شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54822
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 6/3/2008 8:04:09 PM
کاربر مهمان
  لیلی من پیر بود

با چشمانش دل آدم را صيد مي كرد و با سخنانش ذبح.خواب را از من گرفته بود .عكس اش را بر در و ديوار خانه و اندروني دلم قاب گرفته بودم اما دلم سيري نداشت. در خواب هم با دلم بازي مي كرد و بالاخره ديوانه ام كرد و آواره بيابان شدم..
دكتر نمي خواست .هر ننه قمري مي توانست بفهمد كه عاشق شده ام و درد بي درمان ام چاره نداشت.خوش به حال ليلي و مجنون كه هم ديگر را ديدند بودند و عاشق شدند. اما من هيچ وقت نتوانستم از اين سوي شيشه و پنجره جام جم لیلی ام را ببينم..
بيابانگردي ام كه تمام شد راهي كوي ليلي شدم اما به ناگاه ديدم بر سر كوچه ليلي من نوشته اند

دير آمدي

روح بلند ليلي به ليلا پيوست..


بر سر و صورتم زدم و گريبان دريدم خيلي ها گمان مي كردندديوانه شده ام. اما خوب كه نگاه كردم دیدم اين ليلي من هزار هزار مجنون دارد و من غاغم!
پس بنده خدا حق داشته فقط در خواب تحويلم بگيرد و به خوابم بيايد .گفتم خواب به ياد اربعين وفاتش افتادم كه براي دلجوئي به خوابم آمد و به اندازه همه عمرش به من بوسه داد و گفت:

عزيزم خودت را وارد دعواي لنگه كفش نكن..


حالا بيست سال از آن خواب صبحگاهي مي گذرد و ديگر نگاه هيچ ليلي من را گرفتار نكرده .خدا را شكر هنوز هم نه گرفتار لنگه كفش راست و نه گرفتار لنگه كفش چپ كسي نشده ام. شايد به خاطر همين است كه پا برهنه ام..


ليلي دل من امشب بيست سال است كه ديگر با هیچ مجنون اي زميني حال نمي كند او اینک خود دور سر لیلی مي گردد كه هم ليلي است و هم مجنون...

اگر با دیگرانش بود میلی

چرا قطعنامه را قبول کرد لیلی!!!

*برگرفته از وب سایت مسعود ده نمکی.

...وپاسخ اینجانب:

لیلی من ، تنها به اشارتی و گوشه چشمی ، هزاران فتح المبین و خیبر و بیت المقدس و مکه را فتح می کند.

بی انصافی ست اگر بگوییم لیلی من پیر "بود"...

لیلی من پیر است.
مگر نمی بینی بچه های حزب الله لبنان را که چگونه با لیلی شان عشق بازی می کنند.

...سلام من به روح الله ...

54821
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 6/3/2008 7:17:03 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی.
رحلت امام رو یک بار دیگه تسلیت میگم و طول عمر برای رهبر عزیزمون آرزو میکنم.

ماشاالله به این وفاداری.ماشاالله به این همه قدر شناسی.
حرم چه خبر بود.دومیلیون کمه.تموم مردم اونجا بودن.
روی اتوبوسا اسم شهرستانهایی خورده بود که من حتی نمیدونستم مال کدوم استانن.
امروز کلی به ایرانی مسلمون بودنم افتخار کردم.
یکی وقتی مردمی رو میدیدم که با مشکلات زیاد و گرمای هوا و...اونطور عاشقونه اومده بودن.
یکی وقتی جانبازای عزیز و دیدم که اومدنو چه طوری برای امام سینه میزنن.
یکی وقتی دیدم امام و عشق امام فقط برای بچه مذهبی ها و مثبتا نیست و خیلی از جوونا با مدل موهای آنچنانی پیرهن مشکی پوشیدنو اومدن.
یکی وقتی پیرزن ها و پیرمردهایی رو میدیدم که با خستگی زیاد خودشونو به بقیه میرسوننو پا به پای بقیه عزاداری میکنن.
و از همه مهمتر وقتی سخنرانی آقا تموم شد و اون خیل جمعیت رو دیدم که اعلام حمایت از نائب برحق امام زمان میکنن.
هرسال چهاردهم خرداد یه حسی تموم وجودمو پر میکنه.از یه طرف به خاطر از دست دادن امام غمگینم و از طرف دیگه وقتی میرم مرقد و این صحنه ها رو میبینم یه غرور قشنگ سرتاپامو پر میکنه.یاعلی.


دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
54820
نام: روح الله
شهر: تبریز
تاریخ: 6/3/2008 6:41:32 PM
کاربر مهمان
  به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر روح خدا امام شهیدان گلگون کفن ایران سرافراز اسلامی
اماما ازاینکه امسال نتوانستم به زیارت و پابوسی بیایم بسیار شرمنده هستم
از آذربایجان قهرمان سلام می فرستم به آن روح بلندسر افرازجهان جهانیان
سلام بر تمامی زوار عاشق آن امام ره
54819
نام: سید رضا حسینی
شهر: ربضه
تاریخ: 6/3/2008 6:29:03 PM
کاربر مهمان
  دوستان سلام واقعا باید دسته سومی ها تنها بمانند
واقعا متاسفم که این همه به من ظلم شد و تبلیغات ظالم مرا آنگونه که میخواست جلوه داد نه آنکه بودم و هستم
مولای متقیان حضرت علی(ع)میفرمایند: ظالم،یاور ظالم، و راضی به ظلم هر سه با هم شریکنند
آیا یک شلمچهای نیست که فریاد مرا بشنود ؟ بابا من از اعتقادات همه مان دفاع کردم بعضی از مسئولین دنیا طلب سکوت کردن وبعضی گفتن مصلحت این است
یعنی تداوم ظلم
امام کجایی که ببینی با پیر غلامان خادمت چه میکنند.

فتوکل علی الله
54818
نام: اه
شهر: همدان
تاریخ: 6/3/2008 4:24:39 PM
کاربر مهمان
  من به همه عاشقان سلام میکنم
54817
نام: مجتبی شرفی
شهر: همدان
تاریخ: 2/3/2007 4:19:22 PM
کاربر مهمان
  خدایا به ما ان ده که ان به
54816
نام: فاطمه
شهر: گنبد
تاریخ: 2/3/2007 4:03:16 PM
کاربر مهمان
  دلم برای جنگ های لوله خودکاری
دلم برای شیطنت‌های کودکی
وایستادن‌های مکرر
پشت دردفتر
دلم برای معلم‌هایی که عاشقانه آزردنم
وعشق‌هایی که بی‌بهانه آزردم‌شان
وازهمه بیشتر
دلم برای خدا تنگ شده است.
من هر روز در تلاشم تاخاطرم بماند،
و تو هر شب دعا می‌کنی
که فراموش کنی!
خاطرات‌مان، چه بلاتکلیف‌اند!!!
برای اثبات بهترین بودنت،
چند رای باید خرید
تا انتخابات قلب تو
عادلانه برگزار شود؟!!
دیر زمانی است که سکوت کرده‌ای!
عاشق توفان پس از این آرامشم.
چیزی بنویس!
حرفی بزن!
این بار نپرس،
تو بگو «چه خبر؟»

برگرفته از نوشته های گیلاس آبی


54815
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 7/3/2008 2:44:16 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف!

سلام به دلای آسمونی تک تک شما...

این ایام حزن انگیز رو صمیمانه تسلیت میگم.

راستش...

باور کنید اگه حاجتم انقد مهم و بزرگ نبود مزاحم مناجاتهای عارفانه تون نمیشدم...باور کنید خیلی مهمه.خواهش می کنم دعا کنید.

ملتمس دعاتون(سورنا)از نزدیک کربلا
54814
نام: سهیل
شهر: تنکابن
تاریخ: 7/3/2008 1:41:22 PM
کاربر مهمان
  هیچ
54813
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 7/3/2008 1:02:09 PM
کاربر مهمان
 
السلام علیک یا روح الله(ره) _ ایهاالعبدالصالح



اي كاش در دل ذرّ ه اي شور و نوا بود

احوال ما با حال ليلي هم صدا بود


اي كاش شور جنگ در ما كم نميشد

اين نامرادي شيوه مردم نميشد


اي كاش رنگ شهر بازي يم نميداد

در جبهه يا زهرا مرا بر باد ميداد


امشب دل از ياد شهيدان تنگ دارم

حال و هواي لحظه هاي جنگ دارم


فرسنگ ها دورم ز وادي محبت

با يك دل خسته زنيدش سنگ تهمت


مسموم شد ساقي و پيمانه شكسته

از بخت بد درب شهادت شد بسته


من ماندم و متن وصيت نامه ی پير جماران

من ماندم و شرمندگي از روي ياران


من ماندم و شيطان و نفس و جنگهايش

من ماندم و شهر و گناه و رنگهايش


از زرق وبرق شهر خود نيرنگ خوردم

(انشاءا ... كه مال شما نيست حرف دل منِ گنه كاره)

آن معنويت هاي جنگ را از ياد بردم


خود را به انواع گنه آلوده كردم

در راه باطل كوشش بيهوده كردم


از دفتر دل، نام الله پاك كردم

دل را به زير كوه عصيان خاك كردم


اكنون پشيمان آمدم با اين تمنا

يا رب نظر كن جرم و عصيانم ببخشا


الهي آمين


سارا_مشهدمقدس

<<ابتدا <قبلی 5488 5487 5486 5485 5484 5483 5482 5481 5480 5479 5478 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved