اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54872 |
نام:
مینا
شهر:
شیراز
تاریخ:
6/5/2008 11:58:25 AM
کاربر مهمان
|
خسته شدم بعضی وقت ها این قدر فشار عصبی روی من هست که دیونه می شم. خیلی وقت ها از خدا خواست م باهام حرف بزنه و حکمت کارهایشو که نمی فهمم بهم زود تر نشون بده (از خدا مهربون تر کسی سراغ ندارم)
ولی یه گله ازش دارم همیشه ازش می خوام که اضطرابمو کم کنه، کمکم کنه و مشکلاتمو حل کنه ولی بعضی وقت ها دلگیر می شم ازش چون احساس می کنم خدا خودش می خواد که تو اضطراب باشم، دلیلشو هم نمی فهمم ولی وافعا دیگه نمی کشم، خسته شدم. آخه دیگه چقدر بدوم و نرسم. چقدر شب ها رو با وحشت از آینده به زور بخوابم آخه منم آدمم دوست دارم از جوانیم بهتر استفاده کنم. برام دعا کنید.
|
|
| 54871 |
نام:
مرضیه
شهر:
هیدج استان زنجان
تاریخ:
6/5/2008 11:19:23 AM
کاربر مهمان
|
سلام به اهالی حرف دل دختری هستم ۲۵ ساله عاشق شهدا و تنها ارزویم شهادت در رکاب مولایم امام زمان است و هر وقت دلم می گیرد دفتر حرف دلم را بر می دارم و برای امام زمان و شهدا نامه می نویسم اونقدر نوشتم که از نامه نوشتن هم خسته شدم تو رو خدا شما اهالی این سایت با حال برای فرج مولا دعا کنید من که روسیاهم و دعاهام اثری نداره ، شهدا ای ستاره ای پر فروغ اسمان دلم خوش به حالتان خوش به سعادتتان برای هدایت ما دعا کنید
|
|
| 54870 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/5/2008 11:09:44 AM
کاربر مهمان
|
شادي دل زهرا مرضيه س صلواتي بفرست
|
|
| 54869 |
نام:
سید احسان عطارزاده
شهر:
بهبهان
تاریخ:
6/5/2008 11:02:53 AM
کاربر مهمان
|
من خیلی دنبال این سرود هستم-خسته از جنگ شب عاشقان حسینی تک سواران فتح یاوران خمینی -که در مورد ورود آزادگان سرافراز است -خواهش میکنم در هر صورت ای سرود جمع آوری کرده و برای دانلود بگذارید.
|
|
| 54868 |
نام:
عبدالمهدی
شهر:
شهر من گمشده است
تاریخ:
6/5/2008 11:01:54 AM
کاربر مهمان
|
اون موقع مهدی(ع) علی(ع) بود
و حالا علی(ع) مهدی(ع) است...
مهدی امینی دوست خوبم
قشنگ نوشته بودی. حرفهای دل منم بود.
منو هم درد درده بزرگت بدون. اگه لایق باشم.
فردا جمعه است و می دانم که می ایی
و فراموش می شود غم سالهای دوریت.
اقا جونم ؛ ما رو لایق درد کشیدن ات کن. لایق سوختن از نبودنت. و غصه خوردن از تنهایهات.
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 54867 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/5/2008 10:55:30 AM
کاربر مهمان
|
صلواتي هديه به اموات كن ،صلواتي بفرست
|
|
| 54866 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/5/2008 10:14:32 AM
کاربر مهمان
|
شهدا واموات را فراموش نكن هديه كن صلوات وفاتحه بهشون ،بر جسم وروحت باران رحتمش ببارد صلوات بفرست صلوات
|
|
| 54865 |
نام:
بنده خدا
شهر:
بروجرد
تاریخ:
6/5/2008 9:26:06 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه یاران شهر دل
شهادت حضرت فاطمه زهرا را به همه منتظران مهدی تسلیت عرض می کنم .
آقا جان کاش ...
سفير
هنگامي كه عقل از پس سرعت عشق جا ماند
آن عشق بود كه در پس پرده و ماوراي حضور او ابتدا را به پايان برد
دستم از نوشتن قاصر است
من تنهاي تنها به تو مي انديشم
به تو، تويي كه حضورت وجودم را فراگرفته
من ، ناتوان ناتوان
دقايق از پس هم ميگذرند و من ثانيه ها را با هق هق تلخ نفسم پر ميكنم
آه خدا
خدايي كه موسي و مسيح و محمد را آفريديي
چرا از اين همه عشق تنها
يك نفس ، تنها يك قلب بايد در رعدوبرق عشقت باران شود
خدايي كه يكي ، خدايي كه فقط يكي و فقط يك
به آبي دريايي آسمان، قسم ات مي دهم
باور كوچك من طاقت اين طوفان عظيم را ندارد
به من بگو كه اشتباه شنيدم
به من بگو كه در نبود ابر هاهم ، باران مي گريد
معبود من
مي نوشتم چون اميدم
به طلوعي دوباره بود
اما باز ادامه يك عشق
ادامه يك كوره راه
و اين مرگ من است : فاجعه اي در جدايي
من اشتباه مي كنم
من در خوابي عميقم
مرا بيدار كنيد .... مرا بيدار كنيد
بگوييد كه اين همه ، فقط خواب بود ، خوابي زود گذر
قصه زندگي ام با نفس تو به سر ميشود
اماهوا بس ناجوانمردانه سرد است .... اي دريغا
سرنوشتم مجهول كه در پس معلوم تو ، اي خدا ، به واقعيت مي رسد
و من ياراي مقابله نيستم
من ، خسته....چگونه؟
پنجره
مادرم پنجره را دوست نداشت
با وجودي كه بهار از همين پنجره مي آمد و مهمان دل ما مي شد
با وجودي كه همين پنجره بود
كه به ما مژده باز آمدن چلچله ها را مي داد
مادرم پنجره را دوست نداشت
مادرم مي ترسيد، كه لحاف، نيمه شب از روي
خواهر كوچك من پس برود
يا كه وقتي باران مي بارد گوشه قاليمان تر بشود
هر زمستان سرما، خطي از غم، روي پيشاني مادر مي كاشت
پنجره شيشه نداشت !
التماس دعا.
|
|
| 54864 |
نام:
گمشده
شهر:
میناب
تاریخ:
6/5/2008 9:22:45 AM
کاربر مهمان
|
مدتی است ذهنمو به فرستادن صلوات مشغول کردم و متوجه رفع بسیاری از امراض وبیماری های شایع شده ام حتی بعضی وقتا خیلی بلا ها بطور معجزه اسایی از من دور گشته اند. به همه دوستان خواننده این متن هم توصیه میکنم از این اجر معنوی وبیمه دنیوی غافل نمانند . اخه خیلی وقتا ذهنمون رو درگیر افکار وتکه کلام های خیلی بی ارزش میکنیم که خودمون هم از تکرار اونا خسته میشیم .ولی صلوات فرستادن هم ثواب داره هم یه جور احساس ارامشی رو به همراه داره و در واقع ذهن انسان رو از هرزگی وپوچ پرستسی دور میکنه.(التماس دعا)
|
|
| 54863 |
نام:
محمدرضا
شهر:
یآسوج
تاریخ:
6/5/2008 8:13:36 AM
کاربر مهمان
|
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
محنت عشق از نگاه پر شرارت می کشم
ناز چندین ساله چشم خمارت می کشم
تا نفس با قیست انتظارت می کشم
یا قائم آل محممد(عجل الله تعالی شریف)
|
|