اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54992 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/9/2008 12:05:25 PM
کاربر مهمان
|
*.الاغ به روباه گفت :
- در حيله گري ، زبانزد انسان ها و سر آمد ديگر حيوانات هستي ، حال آنكه همانان ، مرا به سادگي و نفهمي مي شناسند . آيا مي گويي كه چه كسي اين درس را به تو آموخته است؟
روباه با خونسردي پاسخ داد :
-نياز
الاغ با تعجب پرسيد:
- نياز را از كجا آوردي و من چگونه مي توانم آنرا بدست آورم؟
برقي از حيله در چشمان روباه درخشيد ، پاسخ داد :
دوري از انسان ، ترس از دشمن قوي تر ، گريختن از همنوع و پاسخ گفتن به خواسته شكم.
*.روزي به مترسكي گفتم :
- تو بايد از ايستادن در اين مزرعه خاموش خسته شده باشي!
و او گفت :
- در ترساندن لذتي عميق و به ياد ماندني است كه هرگز از آن خسته نمي شوم.
پس از كمي تامل گفتم :
- شايد ، اما من لذت آنرا نفهميده ام.
او گفت :
- فقط كساني آنرا مي فهمند كه با حصير و كاه پر شده باشند.
در حالي كه نمي دانستم مرا مي ستايد يا تحقير مي كند او را ترك كردم.
از زماني كه مترسك ، حقيقتي فيلسوفانه را بيان كرد ، يك سال گذشت ،هنگامي كه دوباره از كنارش عبور مي كردم ، دو كلاغ را ديدم كه زير كلاهش لانه مي ساختند.
|
|
| 54991 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
6/9/2008 11:54:02 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی.
دل به داغ بي كسي دچار شد نيامدي ، نيامدي
چشم ماه و آفتاب تار شد ، نيامدي
سنگهاي سرزمين من در انتظار تو
زير سم اسبها غبار شد ، نيامدي
چون عصاي موريانه خورده دستهاي من
زير بار درد تار و مار شد ، نيامدي
اي بلند تر از كاش و دورتر ز كاشكي !
روزهاي رفته بي شمار شد ، نيامدي
عمر انتظار ما ، حكايت ظهور تو
قصه بلند روزگار شد ، نيامدي
عبد الجبار كاكايي
دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهرا.
|
|
| 54990 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
6/9/2008 11:43:56 AM
کاربر مهمان
|
حاجی سلام.
حالم خرابه.بدجوری شرمنده شدم.بدجوری ضایع شدم پیش بی بی.میشه سفارشمو بکنی؟؟؟؟
خودت میدونی که پشیمون شدم.هرکاری لازم باشه میکنم که دیگه اونجوری نگام نکنی...
حتی اگه بخوای دیگه اینجا...........
حاجی این یکی نه،هر کاری بگی میکنم...
من منتظرم.به جدم قسم پشیمونم ولی کاری از دستم برنمیاد.خودت یه راه جلو پام بذار.........
سبکبار یه صلوات میگی برای بخشیده شدن گناهانی که جای جبران نداره.
|
|
| 54989 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/9/2008 11:17:24 AM
کاربر مهمان
|
انگشتيکه دوباره رشد کرد
________________________________________
اين داستان مردي است که انگشتش دوباره رشد کرد؛ شايد اين يک معجزه باشد. لياسپايوک شصت و نه ساله اهل سينليناتي اوهايو، در سال دوهزار و پنج در حالي که مشغول کار با يک هواپيماي مدل بود، به طور تصادفي انگشتش را بريد.
برادرش دکتر آلن اسپايوک که جراح و فارغالتحصيل دانشگاه پترزبورگ و بنيانگذار شرکت ايسل بود و در حوزه بازسازي بدن و رشد دوباره سلولها فعاليت ميکرد، ناجي انگشت او بود. به گزارش بيبيسي، دکتر اسپايوک به برادرش توصيه کرد که به جاي پيوند عضو از نوعي پودر که تهيه شده از بدن خوک بود، استفاده کند. لي به مدت ده روز از اين پودر روي انگشت باقيماندهاش ماليد. گفته ميشود که بخش بالايي انگشتان لي شامل استخوان، بافتها، پوست و ناخن او رشد کرده است. هماکنون محققان آمريکايي سرگرم آزمايش روي پودري هستند که از بدن خوک تهيه شده است و احتمالا ميتواند به ترميم بافتي کمک کند. پرفسور استيفان مينگر يکي از محققان سلولهاي پايه و ترميم بافتي در کالج سلطنتي لندن ميگويد: «ترميم و بازسازي عضو کاري بسيار پيچيده است و به تحقيقات و بررسي بيشتري نياز دارد. وقتي که سلولهاي بخشي از بدن که قطع شده دوباره بازسازي ميشود، احتمال کمي وجود دارد که اعصاب آن بخش هم دوباره رشد کند و افراد احساسي در آن قسمت نخواهند داشت.» دانشمندان همچنين در صدد راهاندازي طرحي هستند که هدفش کشف راز رشد دوباره عضو قطع شده بدن در برخي از حيوانات است. اسپايوک ميگويد: «بار دومي که از اين پودر روي انگشتانم استفاده کردم، متوجه رشد انگشتم شدم. هر روز کمي به انگشتم اضافه ميشد و بالاخره پس از چهار ماه انگشتم به اندازه طبيعي برگشت.» او ميگويد، پس از چهار ماه انگشتش به شکل اوليه بازگشته است و با اينکه کمي پوست آن سفت است و زخم کوچکي در نوک آن ديده ميشود اما حرکت هم ميکند. فرآيند تهيه اين پودر چند سالي است که کشف شده است، براي تهيه اين پودر معجزهگر، لايهاي سلولي از جدار مثانه خوک جدا ميشود. بافت باقيمانده پس از گذاشته شدن در اسيد، از همه سلولهاي ديگر جدار مثانه خوک پاکسازي و بعد خشک ميشود. ماده به دست آمده شبيه پودر است و فرآيند تهيه آن پيچيده است. دانشمندان بر اين باورند که اگر پودر مولد بافت سلولي را روي زخم بگذارند، موجب رشد دوباره بافت ميشود. اگر اين روش به مرحله نهايي برسد، ممکن است يک روز بتوان نه تنها انگشت بلکه پوستهايي را که به شدت سوختهاند و حتي اعضايي که به شدت آسيب ديدهاند به طور کامل ترميم کرد
این هم یکی دیگر از بزرگی و عظمت خالق یکتا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 54988 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
6/9/2008 11:09:59 AM
کاربر مهمان
|
.:: راهى به سوى حقیقت ::.
کتاب * موتمر علماء بغداد * تألیف * مقاتل بن عطیه *، گزارشى از کنفرانس علماى بغداد درباره ی مسائل عقیدتی مى باشد که ملک شاه سلجوقى با نظارت وزیر خود دانشمند بزرگ نظام الملک، آن را برپا نمود.
قصّه شکل گیرى کنفرانس از این قرار است:
ملک شاه سلجوقى، جوانى آزاداندیش و خواستار حقیقت بود و کورکورانه، از پدران خود پیروى نمى کرد و دوستدار دانش و دانشمندان بود. با این حال، به سرگرمى و شکار و صید، بسیار علاقه داشت.وزیرش نظام الملک نیز مردى دانشمند، بافضیلت، روى گردان از دنیا و داراى اراده اى قوى بود. نیکى و نیکوکاران را دوست داشت و پیوسته به دنبال حقیقت مى گشت و به اهل بیت پیامبر، عشق مىورزید. مدرسه نظامیه بغداد را بنیان گزارد و براى دانشمندان و دانشجویان، حقوق ماهیانه قرار داد و بر نیازمندان و بیچارگان، مهر مىورزید.روزى حسین بن على علوى، یکى از دانشمندان بزرگ شیعه، پیش ملک شاه آمد و با او به گفتگو پرداخت وقتى از نزد او خارج شد، یکى از حاضران وى را مورد تمسخر قرار داد...
ادامه ی ماجرا را که مناظره ای است در باب حقانیت شیعه در ماجرای سقیفه ی بنی ساعده که منجر به شهادت بزرگترین مدافع ولایت ، خانم حضرت صدیقه ی طاهره(سلام الله علیها) با آن وضع فجیع گردید (از جهت رعایت اختصار) در آدرس ذیل مطالعه بفرمایید:
http://majmasoudi.persianblog.ir/
التماس دعا.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 54987 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
6/9/2008 10:44:42 AM
کاربر مهمان
|
بارالها...
ای بهترین ، ای بی چشمداشت ترین ، ای بی طمع ترین ، ای خبره ترین و ای مهربانترین وکیل که دفتر وکالتت به گستردگی زمین و آسمان ها و عرش الهی و همواره باز ا ست ، وکیلم باش و دادم را از نفس اماره بالسوءام که بزرگترین ظلم ها را بر من روا داشته ، بستان.
آمین یا رب العالمین.
|
|
| 54986 |
نام:
مرضیه
شهر:
هیدج
تاریخ:
6/9/2008 10:44:13 AM
کاربر مهمان
|
بارخدایا تو را به حق شهدا لذت زندگی ایمانی را به ما بچشان و مار ا از جهل و دانی به سوی حقیقت روانه ساز
|
|
| 54985 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/9/2008 10:40:19 AM
کاربر مهمان
|
غم ها ودردها رافراموش كني وسرحال وخدائي بشي صلواتي براحمد مختار ص بفرست صلوات
|
|
| 54984 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/9/2008 10:16:17 AM
کاربر مهمان
|
دوست خوب مریم از انتظار بهار و باران سلام و خیر مقدم ؛ ممنون از شما
دوست گرامی بعضی وقتها می شود که دلتنگیم آنقدر زیاد میشه که خودم را هم از یاد می برم ولی وقتی میام با حرف دل و حرف دلی های صاف و صادق کمی آرامش پیدا می کنم کجا برویم که بوی خدا بدهد پس اینجا را داشته باش و هروقت هم دلت خدای نکرده گرفت یکی از این دوستان باصفا مثل خودت پیدا میشه که حرفت را با دلشون بشنون و کمی باهات حرف بزنن تا آروم بشی پس تنها نمان و با حرف دل بمان و همیشه بنویس
یاعلی
|
|
| 54983 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
6/9/2008 10:07:44 AM
کاربر مهمان
|
آقا شهاب گرانقدر سلام خسته نباشی من از شما سپاسگزارم که این همه زحمت میکشی چه در این جا و چه جاهای دیگری که انجام وظیفه می کنی موفق باشی و موید
چه فرقی می کنه گرامی سلام خسته نباشی اجرتان با خانم فاطمه زهرا (س) خوشحال از بازگشت شما
دوستان گرامی باران ؛ بوی سیب و .......... مابقی یاران و دوستان حرف دل از بازگشت مجدد خوشحال و خیرمقدم عرض می کنم
یاعلی
|
|