شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54422
نام: دیده
شهر: امام رضا (ع)
تاریخ: 5/26/2008 12:25:27 PM
کاربر مهمان
  سلام سید

سلام اهل دل

از امیر مومنان روایت شده که پیامبر (ص)در شب معراج

از خداوندچیزهایی پرسید وگفت: خداوندا کدامین عمل از سایر اعمال برتر است؟

خداوند فرمود: هیچ چیز نزد من از توکل بر من ورضایت به آنچه من قسمت کرده ام برتر نیست.

*********


ایمان عزیز از مطالب وشعرهای زیباتون استفاده میکنیم.

سارای عزیز ازتهران مطلب مهمی را بیان کردید التماس دعا

اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
54421
نام: مسافر
شهر: مسافرخانه
تاریخ: 5/26/2008 11:43:33 AM
کاربر مهمان
  * امام حسن عسگری : قسم به هر آینه فرزندم مهدی (عج) غیبتی طولانی نماید.که احدی از امتحانات نجات نمی یابد مگر کسیکه خدا او را بر امامت آن حضرت ثابت قدم و بر دعا برای تعجیل فرج آن بزرگوار موفق گرداند.(الاحتجاج جلد ۲ ) بعد از هر نماز اللهم عجل لولیک الفرج را فراموش نکنیم.صلوات
54420
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 5/26/2008 11:28:46 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه حرف دليهاي دلتنگ
سبكبار گرامي خدا قوت .
با اجازه تون سه صلوات محمدي هم براي سلامتي دلتون و روحتون ما براي شما مي فرستيم.
منظورم تمامی برو بچ حرف دلی .
اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم.
54419
نام: کبوتر بقیع
شهر: دل
تاریخ: 5/26/2008 11:08:47 AM
کاربر مهمان
  هیچ می دانی؟
زندگی ساعت تفریح نیست،
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل و خوراک،
بگذرانیم آن را،
هیچ می دانی آیا،
ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول دینی،
زنگ آخر حساب
زنده یاد سلمان هراتی
54418
نام: منیره شفیعی
شهر: اصفهان
تاریخ: 5/26/2008 10:53:21 AM
کاربر مهمان
  عجب افتخاری...بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی وقت بود نیومده بودم دلم گرفته بود.. خدمت هم دلی های عزیز سلام و هشدار...وای از ای مصیبت ها و از ای جور...
دنیا چه شده؟؟
امام زمان محتاج توییم بیا که ما در آزاریم
می بیم که بعضی ها هنوز هم هستند شکر خدا
باید .....اوضاع خوب یست...
54417
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/26/2008 10:16:55 AM
کاربر مهمان
  سبکبار گرامی تشکر می کنم از تذکرتان کاملا حق با شماست ولی من اصلا متوجه این قضیه نبودم بیشتر به متن کلام توجه داشتم تا ظاهرش حتما بعد ازاین توجه خواهم کرد پس صلوات بفرستید

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دوست گرامی سحر کاشان . معمولا بین ما ایرانی ها از قدیم یه حجب و حیای خاصی بوده که خیلی چیزها را نمی توانیم برملا کنیم البته بعضی وقتا هم بد نیست ها فکر نکنی محدودیت است یا املی یا ....
آن کسی را که دوست داری اگه سن و سالت به ازدواج می خوره و اون هم کلیه شرایط ازدواج را در حد مطلوب داره می تونه از طریق خانواده بیاد و این را رو کنه دلیلی نداره که شما پیش خانواده یا کسان دیگر بگی عاشق کی هستی بعد خدای نکرده معلوم بشه اون چیزی که می خواستی نبوده و دوباره بخوای کس دیگه ای را معرفی کنی پس فعلا کمی عاقلانه فکر کن نه با دلت با عقلت فکر کن و بعد تصمیم بگیر

دوست گرامی نیلوفر اصفهان شما سوال کردی عاشق شدی چکار کنی . به نظر من هیچی شما هیچ کاری نباید بکنی فقط باید عاقلانه فکر کنی و تصمیم بگیری همان توضیحاتی که واسه دخترم سحر کاشان نوشتم واسه شما هم صدق می کنه سعی کن فقط به کلمه عشق فکر نکنی که آنوقت تحملش سخت خواهد شد سعی کن عشق و دوست داشتن واقعی را بفهمی و آن را درک کنی
به امید اینکه شما راه درست را انتخاب کنید که باعث ناراحتی و عذاب خود و خانواده نشوید و به خدا پناه ببرید که هیچ عشقی بالاتر از او نیست
یا علی
54416
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 5/26/2008 10:10:15 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

كهيعص (1)
اين يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زكريا... (2)
در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه عبادت پنهان خواند... (3)
(سوره مریم - آیات اول تا سوم)

معبود بی همتایم سلام!
من بی تو هیچم...

امروز نامت را با دلی آرام و قلبی که با توکل به لطفت و به امید نگاهت می تپد می خوانم ای برآورنده حاجات محتاجان...دریاب که مجتاج ترینم!

** یا قاضی الحاجات **

________________________________________________

آقا سید مرتضی سلام.
یکسال گذشت و من چه راههای باور نکردنی طی کردم!
کاش تا همیشه بمانم و بدانم و باور داشته باشم که جز برای خدا کاری نکنم زیرا که تنها خداست که می ماند و ما همه از اوئیم و به سویش می رویم...کاش حال که هستیم هم تنها برای او و در راه او برویم...دعایمان کنید.

________________________________________________

اهالی دریا دل قلعه سلام.
دیرگاهی است کم سعادتی نصیبم گشته...هر روز می آیم و سری به حرف دل می زنم تا روحم و جانم تازه شود ولی نبود فرصت برای نوشتن که بهانه است...کم سعادتی از مریم بوده...

از همه ی شما بزرگواران التماس دعا دارم

التماس دعا
روزر شبتون به یاد خدا
54415
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/26/2008 9:50:53 AM
کاربر مهمان
  بعد از این با بی کسی خو می کنم
آنچه در دل داشتم رو می کنم

حالمان بد نیست غم کم می خوریم
کم که نه هر روز کم کم می خوریم

اب می خواهم سرابم می دهند

عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب !

از چه بیدارم نکردی افتاب ؟

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بی گناهی بودم و دارم زدند

دشنه ای نا مرد بر پشتم نشست

از غم نامردمی پشتم شکست

عشق اخرتیشه زد بر ریشه ام

تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام

عشق اگر این است مرتد می شوم

خوب اگر این است من بد می شوم

بس کن ای دل نابسامانی بس است

کافرم دیگر مسلمانی بس است

در میان خلق سردرگم شدم

عاقبت الوده ی مردم شدم

بعد از این با بی کسی خو می کنم

انچه در دل داشتم رو می کنم

نیستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم بت پرستم بت پرست

بت پرستم ، بت پرستی کار ماست

چشم مستی تحفه ی بازار ماست

درد می بارد چو لب تر می کنم

طالعم شوم است باور می کنم

من که با دریا تلاطم کرده ام

راه دریا را چرا گم کرده ام ؟

قفل غم بر درب سلولم مزن

من خودم خوشباورم گولم مزن

من نمی گویم که خاموشم مکن

من نمی گویم فراموشم مکن

من نمی گویم که با من یار باش

من نمی گویم مرا غمخوار باش

من نمی گویم ، دگر گفتن بس است

گفتن اما هیچ ، نشنفتن بس است

روزگارت باد شیرین ، شاد باش

دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

اه ، در شهر شما یاری نبود ؟!

قصه هایم را خریداری نبود؟!

وای رسم شهرتان بیداد بود

شهرتان از خون ما اباد بود

از در و دیوارتان خون می چکد

خون من ، فرهاد ، مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شومتان

خسته از همدردی مسمومتان

اینهمه خنجر ، دل کس خون نشد ؟!

این همه لیلی کسی مجنون نشد ؟!

اسمان خالی شد از فریادتان

بیستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پیشه ام

بویی از فرهاد دارد تیشه ام

عشق از من دور ، پایم لنگ بود

قیمتش بسیار دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود

تیشه گر افتاد دستم بسته بود

هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ نه

فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه

هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه

هیچ کس اندوه ما را دید ؟ نه

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما می گریخت

چند روزی هست حالم دیدنی است

حال من از این و ان پرسیدنی است

گاه بر روی زمین زل می زنم

گاه بر حافظ تفال می زنم

حافظ ..... فالم را گرفت

یک غزل امد که حالم را گرفت

" ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود انچه می پنداشتیم
54414
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/26/2008 9:06:28 AM
کاربر مهمان
  بنده خدا بروجرد،امورت بكام بشه وشادبشه دلت صلواتي بر صاحب قلوب مهدي عج بفرست صلوات
54413
نام: گمنام
شهر: سرزمین حضرت دوست
تاریخ: 5/26/2008 8:46:53 AM
کاربر مهمان
  یاران شتاب کنید
قافله در راه است
می گویند که گنهکاران را نمی پذیرند.
آری گنهکاران را نمی پذیرند اما پشیمانان را می پذیرند .
سید شهیدان اهل قلم : سید مرتضی آوینی
<<ابتدا <قبلی 5448 5447 5446 5445 5444 5443 5442 5441 5440 5439 5438 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved