اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54552 |
نام:
سحر
شهر:
کاشان
تاریخ:
5/28/2008 10:17:19 PM
کاربر مهمان
|
اقا شهاب مثل این که حضور من خیلی آزارتون میداد
می تونستید یه کم نرمتر جوابم رو بدید
خدا حافظ
|
|
| 54551 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/28/2008 10:03:12 PM
کاربر مهمان
|
سلام اهالی اهل دل
خانم سارا از تهران
با اجازه شما مطالبی را که نوشته اید و مینویسید در ماهنامه رایحه ( مخصوص استان خوزستان ) با اسم شما چاپ میشود ...... البته اگر تمایل داشتید آدرس خود را به شماره فاکس زیر فاکس کنید تا نشریه برای شما ارسال شود..... قابل ذکر است که مدیر مسوول این نشریه خانم محرابی میباشد و ایشان هم اکنون ساکن تهران هستند و شماره فاکس نیز متعلق به ایشان میباشد .....موفق باشید
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 54550 |
نام:
من فقط خدا رو دارم
شهر:
هر جا خدا هست
تاریخ:
5/28/2008 9:42:41 PM
کاربر مهمان
|
سلام
نمیدونم از کجا باید شروع کنم
امروز به اندازه تمام عمرم خجالت کشیدم به اندازه همه عمرم
فکر میکنی از چی؟بگم از چی خوبه؟
واقعا یه حال عجیبی داشتم
اخه من؟ ازین خوانواده؟ یعنی اون ادمی که اونجا نشسته بود من بودم؟
نمیدونم تا حالا تجربه نکرده بودم
من ؟اونجا؟نمیدونستم اسم خودمو چی بذارم؟یعنی منو با چه چشمی میدیدن؟من؟؟؟
انگار از خواب بیدار شده بودم من انگار رفته بودم سر خاک غرورم و اون همه ادعایی که داشتم
اون همه باید ونبایدی که برای خودم ساخته بودم
وای.احساس غریبی میکردم با اینکه جای خوبی نبود ولی احساس کردم پر از خدا شده بود خدایی که منو صدا میکرد خدایی که دلتنگ بود
یه جور دلشوره خاصی داشتم. من اونجا از خودم خجالت نکشیدم از خدا هم نه چون برای هر دو تامون این کارای من عادی شده بود من امروز به اندازه همه دنیا از روم نمیشه بگم
از چادری که سرم بود خجالت کشیدم چادری که امروز واقعا با همه وجودم احساس کردم منو حمایت میکنه نمیدونم چه جوری بگم امروز یه حس عجیبی نسبت به چادرم پیدا کردم شاید باور نکنی ولی نزدیک ترین به من بود چیزی که منو از همه وسوسه ها جدا میکرد
امروز سنگینی چادرم رو یه جور دیگه حس کردم
ولی هنوزم یه حالی ام من با اون چادر احساس میکردم چقدر بزرگ شدم چقدر محدویت قشنگ دارم دیدم که چادرم با من حرف میزنه اصلا هدفمو از چادر سر کردن پیدا کردم باور نمیکنی ولی من اونجا؟اونجا اون لحظه واقعا جای من بود؟جای من شاید ولی جای چادرم نه؟نبود
من امروز خیلی خجالت کشیدم از چند متر پارچه مشکی رنگ و رو رفته خیلی
خدایا خودت کمک کن تو رو به همه شهیدا قسمت میدم تنهام نذار از من به سادگی نگذر کمکم کن
خدایا میدونم دارم گناه میکنم میدونم پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدونم خدایا به من خجالت زده رحم کن رحم کن رحم کن
راستی دیشب حالم خیلی بد بود نتونستم بخوابم نمیدونم چرا یه باره یاد عذاب جهنم افتادم یاد روزی که دیگه هیچ کاری ازم بر نمیاد جز تحمل درد جز پشیمونی ولی نمیدونم چرا امروز بازم؟ بازم گناه کردم
خدایا من گمراهم اهدنا الصراط المستقیم.نه راه اونایی که بهشون نعمت دادی نه من هیچی نمیخوام. منو از گمراهی نجات بده
خداامیدتو از دست نده دوباره امتحان کن شاید این دفعه همونی شدم که تو میخوای هیچوقت از من نا امید نشو مثل من که همیشه به تو امیدوارم خدا
خدا من ادمم ان الانسان لفی خسر درسته؟پس کمکم کن کمکم کن من هنوزم خمیرم تو هر جور که میخوای منو بساز هنوزم وقت هست
راستی قرارمون یادت نره
ادعونی استجب لکم.
برای سر به راهی من دعا کنید
|
|
| 54549 |
نام:
رضا
شهر:
دلها
تاریخ:
5/28/2008 9:25:26 PM
کاربر مهمان
|
سید علی خامنه ای دلبر دلم
سید علی خامنه ای حل مشکلم
غریبه آقا...
|
|
| 54548 |
نام:
يوسف تنها
شهر:
مشهد
تاریخ:
5/28/2008 7:54:51 PM
کاربر مهمان
|
با سلام وعرض ادب خدمت همه ي دوستان خوبم در محله ي با صفاي حرف دل:بعد از چند مدت غيبت دوباره برگشتم البته اگه با برگشتن من موافق باشيد؛اميدوارم حال همه ي دوستان خوب باشه.
آن روزها دروازه شهادت داشتيم،ولي حالا معبري تنگ ، هنوز هم براي {شهيد شدن} فرصت هست بايد دل را صاف كرد.(مقام معظم رهبري)
|
|
| 54547 |
نام:
محمد
شهر:
غریب
تاریخ:
5/28/2008 7:53:27 PM
کاربر مهمان
|
برای شادی دل حضرت زهراسه صلوات محمدی بفرست یک ادم ازخدا بی خبر با دروغ وتهمت باعث اختلاف بین من وهمسرم شده جوری که پدرم ومادرم وخواهرم برای حل این موضوع هر چقدر سعی کردن به نتیجه نرسیدن ومی خواد طلاق بگیره دعا کنید که انچه به صلاحم بشههمسرم حرف باجناق معتاد ودزدم گوش می کنه واز فکر پلید او خبر نداره برام دعا کنید
|
|
| 54546 |
نام:
سمیه
شهر:
تهران
تاریخ:
5/28/2008 7:53:15 PM
کاربر مهمان
|
برای من دعا کنید چون یک مشکل خیلی بزرگ دارم
|
|
| 54545 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/28/2008 7:32:18 PM
کاربر مهمان
|
.:: هواشاهد ::.
*آقا سید مرتضی ، سلام حاجی چی کار کردی خوشگل تر شدی؟ تا حالا تو خواب عصر ندیده بودمت که ...
*سلام به حرف دل.
امروز بعد مدت ها وعده و وعید ، فرصتی دست داد ، رفتم سراغ کولر ، وسط کار پرستو های عاشق چقدر جیغ و داد کردن!
خیلی عجیبن این پرستوها! خیلی...
من از پرستو ها به وجود خدا رسیدم...
وقتی جیغ می کشن انگار دارن می گن بیدار شید ای غافلها!
دیر یا زود باید برید...
*سحر بزرگوار از کاشان ، سلام و ممنون از اینکه بالاخره به سوال من حقیر پاسخ دادید.
به دور از هرگونه شعارزدگی ، به عشق باید به عنوان مرتبه ای بلند برای انسان نگاه کرد.
عشق ناشی از حس کمال طلبی انسانه که خداوند قادر متعال در وجود انسان به ودیعه گزارده که با کمی غفلت می تونه دقیقا انسان رو به تباهی و گمراهی بکشونه. با عرض معذرت(قصد توهین ندارم به خواهر عزیزم.) تعریفی که از عشق فرمودید مرتبه ی پایین و سخیف عشقه و طبق تعریف اولیاء الله اسمش اصلا عشق نیست و همونطور که یکی از دوستان فرمودند و خودتون فرمودید خدمتتون صرفا تعریف محبته.
عشق تنها چیزیه در عالم که هم منشاء اش الهیه و هم ادامه اش و هم عاقبتش به خود معشوق حقیقی بر می گرده.عشقی به معنای حقیقی عشقه که هم عاشق ، واقعاعاشق باشه و هم معشوق ، معشوق حقیقی.
عشق مایه و وسیله ی کمال انسان باید باشه. تعریف شما از عشق موقعی می تونه مایه ی کمال باشه که همونطور که فرمودید خدایی باشه و موجب رسیدن به کمال حقیقی یعنی خداوند متعال بشه به دور از غرائز حیوانی و بدون انجام کوچکترین گنهای از طریق مبادی مربوطه اش به ازدواج منجر بشه.
شما می بایست به وقتش از طریق خانواده دو طرف این موضوع رو پیگیری می کردید.
در امر ازدواج عجله آفته و موجب پشیمانی خواهد شد ، باید دقت کنید.مطالعه و پیدا کردن آگاهی در این راستا خیلی مهمه. بنده سایت ذیل رو خدمت شما بزرگوار و سایر حرف دلی های عزیز معرفی می کنم:
http://www.hamdardi.com
موفق باشید و التماس دعا در شهر عرفائی همچو ملامحسن فیض کاشانی.
*یونس بیست عزیز ، سلام داداشی.
خیلی می خوامت. خاطره ات خیلی مشتی بود. ان شاء الله دوباره زیارت نجف و کربلا نصیبت بشه مومن خدا.
دعا کن نصیب ما هم که نخوردیم نون گندم اما دیدیم دست مردم... بشه.
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
کربلا... یا کربلا...
|
|
| 54544 |
نام:
شهلا
شهر:
کرج
تاریخ:
5/28/2008 7:06:20 PM
کاربر مهمان
|
ميگن هر وقت دلت گرفت و مشكلي داشتي ۱۰۰ آيه از هر كجاي قرآن كه تونستي بخون. اما امروز هر چقدر خوندم نه دلم باز شد و نه مشكلم. نميدونم مشكل از دل منه، يا اينكه ...
|
|
| 54543 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/28/2008 7:04:14 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا رب ::.
كربلا رو از تو ميخوام
خودت بگو چيكار كنم
جون به يه چشم به هم زدن
قربون چشم يار كنم
* السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع) *
.:: ختم چهل زيارت عاشورا ::.
جهت تعجیل در فرج آقاامام زمان (عج) و شادی روح امام راحل(ره) و شفای تمام جانبازان و به خصوص حاج عزیز پورصفایی جانباز شیمیایی ازدزفول و رفع تمام گرفتاري هاي بچه هاي باصفاي حرف دل:
*زيارت عاشوراء اول : سيف الدوله ي بزرگوار.
*زيارت عاشوراء دوم : چه فرقي مي كنه ي عزيز.
*زيارت عاشوراء سوم : اميدوار گرانقدر.
*زيارت عاشوراء چهارم : مريم بزرگوار از شهرانتظار بهار و باران.
*زيارت عاشوراء پنجم : مريم گرانقدر از شهري كه در اون دل آرام گيرد به ياد خدا.
*زيارت عاشوراء ششم : بنده خداي ارجمند از بروجرد.
*زيارت عاشوراء هفتم : ديده ي گرانقدر از شهر امام رضا(عليه السلام).
*زيارت عاشوراء هشتم : شهاب از شهر اميد به رحمت خدا.
*زیارت عاشوراء نهم : شهناز خانم گرامی.
*زیارت عاشوراء دهم : خانم سادات مرحومه.
*زیارت عاشوراء یازهم : شمسی خانم بزرگوار.
*زیارت عاشوراء دوازهم : سید مهدی عزیز.
*زیارت عاشوراء سیزدهم : آقا امید گرانقدر.
*زیارت عاشوراء چهاردهم : محمد عزیز.
*زیارت عاشوراء پانزدهم : امین گرامی.
*زیارت عاشوراء شانزدهم : پیام محترم.
*زیارت عاشوراء هفدهم : الهه خانم بزرگوار.
*زیارت عاشوراء هجدهم : ایمان گرانقدر از شهر توکل به خدا.
*زیارت عاشوراء نوزدهم : فاطمه خانم بزرگوار از بروجرد.
*زیارت عاشوراء بیستم : رز سفید ارجمند از ایران سرای من.
*زیارت عاشوراء بیست و یکم : یونس بیست بزرگوار.
*زیارت عاشوراء بیست و دوم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه ، به نیابت از شهدا.
*زیارت عاشوراء بیست و سوم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه ، به نیابت از گذشتگان.
*زیارت عاشوراء بیست و چهارم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه .
*زیارت عاشوراء بیست و پنجم : گمنام بزرگوار از سرزمین حضرت دوست.
*زیارت عاشوراء بیست و ششم : کربلایی جامانده از قافله دو کوهه.
*زیارت عاشوراء بیست و هفتم : کربلایی گل نرگس بزرگوار.
*زیارت عاشوراء بیست و هشتم : کربلایی گل نرگس بزرگوار به نیابت از پدر شهیدشون.
*زیارت عاشوراء بیست و نهم : مریم بزرگوار از شهر انتظار بهار و باران.
*زیارت عاشوراء سی ام : هدهد غریب صبای گرامی از شهر غربت .
*زیارت عاشوراء سی و یکم : سارای گرانقدر از شهر غریب. (سلام و عرض ادب بنده قبل درخواست دومتون ثبت کرده بودم اگه لازمه یکی دیگه ثبت کنم بزرگوار.)
*زیارت عاشوراء سی و دوم : مریم بزرگوار از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا.
*زیارت عاشوراء سی و سوم : مسافر گرانقدر از مسافرخانه .(آی دی تون همیشه برای بنده الهام بخش و پرمعنا بوده از دعای خیرتون سپاسگزارم ان شاء الله دیدار یار نصیبتون بشه.)
*هر روز با ثبت یک کار حسنه و یک عمل رذیله سعی بر انجام دادن اون کار حسنه و ترک کردن اون عمل رذیله داشته باشیم که البته ان شاءالله صفت ناپسند در وجود هیچکدوممون نباشه و صفت حسنه در همه ی ما تقویت بشه .
عناوین خودسازی این دوره:
*حسنه: خوشرویی با اطرافیان.
*رذیله: خشم بی جا و بی دلیل.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|