوست نداره ترک کنه تازه اگرم بخواد ترک کنه می گه باید به جاش مشروب بخورم تا دیگه سراغش نرم . می گم اساسا چون خودش دیوونه است هیچ قصد داره آدمای اطرافش رو هم دیوونه کنه . ولی خوب متاسفانه من اونی نیستم که اون فکر کرده به تعبیری من مادرش نیستم که با تمام حماقتهای یه نفر بسازم تازه بهش هم ذوق کنم بگم از بس دوستش دارم همه چیزش رو هم تحمل می کنم.از لحاظ روحی هم به خدا من همه جوره حمایتش کردم همه کاری براش کردم به خدا دارم راست می گم .این آقا اصلا مرض داشت بیمار بود وگرنه من همه جوره باهاش راه می یومدم . قرارنیست که با توجیه کردن خودم سر خودم رو هم کلاه بذارم .نمی گم تمام تقصیرها گردن اون بوده منم تقصیر کار بودم از همون اولش ازدواج ما اشتباه بود نباید تن به این ازدواج می دادم از همه مهمتر اینکه نباید مهدیار رو قربونی زندگی خودم می کردم .این بچه که گناهی نداشت واین من بودم که اون رو به آتیش گناه خودم سوزوندم .نمی دونم خدا واقعا از سر تقصیرات من می گذره .البته تمام این بلاهایی که داره سرم می یاد همه بخاطر همین کارام بوده وگرنه نباید الان اینجوری بودم .بازم شکرش من که راضیم به رضای خودش.ممنونم از راهنمائیهاتون مطمئن باشید که بیش یه روانشناس خبره می رم تا حداقل برای بزرگ کردن مهدیار کمکم کنه .
یا حق
55276
نام: رهگذر
شهر: چ
تاریخ: 6/16/2008 12:56:19 PM
کاربر مهمان
  ختم سوره کوثر برای شادی روح شهید آوینی
55275
نام: امیدوار
شهر: ایران
تاریخ: 6/16/2008 11:17:14 AM
کاربر مهمان
  باسلام وروزبخیر...
...................
**40ختم سوره مبارکه*کوثر*(هرنفر100مرتبه)دراستانه نزدیک شدن به میلادپرخیروبرکت*کوثر ولایت*حضرت فاطمه زهرا(س)
تقدیم به ساحت مقدس ان حضرت وخاندان مطهرشان وبه نیت سلامتی همه مادران فداکارایرانی وبرای شادی روح درگذشتگان وشهدای گرانقدراسلام وشفای عاجل همه بیماران.
*********************************************

100کوثر1:امیدوار
..کوثر2:اقاشهاب گرانقدر
..کوثر3:چه فرقی میکنه بزرگوار
..کوثر4:دختری تنها.دیار...
..کوثر5:غریب اشنای گرامی
..کوثر6:سارای گرامی
..کوثر7:درمانده محترم.همدان
..کوثر8:ایمان ارجمند
..کوثر9:فاطمه خانم گرامی خواهرایمان
..کوثر10:ایثارمحترم
..کوثر11:اقامحمدگرامی
..کوثر12:شهنازخانم محترم
..کوثر13:زنده یادخانم سادات گرامی
..کوثر14:سیدمهدی بزرگوار
..کوثر15:مهدیه خانم گرامی
..کوثر16:اعظم خانم محترم
..کوثر17:صمن نازخانم ارجمند
..کوثر18:علی اقای گرامی
..کوثر19:اقااحسان محترم
..کوثر20:بنده خدای محترم ومهدیارعزیز
..کوثر21:یکی ازبندگان خدا
..کوثر22:مریم خانم گرامی.دل ارام...
..کوثر23:هدهدغریب صبای گرامی
..کوثر24:عطیه خانم ارجمند.مشهد
..کوثر25:مریم خانم گرامی.انتظار...
..کوثر26:دوست محترم مریم خانم
..کوثر27:رزسفیدگرامی
..کوثر28:خواهرگرامی بیتای محترم5ومنتظرگرامی95ختم
..کوثر29:سنای محترم ازدبی
..کوثر30:ارام بزرگوار
..کوثر31:...
*10ختم سوره مبارکه کوثرباقیست.

*همه دوستان می تواننداسامی خودرابرای ثبت اعلام بفرمایند.

التماس دعا.

***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***





55274
نام: هدهد غريب صبا
شهر: غربت
تاریخ: 6/16/2008 10:57:39 AM
کاربر مهمان
  با سلام
لطفا 95 سوره باقيمانده از ختم بيتاي عزيز را براي من ثبت بفرماييد.
التماس دعاي فراوان
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
55273
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/16/2008 10:46:41 AM
کاربر مهمان
  یا لطیف
سلام خدای من
سلام بانو
سلام بر اهالی قلعه
سلام بر سید
خدای من
بار الها مددی کز تو غافل نشوم
تو کمک کن که ورق پاره ای باطل نشوم
و همین مرا بس....

و اما
چقدر دلتنگت بودم سید
خودت خوب می دونی نه زبون گفتن دارم و نه توان دست بر روی دست نهادن....
اما چه سود؟
گاهی به سخن گفتن از سوز دل نیازی نیست...
باید خاکستر شوی تا دیده شوی!
آقا سید
همین دیورز بود
بله همین دیروز
نه! انگار همین دیروز بود که رفتم و ....
وامروز بر گشتم
کاش به خویشتن باز می گشتم که بدون شک خود اوست!
آقا سید
یادت هست چه شب ها که در قلعه خفتم و صبح با صدای اذانت به نماز ایستادم؟
یادت هست چه شب زنده داری هایی که با بچه های اهل دل کردیم؟
اما....
من پا در گل فرو مانده
هنوز رها نشدم از خویش که تقاضای بازگشت به خویش دارم!
آقا سید
کاش آن شب که دلتنگی بر دل ناشکیبم هجوم آورده بود شانه هایت را کم نمی آوردم....
کاش وسعت و عمق شعر عزیز اهل دلی ها(خروش) را یارای درکم بود...
" در دلم غوغا و شور و همهمه ست
تشنه ی دیدار عبدالفاطمه ست
با حضورش بزم داغی می شود
حرف دل، تمثیل باغی می شود
روبه سوی ما نگرداند هنوز
لایقش ما را نمی داند هنوز!!
ای فدای ناله هاو آه او
هر کجا باشد، خدا همراه او "

آقا سید
شما از خروش بزگوار بپرس
من لایقم یا نه؟
...
اما بگذریم که شکستن دل یه دلشکسته که هنوری نیست....
به قول ناشناس:
این نیز بگذرد...

داشتم حدیث دلتنگی می بافتم!
چقدر دلتنگم
دلتنگ همان زمانی که زیر تک درخت اقاقیای حیاط کودکی ام می نشستم و مورچه ها را نگاه می کردم!
و دلتنگم برای زمانی که تخم آفتابگردانم را چه سخاوتمندانه به مورچه ها هدیه می کردم!
برای راه رفتن روی جدول های کنار خیابان!!!
اما آقا سید
حالا که می گن بزرگ شدیم، نباید سعی بر حفظ تعادل کنیم روی جدول های کنار خیابان!
اما ...
اما چرا تعادل اخلاقی و روباط از بین می رود و ما هنوز بزرگ نمی شویم!!؟؟
امروز به زعم دیگران بزرگ شدیم!
بزرگ شدیم و راه رفتن روی جدول کنار خیابان زشت است ، ولی نقاشی صورت دخترکان بزرگ شده دیگر زشت نیست!
حالا که بزرگ شدم بیشتر از دنیای بزرگترها می هراسم و می لنگم در بودن و نبودن میان این جماعت....
بزرگ شدیم ناخود آگاه!
آن هم با دنیایی از استرس و ناهنجاری ها و هنجارهای ناهنجار جلوه داده شده .... ولی حالا نمی دانم این بزرگترها چرا بزرگ نمی شوند!؟
آقا سید
از بزرگ شدن خسته شدم
می خوام برگردم به همان زمانی که تنها دلخوشیم نگاه سبز پشت قاب عکس بود و بس....
می خوام برگردم به همون زمونی که دروغ زشت بود ولی راه رفتن روی جدول های کنار خیابان منتهی به مدرسه همان طعم خوب بودن را داشت!
آقا سید
از بچگی هم افسوسی بزرگ بر دل دارم
بله!
افسوس که حسین(ع) را با زخم های روی تنش به من شناساندند....
افسوس که به جای افکار و اندیشه و راهش برایم از زخم های تن و گلوی بریده اش گفتند.... و بزرگترین دردش را نداشتن آب !!!
اما حالا که به قول دیگران بزرگ شدم!
مانده ام که چگونه به کودک فردا از اندیشه های ناب کربلا بگویم!؟
آقا سید
تو هنوز از این همه دلتنگی هایم به ستوه نیامدی؟
باشد
آنقدر بزرگی که به رویم نمی اوری!
بگذار بمانم در آرزوی پرواز
<<ابتدا <قبلی 5534 5533 5532 5531 5530 5529 5528 5527 5526 5525 5524 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved