شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55082
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/11/2008 12:46:16 PM
کاربر مهمان
  ياران و عزيزان چه سفر مي كنند اي دوست

با قافله عمر گذر مي كنند اي دوست

ارباب سلامت چه به اميد نشستند

بر قافله عمر نظر مي كنند اي دوست

فردا چو شود نوبت ما مي رسد از راه

جمعي پي ما ديده چه تر مي كنند اي دوست
55081
نام: سجاد
شهر: تبریز
تاریخ: 6/11/2008 12:31:55 PM
کاربر مهمان
  تسلای دل بی بی فاطمه بر ولایت مولا صلوات.هرگز خدا را فراموش مکن.در لحظات ساده هم میشود خدا را حس کرد.
55080
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 6/11/2008 12:17:01 PM
کاربر مهمان
  آقا سید مرتضی سلام
سلام به همگی

چه فرقی میکنه ی گرامی، برادر ارجمندم من در خدمت شما هستم.
________________________________________
آقاجان شرمنده ام...

سید بن طاووس می گوید:
حضرت مهدی عج را دیدم که به خدای خود چنین می گفت:

خداوندا !
اگر گناهی بین من و شیعیان هست من بخشیدم !
و اگر گناهی بین تو و شیعیان هست از خوبی های
من بردار و از گناهان آنان بکاه.............................


55079
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/11/2008 12:14:42 PM
کاربر مهمان
  سلام به خروش گرانقدر و گرامی
دستتان درد نکنه بابت تمام زحماتتون علی الخصوص شعر زیبای سر در حرف دل
اینجا مصداق داره بگم
احسن الله تبارک الخالقین
پس ما هم با شما و مابقی دوستان حرف دل تا روزی که بیرونمون نکنن ( البته خودم را میگم ) خدمتگزار هستیم

دوست خوبم بنده ی خدا بروجرد اینشاالله عمری باشه پنج شنبه آینده می بینمتان
55078
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/11/2008 11:51:41 AM
کاربر مهمان
  یا الله
....
یا زهرا (س)
55077
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 6/11/2008 11:38:20 AM
کاربر مهمان
  خیر مقدم مجدد به بانوی دل آرام و مریم خانم از انتظار بهاران . انشالله که خدای بزرگ جواب صبوریتان را بدهد و با توکل بر او همیشه پیروز باشید. به یاد داشته باشید روزی به گذشت امروز لبخند میزنید همانطور که قبلا هم همچین روزهایی را گذرانده اید .

مجتبی شعبانزاده انشالله رفتی سره خونه و زندگی از اینورا خبری نمیگیری؟

حاج مصطفی ساغرچی کجایی مومن؟

صادق از قم المقدسه کم پیدایی دلاور؟

مجنون الحسین عزیز به یادتیم پسر. نمیخوای دست به قلم شی؟

سوگل گرامی روحت شاد .

سمیرای بزرگوار استفاده کنیم از اشعار زیباتون.

بوی سیب محترم بی خبریم ازتون.

یونس بیست وبلاگ داری خوش میگذره مومن. انشالله همیشه از خدا و مولامون مهدی موعود بنویسی .

رضای کویری وقت ماه رمضون نشه بیایا الان دلمون هواتو کرده .

ناشناس از غریبستان نیستی دلاور؟

شهاب که انگار اینروزا یکم گرفتاره . خیر باشه مومن . انشالله کارنامه معدل بیست کوچولورو گرفتی دیگه؟

و همه و همه غائبا که یکی یکی میان تو ذهنم خبری بشه ازتون انشالله.

التماس دعا
یا علی
55076
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 6/11/2008 11:25:15 AM
کاربر مهمان
  سلام برهمگی
ان شاءالله که خوب و سر حال باشید
بعضی از دوستان توی سقاخونه یا به طرق دیگه قدم روی چشم من می ذارن و خلاصه منو شرمنده ی لطف و محبت خودشون می کنن. از همگی ممنونم. اما صحبتی که خیلی می شه در مورد شعر سر در حرف دله.
عرض کنم خدمتتون زمانی که این شعر سروده شد اعضای ثابت حرف دل همین دوستانی بودن که اسمشون یا بصورت صریح یا بعضاً به صورت تلویحی توی متن شعر اومده هر چند که بعضی هاشون الآن نیستن و امیدوارم هر جا که هستن موفق و سربلند باشن. بقیه یا رهگذر بودن یا هر بار با یه اسم متفاوتی می یومدن که امکان تشخیصش نبود. پس بحث دیگه ای وجود نداشت.
اما جهت اطلاع ، این شعر در حال حاضر با اسم اکثر دوستانی که حاضر و ثابتن تکمیل شده ودر مورد اسم بعضی دیگه حقیقتش بقول معروف ، قافیه تنگ اومده!!! اما ان شاء الله بزودی نهایی می شه و اگه زنده بودم تقدیم می کنم. البته شاید به نظر بعضی از دوستان ، خیلی فنی نباشه اما مطمئناً به عنوان یه حرف دل می شه قبولش کرد...
دیگه جونم براتون بگه...
هیچی...
یا علی...یا علی...
55075
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/11/2008 11:24:16 AM
کاربر مهمان
  سلام دوباره
ادامه مطلبی که نیمه نصفه ثبت شده:
تا حالا تمام كارهايي كه من بدم مي يومده انجام داده ديگه فقط يكي مونده اونم اينه كه خيلي ببخشيد دست همسر دومشم يگيره بياره تو خونه و بهم بگه تو دختر ناسازگاري هستي وگرنه خيلي ها با يه همچين مردايي زندگي مي كنن و دم نمي زنن مطمئن باش اگه اين بار هم امتحان كنم و برگردم اين كارم باهام مي كنه بعدم من از دستش سنگكوب مي كنم و بعد همه مي گن:( خدا رحمتش كنه اين دخترم دختر بدبختي بود اصلا از اولش بايد جدا مي شد ) اين واسه خنده بود قربون خدابرم خوب كسي رو گير آورده هر چي بدبختي هست آوار كنه روش مي دونه حرفم نمي زنه.
در مورد ازدواج مجددهم نظر شما رو ندارم يعني بستگي داره اگه مهديار براي هميشه پيشم بمونه من تا آخر عمرم نوكريش رو هم مي كنم مادرش هستم سعي مي كنم پدر خوبي هم براش باشم با وجود مهديار اصلا به ازدواج فكر نمي كنم چون به مهديار ضربه مهلكي مي خوره . ولي بعد از هفت سالگي مهديار ديگه تقريبا بزرگ شده و اين دست خودشه كه كجا باشه قبول كنيد كسي نميتونه بزور دست يه بچه هفت ساله رو بگيره و پيش خودشنگه داره . پس اگه روزي برسه كه مهديار مهران رو انتخاب كنه ميذارم هرجا دلش خواست بره هر چند كه من طاقت دوريش رو ندارم . هميشه هم براش دعا مي كنم كه سالم و صالح باشه ولي ديگه اسمش رو هم نمي يارم به جونه خودمه نمي رم كه بهش يه سر كوچولو هم بزنم و البته تنها به همين دليله كه مي خوام درس بخونم . مي خوام تا هر جا كه مي شه درس بخونم تا اگه حق انتقالي مون درست نشد اين كار رو ول كنم برم توي شهر ديگه مشغول كار شم تا مهديار رو هم كم كم نبينم و فراموشش كنم و تازه اون موقع اگر پيش اومد به فكر زندگي خودم باشم ولي مهديار فعلا برام در اولويت هست . در ضمن پدر و مادرم كلا از دختر شوهر دادن بدشون مي ياد اگه به خودشون باشه مي گن دختي نبايد اصلا ازدواج كنه اونم با پسراي اين دوره و زمونه كه نمي شه روشون حساب كني .خوب اينم نظري ديگه نه!
پس از لحاظ خانواده من قضيه كاملا منتفي هست مگر خودم بخوام كه بازم اين اشتباه بزرگ رو تكرار كنم.
*ایمان عزیزممیخوام بدونم شما دقیقا کی می تونید قدمهاتون رو روی چشمهای ما بگذارید خیلی از اومدنتون خوشحال شدم.میخوام بدونم این بنجشنبه دقیقا فردا هست یا هفته آینده .نمی دونم قبلا براتون نوشتم ثبت نشده یا اینکه اصلا ... نمی دونم یادم رفته حالا به هر حال زمان دقیق اومدنتون رو برام بنویسید.
من دست به هیچ دستگیری ندهم
که اینان همه فانیند و باینده توی.
یا حق. والتماس دعا
55074
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 6/11/2008 11:13:55 AM
کاربر مهمان
  به نام همراه صابران

معبود بی همتایم سلام!

ای ابدی و ای ازلی
ای همیشگی و ای همیشه پاینده

امروز نامت را با دلی محتاج صبوری بر لب می رانم و می دانم که همراه صبر کنندگانی و می دانم که توکل کنندگان را دوست می داری...

** یا حی و یا قیوم **
________________________________________________

سرور شهیدان اهل قلم؛ آقا سید مرتضی آوینی

** آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست...
...یاد بگیریم که در این سیاره رنج صبورترین انسان ها باشیم **

آقا سید مرتضی سلام!
مریم دل آرام قلعه این روزها فقط می خواند در اوج سکوت...و صبوری می کند تا...دعایمان کنید.

اهالی دریا دل قلعه سلام و التماس دعای خیر.

برادر بزرگوارم چه فرقی می کنه سلام.
مریم قلعه همیشه هست و می خواند اما رسم روزگار توان نوشتن را از او گرفته...نمی دانم...
التماس دعا.

** اللهم عجل لولیک الفرج **

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
55073
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/11/2008 10:51:02 AM
کاربر مهمان
  سلام دوست بسیار خوبم بنده ی خدا بروجرد
امیددارم که حالت خوب باشد و مهدیار گل را مانند خودت استوار و متین بار بیاری عزیزم ؛ نمی خوام از من ناراحت بشی واقعا تا باکسی زندگی نکنی نمیتونی بفهمی چه طور آدمی است و چه میکنه من توی ذهنم اعتیاد بود که گفتم می شه کمکش کرد چون خیلی ها بودن که خوب شدن و به زندگی برگشتن ولی کارهای خلاف دیگه قابل تحمل نیست و آن از خود گذشتگی های مقطعی هم شاید یکی از دلائلش اعتیاد باشه چون آدمهای معتاد تا می کشن شاد و شنگولن و کوه را هم جابجا می کنن ولی امان از وقت خماری
بهرحال دوست خوبم صلاح کار خود را خودت میدانی بهتر است همان را انجام دهی که به خودت و بچه ات آرامش بدهد مواظب مهدیار کوچولو هم باش سعادت باشه تو هفته آینده میام می بینمت
فاطمه دلتنگ نجف از کرمانشاه سلام خوش آمدی
به خدا همه ما دلتنگ نجف و آقای نجف هستیم اینشاالله همه سعادت زیارت داشته باشیم
یاعلی
<<ابتدا <قبلی 5514 5513 5512 5511 5510 5509 5508 5507 5506 5505 5504 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved